کنکاش http://dari.irib.ir Fri, 19 Jan 2018 05:12:05 +0430 fa-af روز جهانی قدس http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/120260-روز-جهانی-قدس http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/120260-روز-جهانی-قدس

 

 

 

روزی که به ابتکار بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره)

نامگذاری شد تا مسلمانان در سراسر جهان در آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان فریاد حمایت از مردم مظلوم فلسطین و آرمان قدس شریف برآورند و انزجار خود را از صهیونیست های غاصب و اشغالگر و حامیان آنان به نمایش بگذارند؛روز جهانی قدس نامگذاری شد تا این روز هر سال تکرار شود و جهانیان هیچ گاه ظلم و جنایات و اشغالگری رژیم اسرائیل و مظلومیت مردم فلسطین را به دست فراموشی نسپارند.

حضرت امام خمینی (ره) شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در روز ششم اگوست سال 1979 مصادف با سیزدهم رمضان 1399 هجری قمری همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی در لبنان طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان "روز جهانی قدس" تعیین کردند و عموم مسلمین جهان را به همبستگی اسلامی در این روز بزرگ فراخواندند. امام خمینی(ره) در بخشی از پیام خود در انتخاب جمعه آخر ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس فرمودند: " طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند.

از آن زمان تاکنون راهپیمایی ها و حمایت ها از مردم فلسطین و آرمان قدس شریف هر سال در سراسر جهان و در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی گسترش بیشتری پیدا می کند و جهانیان شناخت بیشتری از صهیونیست های غاصب و اعمال دردمنشانه ی آنان پیدا می کنند.

..........................................................................................................

کارشناسان

حجه الاسلام و المسلمین محمد اسحاق ذاکری ، معاونت پژوهشی جامعه المصطفی العالمیه در کابل

مولوی محمد مختار مفلح رئیس شورای فرهنگی حامیان قدس شریف در افغانستان

 

اهمیت و پیام های روز جهانی قدس بویژه از نظر سیاسی چیست؟

محمد اسحاق ذاکری (( بعضی ایام از جنبه دینی یا اجتماعی و یا سیاسی اهمیت دارد اما بعضی از روزها می تواند سه جنبه دینی و اجتماعی و سیاسی داشته باشد.در مورد روز قدس که رهبر کبیر جمهوری اسلامی ایران (ره) برای دفاع از قبله اول مسلمین و مردم مظلوم و مسلمان فلسطین مسمی کردند این امر کارکردی سه گانه دارد یعنی هم جنبه اجتماعی و هم جنبه دینی و هم جنبه سیاسی دارد. در جهان امروز بنگاههای تبلیغاتی  در اختیار جهان استکبار قرار دارد که بیشتر در دست سرمایه داران صهیونیست یهودی قرار دارد تا مساله قدس فراموش شود و این جاست که ما می توانیم به اهمیت کار حضرت امام خمینی (ره) پی ببریم.))

چه ضرورتی وجود داشت که در اوایل انقلاب اسلامی که جمهوری اسلامی ایران هم با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کرد، مساله  فلسطین از سوی امام راحل اینقدر برجسته شود ؟

محمد اسحاق ذاکری (( آن بزرگوار ،چهار دهه قبل در قضیه فلسطین و اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیست بین الملل احساس کرد که اگر در مقابل توطئه ها و استکبار جهانی به مسئله فلسطین و قدس رنگ و بوی دینی و سیاسی و اجتماعی ندهد ممکن است جهان غرب و استکبار ذهن جهانیان را منحرف کند؛ به همین دلیل مسئله روز قدس را مطرح کرد آن هم در ماه رمضان که یک ماه عبادی و سیاسی و اجتماعی هست تا در این مسئله  به فلسطینیان و کل مسلمانان جهان پیام دهد که مسئله قدس فراموش شدنی نیست و نباید تحت تاثیر تبلیغات جهانی قرار بگیرند و الحمدالله در طول این سه یا چهار دهه ای  توانسته است تمام توطئه های جهان استکبار و جهان غرب و رسانه های آنها را خنثی نماید .))

در مساله فلسطین و صهیونیزم رسانه های طرفدار صهیونیست ها چگونه عمل کردند و می کنند و چه روش هایی را در پیش گرفتند؟

محمد اسحاق ذاکری ((رسانه های استکباری و صهیونیستی در طول تاریخ در جنگهایی که در لبنان و فلسطین اتفاق افتاد به صورت یک طرفه حرکت می کنند و به جای این که اسرائیل را متجاوز نشان دهند به مظلوم نمایی او می پردازند در مقابل فلسطینیان مظلومی که مورد تهاجم رژیم صهیونیستی با سلاحهای پیشرفته هستند و رسانه های استکباری جای ظالم و مظلوم را برعکس نشان می دهند .متاسفانه جهان اسلام امروز حال و روز خوشی ندارد هم به دلیل مشکلات درونی که دارند و هم اینکه بعضی از کشورهای غربی ، گروههای تکفیری را به عنوان آلت دست به وجود آوردند واینها با حرکتها و کارهایی که انجام می دهند به رسانه های غربی کمک می کنند که چهره اسلام را به عنوان چهره خون ریز نشان دهند.))

در این شرایط روز جهانی قدس از کدام جهات حائز اهمیت است؟

مولوی محمد مختار مفلح رئیس شورای فرهنگی حامیان قدس شریف در افغانستان

(( روز قدس از روزهایی هست که مسلمانان به خاطر حمایت از مظلومین جهان بخصوص ملت مظلوم فلسطین در یک محور  واحد جمع می شوند واین ابتکار حضرت امام خمینی (ره) بود که باعث شد که امروز همه جهان اسلام را در محور فلسطین متحد بسازد و فلسطین فراموش شده را دوباره روی صحنه بیاورد و از حاشیه به متن جامعه مسلمانان بیاورد . پیامبر اسلام (ص) تاکیدش بر این هست که مسلمانان باید در سه جا بار سفر ببندند که هرسه مکان مقدس می باشد اول بیت المقدس و دوم حرمین شریفین و سوم مدینه منوره می باشد.به این ترتیب آبروی مسلمانان به فلسطین گره خورده است و مسلمانان به حکم شرعی و دینی وظیفه دارند که از فلسطین دفاع کنند .علمای اهل سنت و بزرگان دینی اهل سنت به تایید سخنان حضرت امام (ره)  تاکید کرده اند و الحمدالله حمایت از قدس در تمام دنیا گسترش پیدا می کند و حتی داعیه حمایت از مردم مظلوم فلسطین به پارلمانهایی که واقعا حمایتگر اسرائیل بودند کشیده شد و مقامات اسرائیل هم به هر جایی که می روند سرافکنده و خجالت زده و حقیرهستند.شکست و خواری یهود نشانه آن هست که ملت مظلوم فلسطین برحق هست و طبعا چیزی به نام اسرائیل وجود ندارد ولی آنها به زور آمده اند و خانه مسلمانان را با حمایت آمریکا و انگلیس غصب کرده اند.)

شکست اسرائیل مستلزم اتحاد و پکپارچگی مسلمانان و کنار گذاشتن تفرقه و پراکندگی از سوی آنان است.

مولوی محمد مختار مفلح (( ما در صورتی اسرائیل را شکست خورده می پنداریم که مسلمانان متحد شوند .از تفرقه مسلمانان اسرائیل سود می برد و دردآور این هست که بعضی از کشورهای عربی و اسلامی همسو با اسرائیل حرکت دارند که اسرائیل جرات پیدا کرده است .اگر مسلمانان متحد شوند دیگر اسرائیلی در نقشه جغرافیا وجود ندارد اما برخی کشورهای عربی تصور می کنند منافعشان در تبانی با آمریکا و انگلیس و اسرائیل هست لذا مسلمانان باید آگاه شوند و گامهایی عملی بردارند .))

رسانه های طرفدار استکبار و صهیونیست ها تلاش می کنند که جای ظالم و مظلوم را در قضیه رژیم اسرائیل و فلسطین عوض و افکار عمومی را منحرف کنند. رسانه های اسلامی و رسانه های جهان اسلام هم کم نیستند ما اتحادیه رادیو تلویزیون های جهان اسلام را هم داریم که چند سالی است فعالیت دارند. وظیفه این رسانه ها در قبال مساله فلسطین و آرمان قدس شریف چیست؟:

ذاکری  (( با این که ممکن است رسانه های جمعی جهان اسلام توان مقابله صد در صد با رسانه های بین المللی را نداشته باشند اما اگر واقعا اینها وظایفشان را به درستی انجام دهند می توانند بسیاری از نقشه  های رسانه های استکباری را خنثی نمایند که البته با کمال تاسف برخی از رسانه های جهان اسلام به خودزنی و تضعیف کردن همدیگر مشغول هستند که اگر اینها در همان قالب اتحادیه رسانه های عمومی جهان اسلام یا در قالب دیگر به  رویکردی واحد و یگانه روی بیاورند می توانند مقابله با رسانه های بین المللی داشته باشند و ازمظلومیت مردم فلسطین و دیگر مسلمانان دفاع نمایند و دشمن اصلی مسلمانان یعنی اسرائیل را معرفی کنند نه این که به ایجاد دشمنان فرضی در میان خود جهان اسلام بپردازند.))

مردم افغانستان هم همواره از ملت مظلوم فلسطین حمایت کردند اما چند سالی است که به صورت منسجم و هماهنگ در راهپیمایی های روز قدس شرکت و حمایت خود را از ملت فلسطین اعلام می کنند. وجوه اشتراک مردم افغانستان و مردم فلسطین چیست و شما حمایت های افغان ها از قضیه فلسطین و آرمان قدس شریف (ره) را در چه سطحی می بینید؟

ذاکری ((سرزمین افغانستان  با 99 فیصد بالاتر از مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت تشکیل شده است و  مسلمان بودن بهترین اشتراکی هست که ما در بین کشورهای اسلامی و از جمله در فلسطین و افغانستان می بینیم و بر اساس احادیثی که از پیشوایان دین و از پیامبر گرامی اسلام هست مسلمانان باید نسبت به سرنوشت همدیگر  اهمیت دهند و متوجه سرنوشت همه مسلمانان باشند .در حدیث آمده است که اگر مسلمانی از احوال مسلمانان بی خبر باشد و صرف به دنبال مسائل شخصی و فردی جامعه خود باشد تعبیراین هست  که این مسلمان در مسلمانی اش کامل نیست . از جهات دیگر هم مردم افغانستان با مردم فلسطین شباهت هایی دارد ؛مردم فلسطین بیش از یک قرن هست که در ظلم و اجحاف دشمنان به سر می برند و مردم افغانستان هم به نحوی چه در زمان بلوک شرق و چه در زمان فعلی تحت اجحاف کشورهای استکباری ،درگیر مشکلات تجاوز هستند که به هر صورت بر زندگی مسلمانان افغانستان سایه افکنده است به همین دلیل اینها مشکلات فلسطین را درک می کنند . مردم افغانستان با این که ممکن است حمایت لازم را نداشته باشند اما به اندازه توانشان سهیم می شوند و در سالروز گرامیداشت روز قدس در راهپیماییها شرکت می کنند و هم نوایی و غم شریکی خود را با مردم فلسطین اعلام می کنند.))

رسانه های افغانستان  در مساله ی فلسطین و روز قدس چگونه عمل می کنند و چه وظایفی دارند؟:

ذاکری (( بعضی از رسانه ها بنا بر حمایتهای بیرونی و مسائل پشت پرده ای که دارند به صورت عمیق در مسئله قدس و فلسطین و یا مشکلات جهان اسلام ورود پیدا نمی کنند اما در مجموع در داخل افغانستان رسانه های ملی و ارزشی  از تظاهراتی که برگزار می شود حمایت می کنند و مشکلات مردم فلسطین را در میزگردها و گفتگوها به بحث و بررسی می گیرند . تمام مسلمانان در سراسر جهان باید تا جایی که می توانند از مظلوم حمایت کنند و مردم افغانستان و رسانه هایشان در حد توانشان این حمایتگری را دارند .))

 

 

 

]]>
کنکاش Sat, 09 Jul 2016 17:25:02 +0430
ناامنی ها و افزایش حملات دهشت افکنانه در نقاط مختلف افغانستان http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/120231-ناامنی-ها-و-افزایش-حملات-دهشت-افکنانه-در-نقاط-مختلف-افغانستان http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/120231-ناامنی-ها-و-افزایش-حملات-دهشت-افکنانه-در-نقاط-مختلف-افغانستان  ناامنی ها و افزایش حملات دهشت افکنانه در نقاط مختلف افغانستان

 

 

 

 ناامنی ها و افزایش حملات دهشت افکنانه در نقاط مختلف افغانستان بار دیگر ایجاد نگرانی کرده و توجه سازمان های بین المللی را هم به این مساله جلب کرده است.

بر اساس گزارش تازه ی سازمان ملل متحد دربارۀ اوضاع افغانستان حمله‌های هراس افکنان در سال ۲۰۱۶ میلادی به بالاترین سطح رسیده و خشونت‌ها در سه ماه نخست سال ۲۰۱۶ میلادی در مقایسه با سال گذشته، ۱۴ فیصد افزایش یافته است. روند صلح با طالبان با بن بست روبه روشده و دستاوردهای حکومت افغانستان در اصلاح نظام انتخاباتی ناچیز است.بر اساس گزارش یوناما که اوضاع افغانستان را در بخشهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اصلاحات انتخاباتی و روند صلح از اول ماه جنوری تا سی و یکم ماه مارچ سال ۲۰۱۶ میلادی بررسی کرده، در این مدت ۶۱۱۲ رویداد امنیتی رخ داده که نزدیک به ۶۸ فیصد این حملهها در جنوب، شرق و جنوب شرق کشور متمرکز بوده اند و در نتیجه آن ۶۰۰ غیرنظامی کشته، و ۱ هزار و ۳۴۳ غیرنظامی دیگر زخمی شده اند.

گزارش حسینی

ناامنی ها و خشونت ها، همچنان دامنگیر افغانستان، مردمی که ده ها سال است با ناامنی ها و نابسامانی ها دست و پنجه نرم می کنند، هنوز از آن رهایی نیافته اند و حتی بیشتر از گذشته درگیر آن هستند. گزارش اخیر دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان نشان داده که ناامنی ها در سه ماه نخست سال ۲۰۱۶ میلادی، در مقایسه با سال قبل، ۱۴ فیصد افزایش یافته و روند صلح با طالبان نیز با بن بست روبه روشده است.یکی از موارد ناامنی که اخیراً در نقاط مختلف افغانستان رخ داده و نگرانی هایی را هم به بار آورده است گروگانگیری ها از سوی افراد طالبان است که برخی از آن ها هم به کشته و مجروح شدن تعدادی از گروگان ها، که بیشتر، مسافران جاده ای بوده اند منجر شده است. کارشناسان می گویند گروگانگیری شیوه ای است که از سوی تروریست ها و حامیان آن ها برای ناراضی کردن مردم از حکومت به کار برده می شود. محمد قاهر سینا کارشناس سیاسی افغان می گوید" گروگان گیری یکی از تاکتیکهایی هست که از نظر استخباراتی، اکثر تروریستان چنین عملی را به دست می گیرند تا حکومت را تحت فشار شدیدی قرار بدهند. بعد از این که عملیاتهای نظامی بسیار شدیدی در نقاط مختلف افغانستان آغاز شد و طالبان شکستهای بسیار جدی را متقبل شدند تروریستها و حمایت گران استخباراتی از جمله استخبارات انگلیسها ، تاکتیک جدیدی را بکار بردند تا به این ترتیب بتوانند فاصله ای را بین مردم و حکومت ایجاد کنند و مردم از حکومت ناراض شوند"

دامنه ناامنی ها در افغانستان و حتی کابل پایتخت این کشور به گونه ای گسترده شده که پیشتر برخی مقامات پلیس این شهر از اتباع خارجی و خبرنگاران خواستند که بدون محافظ در سطح شهر گشت و گذار نکنند. چیزی که خشم آگاهان امور را بر انگیخت و آن را ناشی از بی کفایتی مسوولان امنیتی می دانند. سمیع دره ای کارشناس و روزنامه نگار افغان می گوید"فکر می کنم که پلیس کابل در این مسئله خطای بزرگی انجام داده است . ریاست جمهوری و مقامات ارشد حکومتی باید به این مسئله توجه کنند زیرا خبرنگاران از سوی افراد عادی تهدید نمی شود و حتی اگر تهدید شوند باید  پلیس ،امنیت انها را تامین کند"

با وجود این ها مقامات امنیتی افغان ضمن پذیرش وجود ناامنی ها می گویند برای تقویت و تجهیز نیروهای افغان به منظور آمادگی بیشتر آنان برای مقابله با ناامنی ها باید توجه بیشتری شود تا قادر باشند در برابر هرگونه اقدام تروریست ها و مخالفین در گوشه و کنار افغانستان ایستادگی کنند، جلو حملات احتمالی را گرفته و به آن ها پاسخ دهند. محمد رادمنش معاون سخنگوی وزارت دفاع ملی افغانستان می گوید" در قوای هوایی ما علاوه بر هلیکوپترها و طیارات بمبارانی و شکاری و همچنین تکنولوژی راکتی نیز دارد  در قسمت قوای زمینی ما به توپهای بسیار موثری که قوای پیاده ما را حمایت کند نیاز داریم"

برخی صاحبنظران انگلیس را در بروز ناامنی های بیشتر در افغانستان دخیل می دانند و می گویند این کشور برای دستیابی به مطامع خود در افغانستان با پاکستانی ها برای ناامن کردن اوضاع افغانستان همکاری می کند، ضمن اینکه حلقات پاکستانی که منافع خود را در ادامه بحران در افغانستان می بینند همچنان به بحران آفرینی و ایجاد ناامنی در افغانستان ادامه می دهند. عزیز احمد فانوس کارشناس سیاسی و استاد دانشگاه کابل می گوید" روابط پنتاگون با پاکستان در این اواخر تیره تر شده است زیرا قبلا هم اعلام شده بود که پاکستان مهد تروریسم هست لذا فکر می کنم حامی اصلی پاکستان، انگلیس هست و در هلمند هم روابط بسیار قوی با گروه طالبان دارد. فکر می کنم آمریکا مفاد خود را در ادامه جنگ در افغانستان نمی بیند زیرا روسیه هم تقریبا به آمریکا اخطار داد که ناتو عملیاتی را انجام می دهد و خودسریهایی را در منطقه می کند. حضور نظامی آمریکا در افغانستان هم برای چین و روسیه و ایران خوشایند نیست و تنها پاکستان از جنگ منفعت برداری می کند. فکر می کنم پاکستان هم در این اواخر متوجه شده است که این جنگ آهسته آهسته به خود پاکستان نفوذ می کند لذا فکر می کنم آمریکا در استراتژی خود تغییراتی را وارد کرده است."

به هر صورت امنیت گمشده ی مردم افغانستان است که سال هاست به دنبال آنند و هر روزنه ای را جستجو می کنند تا بلکه امید خود را نسبت به برقراری آن و ایجاد صلح و ثبات پایدار از دست ندهند، گوشه ی چشمی هم به دولتمردانشان دارند. ))

...............................................................................................................

کارشناسان   

امیر فولادی

در کنار ناامنی هایی که از قبل هم وجود داشت اخیراً شاهد موارد متعدد گروگانگیری نیز بوده ایم که مسئولیت آن را هم طالبان به عهده گرفتند. چه پیش بینی از آینده امنیت در این کشور وجود دارد؟

امیر فولادی (( سال 2016 هرچند سال پر چالشی برای دولت افغانستان بوده است و ما شاهد نا امنیها بودیم ولی به نظر من طالبان و گروههایی مثل داعش دستاورد چندانی در این سال نداشتند . طالبان در سال گذشته توانستند شهر قندوز را برای  مدتی بگیرند و امسال هم حملات فراوانی را برای کنترل دوباره قندوز انجام دادند و در هلمند و مناطق مختلف حملاتی را انجام دادند اما طالبان به آنچه که می خواستند نرسیدند یعنی نتوانستند نقاط عمده ای را تحت کنترل خود دربیاورند و از طرف دیگر رهبر طالبان که یک چهره خیلی موثر و فعال بود در پاکستان کشته شد و رهبر جدید طالبان یک فرد نظامی نیست.. موضوع راهگیری یا گروگان گیری مسافرین با توجه به این که افغانستان یک کشور بزرگ هست و جغرافیای بسیار وسیعی دارد و در واقع امنیت تمامی شاهراهها و راهها که هیچگاه طالبان نتوانند نفوذ کنند کار بسیار سختی هست و از سویی  نشان می دهد که طالبان از روی ضعف به راهگیری و گروگان گیری پرداخته است.))

اما حکومت افغانستان هم بنا به گزارش سازمان ملل و نظرات صاحبنظران ناکامی های زیادی داشته است و پست های کلیدی امنیتی در دولت برای مدت ها خالی باقی ماند، اصلاحات انتخاباتی صورت نگرفت و کار به جایی رسیده که مقامات پلیس می گویند شهروندان خارجی و خبرنگاران بدون محافظ گشت و گذار نکنند، پیشتر هم انتقال قاری ظاهر از مسئولان استخباراتی طالبان در ولایت بغلان را داشتیم با موتر نیروهای پلیس که البته دستگیر شدند:

امیر فولادی (( وقتی که می گوییم طالبان به اهدافی که می خواستند نرسیدند به این معنا نیست که در سمت حکومت هیچ مشکلی وجود ندارد و دولت خیلی قوی هست بلکه دولت هم ضعف های فراوانی دارد. یک بخش عمده اش بحث فساد هست  که دولت در این قسمت دستاورد واضحی نداشته است .در هر کشوری، حکومتهای وحدت ملی با این چالشها مواجه می شوند بخاطر این که باید جانب دو طرف تصمیم بگیرد و خیلی وقتها تصمیم گیری را سخت می سازد .به هر حال علیرغم همه مشکلاتی که وجود داشت فکر می کنم که اوضاع افغانستان می توانست بدتر باشد ولی خوشبختانه هنوز گروههای تروریستی  نتوانسته اند شهرهای عمده را تسخیر بکند.))

نقش پاکستان در بروز و گسترش ناامنی ها در افغانستان

داکتر هاشم عصمت اللهی عضو سابق کابینه افغانستان  

(( پاکستان همواره در افغانستان د،اعش پروری و طالب پروری و القاعده پروری کرده است و تکیه گاه القاعده و طالبان و در حال حاضر تکیه گاه داعشیها پاکستان خواهد بود. پاکستانیها دست بردار جغرافیای افغانستان نیست و این چیزی است که برای دولت و ملت افغانستان هم روشن شده است و اینها باید بدانند این استراتژی پاکستان برای ملت افغانستان قابل تحمل نیست. بر همین اساس هست که هرازچندگاهی  پاکستان در نوارهای مرزی بخصوص در تورخم و جاههای دیگر تاسیساتی را در خاک افغانستان ایجاد می کند که به هیچ عنوان برای دولت و ملت افغانستان قابل قبول نیست و عکس العملها جدی بوده است .درست است که که ما مشکلات شدید اقتصادی و امنیتی و مشکلات اجتماعی در کشور داریم ولی به هیچ عنوان این مسئله برای فرد فرد ملت افغانستان قابل قبول نیست که سلطه پاکستانیها را در خاک خود قبول کند.))

جناب عصمت اللهی همچنان به نقش فریبنده ی آمریکا در روابط بین افغانستان و پاکستان اشاره می کند و معتقد است که آمریکا این تنش ها را به نفع خود می داند. از همین رو یک همسویی در سیاست های آمریکا و پاکستان در قبال مسایل افغانستان و ناامنی ها و بحران در این کشور وجود دارد:

 (( نقش آمریکا در این مسئله یک نقش فریبنده است و آمریکاییها می دانند که این مناقشات بین افغانستان و پاکستان به نفعشان هست و پاکستان بعد از جنگ جهانی دوم در همسویی با سیاستهای آمریکا راه رفته است و ما از آمریکا هم انتظار نداریم که به نفع افغانستان یا پاکستان کار کند. آمریکاییها به نفع خودشان کار می کنند و در قبال پاکستان و افغانستان، همان استراتژی  بحران و مدیریت بحران را دنبال می کنند و نفع آمریکا در این هست که کشمکش و این درگیری بین دو کشور اسلامی افغانستان و پاکستان باشد .

))

بحث ناامنی ها در افغانستان به نوعی با عملکرد پاکستانی ها و حمایت آن ها از گروه های تروریستی، گره خورد. چه راه هایی وجود دارد که با ناامنی هایی که از سوی پاکستان بر افغانستان تحمیل می شود مقابله صورت بگیرد ؟

فولادی ((کشته شدن بن لادن ، ملا اختر منصور و فوت ملا عمر در خاک پاکستان ،  نشان دهنده این هست که دولت پاکستان از گروه طالبان و شبکه حقانی و جریاناتی مثل حزب اسلامی در طول سالهای گذشته حمایت کرده و می کند. فکر می کنم چند مشکل عمده وجود دارد ؛پاکستان قصد اصلی خود را به صورت واضح بیان نمی کند مثلا بحث تثبیت خط دیورند که ممکن است یکی از خواسته های اصلی پاکستان باشد ولی آنها هیچ وقت به صورت واضح و شفاف با طرف افغانستان مطرح نمی کند یا اگر مطرح می کند در سطح خصوصی با بعضی از مسئولین طراز اول مطرح می کند ولی پاکستان به عنوان یک خواست مشخص مطح نمی کند تا دولت افغانستان هم در ارتباط با آن درخواست فکری بکند و تصمیم بگیرد و از طرف دیگر در داخل افغانستان هم متاسفانه بحث خط دیورند یک معضل هست یعنی کسی جرات  ندارد که بگوید مشکل خط دیورند حل شود یا افغانستان به رسمیت بشناسد . برای هر مشکل عمده یک راه حل منطقه ای وجود دارد که در این قسمت هم دولت افغانستان ترس دارد و نمی تواند علنا در مورد این موضوع بحث کند و دولت پاکستان هم آجندا و موضع آشکار نمی گیرد و بیشتر به صورت غیر مستقیم می خواهد که افغانستان ناامن باشد .فکر می کنم که در دراز مدت مشکل افغانستان و پاکستان باید حل شود و در این جا از مردم باید پرسیده شود که مردم افغانستان و مردم آن طرف خط چه تصمیمی دارند .))

 

 

 

]]>
کنکاش Sat, 09 Jul 2016 11:50:40 +0430
درگیری های مرزی بین نیروهای افغان و پاکستانی http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/119224-درگیری-های-مرزی-بین-نیروهای-افغان-و-پاکستانی http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/119224-درگیری-های-مرزی-بین-نیروهای-افغان-و-پاکستانی

 

 

 

درگیری های مرزی بین نیروهای افغان و پاکستانی هر از گاهی در مناطق مختلف افغانستان بویژه شرق این کشور رخ می دهد. نیروهای نظامی پاکستانی بارها این مناطق در خاک افغانستان را هدف راکت های خود هم قرار داده اند که تعداد زیادی از غیرنظامیان افغان در اثر آن کشته و زخمی شده اند.به گفته ی افغان ها درگیری های مرزی نیز معمولاً به این سبب رخ می دهد که نیروهای پاکستانی قصد پیشروی در خطوط مرزی و ایجاد پایگاه و تاسیسات در این مناطق را دارند و نیروهای افغان هم مانع این کار آن ها می شوند.پاکستانی ها خط فرضی که به نام خط دیورند مشهور است را مرز بین افغانستان و پاکستان می دانند در حالی که افغان ها این خط را به عنوان مرز به رسمیت نمی شناسند و آن را یادگار استعمار انگلیس قبل از تشکیل پاکستان می دانند که اقوام دو طرف این خط را از هم جدا کرد.زد و خوردهایی هم که اخیراً در منطقه ی تورخم در ولایت شرقی ننگرهار بین نیروهای دو کشور رخ داد باعث کشته و زخمی شدن ده ها تن از طرفین شد. درگیری هایی که به گفته ی مقامات افغان از سوی نیروهای پاکستانی آغاز شد.البته آن ها پیش از این آنچه را که مرز دو کشور می دانند بسته و مانع رفت و آمد به دو طرف آن شده بودند.مقامات افغان می گویند نیروهای پاکستانی قصد ایجاد یک دروازه در محلی که سیم کشیده شده بود را داشتند که سربازان افغان مانع شدند و درگیری آغاز شد.چنین درگیری هایی هر ازگاهی رخ می دهد اما اکنون کار به جایی رسیده که برخی از آگاهان می گویند حکومت افغانستان باید به خاطر تخطی های مرزی پاکستان به سازمان ملل شکایت کند.پرهیز از تحرکات در نقطه صفر کنونی یکی از اصل های توافق شده میان کابل - اسلام آباد بوده است، چیزی که اکنون به باور کابل، اسلام آباد آن را نقض کرده است.صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله ی افغانستان گفته درگیری پس از آن آغاز شد که مرزبان‌های پاکستانی کار ساخت تاسیسات مرزی را در این گذرگاه آغاز کردند و مرزبان‌های افغان مانع آن ها شدند.

صدیقی افزود که براساس "تفاهم‌نامه و قوانینی" که در مورد خط "دیورند" وجود دارد، نیروهای مرزی افغانستان حق دارند جلو تخلفات نیروهای نظامی پاکستانی را بگیرند.

وزارت خارجه افغانستان هم ضمن اظهار تاسف نسبت به وقوع این درگیری، در اعلامیه‌ای گفته که پاکستانی‌ها خلاف توافقات قبلی و موازین بین‌المللی اقدام به ایجاد تاسیسات مرزی کردند و سربازان آن کشور به روی سربازان افغانستان آتش گشودند که نیروهای امنیتی افغان دست به اقدام متقابل زدند. پاکستانی ها هم طرف افغان را متهم به آتش گشودن می کنند.

کارشناسان

عصمت الله  شینواری نماینده ولایت ننگرهار

مطیع الله خروتی ، کارشناس مسایل سیاسی

 

دلایل وقوع این درگیری مرزی چیست؟

عصمت الله  شینواری نماینده ولایت ننگرهار (( بر اساس معلوماتی که از منطقه تورخم داریم اول تعرض از طرف قوای پاکستان شروع شد و افغانستان هم واکنش نشان داد وهر دو تلفات زیادی دیدند. آنها می گویند این خاک و و سرحد از ماست و ما می گوییم که این سرحد از تو نیست. در این رابطه ملل متحد و ناتو که در افغانستان حضور دارد مداخله کنند و توافقات باید عملی شود.))

 

مطیع الله خروتی ، کارشناس مسایل سیاسی(( از مدتها به این طرف پاکستان درصدد هست که برای افغانستان مشکلاتی ایجاد کند. این فعالیتهای پاکستان زمانی به اوج خود رسید که دولت اسلامی افغانستان قراردادهایی با کشور هندوستان امضاء کرد و به خصوص بند سلما را عملا فعال ساخت و پلان بندهای دیگرکه آبهای افغانستان را مهار می کند زیر دست گرفت و همچنان پارلمان افغانستان را تمویل کرد و در مجموع دوستی هندوستان با افغانستان گسترش یافت بر این اساس پاکستان درصدد فعالیتهایی شد و عکس العمل نیروهای افغانستان در مقابل عمل پاکستانیها بوده است به خاطر این که خط دیورند هیچگاه بین افغانستان و پاکستان سرحد نیست .خط دیورند یک خط فرضی هست که انگلیسیها آن را در قلب افغانها کشید و اقوام را از هم جدا کرده است. حکومت های  افغانستان و پاکستان صلاحیت ندارند که آن را سرحد بسازند. تصمیم در قسمت گرفتن خط دیورند مربوط به مردم آن محل هست و عکس العمل دولت اسلامی افغانستان را  تایید می کنم و حق مسلم ما هست و آن خط سرحد نیست که آنها تاسیسات را ایجاد کنند.))

میرداد نجرابی رئیس کمیسیون امنیت داخلی پارلمان افغانستان  

 (( مشکلات تورخم بهانه ها و دلایل مختلفی دارد. یکی این که پاکستانیها فعلا هم در منطقه بارانچه و هم در منطقه بامن دست به ساختن دروازه های مرزی زدند و این بار در تورخم زدند ولی به بهانه های مختلف کوشش می کنند که در فصل میوه راههای صادرات اموال تجارتی  افغانستان را ببندند زیرا از یک طرف آمدن صدراعظم هند در افغانستان ، بند سلما را افتتاح کرد و دوم سرمایه گزاری در بندر چابهار و باز شدن راه چابهار از مسیر دلارام - زرنج ،پاکستانیها را عصبانی ساخته است و می خواهند به بهانه های مختلف مشکلاتی ایجاد کنند به بهانه این که گویا سربازان افغان بر ما شلیک کردند و کوشش می کنند که جنگ و درگیریها را تشدید ببخشند چنان که در سالهای قبل در مناطق کونر و ننگرهار و نورستان با راکت پراکنی بالای مناطق مرزی و نقاط مسکونیف مشکلاتی را ایجاد نمودند.دولت افغانستان هم از راه نظامی و هم در تفاهم با جامعه جهانی باید وارد عمل شود چرا که یکی از بندهای موافقت نامه پیمان امنیتی بین افغانستان و ایالات متحده آمریکا این هست که اگر افغانستان هدف حملات بیرونی قرار بگیرد باید آمریکا در کنار دولت افغانستان ایستادگی کند . دشمن تلاش کرد که در این اواخر به بهانه های مختلف در راههای دلارام – زرنج هم فشارهایی بر مناطق نیمروز به خصوص هلمند و ارزگان و قسمتی از قندهار وارد بکند تا این راه را ناامن جلوه بدهد و دولت افغانستان را در جامعه جهانی بی اعتبار بسازد و جلوی سرمایه گزاری را در افغانستان بگیرد و به بهانه های مختلف تلاشهایی را به راه انداخته است . کشتن ملا منصور در خاک پاکستان یکی از دلایل قوی حمایت پاکستان از طالبان هست با این بهانه ها زیر سوال ببرد و وضعیت را طوری وانمود بکند که گویا پاکستان در قسمت افغانستان ملامتی ندارد.بعد، قبل از آن مردن ملا عمر و قبل از آن هم کشته شدن

بن لادن در خاک پاکستان نشانه موجودیت تمام هراس افکنان در خاک پاکستان است و پاکستان دیگر هیچ دلیلی ندارد که بگوید من در جنگ با تروریسم در افغانستان با ایالات متحده آمریکا و کشورهای کمک کننده متعهد و صادق هستم . امیدوار هستم که دولت افغانستان شکایت رسمی را به شورای امنیت تقدیم بکند و همچنان پاکستان با مشکلات داخلی خود مثل کمبود انرژی ، مشکلات بلوچها و همچنین پشتون ها و گروههای مخالف ربرو است و روز به روز فشارش بیشتر می شود.))

برخی از کارشناسان مساله ی شکایت افغانستان از پاکستان در شورای امنیت سازمان ملل متحد را مطرح می کنند و برخی هم صحبت از اقدام و پاسخ قاطع دولت افغانستان می کنند. راه حل این مساله چیست؟

عصمت الله شینواری (( حکومت و مردم افغانستان فعلا ضعیف هستند و توان این را ندارند که با یک مملکت خارجی بجنگند. ملل متحد خودش باید در این معامله مداخله  و راه حل پیدا کند. ما یک مملکت ضعیف هستیم هم هند و هم پاکستان می توانند به این جا بیایند و سرمایه گزاری کنند  زیرا ما به همه مملکتها  خصوصا با همسایه های خود نیاز داریم.))

قبل از این ها هم مشکلاتی بین پاکستان و افغانستان وجود داشته است و به گفته بسیاری از صاحبنظران، پاکستانی ها به هر نحو ممکن تلاش می کردند که در افغانستان ناامنی ایجاد شود. چرا چنین است و پاکستانی ها به دنبال چه هستند؟:

 خروتی (( از زمانی که پاکستان ایجاد همراه افغانستان دوستی نداشته است و همیشه درصدد این بوده است که پلان هایی درست کند که با آن افغانستان را تخریب کند.در زمان سردار داوود خان هر کسی که در افغانستان جرمی مرتکب می شد به پاکستان پناهنده می شد و پاکستان به او پناه می داد و هیچگاه پاکستان من حیث یک همسایه خوب با ما نبوده است . پاکستان هیچگونه تاسیسات اتمی نداشته است اما از سود  جنگ افغانستان در جریان تهاجم شورویها ، صاحب اتم شدند . سالانه از همین تخریب اوضاعی که پاکستان برای افغانستان ایجاد کرده است یک میلیارد دالر از ایالات متحده آمریکا بدست می آورد لذا پاکستان بخاطر این که همین پول از دستش نرود کوشش می کند در امتداد خط دیورند مشکلاتی را برای مردم افغانستان ایجاد کند و وضعیت را این طور وانمود کند که گویا در این جا وضعیت خراب هست .))

 

اگر چنین درگیری هایی بین نیروهای دو کشور باز هم اتفاق بیفتد و ادامه پیدا کند چه پیامدهایی خواهد داشت و چه اقدامی باید برای پایان کامل این درگیری ها و جلوگیری از تکرار آن صورت بگیرد؟:

شینواری (( برای هر دو مملکت نتیجه اش خراب هست وتجار هر دو طرف زیان می بینند.ملل متحد در این رابطه باید اقدام عاجل کند))

مقامات پاکستانی معمولاً افغان ها را عامل بروز برخی مشکلات و درگیری های مرزی می دانند. چه شواهدی در این زمینه وجود دارد و برای پایان دادن به این قضایا چه راهی وجود دارد؟:

خروتی (( افغانها هیچ وقت با همسایه های خود مشکل پیدا نکردند و همیشه با همسایه های خود حسن نیت داشتند. مابا همسایه های خود من حیث مسلمانان و من حیث کسانی که دارای دین مشترک و دارای زبان مشترک هستیم برخورد کردیم و هیچگاه کسی قبول نمی کند که مردم افغانستان برای پاکستان مشکلات ایجاد کند بلکه پاکستان هست که همیشه برای افغانستان مشکلات ایجاد کرده است .به خاطر این مسئله باید شورای امنیت ملل متحد در این رابطه تصمیم بگیرد و در رابطه با این که پاکستان ادعا دارد امتداد خط دیورند سرحد افغانستان و پاکستان هست این مسئله را به مردم محل و موضوع جنگ را هم به شورای امنیت ملل متحد موکول کنند.))

 

 

 

]]>
کنکاش Thu, 23 Jun 2016 16:32:28 +0430
ممانعت آل سعود از ورود حجاج برخی کشورها به مراسم حج http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/118745-ممانعت-آل-سعود-از-ورود-حجاج-برخی-کشورها-به-مراسم-حج http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/118745-ممانعت-آل-سعود-از-ورود-حجاج-برخی-کشورها-به-مراسم-حج ممانعت آل سعود از ورود حجاج برخی کشورها به مراسم حج

 

 

 

در حالی که به موسم حج و این کنگره ی بزرگ مسلمانان نزدیک می شویم و مسئولان عربستان سعودی باید به فکر ایجاد سهولت ها برای زایران خانه ی خدا باشند، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و حتی محدودیت هایی را هم برای صدور ویزه و ورود متقاضیان حج اعمال کرده است.فجایعی که سال گذشته در مراسم حج اتفاق افتاد و به دلیل بی تدبیری های حکام و مسئولان عربستان سعودی هزاران نفر از حجاج بیت الله الحرام جان خود را از دست دادند از یادهای مسلمانان نرفته اما مقامات عربستان به جای ابراز شرمندگی و پذیرفتن مسئولیت و عذرخواهی پا را فراتر گذاشته و برای مسلمانان جهت انجام فریضه ی الهی حج ایجاد محدودیت می کنند.مذاکرات میان مقامات مسئول جمهوری ایران و عربستان درباره فراهم شدن شرایط اعزام زائران ایرانی حج تمتع به نتیجه دلخواه نرسیده و مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده اند که سفر حج تمتع برای ‌سال 1395 منتفی است.علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران پیشتر گفت: دو دور مذاکرات هیأت ایرانی با عربستان صورت گرفت و با ایجاد مانع و کارشکنی که در رفتار مقامات عربستان دیدیم، عملا امکانپذیر نیست كه حج تمتع امسال انجام شود.

وی افزود: آنچه برایمان مهم بود و بر آن تأکید داشتیم بحث تأمین امنیت زائران و بحث حفظ حرمت زائران ایرانی بود اما مقامات عربستان تضمین و پاسخی ندادند.
از سوی دیگر دولت عربستان برای متقاضیان حج در افغانستان هم محدودیت ایجاد و اعلام کرده افغان های زیر چهل سال نمی توانند در مراسم حج شرکت کنند و ویزه برای آن ها صادر نخواهد شد که این موضوع اعتراض آگاهان امور در افغانستان را هم سبب شده است به گونه ای که برخی معتقدند اگر جلو عربستان گرفته نشود احتمالا در سال های آتی محدودیت هایی برای سایر کشورها هم اعمال خواهد کرد.

کارشناسان:

داکتر علی واحدی

محمد فرهاد عظیمی نماینده پارلمان افغانستان

داکتر محمد هاشم عصمت اللهی

محمد مختاری

این اقدامات عربستان سعودی  ناشی از چیست؟ آیا اصولاً حق اعمال چنین محدودیت هایی را دارد و این که چه پیامدهایی می تواند به دنبال داشته باشد؟

داکتر علی واحدی (( نظر به آنکه حاکمیت سرزمینی سرزمین وحی که مختص به جهان اسلام است امروز در حیطه و حاکمیت عربستان هست و متاسفانه عربستان از این مسئله سوء استفاده می کند و سیاستی را اعمال می کند که بر خلاف ارزشهای اسلامی هست  زیرا حج یک مسئله شرعی هست و عربستان سعودی به عنوان این که امروز حاکمیت این سرزمین را دارد حق تعیین تکلیف برای امت اسلامی و ملل مسلمان نسبت به ادای وظایف شرعی حج را ندارد. برگزاری کنگره حج تبعات مثبتی نسبت به اتحاد و هماهنگی و تقویت پایه های اسلامی دارد و از طرف دیگر متضاد باسیاستهای نظام سلطه خصوصا اسرائیل و رژیم صهیونیستی هست اما متاسفانه می بینیم که رژیم عربستان سعودی در چنین شرایطی هماهنگ با سیاست آمریکا و اسرائیل شده است و می بینیم که یک سلسله مسائل را در رابطه با حج نسبت به جمهوری اسلام ایران و نسبت به افغانستان اعمال کرده است که دولت عربستان حق ندارد که تعیین تکلیف کند و بگوید فقط افرادبالای 40 سال حق شرکت در مناسک حج را دارند زیرا این مسئله شرعی هست. شروط جمهوری اسلامی ایران این بود که باید امنیت حجاج تامین باشد چون در سال گذشته حدود هفت هزار از حجاج کشورهای اسلامی براثر تعمد جان خود را از دست دادند و فکر می کنم سیاستهایی که عربستان اعمال می کند به دستور صریح آمریکا و اسرائیل هست و به ضرر جهان اسلام هست و احکام و ارزشهای اسلامی را تضعیف می کند.))

برخوردهای مسئولان عربستان سعودی، کارشکنی ها و مانع تراشی ها در خصوص مساله حج مسلمانان چه پیامدهایی دارد و چه اقدامی باید از سوی کشورهای اسلامی صورت بگیرد؟

 

محمد فرهاد عظیمی نماینده پارلمان افغانستان (( حرم مقدس، خانه کعبه  همچنان مسجد نبوی از لحاظ جغرافیا در ساحه خاک عربستان موقعیت دارد ولی متعلق به همه مسلمانان جهان هست چنان که مقر سازمان ملل متحد و بعضی از اماکن دیگری که در خاک یک کشور واقع شده است مربوط به تمام کشورهای دنیا هست. سازمان کنفرانس اسلامی یک قرارداد و یک سلسله تعهداتی را باید با عربستان سعودی از طرف تمام کشورهای اسلامی منعقد بسازد که حداقل از لحاظ ویزا برای ادای فریضه حج ، ممانعتی را چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ قوم و نژادی نباید اعمال کند و همیشه عربستان سعودی شرایط سختی را چه بالای افغانستان و چه بالای کشورهای مختلف اسلامی اعمال می کند که در تضاد با احکام شرعی و همچنین عرف بین الملل است  .))

عصمت اللهی با وجود اینکه هزاران نفر در مراسم حج سال گذشته به علت بی تدبیری مسئولان عربستان سعودی جان خود را از دست دادند که بیشتر آنان هم زائران جمهوری اسلامی ایران بودند اما امسال هم مقامات سعودی درخواست تضمین امنیت جانی و حفظ حرمت زائران را نپذیرفتند و این سبب شد که بالاخره مقامات جمهوری اسلامی ایران، اعزام رسمی حجاج را منتفی اعلام کنند. محدودیت هایی هم برای پذیرش سایر حجاج اعمال شده است ، این اعمال مقامات سعودی بیانگر چه چیزی است؟:

عصمت اللهی (( واقعا عمل سخیف عربستان سعودی در زمان حج ابراهیمی بدترین و زشت ترین عملی هست که در طول تاریخ حج سابقه نداشت و عمل عربستان سعودی نشان داد که اینها به هیچ یک از آیات قرآنی باور ندارند زیرا طبق آیات قرآن و روایات هیچ کسی نمی تواند مسلمانی را از حج ابراهیم منع کند اما عربستان سودی به خاطر این که تمام عملکردهای زشت و پلید استکباری خود را در یمن ، بحرین ، عراق و در حمایت از داعش و در حمایت از جریان صهیونیستی بپوشاند و عوام فریبی کند با این کار می خواهد که از حربه اختلافات مذهبی استفاده کند و در واقع جلوگیری از جمهوری اسلامی ایران به عنوان سمبل و قدرت تشیع جهان اسلام ، دهن کجی به کل شیعیان جهان عالم هست و من یقین دارم که عکس العمل جدی خواهد داشت.))

چرا مقامات عربستان سعودی در این برهه زمانی چنین اقداماتی را در برابر متقاضیان حج، این فریضه ی الهی انجام می دهد؟ این مساله نشان دهنده چیست؟و چه  اقدامی می شود در برابر اینگونه اعمال انجام داد ؟

محمد مختاری (( کشور عربستان بسیار به صورت مفتضحانه و وقیحانه از این ابزار معنوی سوء استفاده کردند و آنها می خواهند ضعف خودشان را با شکستهای پی در پی شان در سوریه و عراق و در بعضی از جاههای دیگر جبران کنند و عقده های خودشان را از این طریق اظهار کنند در حالی که این امر در شان یک کشور اسلامی نیست ،مخصوصا کشور اسلامی که دایه رهبری بخش عظیمی از جهان اسلام را دارد و از طرفی هم میزبان میلیونها زائر حرمین شریفین و حجاج مسلمان از سراسر جهان اسلام هست. کشورهای عضو کنفرانس باید هرچه عاجل نشستی داشته باشند و جلوی کشور عربستان عودی را بگیرند زیرا اگر امروز در برابر جمهوری اسلامی ایران چنین موضع خصمانه ای می گیرد و باعث می شود که صدها هزار زائر مکه معظمه از حج مشروع و قانونی و شرعی خودشان باز بمانند فردا ممکن است در برابر کشورهای دیگر و در برابر ملتهای دیگر این موضع گیری را بکنند  و قطعا به ضرر جهان اسلام و امت اسلامی هست و این در راستای اهداف اهریمنان غربی و مخصوصا صهیونیستها و آمریکاییها هست و بنابراین کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی نباید از کنار این واقعه خطرناک به سهولت عبور کنند زیرا ممکن است سرآغاز فتنه های بزرگتری شود و شکاف عمیقی را در میان امت اسلامی ایجاد خواهد کرد که قطعا به ضرر جهان اسلام هست.))

چه اقداماتی باید از سوی دولت افغانستان و دولت های سایر کشورهای اسلامی و سازمان های بزرگ اسلامی در برابر این اقدامات حکام سعودی صورت بگیرد ؟

واحدی ((جهان اسلام خصوصا کنفرانس اسلامی و علمای اسلام موضع واحدی را بگیرند و این صلاحیت از دولت سعودی گرفته شود تا بفهمند که حق تعیین تکلیف ندارند.شما که حاکمیت این سرزمین را دارید وظیفه شما این هست که مسائل رفاهی را آماده کنید.اگر جهان اسلام به این مسئله توجه نکند و موضع جدی نگیرند احتمالا عربستان سعودی نظر به هماهنگی که با رژیم صهیونیستی و آمریکا دارد  کاملا بر منافع استکبار جهان ترجیح می دهد و سال به سال آسیبی را متوجه بدنه اسلام و مسلمین می کند که جبرانش مشکل هست.))

حکومت عربستان سعودی که میزبان حجاج بیت الله الحرام است به جای اینکه برای آن سهولت فراهم کند در مسیر حج آنان سنگ اندازی و کارشکنی می کند، با اعمال محدودیتی هم که کرده  است بخش زیادی از متقاضیان حج از افغانستان از ادای این فریضه باز می مانند و حجاج ایرانی رسماً اعزام نمی شوند، اقدامات مقامات دولت افغانستان و سایر کشورهای اسلامی باید چگونه باشد؟:

عظیمی (( درگام نخست حکومت افغانستان از مجاری دیپلماتیک باید صحبت و به آنها تفهیم بکند که اینها خادم حرم نبوی و همچنان خانه کعبه هستند و اینها باید سهولتهای بیشتری را به عنوان خادم فراهم بسازند تا مسلمانان بتوانند به آنجا سفر کنند و زیارت خود را ادا کنند و در دراز مدت، کنفرانس کشورهای اسلامی باید  قراردادی با عربستان صعودی منعقد بسازد که دیگر انها نتوانند محدودیت ایجاد کنند. این قرارداد امر جدیدی نیست بلکه در سایر کشورها با ایالات متحده آمریکا در رابطه با سازمان ملل متحد صورت گرفته است))

آیا چنین اقدامات عربستان سعودی و اعمال محدودیت برای حجاج از سوی آن ها در سال های آتی و برای سایر مسلمانان هم ادامه پیدا می کند با این روندی که آغاز شده است؟

عصمت اللهی (( فکر می کنم تمام رقبای خود را در آینده مانع شوند زیرا عربستان سعودی اصلا به مسئله حج ابراهیم وکعبه و قبله باور ندارد و اینها در پشت جریان وهابیت  ایستاده اند .اینها حج را خودپرستی و شرک می دانند و  در آینده من یقین دارم که عربستان سعودی با این وضعیتی که دارد از حج ابراهیمی در مقیاس جهانی جلوگیری خواهد کرد.)

مهمانان برنامه مطرح کردند که  این تنها عربستان سعودی نیست که صلاحیت تصمیم گیری در مورد امور حج و مناسک مسلمانان را داشته باشد و مکه معظمه و مدینه منوره تنها از نظر جغرافیایی در خاک عربستان قرار دارد که آن هم صلاحیت عام و تام به مقامات سعودی نمی دهد. پس سایر کشورهای اسلامی چگونه باید عمل کنند و چه راهکاری وجود دارد تا مسئولیت و صلاحیت امور حج دچار تغییر شده و مشکلات جهان اسلام از این ناحیه حل شود؟:

مختاری ((حرمین شریفین ، مکه معظمه و حرم پیامبر گرامی اسلام (ص) و همین طور عتباتی که در آنجا هست اینها متعلق به کل جهان اسلام هست ومی طلبد کشورهای اسلامی برنامه حج را ایجاد کنند که همه کشورها در آن سهم داشته باشند و برنامه اعمال مناسک حج را سازمانی فرا کشوری متعلق به کل جهان اسلام مدیریت کند زیرا کشور عربستان ثابت کرد که به تنهایی توانایی مدیریت چنین برنامه عظیمی را ندارد و حادثه دلخراشی که  سال گذشته اتفاق افتاد و هزاران حاجی مومن از سراسر جهان اسلام قتل عام شد  بی تفاوتی و بی فرهنگی و ضعف مدیریت کشور عربستان را نشان می داد که نشانگر این هست که عربستان این توانایی را ندارد پس همه کشورهای اسلامی باید در مدیریت و پذیرایی حجاج مسلمان از سراسر جهان اسلام نقش و سهمی داشته باشند .

.))

 

 

 

]]>
کنکاش Thu, 16 Jun 2016 15:38:05 +0430
امام خمینی (ره) http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/118245-امام-خمینی-ره http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/118245-امام-خمینی-ره

 

 

 

حضرت امام خمینی (ره) بی شک تنها رهبر مذهبی و سیاسی مسلمان بود که توانست در تاریخ معاصر با تکیه بر اندیشه های اسلامی و سیره پیامبر گرامی اسلام (ص)، ائمه ی اطهار و قدرت مردم دست به تاسیس حکومت اسلامی بزند و نظریه های اندیشمندان و سیاستمداران شرق و غرب مبنی بر اینکه، اسلام توان رهبری و مدیریت ندارد را به زباله دان تاریخ بفرستد. اما یکی از مسایلی که حضرت امام خمینی (ره) بر آن تاکید داشتند اخوت و برادری و وحدت بین مسلمانان بود. این مساله چقدر تاثیرگذار بود در وحدت اسلامی و تلاش ها و ابتکارات خود ایشان در این زمینه چه بود؟:

حجه الاسلام سید حسین حسینی واعظی، مسنول بخش فرهنگی مرکز تبیان

 (( در تاریخ گذشته امت اسلام فراز و نشیبهای زیادی وجود داشته است و امت اسلام در گذشته از ناحیه تفرقه و جدایی لطمه های مادی و معنوی زیادی دیدند و مصلحان در جهت اتحاد و وحدت مسلمین تلاش کردند مثل شخصیت جناب سید جمال الدین افغانی ، محمد عبده و شیخ محمد شلتوت که رسمیت مذهب جعفری را در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت اعلام کرد اینها گامهای بسیار بلندی بود در جهت ایجاد وحدت بین جامع اسلامی و فرق اسلامی اما اندیشه ها و تلاشهای حضرت امام خمینی (ره) در ایجاد وحدت اسلامی، برگ زرین دیگری در تاریخ معاصر بود که واقعا سیره عملی و نظری حضرت امام (ره)  در ایجاد وحدت و همدلی مسلمانان جهان و در کل بین مستضعفین عالم،دلیل روشنی بر این موضوع هست و گامهای بسیار بلند و ارجمند حضرت امام (ره) در این جهت برداشت که هنوز هم برکاتش در جوامع اسلامی و بین فرق اسلامی مشهود هست مثل هفته وحدت و مسئله فلسطین که واقعا در راس مسائل قرار گرفت و همین طور روز جهانی قدس که بنیانگزارش حضرت امام (ره) بود.))

اما امام خمینی (ره) بود که توانست حکومت اسلامی را عصر کنونی تاسیس کند چگونه شد که این نقطه ی عطف در تاریخ معاصر اسلام توسط ایشان ایجاد شد؟

مولوی عبدالمالک ضیایی ، عضو شورای علمای افغانستان

(( امام با عقلانیت بسیار خوب و ایمان بسیارراسخ و متین و با قوه تقوا توانست برنامه های رهبری و مدیریتی را در سرزمین ایران بزرگ ، مستحکم بریزد . شیوه رهبری شان بر اساس پایه های متین معنوی استوار بود و وقتی که ما در لابلای متون دینی شیوه های رهبری قرار می گیریم در رهبری پیامبر گرامی اسلام (ص) و رهبری اهل بیت ،یگانه چیزی بیشترین توجه دنیا و جهانیان را به خود جلب می کند همان رهبری معنوی هست.))

حرکت و رهبری حضرت امام خمینی (ره) قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به اثبات رساند که اسلام توان رهبری و مدیریت جامعه انسانی را دارد و این خلاف آن چیزی بود که در آن زمان توسط نظریه پردازان غربی و شرقی مطرح می شد. این مساله چه تاثیری بر تغییر چهره اسلام در نزد جهانیان داشت؟:

حسینی واعظی

 ((حضرت امام (ره) احیاگر اسلام ناب بود و ایشان اسلام را از گوشه های مساجد و از گوشه های انزوا به متن زندگی مردم آورد و امت اسلام را به محوریت دین و اسلام عزیز دعوت کرد و با تاسیس حکومت اسلامی و این نظام مقدس به جهان ثابت می کند که اسلام توانایی اداره جامعه و توان مدیریت کشورهای اسلامی و ملتهای مسلمان را هم دارد.رهبری قاطعانه حضرت امام (ره) و خلف صالح ایشان حضرت امام خامنه ای دلیل روشنی هست بر اینکه اسلام دین حکومت  و اسلام دین سیاست و دین مدیریت هست و اسلام می تواند در همه ابعاد زندگی جوابگوی درست و منطقی جوامع بشری و اسلامی می باشد.))

رهبری امام خمینی (ره) چه ویژگی هایی داشت که در نهایت موفق به  تاسیس حکومت اسلامی شد آن هم در زمانی که جهان دو قطبی بود و پیام ها و تاثیرات این حرکت بزرگ برای جهانیان چه بود؟

ضیایی

 (( انسان اول رذائل نفسانی و خودبینی و منیت را از وجود خود دور می کند که وقتی دور کرد شیوه های رهبری او بازتاب جهانی پیدا می کند. امام خمینی قیام کرد زمانی که دو قطب آمریکا و شوروی نمی خواستند و نمی گذاشتند که حکومت و دولت اسلامی در دنیا به وجود آید  همانطور که بیش از 70 سال هست که به فلسطینیها اجازه ندادند .اما امام مبارزات خود را از محراب شروع می کند و این مبارزه که از محراب و مسجد و معنویت شروع شود نوری گسترده و جهانی می شود زیرا دیگر منیت در وجود امام وجود ندارد و شیعه بودن و ایرانی بودن دیگر در وجود امام دیده نمی شود که خود را تنها مربوط به ایران و به روس و آمریکا می فهماند که مسلمانها هنوز زنده هستند و ما درمقابل شما هستیم و جغرافیایی که در نزد شما استعمار شده است آن را می گیریم .

همین هست که محبوبیت امام در بین توده های مظلوم در عمق و قلب شان نفوذ می کند و حکومت استبدادی و استعماری مورد حمایت آمریکاییها را در ایران سرنگون می سازد و این در حقیقت انفجارنور می شود.))

امام خمینی (ره) نگاه ویژه ای به مردم افغانستان و جهاد مقدس ای مردم در برابر اشغالگری اتحاد جماهیر شوروی سابق داشت. یکی از نمونه های آن هم دست رد زدن به سینه مقامات شوروی سابق بود که پیشنهاد داده بودند امام و جمهوری اسلامی ایران دست از حمایت مجاهدان افغان بردارند تا آن ها هم از حمایت تسلیحاتی رژیم صدام که در جنگ با ایران قرار داشت، صرف نظر کنند. جهاد مردم افغانستان و بیداری اسلامی که اکنون شاهد آن هستیم تا چه حد الگو گرفته از شیوه فعالیت و اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) بود؟

 واعظی

((انقلاب اسلامی افغانستان تاثیر پذیر از انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام (ره) بود .حضرت امام (ره) نسبت به مردم افغانستان و جهاد مردم افغانستان مخصوصا به مجاهدین غیور و قهرمان افغانستان توجه ویژه ای داشتند.حضرت امام خمینی (ره) پرچمدار آزادی ، پاسدار صلابت و عزت و انسان و حامی مستضعفان جهان بودند و می فرمودند ما شریک غم همه مظلومان جهان هستیم البته امام تنها شعار نمی داد بلکه عمل می کرد و امام (ره) از حامیان اصلی مردم مسلمان افغانستان در برابر تجاوز شوروی سابق بود و ایشان بر اساس آموزه های دینی و آموزه های الهی که داشت هرگزحاضر نشد به خاطر مصلحتهای سیاسی و حتی منافع زودگذر ملی، دست از حمایت مردم افغانستان در زمان جهاد و مجاهدتشان بردارند. )

مولوی ضیایی

 (( امام با قرآن کریم و متون دینی وارشادات اهل بیت کار خود را آغاز کرد و آغاز کار از این طریق گسترده و پهناور هست که جوابگوی مستضعفین روی دنیا می شود. تمام  مهرورزی دنیا نسبت به امام این هست که امام  خود را مربوط به ایرانیها و تشیع و مربوط به یک سلسله خاص نمی داند و  صدای بلند امام خمینی (ره) در کشورهای دیگر بلند می شود واز جهاد مردم افغانستان به شکل شایسته پشتیبانی کردند و یک روز هم از روسها نهراسیدند بلکه در مقابل روسها کمر ملت مسلمان را بستند و تا زمان پیروزی ملت مسلمان افغانستان، برادران ایرانی در کنارشان بود .من به رهبری و حرکت امام (ره) بسیار علاقمند هستم و رهبران ایران در برابر شرق و غرب گامهای متین برداشتند که الحمدالله تا به امروز دارند که نتیجه همان حرکت و شیوه های رهبری امام (ره) هست .))

 جامعه افغانستان از نبود رهبری واحد برای پیشبرد امور رنج برده و

می برد. رهبران، دولتمردان و علماء و روحانیون افغان چگونه می توانند  از روش ایشان برای پیشبرد فعالیت هایشان الگو بگیرند و چه وظیفه ای دارند؟:

واعظی

 (( متاسفانه بعد از پیروزی جهاد مردم مسلمان افغانستان و بعد از خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان ،رهبران جهادی واقعا نتوانستند آرزوی دیرینه مردم مسلمان افغانستان و مجاهدین را به تحقق برسانند و یکی از دلایل عمده نبود رهبری واحد و عدم رهبر جامع و قاطع در کشور مسلمان افغانستان هست که متاسفانه اثرات بسیار منفی روی جامعه و کشور و روی مردم مسلمان افغانستان گذاشت و در کل در جهان اسلام این قضیه یک انعکاس منفی داشت و امروز هم خیلی از مشکلات که دامنگیر جامعه افغانستان و مردم مسلمان افغانستان هست همین مسئله اختلاف ، تعدد رهبری و نبود یک محوریت واحد و رهبری قاطع هست که مردم بتوانند با آن از ارزشهای جهادی و اسلامی و انسانی شان و از تمامیت ارضی شان پاسداری کنند. رهبری قاطعانه حضرت امام (ره) می تواند بهترین الگو و سرمشق باشد برای رهبران جهادی و علمای دین که اینها دست به دست هم بدهند و وحدت و همدلی را در جامعه و بین خودشان به وجود آورند تا بتوانند افغانستان را به سوی قله های عزت و سربلندی و استقلال و پاسداری از ارزشهای اسلامی و ملی سوق بدهند . امیدارم علمای دین که وظیفه سخت تری دارند اختلاف را از خودشان دور کنند و  برنامه جامعی را برای نجات ملت اسلامی افغانستان در نظر بگیرند تا انشاءالله که این خواسته واقعی مردم افغانستان و مجاهدین تحقق پیدا بکند.))

 

 

 

]]>
کنکاش Wed, 08 Jun 2016 18:08:52 +0430
مرگ دومین رهبر مطرح طالبان http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/117672-مرگ-دومین-رهبر-مطرح-طالبان http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/117672-مرگ-دومین-رهبر-مطرح-طالبان

 

 

 

با مرگ دومین رهبر مطرح طالبان صفوف این گروه بار دیگر دچار تلاطم شد.

ملا اختر محمد منصور، که پس از افشای مرگ ملا عمر رهبر اسبق طالبان، رهبری این گروه را به عهده گرفته بود، پیشتر در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در ایالت بلوچستانِ پاکستان کشته شد. پس از کشته شدن وی تعداد زیادی از نیروهای طالبان هم در عملیات نیروهای افغان در گوشه و کنار افغانستان کشته و زخمی شدند.گروه طالبان پس از افشای مرگ ملا عمر دچار چند دستگی شده بود و پس از معرفی ملا اختر محمد منصور به عنوان رهبر این گروه ملا رسول از دیگر فرماندهان طالبان در برابر وی قرار گرفت و بخشی از افراد طالبان را به سوی خود کشاند.

چند روز پس از کشته شدن ملا اختر محمد منصور ملا هیبت الله آخند زاده به عنوان جانشین وی و رهبر جدید طالبان معرفی شد. وی معاون ملا منصور بود. سراج الدین حقانی رهبر شبکه حقانی و ملا یعقوب پسر ملا عمر هم به عنوان معاونان وی تعیین شدند. از سوی دیگر وزارت امور خارجه پاکستان برای ابلاغ اعتراض رسمی این کشور به حمله هواپیماهای بدون نشین آمریکا به خاک ایالت بلوچستان، 'دیویل هیل' سفیر آمریکا در اسلام آباد را احضار کرد. طارق فاطمی دستیار ویژه صدراعظم این کشور در سیاست خارجی به سفیر آمریکا گفت که حمله پهپادهای این کشور به قلمروی پاکستان، نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی این کشور و همچنین نقض قوانین و مقررات سازمان ملل است. اما کشته شدن ملا اختر محمد منصور رهبر طالبان در پاکستان در حالی که اسامه بن لادن رهبر سابق شبکه تروریستی القاعده در این کشور کشته شد و مرگ ملا عمر رهبر اسبق طالبان هم در پاکستان بود، بار دیگر انتقادها را متوجه آن کشور در خصوص حمایت از گروه های تروریستی کرده است.

 

 

 

گزارش حسینی

"مرگ دومین رهبر برجسته طالبان و باز هم در خاک پاکستان، بار دیگر صفوف این گروه را دچار تزلزل کرد. ملا اختر محمد منصور که پس از افشای مرگ ملا عمر رهبر اسبق طالبان بر جایگاه او تکیه زده بود شکار هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی شد و حالا ملا هیبت الله آخند زاده معاونش جانشین او شده است. پس از مرگ ملا عمر طالبان دچار چند دستگی شدند و حالا باز هم با این خطر مواجهند. صاحبنظران می گویند دولت افغانستان باید از وضعیتی که برای طالبان پیش آمده بهترین استفاده را در کشاندن آن ها به روند صلح و یا در سرکوب آنان نماید.

عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ و رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی افغانستان:

 (( یک تعداد را به بخش ملا رسول می آورد که ملا رسول فعلا پالسی اش همین هست که دولت با حکومتی ها جنگ نکند و و تعدادی هم به رهبر جدید پیوستند و اگر دولت بتواند کار کند ممکن است تعدادی هم تسلیم شود.))

کارشناسان می گویند کشته شدن ملا اختر محمد منصور تاثیرات منفی بر انسجام و سازماندهی طالبان خواهد داشت و آنان اعتماد خود را نسبت به پاکستان و حلقه رهبری طالبان هم از دست می دهند.

مولانا فرید کارشناس سیاسی افغان:

(( کشته شدن ملا منصور بالای افراد طالبان و هسته مرکزی طالبان و بالای انسجام درون سازمانی طالبان قطعا تاثیر منفی خود  دارد .با مرگ ملا عمر، طالبان بخاطر تعیین جانشین چند پارچه شدند و اکنون تعیین جانشین برای ملا منصور هم ضربه بزگی برای وحدت و انسجام طالبان هست . طبعا طالبان نسبتا با پاکستانیها هم خیلی بی اعتماد می شوند.حکومت افغانستان باید بهره برداری دقیق کند و در همکاری با جامعه جهانی به خاطر از بین بردن بقیه مهره های طالبان ،از تمام امکانات استفاده کند.)

برخی از آگاهان امور اما به قضیه کشته شدن رهبر طالبان به دیده شک می نگرند و معتقدند این اقدام برای جلوگیری از به نتیجه رسیدن تلاش های صلح بین دولت افغانستان و طالبان صورت گرفته است.

سید اسحاق گیلانی فعال سیاسی افغان:

(( روزی که رئیس جمهور اشرف غنی می خواهد به قطر برود و به احتمال قوی در آنجا همراه کمیسیون سیاسی طالبان صحبت می کند آوازه قتل ملا منصور می شود و به نظر من این جفاکاری در حق صلح مردم افغانستان هست.))

نور آقا روئین دیگر کارشناس و فعال سیاسی هم می گوید اگرچه مرگ رهبر طالبان بر روحیه نیروهای این گروه و انسجام آنان تاثیر منفی خواهد داشت اما به نظر می رسد سازمان استخبارات اردوی پاکستان یا آی. اس. آی به عنوان حامی طالبان اقداماتی را برای بازیابی روحیه آنان انجام دهد که البته به بهانه هدف قرار دادن امریکایی ها مردم افغانستان هدف قرار خواهند گرفت.

 در حالیکه طالبان رهبر جدید خود را انتخاب و معرفی کرده اند صاحبنظران می گویند با مرگ رهبران برجسته ی طالبان ضربات جبران ناپذیری بر پیکر این گروه وارد شده و از این پس چهره های جدید نمی توانند کارآیی رهبران گذشته این گروه را داشته باشند. محمد عبده عضو پارلمان افغانستان:

(( مرگ ملا عمر برای طالبان یک ضربه بود و مرگ ملا اختر محمد منصور ضربه دوم بود و بعد از این هر نیرویی که بیاید آنها نمی توانند ملا عمر باشند.))

هرچند حکومت افغانستان با طالبان درگیر جنگ بود اما بحث گفتگوهای صلح نیز با این گره طی چند سال گذشته مطرح بوده و اکنون باید دید ایجاد تغییرات در صفوف رهبری طالبان چه تاثیراتی بر این امور و مساله ی جنگ و صلح افغانستان خواهد داشت."

 

کارشناسان

امیر فولادی

وحید مژده

تاثیر کشته شدن ملا اختر محمد منصور بر وضعیت طالبان

امیر فولادی ((فکر می کنم که نابودی ملا اختر منصور ضربه جبران ناپذیری را وارد کرد. ملا اختر منصور تقریبا بیشتر از دو سال به نام ملا عمر طالبان را رهبری می کرد با این که ملا عمر از دنیا رفته بود و بعد از اعلام مرگ ملا عمر ، ملا منصور با این که دچار یکسری مخالفت هایی از درون طالبان شد اما توانست بخش عمده ای از طالبان را منسجم بسازد و حملات وسیعی را علیه دولت افغانستان در افغانستان سازماندهی کند .))

وحید مژده

 ((اختر محمد منصور کسی بود که بعد از ملا برادر به معاونیت ملا عمر برگزیده شد و این شخص ابتکارات مهمی را انجام داد و دفتر قطر با ابتکار این شخص باز شد و بخاطر همین کارهایش بود که گاهی مورد انتقاد افراد تندرو  در داخل صف طالبان قرار می گرفت چنانکه بعد از خبر مرگ ملا محمد عمر یکی از انتقادها علیه ملا اختر محمد منصور همین بود که گفتند این شخص با آمریکاییها مذاکره کرده است.فکر می کنم کشته شدن ملا اختر منصور میدان را بیش از پیش برای گروههای مخالف صلح و گروهای تندرو در داخل صف طالبان بازتر می کند از این بابت  فکر می کنم که ضربه بزرگی برای صلح خواهد بود و حتی احتمال دارد به نوعی  داعشی شدن طالبان را هم  شاهد باشیم.))

آقای مژده می گوید  که او تندرو نبود و حتی برای مذاکره تلاش می کرد که ایجاد دفتر قطر و مذاکرات با آمریکایی ها را هم مثال می اورند  و این که پس از او تندروی هادر میان طالبان بیشتر خواهد شد اما برخی   از ملا اختر محمد منصور به عنوان یک فرد تندرو و مانع برنامه صلح یاد می کنند .  

فولادی

((بعد از این که علنا ملا منصور رهبری طالبان را به عهده گرفت شاهد شدت خشونت بودیم از جمله کارهایی که در شهر قندوز صورت گرفت و نمونه اخیرش هم حمله به کابل بود که هرکدام از اینها نشان دهنده میزان تندروی رهبر جدید طالبان بود و از طرف دیگر ما شاهد هیچ گونه پیشرفتی در مذاکرات صلح نبودیم علی رغم تعهدات پاکستان که گفته بود ما طالبان را به میز مذاکره می آوریم اما ملا منصور مخالفت کرد و از این جهت که راه گفتگو را باز نکرده بود ما به او یک چهره تندرو می گوییم.بحث قطر هم بیشتر از این که در رابطه با مذاکرات صلح باشد بیشتر یک آدرسی بود که طالبان می خواستند داشته باشند و در واقع بعضی از فعالیتهای سازمانی خود را از طریق آن آدرس انجام بدهد ولی در ارتباط با صلح یا مذاکره هیچ نقشی نداشت.))

جناب مژده از تمایل رهبر کشته شده طالبان برای تعامل و صلح گفت آیا این مساله در هدف قرار گرفتن او تاثیرگذار بوده است؟

مژده (( جناب منصور کسی بود که می خواست با جامعه جهانی در تعامل باشد و همین شایعاتی که با روسها مذاکره کرده است  همه اینها به این معنا بود که این آدم پا را از گلیمش فراتر گذاشته است و به همین دلیل مورد هدف قرار گرفت و در حقیقت فدای همین حرکت شد که می خواست چهره طالبان را به جامعه بین المللی نشان بدهد که ما دیگر آن مردم سابق نیستیم و تغییر کردیم و در عین حال می خواست با کشورهایی دیگر هم رابطه داشته باشد .))

پیامهای کشته شدن رهبر طالبان در پاکستان

شاه حسین مرتضوی معاون سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان

(( کشته شدن ملا منصور یک بار دیگر حقانیت دولت و مردم افغانستان را نشان داد که رهبران گروههای ترویستی در کجا به سر می برند.در طول 14 سال بخصوص در 18 ماه اخیر رهبران حکومت وحدت ملی به صراحت گفتند گروههای تروریستی در کشورهای مختلف بخصوص در همسایگی ما پناهگاه امن دارند و در نشست چهار جانبه هم انتظار حکمت افغانستان از پاکستان این بود که  علیه آن عده از گروههای تروریستی که وارد پروسه صلح نمی شوند اقدام کند اما متاسفانه پاکستان تا هنوز گامهای عملی برنداشته است. اقدامی که علیه ملا منصور شد گام بسیار مهمی در بحث مبارزه با دهشت افکنی است بنابراین افراد و گروههایی که دست به جنایت و کشتار مردم می زنند  حکومت افغانستان با قاطعیت علیه آنها اقدام می کند و  انتظار ما از همکاران  بین المللی مثل ایالات متحده آمریکا این هست که علیه این گروهها اقدام کند.انتظار ما از پاکستان این هست که در بخش مبارزه با تروریسم باید مسئولیت بگیرد چون در نشست چهار جانبه تعهد کتبی دارد چنانچه که حکومت افغانستان عملا با آن عده از گروههایی که جنایت می کنند می جنگد و روزانه ما دهها قربانی از نیروهای افغانی داریم و ما انتظار داریم که پاکستان حداقل اجازه ندهد که گروههای تروریستی در خاکشان آزادانه رفت و آمد کنند.))

گفته می شود که پاکستانی ها هم بنا به دلایلی در هدف قرار گرفتن رهبر طالبان دست داشتند، اما اسامه بن لادن رهبر شبکه تروریستی القاعده در پاکستان کشته شد، مرگ ملا عمر رهبر سابق طالبان در این کشور اتفاق افتاد و اختر محمد منصور هم در پاکستان کشته شد. این کشور چه پاسخ و توجیهی می تواند برای جامعه جهانی در رابطه با این مسایل داشته باشد ؟:

 فولادی

(( پاکستان بعد از مرگ ملا اختر منصور در خاک پاکستان و بعد از مرگ ملا عمر در خاک پاکستان و بعد از کشته شدن بن لادن در خاک پاکستان هیچ گونه توجهی ندارد برای ان که بگوید تروریسم از داخل پاکستان سازماندهی نمی شود و حتی انتخاب رهبر جدید طالبان و تشکیل جلسات در داخل پاکستان صورت می گیرد .در این مورد که پاکستان خبر زمینه ساز کشته شدن ملا اختر منصور باشد من شک دارم زیرا پاکستان اگر قرار بود ملا منصور را از بین ببرد راههای مختلف دیگری داشت که او را از بین ببرد بدون این که شواهدی را در انظار بین المللی به وجود آورد که ملا منصور در خاک پاکستان کشته می شود هرچند  طالبان و طرفدارانش می گویند پاکستانیها همکاری کرده است اما من شک دارم که پاکستان بخواهد ملا اختر منصور را توسط آمریکاییها و در داخل خاک خودش از سر راه بردارد.)

به هر صورت ملا هیبت الله معاون سابق ملا منصور به عنوان جانشین وی و رهبر جدید طالبان تعیین و معرفی شده و سراج الدین حقانی و ملا یعقوب هم معاونان وی معرفی شدند. در این شرایط چقدر امکان حفظ انسجام طالبان وجود دارد و تغییرات احتمالی در مواضع طالبان چه خواهد بود؟:

 فولادی

(( کشته شدن اختر منصور در واقع ضربه روانی بر بخشی از طالبان وارد می کند طالبانی که احساس می کنند  فردا هر کسی به جای اختر منصور بنشیند ممکن است با چنین سرنوشتی مواجه شود .آنهایی که به نحوی مذاکره را به عنوان راه حل می دانند ممکن است وارد گفتگو با دولت شود و  از سویی ممکن است ملا رسول یک مقدار تقویت شود و نیروهای بیشتری از طالبان جانب ملا رسول را بگیرند که موضع نرمتر دارد .البته ممکن است یکسری تندروی هایی بکنند ولی یک ترسی وجود خواهد داشت که فردا ملا آخوند زاده هم ممکن است به همین سرنوشت دچار شوند و نشان از این که امنیت جانبی برای رهبران طالبان وجود نخواهد داشت و باعث می شود که یک تعداد دیگری از طالبان با خود این سوال را مطرح کنند که تا چه وقت این شرایط ادامه دارد که این وضعیت زمینه را برای صلح فراهم می آورد که بستگی دارد دولت افغانستان ، همسایه ها و کشورهای بین المللی چگونه می توانند از این فرصت استفاده کنند.))

 

 

 

]]>
کنکاش Tue, 31 May 2016 15:49:37 +0430
پیش نویس موافقتنامه ی صلح، میان شورای عالی صلح افغانستان و هیات حزب اسلامی http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/117281-پیش-نویس-موافقتنامه-ی-صلح،-میان-شورای-عالی-صلح-افغانستان-و-هیات-حزب-اسلامی http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/117281-پیش-نویس-موافقتنامه-ی-صلح،-میان-شورای-عالی-صلح-افغانستان-و-هیات-حزب-اسلامی

 

 

 

پیش نویس موافقتنامه ی صلح، میان شورای عالی صلح افغانستان و هیات حزب اسلامی افغانستان پس از حدود 20 دور گفتگوهای مستقیم امضاء شد.محمدخان، معاون اول ریاست اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان گفت که این پیش نویس با حضور اعضای شورای عالی صلح و هیات حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، در منزل سید احمد گیلانی، رئیس شورای عالی صلح امضاء شد. گفته شده که این پیش نویس شامل سه فصل و 26 ماده است که پس از امضای گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و تائید رئیس جمهور غنی نهایی می شود. معاون ریاست اجرایی گفته که در توافق‌نامۀ صلح، حزب اسلامی هیچ وزارت و ریاستی نخواسته‌ و امضای این توافق‌نامه تأثیر مثبت در اوضاع کشور و میدان‌های نبرد خواهد داشت.خواست‌های مهم حزب اسلامی در این توافق‌نامه، برداشتن نام‌های اعضای این حزب از لیست سیاه سازمان ملل، آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت مهاجران مربوط به این حزب است. در این توافق‌نامه گفته شده‌است که نیروهای خارجی بر اساس توافقی که میان حکومت افغانستان و دیگر کشورها صورت گرفته خارج خواهند شد .رعایت قانون اساسی، قطع پیوند با گروه‌های مسلح و هراس‌افکن و سهم‌گیری در تلاش‌ها برای تأمین ثبات در کشور، از عمده‌ترین مواردی هستند که در این موافقت‌نامه، حزب اسلامی به عملی‌ساختن آن‌ها متعهد شده‌است.در مقابل، اعضای این حزب می‌توانند در هر بخش کشور، آزادانه و مصوون زند‌گی کنند و فرماندهان و جنگ‌جویان این حزب اگر خواسته باشند، می‌توانند در چارچوب نیروهای امنیتی جابه‌جا شوند. همچنان گفته شده گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی مورد اعزاز و احترام قرار خواهد گرفت.

گزارش حسینی

((سفرهای پیاپی هیات های حزب اسلامی افغانستان به کابل و گفتگوهای آنان با شورای عالی صلح و دولت افغانستان حالا ظاهراً به نتایجی رسیده است، نتایجی که احتمال توافق دولت با این حزب و حتی آمدن گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان به کابل را بیشتر کرده است. پیش نویس توافقنامه صلح نیز بین شورای عالی صلح افغانستان و هیات حزب اسلامی امضا شده است.برخی رسانه ها هم پیشتر از تلاش حکومت افغانستان برای آوردن آقای حکمتیار به کابل با امتیازات ویژه گفته اند .انجینیر محمد خان معاون رئیس اجرایی حکومت گفته است این توافقنامه به نفع طرفین است و هر دو از خروج نیروهای خارجی بر اساس توافقنامه های موجود استقبال می کنند وی گفت (( هم دولت و هم حزب اسلامی از این کار استقبال می کنند و مطمئن هستند که افغانها توان دفاع از کشور خود را دارند.))

حکمتیار از متهمان اصلی جنگ های داخلی بویژه در کابل پس از پیروزی مجاهدین علیه شوروی سابق و دولت کمونیستی وقت است و سال ها هم با حکومت های افغانستان پس از سقوط طالبان جنگیده است. او چند سال پیش در مصاحبه ای با "وان تی وی" گفته بود با مذاکراتی که بین افغان ها باشد و شرط هایش در آن لحاظ شود مشکلی ندارد، از شروط اصلی او هم خروج نیروهای خارجی از افغانستان بود:

حکمتیار(( با هر جناح داخل و بیرونی ، چه شامل دولت و چه از خارج از دولت، مذاکرات سودمند و صادقانه خواهد بود .شرایط ما این هست که این مذاکرات باید به توافقی منتج شود که خروج بلاقید و شرط نیروهای خارجی ،توقف مداخلات بیرونی در امور داخلی افغانستان ، آزادی و حاکمیت ملی ما را تضمین کند. از تمامی جناح ها می خواهیم تا از طریق تفاهم بین الافغانی و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه توافق کنند و به حکومت غیر اسلامی و متکی به اجانب هیچ گاه اعتماد نمی شود.))

او در آن زمان از طرحی برای حل بحران افغانستان سخن گفته بود، طرحی شامل چندین ماده که گمان می رود در توافق نامه جدید بخش هایی از آن گنجانده شده است:

 حکمتیار(( ما برای حل بحران کشور طرحی جمع و مبتنی بر واقعیتها به نام میثاق ملی نجات افغانستان داریم. بندهای اساسی این طرح عبارتند از 1) گروههای افغانی مطرح در جریانات کشور بدون میانجیگری جهت های خارجی به تفاهم بنشینند و بر طرحی توافق کنند که ضامن خروج نیرهای بیرونی ،خاتمه جنگ و تامین صلح پایدار باشد و باید خروج نیروهای اجنبی، تقسیم الاوقات قابل قبول ارائه کند. 2) از زمان اعلام این موافقت نامه تا پایان مدت تقسیم الوقات ، نیروهای خارجی از شهرها و محلات مسکونی و هم جوار با آن خارج گردیده و در قرارگاهها مستقر می گردد.3) امور امنیتی کشور به طور کامل به نیروهای امنیتی افغان سپرده می شود.4) در این مرحله قدرت به حکومتی موقتی انتقال می یابد که برای تمامی جناحهای افغانی قابل قبول باشد.))

البته به نظر می رسد با توجه به شرایط جدید پیش آمده و خروج بخش زیادی از نیروهای خارجی از افغانستان، اکنون حزب اسلامی حکمتیار تا حدی از شدت لحن خود در خصوص این نیروها کاسته است.نمایندگان حزب اسلامی که در قالب هیات های این حزب به کابل رفت و آمد دارند هم از تلاش برای صلح پایدار می گویند و اینکه اعضای حزب اسلامی و آقای حکمتیار با احترام و وقار وارد کابل شوند.

 محمد کریم امین عضو ارشد حزب اسلامی افغانستان: (( با وقار داخل کشور خود شوند و عوامل دراز مدت جنگ را از بین ببرند  و هدف ما ایجاد یک صلح پایدار و دراز مدت هست.)

اعضای شورای عالی صلح افغانستان هم می گویند مذاکرات رضایت بخش بوده است. محمد اسماعیل قاسمیار عضو شورای عالی صلح افغانستان:

 (( ما از فضای مذاکرات راضی هستیم که با یک حسن تفاهم و حسن نیت به پیش می رود اما یک سری از مسائل تخنیکی وجود دارد. مثلا رهایی زندانیان که اگر مرتکب جرم شده باشند و قضیه به محاکم باشد اینها را نمی توانیم رها کنیم ولی آنهایی که به ملاحظه عضویت در حزب اسلامی زندانی شده باشند آن عناصر را می توان رها کرد .مثال دوم این هست که حذف نام خود رهبر اسلامی و یک عده از شخصیتها از لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل متحد ، ایالات متحده آمریکا و ناتو زمانگیر هست که ما تقاضا می کنیم تا این که به تقاضای ما لبیک گفته شود.))

اما برخی کارشناسان افغان از این توافقنامه و امتیازاتی که گفته شده به اعضای حزب اسلامی داده می شود و پیامدهای آن ابراز نگرانی می کنند. به هر صورت حالا که قرار است رهبر یکی از گروه های عمده مخالفان مسلح دولت افغانستان با اعزاز و احترام به کابل بیاید بسیاری منتظرند ببینند که این مساله و توافقی که قرار است صورت بگیرد تا چه میزان به صلح و امنیت در این کشور کمک خواهد کرد.))

کارشناسان:

داکتر سید قاسم مظفری

وحید مژده

 

تاثیرات توافقنامه ی شورای عالی صلح افغانستان و حزب اسلامی بر وضعیت افغانستان چیست؟

داکتر سید قاسم مظفری

 (( شورای عالی صلح که سالهاست در افغانستان تلاش و فعالیت دارد هیچگونه دستاوردی نداشته است .این شورا میلیونها دالر را به مصرف رسانده و حیف و میل کردند لذا تلاش  دارد که پای حزب اسلامی را در این مذاکره بکشاند و  دستاوردی داشته باشد و با اینها به توافقاتی برسد تا سروصداهایی که علیه شورای عالی صلح هست تا حدودی کم شود . ولی وقتی  ما حزب جناب حکمتیار و آمدن او را در راستای تامین صلح مورد ارزیابی قرار بدهیم می بینیم که مدتها هست چندین شاخه از حزب اسلامی با مشوره جناب حکمتیار در بدنه حکومت آمده است و وزرا و والیها دارند و فعلا جناب حکمتیار حضور آنچنانی ندارد.ولی در شرایط فعلی می توان این را یک گام مثبتی برای شورای عالی صلح خواند و شاید یک مقداری هم روی طالبانی که در حال مذاکره هستند و یا تصمیم دارند با دولت وارد مذاکره شوند اثرات مثبت خود را داشته باشند.))

در مورد تعهداتی که حزب اسلامی در خصوص رعایت قانون اساسی، قطع رابطه با گروه های مسلح و سهم گیری برای تامین امنیت داده است  چقدر امیدواری و ضمانت وجود دارد که اعضای حزب اسلامی به این تعهدات عمل کنند؟:

داکتر سید قاسم مظفری

 (( به نظر من  ضمانت اجرایی به معنای واقعی وجود ندارد که بتواند بر نیروهای جناب حکمتیار ، کنترل واقعی یا نظارت بر آنها صورت بگیرد که به پروسه صلح پیوستند ولی  مهم این هست که شورای عالی صلح و دولت می تواند مقرراتی را وضع بکنند که جناب حکمتیار نتواند با آمدنش در بدنه دولت دست به خرابکاری بزند و یا دست به تبلیغات و همکاری با نیروهای گروههای مخالف بزند. اینها باید برای محاسبه دقیق و اصولی خودشان یک مکانیزمی را در نظر بگیرند که جناب حکمتیار را در چهارچوب این مکانیزم بتوانند کنترل کنند.))   

 

وحید مژده

 (( با توجه به آنچه که در سایت رسمی جناب حکمتیار می خوانیم به نظر می رسد جناب حکمتیار جدا تصمیم دارد که به افغانستان بیاید. در حکومت حامد کرزی هم هیئتهای حزب اسلامی به کابل آمدند و مذاکراتی کردند که نتیجه نداشت اما به نظر می رسد که این دفعه اینها با تغییر در یکی از مواضع ،یک قدم به پیش گذاشتند زیرا یکی از شرطهای اساسی جناب حکمتیار این بود که در ابتدا باید بخش عمده ای از نیروهای خارجی از افغانستان خارج شوند که اکنون این کار صورت گرفته است با  تغییری که آمده است اینها این طور استدلال می کنند که تعداد نیروهای خارجی در افغانستان بسیار کاهش یافته است و بنابراین می توان گفت که در آینده هم این تعداد کمتر خواهد شد .از سویی از جمله 25 موردی که که اینها ارائه کرده بودند اولین مسئله این بود که جناب حکمتیار خواهان این هست که یک عنوان اعزازی برایشان داده شد که البته دولت افغانستان با این امر مشکلی ندارد زیرا مصرفی هم ندارد و مسئله دیگر این هست که جناب حکمتیار خواهان این هست که در قانون انتخابات افغانستان تغییر وارد شود یعنی انتخابات به شکلی شود که احزاب سیاسی در آن نقش مهمتری در انتخابات داشته باشد ومسئله سوم مسئله آزادی اعضای حزب اسلامی زندانیان هست و خواسته دیگرشان این هست که نام جناب حکمتیار از لیست سیاه بیرون شود.مسئله دیگر انتقال کمپ شمشتو به افغانستان یا به یکی از مناطق نزدیک کابل هست.جناب حکمتیار فرصتهای زیادی را از دست داده است و اگر این فرصت را هم از دست بدهد شاید دیگر چنین فرصتی را بدست نیاورد.))

تاثیر پیوستن حکمتیار به دولت بر طالبان

وحید مژده

 (( جناب حکمتیار هم ادعا ندارد که درگیر جنگ هست و در رابطه با وقایع اخیری هم که اتفاق افتاد آنها انتقاد کردند و خشونتها را تقبیح کردند و این مساله نشان می دهد که آنها مدتها قبل دست از این کار برداشتند اما آمدن جناب حکمتیار می تواند یک مشوقی برای طالبان باشد و جناب حکمتیار با آمدن خود می تواند این را بگوید که در حالت اشغال هم می شود به صلح فکر کرد یعنی این تجربه جدیدی از جناب حکمتیار هست. جناب حکمتیار تصمیم خود را گرفته است و آمادگیها برای استقبال از جناب حکمتیار آغاز شده است .به نظر می رسد که مخالفتهایی در دولت وجود دارد که جناب حکمتیار باید کوشش کند که این مخالفتها را کاهش بدهد یعنی کاری نکند که سبب شود  طرف مقابل حساس شود و فکر کند که آمدن جناب حکمتیار به این پروسه سبب مشکلات بیشتر برای افغانستان خواهد شد. اگر واقعا چنین باشد بهتر این هست که جناب حکمتیار نه به عنوان رهبر حزب اسلامی بلکه به عنوان یک رهبر ملی خود را معرفی کند و بگوید که قصد من ایجاد صلح و مسالمت در بین مردم افغانستان هست .))

به هر صورت مردم افغانستان و بویژه مردم کابل رنج های زیادی از عملکرد آقای حکمتیار دیدند، دولت افغانستان با این توافق چطور می تواند  مردم را راضی کند و نظر مردم در این رابطه چیست؟

مظفری

(( اگر ما وارد جزییات این موضوع شویم بحث رضایت مردم برای دولت اصلا تا حالا مطرح نبوده است و اینها تا توانستند حرکتهای قومی را بیشتر برجسته ساختند و روی آن بیشتر کار کردند و حامد کرزی هم در دوران خود به طالبان هویت بخشید مورد حمایت قرار داد و فعلا هم به نحوی حرکتهایی وجود دارد. ولی در مجموع مردم از جناب حکمتیار خاطره خوشی ندارند زیرا تا نام جناب حکمتیار به زبان بیاید بوی جنگ و خونریزی و قتل و غارت و کشتار و نفاق افکنی و جنگهای داخلی به مشام انسان می رسد.البته یقینا باید رضایت ملت را حاصل کنیم زیرا تنها در شهر کابل حداقل 60 هزار راکت را در اطراف و نواحی و محدوده کابل شلیک کردند و صدها جوان این مردم را به خاک و خون کشاندند و مهمتر از همه این که، انقلاب اسلامی افغانستان را به چالش کشاند و مجاهدین را دچار تفرقه شدید ساخت و از نظر حکومتداری که نمی توانند توانایی حکومت را داشته باشد اینها چهره های خودخواه معرفی کردند و در نتیجه عملکردهای حزب اسلامی، انقلاب اسلامی  در نهایت با سقوط مواجه شد و طالبان جای حکومت اسلامی را گرفت .کل اینها ثمره دستاوردهای جناب حکمتیار بوده است وحال هم مردم با آمدن جناب حکمتیار مخالف هستند.در اواخر حکومت جناب ربانی که آمد و به پست صدراعظمی نائل شد حکومت جناب ربانی را با سقوط مواجه ساخت و با این آمدنش هم فکر نمی کنم که صلح و آرامش به وطن برگردد و شاید فقط  دستاوردی برای شورای صلح باشد که بگوید ما جناب حکمتیار را راضی ساختیم که به پروسه صلح بپیوندند و در بدنه حکومت شریک شود.))

برخی می گویند  که اقدامات حکمتیار برنامه ای از سوی خارجی ها بوده که اکنون به پایان رسیده است، برخی هم می گویند  حالا سنی از او گذشته و از جنگ خسته شده است، برخی ها هم مانند رولا غنی همسر رئیس جمهور گفتند که بگذارید شخصیت هایی مثل حکمتیار باقی مانده عمرشان را در کشورشان بگذرانند. اما عامل اصلی تصمیم حکمتیار برای پیوستن به حکومت بعد از این همه سال مخالفت، چیست؟:

مظفری

 (( صحبت خانم اشرف غنی قابل بحث و مکث هست زیرا آنها هم در عمق قضایا دخیل هستند ولی این چهره ها همیشه چهره های گماشته شده هستند و از طرف استخبارات منطقه و استخبارات جهانی حمایت می شود و شاید هم به اینها دستور داده باشند که به پروسه صلح بپیوندند و بحث دیگر این هست که جناب حکمتیار نیروی چندانی ندارد که در رابطه با پروسه صلح و تامین امنیت در وطن ما تاثیر چندانی داشته باشند.اینها صرفا آمدند تا  امتیازاتی را بپذیرند و در این آخر عمر خود زندگی آرامی داشته باشند و غرق در مادیات شوند و عطش خودخوهی و جاه طلبی اش با گرفتن بعضی از سهمیه ها فروکش بکند .در مجموع همه اینها دست به دست هم دادند و حزب اسلامی را به پیوستن به حکومت وادار ساخته است . از طرفی معتقدم  پاکستان نقش اساسی و کلیدی را در راستای جنگ و تامین صلح در کشور ما می تواند بازی بکند و اینها هم ممکن است با مشوره پاکستان صوت گرفته باشد زیرا اگر آمدن جناب حکمتیار در پروسه صلح منتفی شود صلح مفهوم خود را در کشور از دست می دهد داد و مردم به این عقیده می شوند که گروههای دهشت افکن را باید با زور بر سرجایشان نشاند.))

 

 

 

]]>
کنکاش Thu, 26 May 2016 09:54:48 +0430
مسایل مربوط به پروژه توتاپ http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/117037-مسایل-مربوط-به-پروژه-توتاپ http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/117037-مسایل-مربوط-به-پروژه-توتاپ

 

 

 

 

 

دو هفته است که تصمیم کابینه افغانستان در مورد تغییر مسیر پروژه توتاپ خبر ساز شده و اعتراضات زیادی را درپی داشته است. معترضان هم طیف گسترده ای از دولتمردان فعلی و سابق، نمایندگان شورای ملی، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی و اقشار مختلف مردم هستند. این پروژه قرار است برق 500 کیلوولت ترکمنستان را از طریق ازبکستان، تاجیکستان و ازبکستان به پاکستان منتقل کند که صرف نظر از تغییراتی که به گفته مسئولان در اصل قرار داد ایجاد شده، تغییر مسیر آن از بامیان به سالنگ باعث ناراحتی و اعتراض بخش کثیری از مردم افغانستان شده است.بر اساس بررسی هایی که سال ها پیش و در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی از سوی شرکت آلمانی فشنر صورت گرفته بود این خط برق باید از طریق بامیان و میدان وردک انتقال پیدا کند تا هم به صرفه باشد و هم بتواند برق مورد نیاز مناطق مرکزی افغانستان را نیز تامین کند. اما اخیراً حکومت وحدت ملی افغانستان اعلام کرده که بر اساس فیصله کابینه این خط از مسیر سالنگ عبور می کند و این در حالی است در حال حاضر یک خط برق از این مسیر عبور کرده است.معترضان می گویند این تصمیم خلاف توسعه متوازن و منافع ملی است و مناطق مرکزی که سال ها محروم نگه داشته شده اند باز هم مورد بی مهری قرار می گیرد. دوشنبه ی گذشته تجمعی در کابل برگزار شد و قرار شد در صورت بی توجهی دولت به خواست مردم دوشنبه ی پیش رو نیز تظاهرات بزرگتری برگزار شود و هدفشان هم این است که دولت از این تصمیم منصرف کنند.

امان الله غالب معین وزارت انرژی و آب افغانستان

پروژه توتاپ و دلایل تصمیم کابینه

 (( سه دلیل خاصی بود که کابینه تصمیم گرفت .طول لین از راه بامیان 80 کیلومتر بیشتر هست طول لین اگر اضافه بر این باشد حدود 35 میلیون دالر هست هر کیلومتر لین 500 کیلو ولت 500 هزار دالر قیمت دارد و زمانی که از یک مسیر حرکت می کنیم یک راه اگر سیل باشد از یک راه دیگر برویم  و از سویی در حالت فعلی زمان کوتاه هست اگر من لین را تغییر بدهم پول اسناد دولت آماده هست و کمپنی برنده معلوم هست حال باید قرارداد امضاء شود اگر از راه سالنگ نرویم و از بامیان می رویم باید داوطلبی شود. هیجده ماه وقت و زمان داوطلبی می گیرد.))

مسئولان شرکت برشنا در افغانستان هم، که مسئولیت اجرای پروژه را در این کشور به عهده دارند نیز می گویند که اگر کار پروژه باز هم به تعویق بیفتد ممکن است کمک کننده ها به این پروژه، از تصمیم خود صرفنظر کنند ضمن اینکه به مناطق مرکزی هم از طرقی دیگر برق رسانی خواهد شد.

میرویس عالمی رئیس بخش تجاری شرکت برشنا:

(( خطایی که وجود دارد این هست که دونرهایی که این پروژه را در مجموع از شروع حاکمیت تا آخرین سرحدش که به قندهار می رسد احتمال می رود که به کلی این پروژه قطع شود و اگر از راه بامیان بیاید شما باید مطمئن باشید که سه سال تاخیر داریم.

حکومت ، برشنا شرکت و وزارت انرژی و آب متعهد هست  بیش از این که برق به کابل بیاید برق به مناطق مرکزی می رسد برق هم برق کمی نیست  اگر 30 مگاوات ضرورت اینها هست برشنا شرکت معتقد هست که 300 مگاوات به اینها بدهد.))

اما این اظهارات مسئولان قناعت مردم، کارشناسان و حتی بسیاری از دولتمردان فعلی و سابق را فراهم نکرد. آنان می گویند مناطق محروم مرکزی برق را فقط برای روشنایی نمی خواهند بلکه با استفاده از انرژی برق باید در این مناطق زیرساخت ها ایجاد شود، کارخانه های تولیدی و صنعتی راه اندازی شود و این مناطق هم از توسعه ی متوازن و عدالت اجتماعی بهره مند شوند.بخش زیادی از مردم جنبشی را تحت نام جنبش روشنایی سازماندهی کردند و تعداد زیادی از مسئولان، صاحبنظران و افراد سرشناس در داخل و خارج از افغانستان حمایت خود را از عبور لین پروژه توتاپ از مناطق مرکزی افغانستان اعلام کردند از جمله عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ:

 (( من ، من حیث یک افغان از پروژه توتاپ حمایت می کنم که از مسیر بامیان که مستحق هست برود و از بامیان به طرف میدان وردک و از آنجا به کابل یا ولایتهای دیگر بیاید . اگر در بامیان برادران پشتون و تاجیک و اقوام مختلف زندگی می کنند در میدان وردک همه اقوام مختلف زندگی می کنند پس چرا عقب مانده است.با رفتن این پروژه نه تنها که ارزان تمام می شود از هر مسیری که انرژی می گذرد  سرک می گذرد همان سرزمین رشد می کند هم کار برایش پیدا می شود و هم زندگی اش متحول می شود .در جایی که برق می رود صنعت انکشاف رشد می کند و برای تولید سهولت به وجود می آید.))

شورای علمای شیعه افغانستان به ریاست آیت الله آصف محسنی و بسیاری از نهادهای دیگر از انتقال خط برق پروژه توتاپ از مسیر بامیان و میدان وردک حمایت کرده اند. بسیاری دیگر از شخصیت ها به شمول عبدالرشید دوستم معاون اول و سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان هم حمایت خود را از این مسیر اعلام کرده اند. محمد محقق معاون رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان نیز ضمن انتقاد شدید به تصمیم کابینه در مورد تغییر مسیر پروژه توتاپ گفته در صورتی که حکومت به خواست مردم توجه نکند با آن قطع رابطه خواهد کرد.محمد کریم خلیلی معاون رئیس جمهوری سابق و معاون فعلی شورای عالی صلح افغانستان هم بر این نکته تاکید دارد که این پروژه، ملی است و همه مردم باید از آن حمایت کنند. وی در مورد برخی اظهار نظرات که مسیر پروژه در زمان حکومت آقای کرزی به تصویب کابینه رسیده هم شفاف سازی کرد:

خلیلی (( بحث یک بحث قومی نیست بلکه یک بحث ملی هست چون پروسه ، پروسه ای ملی هست. من به برادران لویی پکتیکا و لویی قندهار می گویم که ما همیشه از حرکتهای ملی حمایت می کنیم و حالا هم از این پروسه به عنوان یک پروسه ملی حمایت می کنیم و از این مسیری که فیشنر تعیین کرده است حمایت می کنیم.من از جناب رئیس جمهور و جناب رئیس اجرائیه جدا خواست مردم را می خواهم که عملی کنند و به خواست عادلانه و عدالت خواهی مردم توجه کنید .امروز که ادارات پی در پی تاکید می کنند که این پروسه مال حکومت قبلی هست که سالنگ تصویب شده است بی جا و بی اساس هست. ما توتاپ را از طریق بغلان الی کابل تصویب کردیم بحث دیگرش را باید فیشنر مشخص کند که از کدام مسیر وارد کابل شود که مشخص کرده است .))

به دنبال اظهار نظرات افراد سرشناس و اعتراضات مدنی مردم، محمد اشرف غنی در بیانیه ای با قدردانی از حضور مردم در صحنه و مسئولیت پذیری در قبال مسایل مهم کشور از آنان خواست در اعتراضات مدنی خود احساسات خود را کنترل کند. وی ضمن تاکید بر وظیفه ی دولت برای برقرسانی به مناطق مرکزی گفت: با بزرگان مملکت و معترضین نشست داشته و قرار شده کمیسیونی برای بررسی موضوع تشکیل شود:

 اشرف غنی(( در خلال چند روزگذشته در جریان گفتمان مردم  درباره پروژه برق وارداتی 500 کیلو ولت از آسیای میانه بودم و آن را دنبال کردم. من مشارکت اقشار مختلف جامعه را در موضوعات انکشافی یک تحول مثبت و امیدوار کننده می بینم و این نشان می دهد که مردم ما به  درک بالایی از نیازهای اساسی کشور رسیده اند و خواهان انکشاف متوازن مخصوصا در مناطق محروممان مانند بامیان ، کنر، پکتیکا، نورستان و سایر نقاط کشورهستند .چیزی که رسیدگی به آن از اولویتهای اساسی من ، من حیث رئیس جمهور هست فیصله کابینه در مورد این پروژه که هفته قبل اعلام گردید در حقیقت تداوم گامهایی بود که پش از این در سالهای گذشته برداشته شده بود و رهبران دولت در آن زمان در مطابقت با معاهده ای که با بانک انکشاف آسیایی عقد کرده بودند بر آن صحه گذاشته و بر آن اتفاق نظر داشتند. تعهد ما به انکشاف متوازن و از جمله رساندن برق به بامیان و مناطق مرکزی بر سر جای خود باقی است در این راستا اقدامات لازم را که برای سرعت بخشیدن به این پروژه بود عملا انجام داده ایم .درخصوص پروژه انتقال برق وارداتی به آسیای میانه دیدگاههای متفاوتی از جانب رهبران سیاسی ، نهادهای مدنی ، فعالین اجتماعی و متخصصین این عرصه مطرح شده است .به منظور این که این دیدگاهها به شکل همه جانبه بازتاب پیدا کند و گامهای انکشافی بزرگ با اجماع ملی به اجرا گذاشته شود کمیسیون ملی را توظیف می کنم که اعضای آن در مشوره با نمایندگان مردم و فعالین سیاسی و مدنی و تخصصی تعیین شوند تا با مرور و بررسی همه اسناد، اوراق و اقدامات مربوط به این پروژه ملی، دیدگاه کامل و منسجمی را هم در کمبود اقتصادی و هم تاثیرات اجتماعی آن را به بررسی گرفته باشد و دیدگاهی رو به آینده ارائه کنند تا در روشنی آن در آینده تصامیم اتخاذ شود.))

اظهارات مسئولان حکومتی و از جمله رئیس جمهوری در مورد پروژه توتاپ مورد پذیرش صاحبنظران و کارشناسان افغان قرار نگرفته و بر این عقیده هستند که بررسی های کارشناسی قبلاً و در مدت طولانی صورت گرفته و مسیر بامیان و میدان وردک از هر لحاظ بهترین مسیر تشخیص داده شده است و اینکه کمیسیونی که رئیس جمهوری از آن سخن می گوید در مدت اندک چه چیزی را می خواهد مشخص کند. کارشناسان همچنان می گویند حکومت وحدت ملی باید به فکر حامیان اصلی خود که مردم هستند باشد و نظر آن ها و بزرگان کشور را در هر امری محترم بشمارد تا اقتدار و دوام پیدا کند.

سید عیسی حسینی مزاری رئیس مرکز فعالیت های اجتماعی-فرهنگی تبیان افغانستان و رئیس خبرگزاری صدای افغان:

(( قدرت اصلی که دولت و حکومت را بتواند حمایت بکند مردم هست. ولایات و مردمی هست که در مواقع ضروری بخصوص زمان انتخابات حامی این دولت و حکومت بود اما در شرایط امروزی بحث توتاپ یا بحث انتقال لین برق از بامیان یا سالنگ چه مشکلاتی را به وجود آورده است در حالی که خود دولت باید سازمان دهنده باشد و ضرورتها را باید درک کند و به دنبال خواست و احساسات مردم خودش باشد. بر فرض مثال در کابینه تصویب شد که این لین برق از مسیر سالنگ منتقل شود این همه معترضین که در صحنه حضور پیدا کردند و اعلامیه دادند و بیانیه دادند و سخنرانی کردند و اجتماعات مختلف را به وجود آوردند و وقتی که مجموع این شخصیتها را محاسبه می کنیم می بینیم قسمت اعظم کسانی را تشکیل می دهد که از این حکومت حمایت کردند اینها دلیل می آورند که کابینه تصویب کردند .مگر کابینه از جنرال دوستم ، عطا محمد نور ، محقق ، خلیلی  و بقیه شخصیتها بالاتر هست که ازمسیر لین برق از بامیان حمایت می کند .دولت افغانستان به جای این که به خواسته های این مردم پاسخ بگوید و اعلام همراهی بکند وزارت انرژی و آب و برق شروع به فرافکنی می کند و به جای پاسخ قانع کننده، دوازده ولایت دیگر را در برابر ولایات مرکزی افغانستان قرار می دهد چه کسی گفته است که به این ولایتها رسیدگی نکنید. این ولایات از محروم ترین و امن ترین ولایات هست و تا هنوز مردم این ولایات شجاعانه و دلیرانه در کنار دولت افغانستان ایستاده اند و هیچ کدام از افرادی که انتحاری کرده اند منتسب به این ولایت نیست و همچنان خود شرکت آلمانی نظر داد که این مسیر ، مسیری به صرفه هست و فایده دارد .این همه دلایل را جناب اشرف غنی و دولت نادیده می گیرد و از این طرف شعار می دهد که ما در برابر تروریسم ایستاگی می کنیم وقتی که در این جا به مردم توجه نمی کنید و به این قدرت اصلی که باید حامی شما باشد توجه نمی کنید شما به کدام قدرت توجه می کنید.))

داکترظهوری حسینی ؛عضو موسس بنیاد علمی فرهنگی کوثر

((همانطور که در موافقت نامه اولیه مطرح شده بود  این پروژه باید از طریق بامیان و مناطق مرکزی افغانستان انتقال پیدا کند اما این انتقال تغییر پیدا کرده است و از طریق سالنگ مورد نظر قرار گرفته است .این موضوع باعث اعتراض شدید شده . پروژه توتاب یک پروژه  هست که می تواند برق بسیاری از مناطق نزدیک خود را تامین کند اما  دستهایی در درون دولت افغانستان هست که می خواهند مردم مناطق مرکزی افغنستان از این پروژه بهره ای نداشته باشند امیدوار یم این پروژه به همان شکلی که توافق شده بود ادامه پیدا کند .در گذشته های دور هم مقاومت مردم مناطق مرکزی افغانستان زبانزد خاص و عام بوده است و اینها در هر زمانی  توانستند آن ارزشهای معنوی کشور را احیاء کردند بر این اساس بساری از حاکمانی که در افغانستان حاکم شدند حتی الامکان سعی کردد که آنها را محدود بسازند و قوم خاصی نسبت به آنها برتری داده شده است که امروز هم متاسفانه شاهد ادامه روند حاکمیتهای استعماری در افغانستان هستیم اگرچه مردم مناطق مرکزی در درون افغانستان نفوذ زیادی دارند ولی آنها هم غافل می شوند و مردم عادی که در طول جهاد ملت مسلمان افغانستان و در زمان تجاوز شوروی به افغانستان جزء پیشتازان مقاومت  انقلاب بودند و توانستند که موفقیتهای اصلی را بدست بیاورند امروز کسانی را که به عنوان نماینده انتخاب کردند کمتر به درد آنها می رسند و آنها به دنبال معاملات سیاسی و ارتباطات خاص خود هستند و این موضوع باعث شده است که متاسفانه هنوز هم مناطق مرکزی در محرومیت به سر ببرند.))

احمد بهزاد عضو پارلمان افغانستان  

(( دولت افغانستان برای بررسی انتقال این لین و ماستر پلان انرژی افغانستان قراردادی را با موسسه آلمانی فیشنر به امضاء می رساند و هزینه می پردازد تا آنها مسیر مطمئن اقتصادی تعیین کنند و آنها مسیر بامیان ، میدان وردک الی کابل را تعیین کردند. تنها از این لین قرار نیست که مردم بامیان استفاده بکنند بلکه مردمانی که در مسیر استفاده می کنند یک طرف قضیه هست و در نهایت قرار هست که این لین از کابل عبور کرده و به سمت ولایات جنوبی افغانستان برود. چیزهایی که در برآورد علمی و تخنیکی موسسه فیشنر بوده است این هست که اولا هیچ توجیهی وجود ندارد که ما از یک مسیر دو لین برق را عبور بدهیم آن هم درکشوری که دارای شبکه سراسری توزیع برق نیست. ما در حدود یک میلیارد دالر مصرف بکنیم و یک لین را در پهلوی یک لین دیگر بیاوریم آن هم از یک مسیری مانند سالنگ که در حال حاضر کابل در فصل سرد سال در تاریکی مطلق فرو می رود به خاطر یان که یک پایه از لین فعلی مسیر سالنگ در اثر برف کوچ تخریب می شود. حالا اگر یک لین دیگر هم به این جا بیاید قطعا این خطر وجود خواهد داشت که ما برای هفته ها برق کابل را نداشته باشیم و برق جنوب هم قطع شود .مسئله دوم که مسئله ای بسیار مهم هست و در راستای منافع ملی تمام مردم افغانستان هست آنستکه امسال قیمت برق واردتی 20 الی 25 فی صد افزایش پیدا کردهیچ تضمینی وجود ندارد که برای 2 یا 3 سال بعد و یا برای دور بعد که قرارداد امضاء می شود او بیاید و صد فی صد این قیمت را افزایش ندهد و اگر مسیر لین 500 کیلو ولت از بامیان میدان وردک بیاید شما می توانید نیروگاه تولید برق حرارتی را در اش پشته و در دره صوف ایجاد بکنید که هرگاه میزان مصرف شما زیاد شد و یا کشورهای صادرکننده برق به افغانستان قیمت را افزا یش دادند و شما نتوانستید بپردازید برق حرارتی خودتان را ارزان تولید بکنید.

مسئله سوم این هست که ما در بامیان معادن عظیم آهن داریم ،حاجیگک یکی از غنی ترین معادن آهن جهان هست و معدن دیگری که در دره یکاونگ تثبیت شده است .ما با برق وارداتی که از کشورهای خارجی وارد کنیم به هیچ عنوان نمی توانیم که پروژه های کلانی مانند بهره برداری از معدن حاجیگک را داشته باشیم زیرا به صرفه نیست و اقتصادی نیست. یک ماده در قانون اساسی به نام انکشاف متوازن هست که در انکشاف متوازن عدالت حکم می کند که وقتی یک لین از سالنگ آمده است لین دیگر از بامیان عبور بکند.))

 

 

 

 

 

]]>
کنکاش Sat, 21 May 2016 16:39:03 +0430
حکومت وحدت ملی افغانستان http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/116495-حکومت-وحدت-ملی-افغانستان http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/116495-حکومت-وحدت-ملی-افغانستان

 

 

 

 

در حالیکه حکومت وحدت ملی افغانستان در بالاترین سطح موضع خود را در قبال مخالفان نظامی و کسانی که مردم این کشور را هدف گلوله های خود قرار می دهند، اعلام کرده اما باز هم مخالفان مسلح بویژه طالبان و حامیان خارجی آن ها که بیشتر پاکستانی ها در این زمینه متهم هستند، به اقدامات خود علیه مردم و نظامیان افغان ادامه می دهند.طالبان و سایر گروه های مسلح مخالف دولت افغانستان در نقاط مختلف به حملات و کشتار مردم می پردازند، حامیان خارجی شان همچنان از آن ها حمایت می کنند و حتی حملاتی که از سال ها قبل از سوی نظامیان پاکستانی در نقاط مرزی شرق افغانستان صورت می گرفت گهگاه انجام می شود. دولت افغانستان هم از سوی مردم و صاحبنظران به علت کم کاری و پیگیری طولانی گفتگوهای بی نتیجه صلح مورد انتقاد است.

از همین رو مقامات دولتی افغانستان بار دیگر مواضع خود را تکرار کرده و به نیروهای امنیتی دستور داده اند که حملات سرکوبگرانه خود را علیه مخالفان مسلح در نقاط مختلف افغانستان ادامه دهند و به حملات برونمرزی هم پاسخ قاطع بدهند.ریاست جمهوری افغانستان تاکید کرده که ادامه حملات از سوی نظامیان پاکستانی نقض صریح منشور سازمان ملل متحد است. وزارت امور داخله هم گفته نیروهای دولتی صلاحیت دارند به حملات راکتی پاکستان پاسخ بدهند.مشاور امنیت ملی افغانستان نیز اعلام کرده پاکستان باید مطابق تعهدات خود در نشست های چهار جانبه صلح، طالبان مخالف مذاکرات صلح را سرکوب کند. به دنبال اعلام مواضع دولت افغانستان نیروهای دولتی در نقاط مختلف ضربات سنگینی به نیروهای طالبان وارد کرده اند. اما این اعلام مواضع و شکست های طالبان واکنش پاکستانی ها را درپی داشت بطوریکه سرتاج عزیز مشاور صدر اعظم پاکستان در امور بین الملل اعلام کرد که پاکستان با راهکارهای نظامی برای حل مشکلات افغانستان مخالف است.این در حالی است که درپی ناکام ماندن گفتگوهای صلح، رئیس جمهوری افغانستان از اسلام آباد خواسته که علیه رهبران طالبان که در پاکستان حضور دارند، دست به اقدام نظامی بزند. در برنامه امروز کنکاش در گفتگو با کارشناسان محترم به تحلیل و بررسی مواضع دولت افغانستان در قبال مخالفان مسلح و حامیان آن ها و مسایل پیرامون آن می پردازیم.

گزارش حسینی

((محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان پیشتر و پس از حمله انفجاری خونبار در کابل، گروه های داعش، القاعده، حقانی و بخش هایی از طالبان و همه آن هایی که مردم افغانستان را هدف قرار می دهند دشمنان افغانستان خواند.اما حملات مخالفان مسلح در گوشه و کنار این کشور همچنان ادامه دارد ضمن اینکه راکت پراکنی های نظامیان پاکستانی هم در نقاط مرزی شرق افغانستان هنوز صورت می گیرد. این موارد دولت کابل را هم با انتقادهایی مواجه و این دولت را وادار کرده که مواضع خود را بار دیگر آشکارا مطرح کند. اینکه علیه گروه های تروریستی و حملات راکتی از سوی پاکستان اقدام خواهد کرد. شاه حسین مرتضوی معاون سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان:

((حکومت افغانستان تعهد خود را به دنیا نشان داد و حضور حکومت افغانستان در نشست چهار جانبه نشان از پایبندی افغانستان برای تامین صلح پایدار در کشور می باشد و همچنان حکومت افغانستان برای تامین امنیت در افغانستان تمام توان خود را به کار گرفته اند تا در برابر گروههایی که دست به اعمال تروریستی می زنند اقدامی همه جانبه کنند. حکومت وحدت ملی به صورت مستیم موضوع حمله های راکتی را با رهبران پاکستانی در میان گذاشت و تداوم این حمله ها نقص آشکار منشور سازمان ملل متحد و در تناقض با اصل حسن همجواری می باشد.))

وزارت دفاع افغانستان هم اعلام کرده که سربازان افغان اجازه دارند به حملاتی که علیه آنان و مردم افغانستان از سوی هر کسی صورت بگیرد پاسخ دهند. همچنان صدیق صدیقی سخنگوی وزارت امور داخله افغانستان که در دفتر رسانه های حکومت صحبت می کرد ابراز امیدواری نمود که انداختن سلاح ثقیل از خاک پاکستان که باعث کشته و زخمی شدن نظامیان و مردم غیر نظامی و تخریب منازل مسکونی گردیده متوقف گردد.

وی تاکید دارد که نظامیان افغان صلاحیت  دارند که به هرگونه تخطی از سوی نظامیان پاکستانی پاسخ بدهند.

نمایندگان مردم در پارلمان افغانستان هم می گویند برنامه های صلحی که حکومت افغانستان پیش می برد شکست خورده و تنها امیدواری مردم این کشور، مواضع جدیدی است که از سوی حکومت وحدت ملی در مورد مخالفان مسلح و دشمنان این مردم اعلام شده است. صاحبنظران افغان هم می گویند هرچند افغانستان در برابر پاکستان از لحاظ نظامی و اقتصادی ضعیف است اما ملت افغانستان همواره پاسخ متجاوزین را داده و باز هم می دهد و اینکه این کشورهمواره طرفدار صلح است اما این مخالفان مسلح و پاکستانی ها هستند که در این رابطه صداقت نداشته اند. کشورهای خارجی هم که شعار کمک به افغانستان سر می دهند اهداف خود را دنبال کرده و چشم بر اعمال پاکستانی ها می بندند. سید اسحاق دلجو حسینی کارشناس و فعال سیاسی افغان:(( افغانستان یک ارتش منظم و کارکشته و مسلح ندارد اما پاکستان یک کشوری قوی است ولی ملت افغانستان ملتی هست که در برابر تهاجم کشورهای بسیار بزرگ و نیرومند همیشه دفاع کرده است و افغانستان می داند که باید صلح شود لی همه به این نتیجه رسیدند که تنها مانع صلح پاکستانیها هستد .متاسفانه مواضع کشورهی خارجی هم یک جانبه برای دفاع از امنیت و آوردن صلح در افغانستان نیست وآنها به دنبال منافع خود می گردند.))

حالا باید دید حکومت افغانستان تا چه میزان بر مواضع خود در برابر تروریست ها و حامیان آن ها استوار باقی می ماند و اقدامات خود را تا کجا علیه آنان پیش خواهد برد و آیا مردم این کشور با این رویکرد جدید روی صلح و آرامش را خواهند دید؟))

کارشناسان

داکتر نور آقا روئین

مطیع الله خروتی

داکتر سید وحید ظهوری حسینی

امیر فولادی

بحث مخالفان مسلح دولت افغانستان همواره با نام پاکستان و حمایتی که آن کشور از آن ها می کند همراه بوده است و این موضوع بارها از سوی کارشناسان و مقامات افغان مطرح شده است. مذاکرات صلح نیز مطرح بوده و نقشی که پاکستان می توانست بازی کند اما این مذاکرات هم همیشه بی نتیجه بوده است. نقش پاکستان در قضایای افغانستان چگونه است در  حالی که صدای دولتمردان افغان هم در آورده و حتی رئیس جمهور غنی، مساله شکایت به شورای امنیت سازمان ملل را مطرح کرده است.

داکتر نور آقا روئین

((با کمال تاسف، پاکستان  با افغانستان هیچ نوع موضع مستقر و ثابت طبق حقوق بین الملل و حقوق جهانی ندارد. روی هم رفته طالب را من حیث یک وسیله در اختیار قرار داده است گاهی من حیث وسیله جنگ و گاهی من حیث وسیله صلح و گاهی وسیله قدرت نمایی بالای افغانها و گاهی وسیله خون ریزی بی پایان و انتحارات بسیار خطرناک استفاده کرده است و متاسفانه پاکستان از این وضعیت لذت می برد به خاطر این که بتواند با هند در افغانستان مقاومت کند و بتواند موضوع مرز دیورند را رسمیت دهد .روی هم رفته پاکستان می خواهد با کمال تاسف افغانستان را در وضعیتی قرار بدهد که تمایلات، خواسته ها و اهداف پاکستان را بپذیرد. جناب اشرف غنی تلاش زیادی انجام دادند و سفرهای متعددی صورت گرفت و حتی خطوطی که قبلا من حیث خطوط قرمز تقسیم شد مثل فرستادن محصلین نظامی را در نظر نگرفت اما پاکستان با کمال تاسف طفره رفت و دوباره از همان هرم فشار شان صرف نظر نکردند. وقتی که دولت افغانستان زیر فشار قرار می گیرد دیگر راهی نداد جز این که یک موقعیت روشن را تنظیم کند.))

 به نظر می رسد در که حالی روابط افغانستان و پاکستان به جای حساسی رسیده هرچند که در گذشته هم تنش هایی وجود داشته است علاوه بر حمایتی که گفته می شود پاکستانی ها از مخالفان نظامی دولت افغانستان می کنند گزارش هایی هم وجود دارد که از آنسوی مرز نظامیان پاکستانی حملات راکتی به خاک افغانستان داشته و دارند که تلفات هم بر جای گذاشته، دولت افغانستان، هم دستور سرکوب طالبان را صادر کرده است و هم پاسخ به حملات نظامیان پاکستانی را دارد. آیا این خطر وجود ندارد که درگیری ها شدت پیدا کند؟ و آیا در اینصورت نظامیان افغان توان ادامه مقابله را خواهند داشت؟:

مطیع الله خروتی

 (( هر مملکت یا هر کشوری ولو که کوچک یا بزرگ باشد در صورتی که استقلال سیاسی داشته باشد حقش هست که از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی خود دفاع کند.این که همسایگی ما کشور مجهز به اتم پاکستان قرار دارد به این معنا نیست که هر خواسته پاکستان را افغانستان قبول کند. حکومت افغانستان خود را مکلف می داند که در مقابل تجاوزاتی که از خاک پاکستان صورت می گیرد بایستد. ممکن است حکومت افغانستان یا قوای مسلح افغانستان ضعیف باشد اما باید همین قدر بتواند در مواقع ضروری از خود عکس العمل نشان بدهد و من با اطمینان می گویم که این حق مسئولین دولت اسلامی افغانستان هست که قوای مسلح را هدایت بدهند که به خاطر دفاع از وطن عکس العمل نشان بدهند. پاکستان  کشوری هست که نه تنها برای افغانستان مشکل زا بوده است بلکه در کل دنیا مشکل ایجاد کرده است  و هم اکنون گروههای داعش از خاک پاکستان

می آ یند و در افغانستان حملات را انجام می دهد و همیشه پاکستان در امور داخلی افغانستان مداخله کرده و مشکل زا بوده است.))

در حالیکه بحث مذاکرات صلح جریان داشت در گذشته، شورای عالی صلح افغانستان تلاش هایی در این زمینه انجام داد و اخیراً هم نشست های چهارجانبه افغانستان، پاکستان، چین و آمریکا به منظور فراهم آوری زمینه های گفتگوی دولت کابل با طالبان جریان داشت و امیدواری هایی هم ایجاد شده بود، چه شد که بار دیگر اوضاع به گونه دیگری رقم خورد، طالبان حملات خود را شدت بخشیدن و کاسه صبر دولت افغانستان هم لبریز شد و شاهد وضعیت کنونی هستیم؟

ظهوری حسینی

(( مذاکرات صلح در واقع یک پروسه طولانی مدت و بی نتیجه ای بوده است که اکثرمردم را نا امید ساخته است. دخالتهای خارجی و غیر شفاف عمل کردن دولت پاکستان و حمایت آنها از طالبان موضوع را یک مقدار پیچیده می سازد و مردم افغانستان هم از این موضوع ناراحت هستند و امروز شرایط طوری شده است که اکثردولتمردان افغانستان  به دنبال این هستند که باید با طالبان جنگید. طالبانی که هر نوع گفتگو و هر نوع مذاکره و مصالحه و هر نوع توافقی را رد کرده اند و در مقابل مردم ایستاده است و هر جنایتی که دلش خواسته انجام داده است و مسلما با یک جنایتکار نمی شود گفتگو کرد و گفتگو در صورتی هست که منطق و روش مشخصی وجود داشته باشد. بحث اصلی در این رابطه این هست که پاکستان از  طالبان و تروریستان حمایت می کند و حمایت پاکستان دوبعد دارد. یکی این که برای امنیت ملی خودش کار می کند و به هیچ وجه حتی در توافقات سیاسی  با دولت افغانستان صادق نیست و همان پروسه خود را دنبال می کند. ظاهرا توافق می کند و عملا چیز دیگری را انجام می دهد و بعد دیگرش این هست که در واقع پاکستان در داخل افغانستان سهم خواهی دارد و برای این که نفوذ قوی تری داشته باشد از حربه هایی مانند طالبان استفاده می کند و عامل دست آمریکاست برای این که بتواند در افغانستان از این موضوع هم بهره برداری بکند.))

به نظر می رسد تغییراتی که در مواضع و سیاست های دولت افغانستان ایجاد شده  است جدی است، عملیاتی هم که علیه مخالفان مسلح پس از اعلام مواضع توسط رئیس جمهور غنی انجام شده گواه این مساله است، این مواضع و سیاست ها فکر می کنید که چقدر منطقی و موفقیت آمیز است و دولت باید چه کار کند تا اعتماد مردم هم جلب شود؟ مردمی که همواره قربانی ناامنی ها و نابسامانی ها بودن و انتقاداتی هم از عملکرد ضعیف دولت خود داشتند:

امیر فولادی

(( دولت بعد از گذشت 14 سال یک تغییر جدی در سیاست خود می آورد و آن تغییر در مورد تعریف از دوست و دشمن هست . فکر می  کنم که برای اولین بار رویکرد دولت افغانستان یک رویکرد واضح و روشن بوده است یکی این که آن دسته از طالبانی که با مردم افغانستان می جنگند را به عنوان دشمن معرفی شده است و شبکه حقانی مشخصا به عنوان دشمن مردم افغانستان مشخص شده است و از طرف دیگر عملیاتهایی برای سرکوبی تروریستها پیشنهاد شده است و  فکر می کنم  از همین چند روزی که موضع گیری تازه  از سوی دولت مطرح شده است پیشرفت هایی هم در سنگرها به وجود آمده است و این تنها رویکردی هست که می تواند هم  طالبان و هم به پاکستان بقبولاند که تنها از طریق مذاکره می توانند خودشان را حفظ کنند .به هر حال همین وضعیت باید ادامه پیدا کند تا اعتماد به وجود آید و اعتماد در یک مقطع ده روزه یا یک ماهه امکان ندارد .))

پاکستانی ها که خود در قضایای ناامنی افغانستان متهم هستند و از فرصت های موجود هم برای کمک به برقراری صلح و امنیت در این کشور استفاده نکردند در حالیکه به اذعان خودشان بر طالبان نفوذ هم داشتند، چطور حالی که به اصطلاح کارد به استخوان ملت افغانستان رسیده است. می گویند که راه حل نظامی کارساز نیست. چنانچه سرتاج عزیز مشاور امور بین الملل صدراعظم پاکستان این مساله را مطرح کرده است؟ چه اهدافی را آن ها در افغانستان دنبال می کنند؟

روئین

 ((به صورت دقیق بارها و بارها این موضوع از طرف مردم افغانستان و دولت افغانستان و مجامع بین المللی اعلام شد که راه حل ، راه حل نظامی نیست  وحتی کنفرانس چهار جانبه ای که شکل گرفت بر مبنای همین فرضیه بود اما باز در این شرایط پاکستان آهنگ خود را سر می دهد و اهداف معین خود را دارند. اول جنگ نیابتی در داخل افغانستان به خاطر تحقق اهداف پاکستان، موضوع مرز دیورند، موضوع عدم حضور هندیها در این جا و بالاخره حاکم ساختن طرز تفکر پاکستان و نفوذ پاکستان در دستگاههای افغانستان هست. روی هم رفته این خواست پاکستان هست اما دولتمردان افغانستان با وجود  این که تنوع نظرات وجود دارد اما در نهایت یک موضع مشترک این هست که افغانستان یک خطه واحد و تجزیه ناپذیر هست و باید به استقلالیت و تمامیت ارضی اش احترام گذاشته شود و بتواند با پاکستان من حیث دو کشور مساوی الحقوق رابطه و مناسبات داشته باشد.))

فکر می کنید که این سیاست جنگی که دولت افغانستان در پیش گرفته تا کجا ادامه خواهد داشت و باید ادامه داشته باشد؟ و با این مساله که حالی مقامات پاکستانی می گویند  مشکلات باید از طریق مذاکره و گفتگو حل شود باید چگونه برخورد شود؟:

داکتر ظهوری حسینی

((فکر می کم بحثی که دولت افغانستان مطرح می کند که باید با طالبان جنگید خواست ملت و مردم افغانستان هست زیرا هر روز اینها از مذاکره و مصالحه حرف می زنند در حالی که آنها بر طبل جنگ می کوبند و هر روز مردم بی گناه و مردم افغانستان در حادثه های مختلف شهید می شوند در حالی که آنها به تعهدات خود وفادار نبودند .  دولت پاکستان دراین موضوع  صادق نبودند سوء استفاده کردند .بر این اساس حالا آنها هم متوجه شدند که مردم و ملت افغانستان به مذاکرات تن نخواهد داد و بر طبل جنگ می کوبند و متاسفانه شرایط را در افغانستان وخیم تر می کند اما به خود دولت پاکستان هم صدمه خواهد رساند. مسلم هست وقتی که طالبان حاضر به گفتگو شوند و متحد و هماهنگ باشند هر گروه و هر دسته آنها یک ساز جدیدی نزند و پاکستان هم در عملکرهای خود صادق باشد شاید با گفتگو به  نتیجه ای برسند در غیر این صورت من فکر می کنم که ادعای سرتاج عزیز هم یک ادعای پوچی هست و باید خود پاکستان آنها را ملزم به گفتگو کند.))

وضعیت نیروهای امنیتی افغان و توان آن ها را در مقابله حداقل با مخالفین نظامی که در داخل افغانستان فعالیت دارن شما  در درازمدت چطور می بینید ؟ با توجه به پیشرفت هایی هم که اخیراً در سرکوب آن ها داشتند. و اینکه آیا پاکستانی ها به اهداف خود از حمایت مخالفان نظامی دولت کابل دست یافتند؟ و حالا که طالبان تضعیف شدن و روند تضعیفشان ادامه دارد فکر می کنید که حرکت بعدی حامیان آن ها چه خواهد بود؟:

فولادی

 (( فکر می کنم که اردوی افغانستان و نیروهای امنیتی افغانستان نسبت به سالهای قبل مجهز تر شده است .فقط اگر اراده سیاسی حمایت کند  فکر می کنم که  پیشرفتها می تواند ادامه داشته باشد.ما در فاریاب و قندوز پیشرفتهای خوبی را شاهد هستیم و در مجموع طالبان می خواستند در آغاز فصل بهار دستاورد داشته باشند اما نه تنها دستاوردی نداشتند بلکه با شکست مواجه شد.در واقع پاکستان تا هنوز به  اهداف خود نرسیده است و شاید یکی از علل حمایت طالبان همین موضوع باشد. پاکستان با حمایت از طالبان می خواست که طالبان در یک موضع قدرتمندی قرار بگیرد و برخی از مراکز ولایات در کنترلشان باشد تا بتواند طرح شورای پیشاور و کویته را در داخل افغانستان انتقال بدهد و در واقع طالبان از یک موضع برتر وارد مذاکره با دولت افغانستان شود.پاکستان در همین سیاست خود ناکام مانده است و آنها نتوانستند مرکز این ولایا ت را بدست بگیرد و درواقع نمی تواند مراکز شوراهای طالبان را به داخل افغانستان انتقال بدهد و اگر چنانچه پاکستان مطمئن شود که حمایت هایش از طالبان به جایی نمی رسد و طالبان در نهایت ممکن است به سوی نابودی رود در آن زمان پاکستان هم به احتمال زیاد به نحوی آنها را حاضر به گفتگو و مذاکره کند.)

 

 

 

 

]]>
کنکاش Tue, 10 May 2016 17:52:03 +0430
جنگ و صلح افغانستان: خارجی ها، دولت و مردم http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/115191-جنگ-و-صلح-افغانستان-خارجی-ها،-دولت-و-مردم http://dari.irib.ir/تولیدی-ها/برنامه-سیاسی/کنکاش/item/115191-جنگ-و-صلح-افغانستان-خارجی-ها،-دولت-و-مردم

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 مساله جنگ و صلح افغانستان، دخالت های خارجی ها، تلاش ها و کم کاری های دولت و نقش مردم در این رابطه از مسایلی است که همواره زوایای پیدا و پنهان و قابل بحثی دارد که می توان به منظور دستیابی به راهکارهای عملی برای رسیدن به امنیت و صلح پایدار به آن ها پرداخت.از مسایل قابل توجه در این حوزه می توان به آغاز عملیات بهاری نیروهای امنیتی افغان علیه مخالفان مسلح بویژه عملیات تحت نام شفق و پیوستن برادر و پسر ملا عمر رهبر سابق طالبان به شاخه ملا اختر محمد منصور اشاره کرد و همچنان اعلام آمادگی گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان برای پیوستن به دولت و صرفنظر از پیش شرط هایش برای مذاکره، و نیز انتقاد اعضای مجلس سنای افغانستان از آمریکا در زمینه برنامه صلح و اینکه آن کشور نمی خواهد در افغانستان صلح برقرار شود.عملیات شفق در نقاط مختلف افغانستان از سوی نیروهای امنیتی راه اندازی شده تا مناطق نا امن از وجود گروه های تروریستی پاک شود. صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله پیشتر گفت: این عملیات با هدف پاکسازی ولایات از وجود گروههای دهشت افکن راه اندازی شده است.وی ضمن ستایش از عملکرد نیروهای امنیتی افزود: این عملیات به گونه مشترک در همکاری و همآهنگی کامل با نیروهای اردوی ملی و امنیت ملی در ولایت های سرپل، غزنی، ننگرهار و بدخشان راه اندازی شده است.از سوی دیگر گروه طالبان  اعلام کرد ملا عبدالمنان برادر و محمد یعقوب پسر ملاعمر به شاخه ملا اختر محمد منصور پیوسته و به عضویت شورای تصمیم گیری طالبان افغانستان در آمده اند. آنان قبلاً در شاخه ی تحت رهبری ملا رسول حضور داشتند.گفته شده که پسر ملاعمر به حيث مسئول نظامی طالبان در ۱۵ ولایت افغانستان تعیین شده است.همچنان گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان که حزبش طی سال های گذشته در مخالفت نظامی با دولت افغانستان قرار داشت، برای پیوستن به دولت اعلام آمادگی کرده و گفته شده که او از شرط اصلی خود هم که خروج نیروهای خارجی از افغانستان بود صرف نظر کرده است.

در همین حال اعضای مجلس سنای افغانستان در رابطه با مسایل امنیتی افغانستان انتقاد خود را متوجه آمریکایی ها و پاکستانی ها کرده و می گویند، با وجود امضای پیمان امنیتی با آمریکا و ناتو، هنوز آمریکا نمی‌خواهد در افغانستان صلح حاکم شود.
سناتوران می‌گویند، اگر آمریکا بخواهد می تواند پاکستان را به کمک به روند صلح افغانستان مجبور سازد. آنان خواستار اقدامات عملی و صادقانه آمریکا و پاکستان در راستای صلح در افغانستان شدند. سناتوران، پاکستان را عامل اصلی ناامنی در افغانستان دانسته و تاکید کردند تا زمانی که دولت افغانستان مشکل خود را با این کشور حل نکند، رسیدن به صلح نیز به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.

اما با توجه به نگرانی های امنیتی که بویژه از سوی مقامات خارجی ابراز

می شد در مورد اینکه با گرمتر شدن هوا اوضاع امنیتی هم وخیم تر می شود چه اقداماتی باید روی دست گرفته شود؟

موسی فریور، استاد دانشگاه

 ((  فکر می کنم بدترین جنگ روانی را آمریکا و غرب علیه نظام موجود در افغانستان به راه انداخته است و  گروههای رسانه ای غرب و آمریکا هر روز می گویند که سال 2016 خونین تر از سال 2015 هست و این باعث نگرانی شدید شهروندان افغانستان و خصوصا طبقه تحصلیکرده شده است و به شکل طبیعی زمینه را برای فرار افغانها از افغانستان فراهم می سازد ؛ اگر غربیها و آمریکا می خواهند  این نظام سرپایش ایستاد باشد، نباید این جنگ روانی و ویرانگر و خطرناک را علیه حاکمیت نظام موجود به راه بیندازند ..از سویی وزارتهای عمده قوای مسلح افغانستان توسط سرپرست اداره می شود و هماهنگی بین قوای دفاعی و امنیتی افغانستان متاسفانه وجود ندارد و به همین علت شاهد سقوط شهر قندوز و سقوط ولسوالیهای ولایت هلمند و چند ولایت دیگر بودیم . اگر ما می خواهیم جنگ خاتمه پیدا کند و مداخله خارجیها در افغانستان قطع شود مردم افغانستان باید وارد صحنه شوند و به ملت شجاع و آگاه و آزاد افغانستان مژده می دهم که یک حرکت بسیار مستقلانه و مدبرانه با همت علمای دینی ما و اساتید دانشگاه و اشخاص سرشناس در قلب افغانستان یعنی کابل از اواخر سال گذشته به این طرف آغاز شده است و هدف این علماء و دانشمندان و افراد اثرگزار در جامعه ما در بدنه شورا ی صلح و نجات افغانستان  این هست که هرچه زودتر جنگ در افغانستان خاتمه پیدا کند. هدفشان این هست که جنگ در افغانستان خاتمه پیدا کند و مداخلات خارجی در افغانستان باید قطع شود و سه طرف منازعه افغانستان یعنی خارجیها ، دولت بر سر اقتدار و مخالفان مسلح از جنگ و از قتل و کشتار دست بکشند و به مردم افغانستان فرصت بدهند که مردم افغانستان سرنوشت خودشان تعیین را کنند . پیام مردم افغانستان همین هست که اگر جنگ راه حل می بود ناتو و آیساف و 48 کشوری که در افغانستان حضور به هم رساندند باید از طریق جنگ، می توانستند حل وفصل کنند اما حالا خودشان اعتراف می کنند که ما جنگ را راه حل بحران افغانستان نمی دانیم و حتی می خواهند همکاریهای منطقوی در منطقه به وجود بیاید و پای روسیه و هند و ایران و بسیاری از کشورهای دیگر را  در پروسه صلح افغانستان بکشانند. این یک اعتراف واضح و آشکار قدرتهای خارجی مبنی بر شکستشان در افغانستان هست و لذا  فکر می کنم تا ملت افغانستان وارد صحنه نشود و ملت افغانستان پرچم صلح را بلند نکنند و به اطراف درگیر با قدرت و با اعتماد به نفس جواب نه نگوید جنگ و منازعه و نا امنی در افغانستان ادامه خواهد یافت و هر روز از ملت مظلوم افغانستان قربانیان بیشتری خواهد گرفت و افغانهای بیشتری در داخل و خارج از کشور متواری خواهند شد.))

امیر فولادی ، کارشناس مسایل سیاسی

 (( امسال سال سختی خواهیم داشت ولی  فکر می کنم که از سال گذشته بهتر باشد. با توجه به این که زمستان امسال ، ما شاهد حملات طالبان در زمستان هم بودیم در نتیجه ممکن است طالبان در فصل بهار دست به حملات بیشتری بزنند و امسال سخت تر از سال 94 خواهد بود .از سویی راه اندازی عملیات از سوی دولت و وزارت داخله نشان دهنده آمادگی نیروهای افغان هست و بر عکس سالهای گذشته که بیشتر حالت دفاعی داشت تهاجمی است که نشان دهنده آمادگی نیروهای امنیتی هست و یک استراتژی درست تر هم این هست که در واقع پیش از آن که حمله کنند در مناطقی که طالبان حضور دارند عملیات تصفیه ای در آن مناطق صورت بگیرد که فکر می کنم امسال نیروهای امنیتی با توجه به اینکه تجهیزات جنگی  در این اواخر در اختیار نیروهای امنیتی قرار گرفته است نیروهای امنیتی می توانند قوی تر از گذشته عمل کنند.))

 صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله افغانستان گفت که در یک رشته عملیات سعی بر آن است که افراد کلیدی مخالفان هدف قرار بگیرند و عملیات آن ها مختل شود. چقدر این هدف عملی خواهد بود و تاثیر این عملیات تا چه حد می تواند  باشد؟:

امیر فولادی ، کارشناس مسایل سیاسی

((هنوز نیروهای امنیتی افغانستان از مهارتهای قوی برخوردار نیست که بتواند عوامل اصلی و طالبان را از بین ببرد ولی در کل فکر می کنم که حداقل انگیزه دولت برای حملات تهاجمی و پاکسازی مناطق از حضور طالبان و آمادگیها برای تضعیف طالبان کمک می کند ولی این که فکر کنیم بتواند نیروهای کلیدی را از بین نیروهای عادی جدا کند و آنها را مورد هدف قرار بدهد شاید نتواند به آن هدف اصلی خود برسد ولی در کل مبارزه  با طالبان و مبارزه با تروریستها و پاکسازی مناطق از حضور آنها به هر شیوه ای که صورت بگیرد به نفع حکومت افغانستان هست.))

اما نقش کشورهای بزرگ در جنگ افغانستان از جمله آمریکا و روسیه، به بهانه حضور نیروهای تروریستی مانند طالبان و داعش، و رقابت های این کشورها و نیز برنامه های گروه های تروریستی در این کشور چگونه است؟

عزیز احمد فانوس استاد دانشگاه کابل 

(( جناب پوتین همیشه به صورت غیر مستقیم می خواهد بگوید که طالب و داعش و حتی جنگهای مجاهدین بخاطر زمینه سازی حضور آمریکا در افغانستان بوده است. اکنون هم به صورت غیر مستقیم و حتی گاهی به صورت مستقیم می گوید که آمریکاییها تمام نیروهای مخالف را تجهیز می کند تا اینها حضور داشته باشند زیرا حضور اینها، حضور عساکر آمریکایی را در افغانستان توجیه می کند. لذا گاهی به نام طالب و گاهی به نام داعش گروههای مختلفی را ایجاد می کنند.این جنگ ، جنگ سیستمها و منافع هست و جنگی هست که جهان به خاطر تقسیم سرزمینهایی مانند افغانستان و کشورهای عقب مانده راه اندازی کرده هست.این تقسیمات از زمانی که سرمایه داری آخرین مراحل خود را در جهان طی می کند به اوج خود رسید لذا از آغاز فلسفه وجودی اینها، حمله به سرزمینهای دیگر بود و هنوز هم می خواهند کشورهایی که دست نخورده باقی مانده است سرزمینهایی مانند افغانستان را در تصرف خود داشته باشند. اما فکر نمی کنم بتوانند یکه تازی کنند.فکر می کنم آمریکا ناگزیر هست که دست پرورده های خود را در داخل دولت بیاورد چنان که در این اواخر جناب حکمتیار هم که یکی از دست پرورده های سیا هست به دولت مراجعه کرده است و می گوید که حضور آمریکاییها مهم نیست در حالی که سالها به همین خاطر صدها افغان را به خاک و خون کشاندند اما حال می گویند که حضور آمریکاییها مهم نیست ولی باید از قدرت به ما سهم بدهند.))

اعضای مجلس سنای افغانستان نیز پیشتر از نقش آمریکا و پاکستان گفتند و این که آن ها مانع روند صلح افغانستان می شوند. چرا هر وقت بحث صلح در این کشور پیش می آید  نام این کشورها هم به میان می آید. واقعاً چه نفعی از ادامه جنگ در افغانستان می برند؟:

فریور

(( جنگ افغانستان ، جنگ نیابتی و جنگ سازمانهای استخباراتی هست که در افغانستان به ضرر منافع اولیای اسلام و افغانستان ادامه دارد و به هیچ صورت مورد استقبال دولت قرار نمی گیرد. به همان دلیل تاکید کردم که با کوششهای خارجی ممکن نیست که صلح به افغانستان برگردد و اگر برمی گشت شورای عالی صلح و مصرف مبلغی حدود یک میلیارد دالر می توانست گره ای از مشکلات افغاستان باز کند که نه تنها یک گره را باز نکرد بلکه گره های دیگری را بر مشکلات عدیده افغانستان افزود لذا  فکر می کنم تا ملت افغانستان وارد صحنه نشود و به جنگجویان و حامیان جنگجویان، جواب نه نگوید نا امنی در افغانستان همچنان خواهند ماند و قربانیان این جنگهای نیابتی و استخباراتی ،ملت مظلوم و شریف افغانستان خواهد بود.))

صاحبنظران، پاکستان را در قضایای افغانستان و بویژه ناامنی های این کشور و حمایت از گروه های مسلح مخالف دولت دخیل می دانند و برخی هم می گویند  که آمریکایی ها هم با وجود اینکه در افغانستان حضور نظامی دارند و سال هاست که شعار تامین امنیت در این کشوررا  سر می دهند اما بیشتر طرف پاکستان را  می گیرند تا به اهداف خود در افغانستان برسند.  

فولادی

(( من فکر می کنم که باید اول متوجه این قضیه شویم که دلیل این که پاکستان از افغانستان حمایت نمی کند و از گروههای مخالف حمایت می کند چیست . دلیل اصلی اش بحث ادعای ارضی افغانستان هست که تا هنوز  دولت افغانستان این اطمینان را نداده است که ما طرفدار پایان یافتن بحث دیورند باشیم و به نحوی بخواهد با پاکستان وارد تعامل شود و برای پاکستان یک موضوع خیلی جدی هست و در نتیجه پاکستان می خواهد از آن ناحیه خاطرش جمع شود. پاکستان یک کشور اتمی و قدرتمند هست و در مقایسه با افغانستان طبیعی است که پاکستان دست بالاتری دارد و می تواند با آمریکا این موضوع را مطرح کند در نتیجه این توقع زیادی هست که ما فکر کنیم آمریکا در مقایسه با افغانستان و پاکستان بیاید جانب افغانستان را بگیرد و به خواستهای پاکستان توجه نکند.)

از عملیات نظامی نیروهای دولتی علیه مخالفان مسلح و بویژه طالبان گفته شد، جناب فولادی هم معتقد است که این نیروها با توجه به تجاربی که کسب کردند می توانند بهتر و قویتر از گذشته عمل کنند. شما چه فکر می کنید و چقدر عملیات نظامی علیه گروه های مسلح مخالف دولت تاثیرگذار خواهد بود؟

فریور

 (( سه طرف منازعه افغانستان یعنی خارجیها ، نظام موجود و مخالفان مسلح دولت برای گرفتن امتیاز هرچه بیشتر می خواهند اعمال فشار کنند و فشار را بر همدیگر بیفزایند اما ما جنگ را مردود می شماریم و گفتیم که جنگ راه حل نیست و پیش شرطها باید از سر میز مذاکره برداشته شود و بدون قید و شروط جوانب درگیر با هم مذاکره کنند و ملت افغانستان نباید بیشتر از این قربانی شود.))

پیشتر برادر و پسر ملا عمر رهبر سابق طالبان که در شاخه تحت رهبری ملا رسول بودند به شاخه تحت رهبری ملا اختر محمد منصور پیوستند که گفته می شود این اقدام در نتیجه تلاش برخی کشورهای بیرونی حامی طالبان بویژه پاکستان صورت گرفته و نگرانی هایی را هم در مورد انسجام طالبان ایجاد کرده است . این مساله چقدر می تواند  در انسجام طالبان و در نتیجه تلاش آن ها برای ناامن کردن اوضاع تاثیرگذار باشد؟:

 

فولادی

(( در این که پاکستان در تلاش هست تا بتواند نیروهای طالبان را منسجم بسازد و در واقع جبهه ای به رهبری ملا اختر محمد منصور شکل بدهد شکی نیست. با این دلیل  فکر می کنم از نظر نظامی تاثیر آنچنانی نخواهد داشت و  رفتن برادر ملا عمر و پسرش خیلی تاثیر گزار نخواهد بود و طالبان فکر می کنند که ملا منصور از عوامل استخبارات پاکستان هست و در کشتن ملا عمر نقش داشته است و چنین تفکری در بین بیشتر طالبان هست. در سال گذشته بسیاری از طالبان هنوز نمی دانستند که به کدام سو بروند ولی امسال صف بندیهای طالبان مشخص خواهد شد و در نتیجه باعث انسجام طالبان نخواهد شد بلکه اختلافات درون طالبان ادامه پیدا می کند و این به دست پاکستان هم نیست.))

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی هم برای گفتگو با دولت و صحبت از پیوستن او به روند اعلام آمادگی صلح است. اگر  چنین چیزی عملی شود تاثیرات آن بر روند صلح افغانستان چگونه خواهد بود و چقدر موثر است؟:

فولادی

 (( رفتن حکمتیار به پروسه صلح اگر چنانچه بپیوندند برای دولت افغانستان می تواند یک موفقیت باشد و از نظر تبلیغاتی یک دستاوردی برای دولت باشد که یک جریانی مثل حزب اسلامی خواهان این هست که به نحوی با این دولت که مورد حمایت نیروهای بین المللی هست وارد گفتگو شود .اگر دولت افغانستان با موفقیت به این پروسه برسد و در واقع برای دولت افغانستان هم یک تجربه ای می شود که با سایر گروهها چگونه عمل کند ولی از نظر توانایی نظامی و با فشاری که علیه دولت افغانستان هست فکر نمی کنم که تاثیرات زیادی داشته باشد.))

 

 

 

]]>
کنکاش Sat, 16 Apr 2016 14:01:24 +0430