|
||||
| بررسی مطبوعات چاپ کابل 23 دلو 1390 |
|
قرار است مجلس نمايندهگان آقاي فاروق وردك را به جلسه استجواب بطلبد. دليل استجواب آقاي وردك، به اجرا نگذاشتن بودجه انكشافي سال 1389 عنوان شده است كه ميزان آن مثل بيشتر وزيران محترم آقاي كرزي، زير چهل درصد بوده است. اينك همين مصرف نكردن بودجه انكشافي وزارت معارف، قابل چشمپوشي و بخشش نيست؛ از اينرو بر نمايندهگان محترم مجلس است كه با سلب صلاحيت از آقاي فاروق وردك، بخشي از بيچارهگي ملت را از ناحيه آموزش و پرورش رفع سازند. ماندگار می افزاید : وزارت معارف به رهبري شخصي نياز دارد كه ـ برخلاف ادعاهاي سياسي بودن وزيران ـ متخصص باشد، يعني متخصص امرِ خطير آموزش و پرورش؛ چون ساختار آموزشي وزارت معارف در طول سالها جنگ و نابهساماني، از بنياد ويران شده است و تنها به همت شخصي بازسازي خواهد شد كه آگاهي كامل از چهگونهگي اوضاع آموزشي كشور و تربيت فرزندان وطن داشته باشد..حالا با فراخواندن وزير معارف به مجلس نمايندگان، اين نمايندگان مجلس اند كه بايد بدون در نظر داشتن مسايل قومي و گروهي، معارف كشور را از چنگال كساني كه آنرا اجاره كرده اند نجات دهند و نيز تاريخ كشور را از خطر حذف شدن مصوون بدارند؛ اما ديده شود كه آيا مجلس نمايندهگان به اين مهم توجه ميكند! و شکست مذاکرات قطر به نفع چه کس عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین امده است : روند مذاکرات صلح با طالبان، که از مدتهای زیادی بر سر زبانهاست، با وارد شدن به مرحلهی ایجاد دفتری برای طالبان در قطر، به یکی از بحثهای داغ و جنجالبرانگیز مبدل شده است..اخیرا، گزارشهایی مبنی بر شکست مذاکرات و گفتگوهای صلح با طالبان که از سوی امریکاییها در قطر راهاندازی شده بود، به رسانهها رسید. این خبرها، بیانگر این واقعیت است که حرکتهای خودخواهانه و پنهانکارانه از هر جانبی که باشد - ولو در جهت آوردن صلح به کشور - نمیتواند راهی به جایی باز کند. طرفی که باید در زمینهی مذاکرات با طالبان بهصورت فعال ذیدخل باشد، اساسا جانب افغانی است. جانب افغانی میتواند هیاتی مرکب از حکومت، پارلمان، مخالفان، فعالان جامعه مدنی و سایر اشخاص سیاسی باشند و پیش از هر گفتگویی باید اجماعنظر میان این گروهها بهمیان بیاید. این نشریه می افزاید : در گفتگوهایی که دیدگاههای افغانها در آن دخیل نباشد و موضعگیریها و شرایط طرفین از قبل برای همگان معلوم نباشد، شکست و پیروزیاش هیچ نفعی برای مردم بهبار نخواهد آورد. در روندهایی که نظر مردم دخیل نباشد، پیامدهای مثبت یا منفی آن برای مردم اهمیتی نخواهد داشت. از سویی هم، تلاش بیحد و حصر پاکستان برای نفع بردن از این روند و سفر مقامات آن کشور به قطر برای میانجیگری در روند گفتگوهای صلح، از همان آغاز این سوال را در ذهن مردم ایجاد کرده بود که اگر این روند پیامد مثبتی هم داشته باشد، آن پیامد به نفع پاکستان خواهد بود و به سراغ روزنامه ی افغانستان می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان چرا انتخاب معاون دوم به بن بست می رسد چنین نوشته است : مجلس نمایندگان برای هشتمین بار جهت انتخاب معاون دوم رئیس ولسی جرگه رای گیری کردند، اما بازهم این رای گیری بدون نتیجه پایان یافت. پرسش اینجاست که چرا این کاندیدان نمی توانند نصاب لازم را برای برنده شدن تکمیل نمایند؟ آیا عدم شایستگی کاندیدان برای این مقام منجر به بن بست کشاندن انتخابات می شود؟ آیا مسایل قومی و اتنیکی در این امر دخالت دارد؟ یا کدام مسایل دیگری هست که انتخاب معاون دوم را با چالش مواجه می سازد؟ نویسنده می افزاید : دلیل این امر هر چه که باشد، آنچه مردم از نمایندگان خود انتظار دارند، این است که در داخل مجلس تلاش نمایند تا روحیه تساهل، تسامح و همپذیری ملی را تقویت نمایند و بر اساس منافع کلان ملی تصمیم بگیرند و هیچگاه مسایل شخصی، قومی، گروهی و سمتی را در تصمیم گیری هایشان دخالت ندهند؛ زیرا تا زمانی که مجلس به عنوان خانه ملت از این نابسمانی ها نجات پیدا نکند، امیدی به وحدت، برادری و برابری اقوام و ملیت ها در افغانستان هم نیست. |





