|
||||
| افغانستان در هفته ای که گذشت ( 15 اسد 1390 ) |
|
شما با ارزیابی تحولات افغانستان در هفته های اخیر و چند روز گذشته حتماً به این نتیجه رسیده اید که این کشور شرایط خاصی را سپری می کند و بحران امنیتی اش وارد مراحل جدی تری شده است . طی ده سال گذشته که نیروهای امریکایی و متحدین امریکا وارد افغانستان شدند روز به روز بر دامنه فعالیت و تحرکات گروه طالبان و دیگر گروه های مسلح وابسته به بیگانگان افزوده شده است و نیروهای متحد غربی هم نتوانسته اند جلوی این تحرکات تروریستی و بحران زا را بگیرند ، مسأله ای که تنها دلیل آمدن و ماندن نیروهای خارجی در افغانستان می باشد . این مسائل در شرایطی است که انتقال مسئولیت های امنیتی افغانستان از نیروهای خارجی به نیروهای افغان آغاز شده و بسیاری از تحلیلگران تشدید فعالیت های تروریستی طالبان ، القاعده ، حزب اسلامی و دیگران را با چنین قضیه ای مرتبط می دانند و معتقدند که قدرت های جهانی نمی خواهند پایان بحران افغانستان رقم بخورد . وضعیت این چنینی حاکم بر افغانستان باعث شده که این روزها در محافل سیاسی مطبوعاتی داخلی این کشور بحث هایی برای ارزیابی اوضاع جاری افغانستان در بگیرد و تحلیل ها و ارزیابی های متفاوتی را هم به سطح رسانه های عمومی بکشاند . ما هم جهت ارزیابی اوضاع چند روز گذشته افغانستان که ریشه در یک دهه بحران موجود و حتی می توان گفت که در سه دهه بحران موجود و مداخلات دست های پیدا و پنهان خارجی و عوامل داخلی آن دارد در ادامه دیدگاه ها و نظرات کارشناسان امور را جویا خواهیم شد تا ببینیم که تحلیل و ارزیابی آنها در خصوص این قضایا چیست . ابتدا دیدگاه هایی از آقای بشیر بیژن شخصیت سیاسی و کارشناس مسائل افغانستان و منطقه .
نظر آقای بشیر بیژن : بحران افغانستان مربوط به سه فاکتور بسیار اساسی می شود که ما و شما بارها روی آن تأکید داشتیم و یک بار دیگر مختصر می گوییم ، فاکتور اولی مسائل داخلی می باشد یعنی مجموعاً مسائل ملی افغانستان را در بر می گیرد و فاکتور دومی مسائل منطقه ای را و فاکتور سومی مسائل فرامنطقه ای را در بر می گیرد . شما می دانید که هر یک از این فاکتورها بالاخره یک جا شده و نا امنی و بحران را در افغانستان دامن می زند و دلائل بسیار زیاد روشن بحران در افغانستان است . حالا در فاکتور داخلی در مسائلی که دولت آقای کرزی باید می پرداخت متأسفانه پرداخته نشده از جمله مسأله فقر و بیکاری که این یک فاکتور بسیار اساسی در ازدیاد ناامنی می باشد . مسأله منطقه ای عدم مواضع شفاف دولت آقای کرزی در قبال سیاست های منطقه ای - فاکتور بین المللیش نداشتن یک استراتژی مدون از جانب دولت افغانستان آنچه که منافع این سرزمین را با منافع قدرت های بزرگ جهانی که در افغانستان به هر حالت ، قانونی یا غیر قانونی مفتخراً یک مقدار تعریفی از او ارائه کنند ، این ها مجموعاً عواملی بود . حالا فاکتورهایی که در ارتباط با گروه طالبان از تریبون امریکایی ها مطرح می شود بدون شک شما باید مطمئن باشید که آمریکایی ها و برخی خارجی های دیگر با حلقاتی در داخل طالبان روابط منظم داشته اند و این روابط تا حالا ادامه دارد . حتی اسناد و مدارکی را شما می بینید که افشا شد که نمایانگر روابط و مواظبت گروه مسلح مخالف دولت آقای کرزی دیگر از جانب آمریکا و برخی از کشورهای دیگر در تجهیزات نظامی در مسائل مالی و .... . چالی را که امریکا پیش می برد دقیقاً مطابقت کامل با استراتژی و اهداف درازمدت امریکا در افغانستان و از طریق افغانستان در منطقه دارد . حضوری که او بهره برداری کند سیاست ها را همان شکل می تواند تغییر دهد و من مطمئن هستم و می خواهم برای شما بگویم که امریکا اگر مطمئن بر این شود که گروه طالبان از جنگ بر دولت افغانستان دست می کشند و در کنار دولت ایستاده شود برای تحقق اهداف امریکایی ها در منطقه شما مطمئن باشید که آمریکایی ها این توان و این قدرت را در مورد طالبان داشته و دارند و برخی از متحدین دیگرش یعنی همانطوری که ما بارها گفتیم حرکت ها از بستر ملی و برای افغانستان نبوده متأسفانه و این بحران این مسائل را بسیار روشن ساخته و این حرکت ها مربوط می شود به اهداف و استراتژی دولت ها و کشورهای قدرتمند جهان در افغانستان . در مسائلی که دولت افغانستان عنوان می کند مذاکره با طالبان را یک نوع مشت در هوا زدن است و بارها بر این مسأله اعتراض داشتیم و تأکید داشتیم که برای جلوگیری از انتشار جنگ در افغانستان شما به عوامل جنگ باید نگاه کنید و عوامل جنگ را باید شناسایی کنید و بسیار زیاد روشن است همانطور که من در بخش اول صحبت اشاراتی داشتم فقر و بیکاری یکی از عوامل بسیار اساسی گسترش جنگ در افغانستان است . شما ببینید کسانی که در صف طالبان سلاح برداشته همه دروازه ها بر رویشان بسته است و فقط برای دریافت 200 و یا 300 دلار مزد از القاعده یا از طالب و یا از هر مجرای دیگر . این ها سلاح برداشتند و این ها بصورت مدون هم عوامل و هم اهداف و هم آدرس هایی را که جنگ را در افغانستان دامن می زنند و به طریق گسترش جنگ و نا امنی آنها اهداف استراتژیک خودشان را در منطقه می خواهند پیاده کنند . سؤال : جناب آقای بیژن با توصیفی که جنابعالی کردید و نفوذی را که فرمودید آمریکا و انگلیس و برخی کشورهای دیگر بر طالبان دارد پس چرا جلوی تداوم بحران در افغانستان گرفته نمی شود و اگر آنها تعمداً چنین بحرانی را در افغانستان ادامه می دهند ، فکر می کنید تا کجا خواهد رفت این قضایا ؟ این به نظر من منطقی نمی آید که ما از این آدرس ها انتظار کم شدن بحران را داشته باشیم و این منطقی نیست برای چه باید در افغانستان بحران کم شود اگر بحران کم شود نفع امریکا و متحدنیش در افغانستان چیست بناعاً که شما در یک نکته می شود به تأکید بگوئید که از بین بردن بحران در افغانستان شامل اراده و برنامه هیچ یک از آدرس ها نیست زیرا بحران افغانستان یک قسمتی از دیوها را چاق ساخته و این بهترین تجربه و روشن ترین تجربه است . مردم افغانستان متأسفانه به مصابه بیچاره ترین مردم قربانی اهداف قدرت ها بوده و امروزه قربانی اهداف و رقابت های قدرت های جهان است . شرایط خاص امروز حاکم بر افغانستان و نگرانی از افزایش بیشتر خشونت ها و نا امنی ها در این سرزمین در حالیست که باردیگر نمایندگان سه کشور آمریکا ، افغانستان و پاکستان نشستی را در اسلام آباد برگزار کردند تا زمینه های حل بحران افغانستان و منطقه را جستجو نمایند . آقای فانوس تحلیلگر و صاحبنظر افغان درباره این نشست و نگاه و عملکرد کشورها و قدرت های جهانی و منطقه ای در خصوص بحران موجود در افغانستان چنین نظراتی دارد. نظر آقای فانوس : مسأله اشغال در افغانستان از ده سال به این طرف رو به وخامت رفته و این هیچ گاه سیر نزولی نداشته به این خاطر که یک سری منافع یک تعداد حلقات بنیادگر در پاکستان و یک سلسله افرادی که به خاطر منافع خود در منطقه کار می کنند سرمایه گذاری می شود و همچنان امریکا در این جا منافع خواص خود را به خاطر موجودیت خود در افغانستان دارد و این مسائلی که راجع به صلح صحبت می شود من فکر می کنم در روی پرده به خاطر فریب اذهان مردم است که گویا در راستای صلح است و آوردن صلح است و این ها تلاش می کنند . در حالیکه در پس پرده من فکر می کنم افرادی که سرمایه گزاری می کنند ، حلقات مشخص در غرب در تفاهم هستند و هیچ مشکلی در بین آنها وجود ندارد حتی در مسائل کمک شما دیدید که خانم کلینتون او را رد کرد قطع کمک ها را به پاکستان ، به این خاطر که دوست استراتژیکش است و نمی خواهد که این دوست خود را آزرده بسازد با وجود اینکه آقای اسامه بن لادن هم در این جا دستگیر کردند و کشتند و معلوم هم نشد که بالاخره آقای اسامه خودش بوده یا قبلاً کشته شده بوده . من فکر می کنم که خصوصاً کسانی را که چیزی می فهمند و روشنفکران افغانستان را به هیچ صورت قانع نمی سازد که گویا در راستای صلح از طرف کشورهای غربی و همچنان از طرف پاکستان در این جا اقدام مثبتی صورت می گیرد ، عملاً در این جا چنین کاری نمی شود و پاکستان به این خوش است که افغانستان همیشه درگیر تشنج باشد و او از این آب گل آلود همیشه ماهی بگیرد ، منابع آبی افغانستان در خود افغانستان به مصرف رسد و افغانستان هیچ گاهی سنتی نشود و همچنان حتی به مشکل عساکر هم خوش هستند در باطن ، ولی در ظاهر وانمود می کنند که افغانستان اشغال شده و این عساکر باید برآیند و این فقط من فکر می کنم یک نوع جنگ به اصطلاح عوام زرگری است بین این قدرت ها و هیچ وقت آنها درگیر نمی شوند با هم و برای صلح هم کدام اقدام جدی این ها نمی توانند . سؤال : نشست های قبلی که برگزار شده بود امید و انتظار این بود که به هر حال تنش ها بین دو کشور افغانستان و پاکستان فروکش کند و مخصوصاً با کشته شدن اسامه بن لادن که شما در صحبت هایتان اشاره کردید آقای کرزی گفت که تصور می شود که وضعیت امنیتی بهتر شود در مناطق سرحدی افغانستان و پاکستان ، چرا چنین چیزی اتفاق نمی افتد ؟ به این خاطر که اصلاً سرمایه گذاری برای جنگ بیشتر است تا اینکه برای صلح باشد ، برای صلح هم یک سلسله مردم مصروف هستند و فکر می کنم که می توانند در این جا مثمر واقع شوند . درحالی که ما باربار با یک سری از افراد که در این جا دیدیم به حیث کسی که یک چیزی که از اوضاع افغانستان می دانیم و همیشه گفتیم که این یک سرمایه گذاری است به خاطر منافع کشورهای خاص و این نمی خواهند صلح بیاید به این خاطر کسانی که جنگ را به نفع خود می دانند چطور می شود که صلح هم به نفع از این باشد . این پارادوکس است و هیچ گاه باهم جور نمیشود . شما فکر کنید که صلح در افغانستان بیاید چه منفعتی خواهد داشت ، این که مردم افغانستان کشته می شوند و چند تا عسکر خارجی کشته می شود در این جا من فکر می کنم که منافع جهانی و همچنان به منافع منطقه و همچنان به افرادی که در این جا با خون زندگی کردند هیچ گونه تأثیری ندارد . حتماً مطلع هستید که امریکا مدتی است که طرح پیمان استراتژیک میان واشنگتن و کابل را با جدیت بیشتری دنبال می کند و حتی در این راستا فشارهایی را هم بر دولت آقای حامد کرزی و شخص رئیس جمهوری افغانستان وارد کرده است . اما این مسأله همانگونه که از قبل قابل پیش بینی بود با واکنش ها و عکس العمل های منفی مردم و دولتمردان افغان روبرو گردیده و به نظر می رسد که امریکا در این قضیه با بن بست های جدی مواجه است . به همین دلیل طی روزهای اخیر اعلام شد که امریکا از پیمان استراتژیک دست کشیده و آن را به سطح اعلامیه استراتژیک تنزل داده است . مسأله ای که از سوی کارشناسان و تحلیلگران مورد بحث و بررسی قرار گرفته و آقای شیوای شرق هم دیدگاه ها و نظرات خود را در این خصوص در گفتگو با ما مطرح کرده است . نظرآقای شیوای شرق : کارشناس و روزنامه نگار افغان عمده ترین دلایل تغییر پیمان استراتژیک بین کابل و واشنگتن به اعلامیه مشترک را فشارهای داخلی بر دولت امریکا و دولت افغانستان دانست.
آقای "شیوای شرق" در مصاحبه با خبرنگار رادیو دری در کابل با اشاره به اظهارات اخیر سفیر امریکا در کابل مبنی بر اینکه واشنگتن بدنبال امضای پیمان استراتژیک با کابل نیست و تنها یک اعلامیه مشترک به امضا خواهد رسید گفت: امضای پیمان مسأله پیچیده ای بود که دو طرف نمی توانستند از عهده آن برآیند. وی افزود: از یکسو دولت افغانستان برای این پیمان شرط هایی مطرح کرده بود و از سوی دیگر دولت امریکا مجبور بود برای امضای آن تصویب کنگره را داشته باشد. فشارهای درونی و ساختاری نهادهای قانونی امریکا بر حکومت این کشور و نیز فشارهای داخلی و منطقه ای بر دولت کابل سبب شد که دولت واشنگتن به امضای یک سند مشترک با دولت کابل رضایت دهد. این کارشناس افغان گفت: دولتمردان امریکایی وضعیت در افغانستان را برای خود چندان خوشایند نمی بینند و تصور می کنند که هرچه در قضیه افغانستان عمیق تر شوند به ضررشان تمام خواهد شد و بحران از افغانستان و منطقه فراتر خواهد رفت. شرط های دولت افغانستان و تأکید بر در نظر گرفته شدن منافع ملی این کشور در پیمان استراتژیک سبب شده که امریکا محتاطانه عمل کرده و به اعلامیه مشترک راضی شود.
|
| آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 23 سنبله 1390 ، 08:26 ) |





