|
||||
| وضعیت اقتصادی افغانستان در سال 1389(2) |
|
با نام و یاد خداوند متعال و با سلام به شما عزیزان . امیدواریم که ایام به کام باشد و فرصت همراهی ما را با برنامه دیگری از سلسله برنامه های افغانستان در آیینه سال داشته باشید. در برنامه قبل به این مسأله اشاره کردیم که اقتصاد مردم افغانستان از وضعیت خوبی برخوردار نیست و مردم این کشور با مشکلات زیاد اقتصادی روبه رو هستند. آقای عسگری "معمولاً در تعریف شاخصهای رفاهی امروزه در دنیای مدرن به دو مولفه اشاره می کنند: یکی بخش آموزش و دیگری بخش بهداشت که در شاکله اصلی آنها بحث تامین اجتماعی بعنوان اصلی ترین هدف دولتهای رفاهی و بعنوان سر فصلهای اصلی شاخصهای رفاهی به شمار می آید. با توجه به مباحثی که در حوزه رفاه در کشورافغانستان مطرح است ما باید این شاخصها را کمی تعدیل کنیم. امروزه گزارشهای مختلفی نشان می دهد که حتی کابل پایتخت افغانستان با کمبود خدمات اولیه از جمله برخورداری از انرژی برق ، برخورداری از آب آشامیدنی و همچنین سایر خدمات اولیه مواجه است. بنابراین ما در جامعه افغانستان که در مرحله تلاش برای قرار گرفتن در مسیر توسعه قرار دارد باید از شاخصهایی که در حوزه دولتهای رفاهی در اروپا صحبت می کنیم درباره افغانستان شاخصهای بسیار کوچکتر و در واقع اولیه تری را مطرح کنیم. به نظر می رسد که اگر دولت افغانستان بخواهد در این مسیر قرار بگیرد باید اولاً خدمات اولیه شهری و روستایی را برای مردم فراهم کند. فراهم کردن عواملی که می تواند یک زندگی ساده و یک جریان عادی زندگی را فراهم کند ، از مسوولیتهای اصلی دولت افغانستان است. آب ، برق ، گاز و خدمات ارتباطی از قبیل تلفن و اینترنت از جمله حقوق اولیه مردم افغانستان است که باید آنها را بعنوان سطح نخست شاخصهای رفاهی در افغانستان مطرح کرد. "وحید مژده" تحلیلگر افغان هم با بیان معیارهای رفاه در افغانستان ، به مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد اشاره می کند و می گوید: آقای مژده " مساله رفاه اقتصادی در یک جامعه از یک کشور تا کشوری دیگر فرق می کند. ممکن است سطح رفاه در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا و انگلستان با آنچه که ما در افغانستان و در یک کشور آفریقایی داریم ، فرق کند و تفاوت بسیاری داشته باشد. حکومت افغانستان اعلام می کند که نسبت به دوران طالبان ، رفاه اقتصادی بیشتر شده است و درآمد مردم یعنی عاید سرانه مردم افغانستان به چیزی در حدود پانصد دالر نزدیک می شود اما در عمل ما می بینیم که عاید سرانه تمام مردم را تقسیم بر نفوس کرده اند که از این کار نتیجه می گیریم که عاید مردم بالا است در حالی که عاید یک اقلیت کوچک ممکن است که در سال صدها دالر باشد و اکثریت مردم عایدشان آن گونه نباشد. بنابراین وقتی که عاید را تقسیم بر نفوس می کنند به نظر می رسد که در افغانستان ، عاید سرانه بالا رفته است و بنابر این باید نتیجه گرفت که وضع اقتصادی مردم نسبت به چند سال گذشته بسیار بهتر شده و بهبود یافته است و افغانستان به یک رفاه نسبی اقتصادی در مقایسه با چند سال گذشته رسیده است در حالی که این چنین نیست و این عاید اسمی است نه عاید حقیقی. عایدی است بر روی کاغذ و در احصائیه ها می توان آن را یافت، اما در زندگی مردم افغانستان چنین چیزی مشاهده نمی شود و زندگی مردم تغییر چندانی نکرده است. همان گونه که در برنامه قبل اشاره شد افغانستان از بیکاری فزاینده رنج می برد و درصد بالایی از مردم افغانستان یا بیکار هستند یا در کارهایی مشغول فعالیت هستند که تاثیری در فرایند رشد اقتصادی افغانستان ندارد که می توان از آن به عنوان بیکاری پنهان نام برد. آقای مژده " بیکاری نه تنها مشکلات اقتصادی را بوجود می آورد بلکه موجب مشکلات امنیتی هم در افغانستان شده است. بیکاری در هر کشور نرخ و اندازه خاص خودش را دارد. اکثریت مردم افغانستان در گذشته به زراعت وابسته بودند. زراعت فرصتهای شغلی را برای اکثریت مردم بوجود می آورد اما در نتیجه جنگها و با خراب شدن و ویران شدن نهادهای اقتصادی کشور ، زراعت هم به شدت صدمه دید. اما آقای "عسگری" تحلیلگرمسائل افغانستان در مورد ایجاد زمینه های کار در افغانستان و مبارزه با بیکاری به راههای دیگری اشاره می کند : آقای عسگری " در بحث مقابله با نرخ فزاینده بیکاری در افغانستان راهکارهای مختلفی وجود دارد. معرفی قابلیتهای بالقوه اقتصادی افغانستان به سرمایه گذاران داخلی ، منطقه ای و بین المللی می تواند یکی از راهکارهایی باشد که در واقع نرخ بیکاری در افغانستان را کاهش دهد. به عبارت دیگر افزایش سرمایه گذاری در افغانستان توسط سرمایه گذاران داخلی و خارجی از طریق معرفی زمینه ها و بسترهای بالقوه اقتصادی افغانستان از سوی دولت این کشور می تواند بسیار راهگشا باشد در کاهش نرخ بیکاری در افغانستان. از طرف دیگر به نظر می رسد که دولت افغانستان می تواند با هدایت کمکهای مالی بین المللی به بازسازی زیر ساختهای اقتصادی ، تقویت جریان مولد در افغانستان نرخ بیکاری را کاهش دهد. مردم افغانستان نقش مهمی در بهبود جامعه خود دارند. گر چه که موانع زیادی بر سر راه مردم افغانستان برای بهتر شدن وضعیت اقتصادی شان وجود دارد اما باید گفت اگر اراده و بسترهای لازم فراهم شود ، مردم افغانستان می توانند با کمک دولت این کشور ، از وضعیت ناگوار اقتصادی به سمت جامعه ای توانمند حرکت نماید. آقای مژده " بدون تردید مردم هر کشور هستند که سرنوشت کشور خود را تعیین می کنند. مردم هر کشور هستند که دلشان برای کشورشان می سوزد. یک خارجی نمی تواند همه چیزهای یک کشور را درست کند. اگر این فرصتها در اختیار مردم ما قرار داده شود بدون تردید مردمی سخت کوش و فعال هستند ، مردمی هستند که به سرعت می توانند بر خرابیها فائق آیند . اما متاسفانه مشکل بزرگ این است که هنوز فرصتها میسر نیست. دهقانی که باید روی زمین کار کند مصارفی را که باید متقبل شود برای این که یک جریب زمین در پایان سال وقتی که محصولش را جمع آوری می کند ، این محصول کمتر از مصارفی است که او خرج کرده است یعنی در حقیقت یک نوع بیکاری مخفی در سکتور و بخش زراعت وجود دارد و این مساله است که مشکل ایجاد کرده است. همچنین در بخشهای دیگر هم مردم از همان ابتدا در 13 سال گذشته دل گرم شدند بخصوص در سال 2001 و سرمایه های خود را به افغانستان آوردند اما متاسفانه سیاستهای غلط حکومت موجب شد تا مردم سرمایه هایشان را دوباره به خارج انتقال دهند. اینها مشکلاتی هستند که مردم دارند. بنابراین مردم به تنهایی نمی توانند در این جا کاری کنند مگر این که یک هماهنگی میان حکومت و مردم وجود داشته باشد تا این مشکل حل شود." آقای عسگری " نقش مردم افغانستان نقش بی بدیلی است . با توجه به این که نیروی انسانی قابل توجهی در افغانستان وجود دارد و حتی در خارج از مرزهای افغانستان نیروی انسانی ماهر و تحصیل کرده در نقاط مختلف دنیا در آسیا ، اروپا و حتی در آمریکا هستند ، دولت افغانستان می تواند زمینه ای را فراهم کند که با بازگشت کارگران متخصص و متخصصینی که در بخشهای مختلف از قابلیتهای علمی و دانشی برخوردار هستند، کمک کنند به رونق اقتصادی در افغانستان. در داخل افغانستان هم امروزه وجود نیروی کارگر ارزان و پتانسیلهای خوبی که در حوزه نیروی انسانی وجود دارد می تواند کمک کند به دولت افغانستان برای این که اقتصاد را در این کشور متحول کند. از طرف دیگر هم به نظر می رسد که همراهی و همکاری مردم افغانستان با دولت این کشور برای اجرای سیاستهای اقتصادی و برنامه های اقتصادی که از طرف کمیسیون اقتصادی دولت آقای کرزی مطرح می شود ، با آن همکاری کنند. به هر ترتیب برنامه ریزیهایی که از سوی دولت افغانستان صورت می گیرد نتیجه ساعتها مطالعه کارشناسی است که می تواند بر اساس بنیانهای علمی و تجربیاتی که در افغانستان کشف شده ، به اجرا در آمدن آن سیاستها منجر به تحول اقتصادی شود که این موضوع نیازمند همکاری و همراهی مردم با این گونه سیاستها است. به نظر می رسد در کنار دیگر مسائل کمکهای کشورهای خارجی به افغانستان هم، می تواند مردم این کشور را در بهبود وضعیت اقتصادی شان کمک کنند اما به نظر می رسد که این کشورها در نوعی سردرگمی نسبت به نحوه کمک به مردم افغانستان به سر می برند. آقای مژده " در طول ده سال گذشته بیشترین پولی که به افغانستان آمد که صد میلیارد دالر است ، مشخص نیست که این پول به کجا رفته است. اما قسمت زیاد این پول به موسسات مربوط به ملل متحد داده شده است. مشخص است که آنها وظایف و کاری را که باید انجام می دادند را انجام نداده اند. اینجوهایی که در افغانستان بودند هم کاری نکردند.اینها همه مشکلاتی اند که ما شاهد آن بودیم .بنابراین اگر امیدی به این سازمانها ببندیم، باید در قدم اول آنها در رابطه با افغانستان و کمک به افغانها واقعاً یک راهکار موثری را در پیش بگیرند آنها هیچ وقت نیامده اند با افغانها مشورت کنند فقط خودشان بعضی چیزها را اولویت تشخیص داده اند ، اولویتها را خودشان مشخص کرده اند و خودشان آن پول را به مصرف رسانده اند و الان در پایان کار می بینیم که نتیجه کارشان بسیار ضعیف بوده و اصلاً مشخص نیست. در جمع بندی آنچه که گفته شد باید اشاره کنیم که می توانیم جامعه ای توانمند و مرفه از نظر شاخصهای اقتصادی داشته باشیم به شرط آن که برنامه ریزی دقیق و موثر در بخشهای مختلف اقتصادی داشته باشیم و از فرصتهای ایجاد شده در این کشور به خوبی استفاده نماییم . آقای عسگری " به نظر می رسد که سیاه نمایی شرایط موجود در افغانستان نه منطقی است و نه با تلاشهایی که دولت این کشور دارد ، همخوانی دارد. به هر ترتیب دولت افغانستان تلاش دارد بر اساس تواناییهای محدود خودش و با اتکا به کمکهای بین المللی، زمینه رشد اقتصادی در افغانستان را فراهم کند. به هر ترتیب مردم افغانستان می توانند بهترین قضاوت کنندگان باشند. حداقل از سال 2004 میلادی که دولت ملی در افغانستان شکل گرفته تا به امروز که تقریباً بیش از 7 سال از آن می گذرد یک مقایسه اجمالی توسط خود مردم افغانستان در این 7 سال گذشته یعنی از سال 2004 تا امروز که سال 2011 میلادی است ، می تواند یک مقایسه ای را انجام دهند و شرایط آن روزها را با امروز مقایسه کنند. مطمئناً تغییرات قابل توجهی در این بازده زمانی 7 ساله حاصل خواهد شد. لذا مردم افغانستان باید امیدوار باشند که در سال 1390 خورشیدی هم با توجه به برنامه ریزیهای صورت گرفته و با توجه به کمکهایی که جامعه بین المللی قرار است در اختیار دولت افغانستان قرار دهد ، نهایتاً رشد اقتصادی در افغانستان ، روند خودش را طی کند. البته باید توجه داشت که رونق و توسعه اقتصادی در افغانستان با توجه به زیر ساختهای منهدم شده اقتصادی این کشور یک روند تدریجی و آرامی را طی می کند اما امیدواری مردم افغانستان باید به این موضوع باشد که این روند توسعه اقتصادی در افغانستان متوقف نشده و این روند تدریجی و آرام در حال طی کردن مسیر خودش است. امیدواریم که دولت افغانستان بتواند با سیاست گذاریهای موثر خودش و همچنین جامعه بین المللی و بویژه جمهوری اسلامی ایران بتوانند با کمک به افغانستان از جمله صدور خدمات فنی و مهندسی زمینه ای را فراهم کنند که رشد اقتصادی تدریجی و آرام در افغانستان از توسعه بیشتری برخوردار شود. "
|
| آخرین بروزرسانی ( دوشنبه ، 8 حمل 1390 ، 14:18 ) |





