چهارشنبه-27 ثور 1391 / 18:03
يكشنبه ، 7 حمل 1390 ، 22:12    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
وضعیت اقتصادی افغانستان در سال 1389(2)

با نام و یاد خداوند متعال و با سلام به شما عزیزان . امیدواریم که ایام به کام باشد و فرصت همراهی ما را با برنامه دیگری از سلسله برنامه های افغانستان در آیینه سال داشته باشید.

در برنامه قبل به این مسأله اشاره کردیم که اقتصاد مردم افغانستان از وضعیت خوبی برخوردار نیست و مردم این کشور با مشکلات زیاد اقتصادی روبه رو هستند.
برون رفت از مشکلات اقتصادی و دسترسی به رفاه اقتصادی از آرزوهای مردم افغانستان است . گرچه که رسیدن به این مهم دور از دسترس نیست اما چندان ساده و آسان هم به نظر نمی رسد .
برای رسیدن به جامعه ای مرفه، معیارهای مختلفی لازم است . اما با توجه به وضعیت اقتصادی افغانستان به نظر می رسد که تفاوتهای زیادی بین معیارهای رسیدن به رفاه در افغانستان و رفاهی که در کشورهای پیشرفته است وجود دارد.
آقای "عسگری" تحلیلگر ایرانی مسائل افغانستان با نگاهی به معیارها و شاخصهای رسیدن به رفاه نسبی در افغانستان می گوید:

آقای عسگری

"معمولاً در تعریف شاخصهای رفاهی امروزه در دنیای مدرن به دو مولفه اشاره می کنند: یکی بخش آموزش و دیگری بخش بهداشت که در شاکله اصلی آنها بحث تامین اجتماعی بعنوان اصلی ترین هدف دولتهای رفاهی و بعنوان سر فصلهای اصلی شاخصهای رفاهی به شمار می آید. با توجه به مباحثی که در حوزه رفاه در کشورافغانستان مطرح است ما باید این شاخصها را کمی تعدیل کنیم. امروزه گزارشهای مختلفی نشان می دهد که حتی کابل پایتخت افغانستان با کمبود خدمات اولیه از جمله برخورداری از انرژی برق ، برخورداری از آب آشامیدنی و همچنین سایر خدمات اولیه مواجه است. بنابراین ما در جامعه افغانستان که در مرحله تلاش برای قرار گرفتن در مسیر توسعه قرار دارد باید از شاخصهایی که در حوزه دولتهای رفاهی در اروپا صحبت می کنیم درباره افغانستان شاخصهای بسیار کوچکتر و در واقع اولیه تری را مطرح کنیم. به نظر می رسد که اگر دولت افغانستان بخواهد در این مسیر قرار بگیرد باید اولاً خدمات اولیه شهری و روستایی را برای مردم فراهم کند. فراهم کردن عواملی که می تواند یک زندگی ساده و یک جریان عادی زندگی را فراهم کند ، از مسوولیتهای اصلی دولت افغانستان است. آب ، برق ، گاز و خدمات ارتباطی از قبیل تلفن و اینترنت از جمله حقوق اولیه مردم افغانستان است که باید آنها را بعنوان سطح نخست شاخصهای رفاهی در افغانستان مطرح کرد.
این انتظار وجود دارد که دولت افغانستان به تدریج و با اتکا به تجاربی که سال به سال بر آنها افزوده می شود بتواند در حوزه مسائل خدمات آموزشی و بهداشتی و تامین اجتماعی هم حرکت کند.
امروزه ما نگرانیهای زیادی را مشاهده می کنیم که از سوی سازمانهای بین المللی حقوق بشری در حوزه بهداشت مطرح می شود. سازمان جهانی بهداشت بارها از وضعیت سلامت بویژه سلامت زنان و کودکان افغان ابراز نگرانی کرده است که این مساله می تواند یک زنگ خطر و هشداری برای دولت افغانستان باشد. از طرف دیگر ما امروزه شاهد هستیم که خدمات آموزشی در افغانستان بسیار وضعیت نابسامانی دارد . دولت باید سعی کند که با یک برنامه ریزی مدون و گسترده، به گونه ای سیستم آموزشی را طراحی و مهندسی کند که این سیستم از پایتخت افغانستان یعنی شهر کابل تا نقاط دوردست افغانستان در شمال ، جنوب ، غرب و شرق دامنه فعالیتهای آموزشی آن گسترانیده شود. بحث تامین اجتماعی از جمله مزایای بازنشستگی موضوعی است که دولت افغانستان باید به آنها توجه کند. بیمه کارگران در افغانستان ، بیمه زنان شاغل ، بیمه زنان خانه دار از جمله موضوعاتی است که امروزه در حوزه تامین اجتماعی در کشورهای در حال توسعه تعریف شده و این انتظار وجود دارد که افغانستان هم به عنوان کشوری که تلاش می کند تا در مسیر توسعه قرار بگیرد ، باید بتواند از این خدمات به شهروندان خود ارائه کند. از طرف دیگر هم به عنوان یکی از شاخصهای رفاهی که باید برای افغانستان در نظر گرفت و معمولاً در نقاط مختلف دنیا از آن به عنوان یک شاخص رفاهی یاد می کنند ، نرخ بیکاری است. امروزه نرخ بیکاری در افغانستان به دلیل از بین رفتن ساختارها و زیرساختارهای اقتصادی این کشور در طول سه دهه جنگ داخلی بالا است و این مساله نیازمند توجه دولت افغانستان و کمک جامعه جهانی به شکل گیری اشتغال مولد و اثر بخش در جامعه افغانستان است. امنیت ، زیرساخت اصلی توسعه در سایر بخشها است. دولت افغانستان بعد از این که امنیت نسبی در افغانستان برقرار شد از طریق ابتکار عمل امنیتی یعنی واگذاری ابتکار عمل امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای دولت افغانستان ، باید تلاش کند تا در حوزه برنامه ریزی اقتصادی وارد شود و تلاش کند با توجه به امکاناتی که در افغانستان وجود دارد به گونه ای برنامه ریزی اقتصادی را انجام دهد که هم منطبق با واقعیتها باشد و هم این که قابلیت اجرا و عملیاتی شدن را داشته باشد. از طرف دیگر در حوزه برنامه ریزی اقتصادی در افغانستان باید توجه کرد که مزیتهای نسبی ولایتها شناخته شود. این مساله خیلی کمک می کند به این که دولت افغانستان بتواند بر اساس مزیتهای نسبی ولایتها شرایطی را فراهم کند که قابلیتهای محلی و منطقه ای برای رشد و شکوفایی در افغانستان بهتر شناخته شود و کارشناسان اقتصادی بتوانند بر اساس آنها برنامه ریزیهای خود را انجام دهند. از طرف دیگر گزارش سال گذشته نشان داد که بیش از سه هزار میلیارد دالر ارزش معادن و منابع زیرزمینی افغانستان است. این سرمایه عظیم بالقوه ای است که افغانستان از آن برخوردار است و می تواند با استخراج معادن و منابع زیرزمینی خودش، اقتصادش را به شکلی شگفت آمیز تقویت کند و شتاب قابل توجهی به روند اقتصادی و حرکتهای اقتصادی کشورش ببخشد."

"وحید مژده" تحلیلگر افغان هم با بیان معیارهای رفاه در افغانستان ، به مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد اشاره می کند و می گوید:

آقای مژده

" مساله رفاه اقتصادی در یک جامعه از یک کشور تا کشوری دیگر فرق می کند. ممکن است سطح رفاه در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا و انگلستان با آنچه که ما در افغانستان و در یک کشور آفریقایی داریم ، فرق کند و تفاوت بسیاری داشته باشد. حکومت افغانستان اعلام می کند که نسبت به دوران طالبان ، رفاه اقتصادی بیشتر شده است و درآمد مردم یعنی عاید سرانه مردم افغانستان به چیزی در حدود پانصد دالر نزدیک می شود اما در عمل ما می بینیم که عاید سرانه تمام مردم را تقسیم بر نفوس کرده اند که از این کار نتیجه می گیریم که عاید مردم بالا است در حالی که عاید یک اقلیت کوچک ممکن است که در سال صدها دالر باشد و اکثریت مردم عایدشان آن گونه نباشد. بنابراین وقتی که عاید را تقسیم بر نفوس می کنند به نظر می رسد که در افغانستان ، عاید سرانه بالا رفته است و بنابر این باید نتیجه گرفت که وضع اقتصادی مردم نسبت به چند سال گذشته بسیار بهتر شده و بهبود یافته است و افغانستان به یک رفاه نسبی اقتصادی در مقایسه با چند سال گذشته رسیده است در حالی که این چنین نیست و این عاید اسمی است نه عاید حقیقی. عایدی است بر روی کاغذ و در احصائیه ها می توان آن را یافت، اما در زندگی مردم افغانستان چنین چیزی مشاهده نمی شود و زندگی مردم تغییر چندانی نکرده است.
یکی از مشکلات بزرگی که در افغانستان از آغاز روند دموکراتیزه کردن افغانستان در بخش اقتصادی شاهد آن بودیم نوعی بازار آزاد است یعنی یک نوع اقتصاد لیبرال هم باید در این جا وجود داشته باشد. اقتصاد لیبرال، اقتصاد آزادی است که دستی نامرئی آن را رهبری می کند و نباید دولت در امور اقتصادی مداخله ای کند. البته این مرحله ای است که می تواند کشور را به پیشرفت برساند اما زمانی این کار امکان پذیر است که نهادهای اقتصادی در کشور رشد و تکامل یافته باشند و ما بنیادهای اقتصادی خود را داشته باشیم اما ما در افغانستان اصلاً نهادهای اقتصادی را نداریم و در حالی که هیچ چیزی نبوده و از صفر آغاز کرده ایم بازار آزاد سبب شد تا صنعت نوپا در بعضی موارد ورشکست شود. کارخانه هایی را که در ابتدا مردم با شوق و علاقه زیادی بوجود آوردند با شکست مواجه شد زیرا کشورهای دیگر مثل پاکستان و چین در بازار افغانستان ، اموال را به قیمت نازل تری عرضه کردند در نتیجه به صنایع افغانستان ضربه وارد شد.
نکته دیگری که در این جا قابل توجه است این است که افغانستان یک کشور زراعتی است و اقتصاد آن در طول دهها سال و قرنها بر زراعت متکی بوده است. نفوس رو به رشد کشور ایجاب می کند که ما باید در داخل افغانستان ، زراعت را تقویت کنیم."

همان گونه که در برنامه قبل اشاره شد افغانستان از بیکاری فزاینده رنج می برد و درصد بالایی از مردم افغانستان یا بیکار هستند یا در کارهایی مشغول فعالیت هستند که تاثیری در فرایند رشد اقتصادی افغانستان ندارد که می توان از آن به عنوان بیکاری پنهان نام برد.
با توجه به این که افغانستان یک کشور زراعتی است و مردم افغانستان بیشتر به کشاورزی اشتغال دارند بسیاری از کارشناسان بر این نظرند که روی آوردن مردم به کشاورزی، می تواند بیکاری در این کشور را کاهش دهد و همچنین باعث انکشاف اقتصادی افغانستان شود اما مانع بزرگ بر سر این راه کشت مواد مخدر در مناطق مختلف این کشور است .
آقای "وحید مژده" تحلیلگر افغان با اشاره به این موضوع می گوید :

آقای مژده

" بیکاری نه تنها مشکلات اقتصادی را بوجود می آورد بلکه موجب مشکلات امنیتی هم در افغانستان شده است. بیکاری در هر کشور نرخ و اندازه خاص خودش را دارد. اکثریت مردم افغانستان در گذشته به زراعت وابسته بودند. زراعت فرصتهای شغلی را برای اکثریت مردم بوجود می آورد اما در نتیجه جنگها و با خراب شدن و ویران شدن نهادهای اقتصادی کشور ، زراعت هم به شدت صدمه دید.
امروز برای آن که بتوان بیکاری را در افغانستان مهار کرد، بهترین و نزدیکترین راه، رشد سکتور و بخش زراعت است که در این رابطه در گذشته کاری صورت نگرفته است پس امروز باید میلیونها زمین بایری را که در کشور وجود دارد را زیر آب بیاوریم و به مردم فرصتهای شغلی در سکتور زراعت را بدهیم تا بتوان از هجوم روستا نشینان به شهرها جلوگیری کرد که امروز یکی از مشکلات بزرگ افغانستان بخصوص در شهرهای کابل ، هرات و مزار شریف همین مساله است."

اما آقای "عسگری" تحلیلگرمسائل افغانستان در مورد ایجاد زمینه های کار در افغانستان و مبارزه با بیکاری به راههای دیگری اشاره می کند :

آقای عسگری

" در بحث مقابله با نرخ فزاینده بیکاری در افغانستان راهکارهای مختلفی وجود دارد. معرفی قابلیتهای بالقوه اقتصادی افغانستان به سرمایه گذاران داخلی ، منطقه ای و بین المللی می تواند یکی از راهکارهایی باشد که در واقع نرخ بیکاری در افغانستان را کاهش دهد. به عبارت دیگر افزایش سرمایه گذاری در افغانستان توسط سرمایه گذاران داخلی و خارجی از طریق معرفی زمینه ها و بسترهای بالقوه اقتصادی افغانستان از سوی دولت این کشور می تواند بسیار راهگشا باشد در کاهش نرخ بیکاری در افغانستان. از طرف دیگر به نظر می رسد که دولت افغانستان می تواند با هدایت کمکهای مالی بین المللی به بازسازی زیر ساختهای اقتصادی ، تقویت جریان مولد در افغانستان نرخ بیکاری را کاهش دهد.
از طرف دیگر هم باید سعی شود که در افغانستان تسهیلاتی به مردم ارائه شود که این تسهیلات بتواند با تاسیس و دایر کردن بنگاههای زود بازده در افغانستان شرایطی را فراهم کند که خانواده های افغان بتوانند از وضعیتی که به آن دچار هستند یعنی نرخ بالای بیکاری که معمولاً در هر خانواده ای سه یا چهار نفر از مردان آن خانواده دچار بیکاری هستند و با شغلهای کاذب مواجه هستند ، از این موضوع فاصله بگیرند. لذا شرایطی که در افغانستان موجود است یکی بحث افزایش سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی در بخش اقتصاد افغانستان ، دیگری ارائه تسهیلاتی که می توانند بانکهای افغان یا بانکهای خارجی فعال در افغانستان به مردم ارائه کنند از جمله عواملی است که می تواند نرخ بیکاری در افغانستان را کاهش دهد. شناخت مزیتهای نسبی ولایتها و تقویت آنها و اقتصادی کردن آنها می تواند زمینه ای را فراهم کند که مردم هر ولایتی به سمت مزیتهای نسبی موجود در آن ولایتها حرکت کنند و این مساله نیازمند این است که دولت تسهیلاتی را در اختیار مردم افغانستان قرار دهد که نرخ بیکاری در این کشور کاهش پیدا کند."

مردم افغانستان نقش مهمی در بهبود جامعه خود دارند. گر چه که موانع زیادی بر سر راه مردم افغانستان برای بهتر شدن وضعیت اقتصادی شان وجود دارد اما باید گفت اگر اراده و بسترهای لازم فراهم شود ، مردم افغانستان می توانند با کمک دولت این کشور ، از وضعیت ناگوار اقتصادی به سمت جامعه ای توانمند حرکت نماید.
آقای "مژده" تحلیلگر افغان به نقش مهم مردم افغانستان در بهبود وضعیت اقتصادی شان تاکید می کند اما معتقد است که بدون کمک دولت افغانستان این کار میسر نیست .

آقای مژده

" بدون تردید مردم هر کشور هستند که سرنوشت کشور خود را تعیین می کنند. مردم هر کشور هستند که دلشان برای کشورشان می سوزد. یک خارجی نمی تواند همه چیزهای یک کشور را درست کند. اگر این فرصتها در اختیار مردم ما قرار داده شود بدون تردید مردمی سخت کوش و فعال هستند ، مردمی هستند که به سرعت می توانند بر خرابیها فائق آیند . اما متاسفانه مشکل بزرگ این است که هنوز فرصتها میسر نیست. دهقانی که باید روی زمین کار کند مصارفی را که باید متقبل شود برای این که یک جریب زمین در پایان سال وقتی که محصولش را جمع آوری می کند ، این محصول کمتر از مصارفی است که او خرج کرده است یعنی در حقیقت یک نوع بیکاری مخفی در سکتور و بخش زراعت وجود دارد و این مساله است که مشکل ایجاد کرده است. همچنین در بخشهای دیگر هم مردم از همان ابتدا در 13 سال گذشته دل گرم شدند بخصوص در سال 2001 و سرمایه های خود را به افغانستان آوردند اما متاسفانه سیاستهای غلط حکومت موجب شد تا مردم سرمایه هایشان را دوباره به خارج انتقال دهند. اینها مشکلاتی هستند که مردم دارند. بنابراین مردم به تنهایی نمی توانند در این جا کاری کنند مگر این که یک هماهنگی میان حکومت و مردم وجود داشته باشد تا این مشکل حل شود."
آقای "عسگری" هم، هم نظر با آقای مژده به نقش تاثیر گذار مردم در رسیدن به جامعه ای توانمند اشاره می کند و می گوید:

آقای عسگری

" نقش مردم افغانستان نقش بی بدیلی است . با توجه به این که نیروی انسانی قابل توجهی در افغانستان وجود دارد و حتی در خارج از مرزهای افغانستان نیروی انسانی ماهر و تحصیل کرده در نقاط مختلف دنیا در آسیا ، اروپا و حتی در آمریکا هستند ، دولت افغانستان می تواند زمینه ای را فراهم کند که با بازگشت کارگران متخصص و متخصصینی که در بخشهای مختلف از قابلیتهای علمی و دانشی برخوردار هستند، کمک کنند به رونق اقتصادی در افغانستان. در داخل افغانستان هم امروزه وجود نیروی کارگر ارزان و پتانسیلهای خوبی که در حوزه نیروی انسانی وجود دارد می تواند کمک کند به دولت افغانستان برای این که اقتصاد را در این کشور متحول کند. از طرف دیگر هم به نظر می رسد که همراهی و همکاری مردم افغانستان با دولت این کشور برای اجرای سیاستهای اقتصادی و برنامه های اقتصادی که از طرف کمیسیون اقتصادی دولت آقای کرزی مطرح می شود ، با آن همکاری کنند. به هر ترتیب برنامه ریزیهایی که از سوی دولت افغانستان صورت می گیرد نتیجه ساعتها مطالعه کارشناسی است که می تواند بر اساس بنیانهای علمی و تجربیاتی که در افغانستان کشف شده ، به اجرا در آمدن آن سیاستها منجر به تحول اقتصادی شود که این موضوع نیازمند همکاری و همراهی مردم با این گونه سیاستها است.
از طرف دیگر هم به نظر می رسد که دور شدن مردم افغانستان از نگاه محلی ، منطقه ای و شخصی به یک نگاه ملی در حوزه اقتصاد می تواند بسیار راهگشا باشد در بدست آوردن یک رهیافت اثر بخش و کارآمد در حوزه اقتصادی در افغانستان.
در افغانستان متاسفانه وجود نوعی نگاه قومی و عشیره ای و قبیله ای به حوزه سیاست باعث شده که افغانستان نتواند در روندهای ملی سیاسی خودش از تواناییهای بالقوه اش استفاده کند. لذا در بخش اقتصاد هم باید توجه داشته باشیم که باید مردم از نگاه شخصی و محلی به حوزه اقتصاد اجتناب کنند و در پرتوی یک نگاه ملی بتوانند کمک کنند که دولت افغانستان برنامه های اقتصادی خود را به مرحله اجرا در آورد."

به نظر می رسد در کنار دیگر مسائل کمکهای کشورهای خارجی به افغانستان هم، می تواند مردم این کشور را در بهبود وضعیت اقتصادی شان کمک کنند اما به نظر می رسد که این کشورها در نوعی سردرگمی نسبت به نحوه کمک به مردم افغانستان به سر می برند.
آقای "وحید مژده" کارشناس افغان می گوید :

آقای مژده

" در طول ده سال گذشته بیشترین پولی که به افغانستان آمد که صد میلیارد دالر است ، مشخص نیست که این پول به کجا رفته است. اما قسمت زیاد این پول به موسسات مربوط به ملل متحد داده شده است. مشخص است که آنها وظایف و کاری را که باید انجام می دادند را انجام نداده اند. اینجوهایی که در افغانستان بودند هم کاری نکردند.اینها همه مشکلاتی اند که ما شاهد آن بودیم .بنابراین اگر امیدی به این سازمانها ببندیم، باید در قدم اول آنها در رابطه با افغانستان و کمک به افغانها واقعاً یک راهکار موثری را در پیش بگیرند آنها هیچ وقت نیامده اند با افغانها مشورت کنند فقط خودشان بعضی چیزها را اولویت تشخیص داده اند ، اولویتها را خودشان مشخص کرده اند و خودشان آن پول را به مصرف رسانده اند و الان در پایان کار می بینیم که نتیجه کارشان بسیار ضعیف بوده و اصلاً مشخص نیست.
تیمهای بازسازی ولایتی نیروهای خارجی هم که به افغانستان آمده اند بجای انجام کار اقتصادی ، دست به انجام کارهای سیاسی زده اند. رییس جمهور بارها درباره این تیمها گفته که اینها کارشان کار سیاسی بوده است به جای این که وضع اقتصادی مردم را تغییر دهند ، در افغانستان مشکل ایجاد کرده اند."

در جمع بندی آنچه که گفته شد باید اشاره کنیم که می توانیم جامعه ای توانمند و مرفه از نظر شاخصهای اقتصادی داشته باشیم به شرط آن که برنامه ریزی دقیق و موثر در بخشهای مختلف اقتصادی داشته باشیم و از فرصتهای ایجاد شده در این کشور به خوبی استفاده نماییم .
آقای "عسگری" بر این نظر است که سیاه نمایی افغانستان پسندیده نیست و باید به تلاشهایی هم که در زمینه های اقتصادی صورت می گیرد توجه کرد و به آن امیدوار بود.

آقای عسگری

" به نظر می رسد که سیاه نمایی شرایط موجود در افغانستان نه منطقی است و نه با تلاشهایی که دولت این کشور دارد ، همخوانی دارد. به هر ترتیب دولت افغانستان تلاش دارد بر اساس تواناییهای محدود خودش و با اتکا به کمکهای بین المللی، زمینه رشد اقتصادی در افغانستان را فراهم کند. به هر ترتیب مردم افغانستان می توانند بهترین قضاوت کنندگان باشند. حداقل از سال 2004 میلادی که دولت ملی در افغانستان شکل گرفته تا به امروز که تقریباً بیش از 7 سال از آن می گذرد یک مقایسه اجمالی توسط خود مردم افغانستان در این 7 سال گذشته یعنی از سال 2004 تا امروز که سال 2011 میلادی است ، می تواند یک مقایسه ای را انجام دهند و شرایط آن روزها را با امروز مقایسه کنند. مطمئناً تغییرات قابل توجهی در این بازده زمانی 7 ساله حاصل خواهد شد. لذا مردم افغانستان باید امیدوار باشند که در سال 1390 خورشیدی هم با توجه به برنامه ریزیهای صورت گرفته و با توجه به کمکهایی که جامعه بین المللی قرار است در اختیار دولت افغانستان قرار دهد ، نهایتاً رشد اقتصادی در افغانستان ، روند خودش را طی کند. البته باید توجه داشت که رونق و توسعه اقتصادی در افغانستان با توجه به زیر ساختهای منهدم شده اقتصادی این کشور یک روند تدریجی و آرامی را طی می کند اما امیدواری مردم افغانستان باید به این موضوع باشد که این روند توسعه اقتصادی در افغانستان متوقف نشده و این روند تدریجی و آرام در حال طی کردن مسیر خودش است. امیدواریم که دولت افغانستان بتواند با سیاست گذاریهای موثر خودش و همچنین جامعه بین المللی و بویژه جمهوری اسلامی ایران بتوانند با کمک به افغانستان از جمله صدور خدمات فنی و مهندسی زمینه ای را فراهم کنند که رشد اقتصادی تدریجی و آرام در افغانستان از توسعه بیشتری برخوردار شود. "

 

آخرین بروزرسانی ( دوشنبه ، 8 حمل 1390 ، 14:18 )
 

سایراخبار

تظاهرات سراسری مردم ایران در محکومیت طرح الحاق بحرین به عربستان ؛ روز جمعه

حضور یکی از سران با نفوذ طالبان در ترکیه

مسموم شدن ده ها دانش‌‎آموز افغان در مدرسه ای واقع در شرق افغانستان

ديدار سيد حسن نصرالله با دبیر کل جبهه مردمی برای آزادسازی فلسطین

دیدار معاون وزیرامورخارجه ایران با وزیرخارجه افریقای جنوبی

رژيم صهيونيستي ازخيزش دوباره ملت فلسطين هراس دارد

دور اول مذاکرات مقامات ایران و آژانس پایان یافت

موافقتنامه افغانستان با آمریكا منشاء ناامنی جدیدی در منطقه خواهد شد

بیشتر: سایر اخبار

خبرهای بیشتر

بیشتر: خبر

آلبوم تصویری

نظر سنجی

میزان توفیق امریکا و همپیمانانش را در مبارزه با تروریست در افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟