چهارشنبه-27 ثور 1391 / 18:04
جمعه ، 12 حمل 1390 ، 15:19    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
وضعیت اقتصادی افغانستان در سال 1389 (1)
همانطور که می دانید افغانستان از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی قرار ندارد و بنا بر آمارها این کشور بعد از سومالیا دومین کشور فقیر جهان خوانده شده است. هفتاد درصد مردم افغانستان از فقر شدید رنج می برند به این معنا که نمی توانند به حداقل های زندگی که یکی از آنها امرار معاش است دست یابند.پس از ایجاد حکومت جدید در افغانستان بعضا کارهایی در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی مردم این کشور صورت گرفت اما به دلیل مشکلات فراوانی که این کشور در پی سال ها بحران با آن مواجه بود این اقدامات رنگ و بویی نداشت و تاثیر آن بر کسی مشهود نبود.
به گفته مقامات دولت افغانستان کمبود مواد غذایی از یک سو و خشکسالی طي سالهای اخیر در برخی مناطق این کشور ، میزان فقر در افغانستان را بالاتر برده است. مقامات سازمان ملل هم می گویند که وضعیت انسانی در افغانستان بسیار جدی است. ادامه نا امنی، خشکسالی و افزایش قیمت مواد غذایی درسطح جهان از عوامل عمده بروز این وضعیت است. کارشناسان می گویند نبودن برنامه ای روشن در زمینه جلوگیری از فقر و عدم توجه به زیرساختهای اقتصادی در سالهای گذشته باعث شده که شمار زیاد از شهر وندان افغان با فقر و بیکاری مواجه شوند.
نگرانی از افزایش فقر در افغانستان در حالی بیشتر شده است که خشکسالی و بیکاری زندگی مردم را در این کشور به شدت تحت تاثیر قرار داده و آنان را با مشکلات فراوانی روبرو کرده است. افغانستان بيشترين آمار بيكاري را در جهان دارد و در آسيا نيز مقام اول بيكاري را دارا مي باشد، در چنين وضعيتي طبيعي است كه بيش از بيست ميليون نفر درافغانستان زير خط فقر قرار مي گيرند.هرچند كه گراني مواد غذايي و رشد جمعيت سبب شده است كه پديده فقر هرروز در جهان گسترش يابد، اما افغانستان ازآنجايي كه گرفتار نا امني و عدم توسعه است بيشتر از ديگر كشور ها از روند رو به رشد فقر و گران شدن مواد غذايي رنج مي برد.
فقر گسترده ای كه همیشه دامنگیر مردم افغانستان بوده، محصول عوامل مختلفی طی سال های متمادی می باشد .یکی از عوامل اساسی فقر در افغانستان را در بی برنامگی دولت ها یا عدم استراتژی دقیق و همه جانبه برای بیرون رفت از فقر می توان دانست. حاكمیت های گذشته برنامه مهم یا گام اساسی را برای ریشه كن كردن فقر بر نداشتند که این مشكل دامنگیر دولت فعلی افغانستان نیز می باشد. عدم برنامه ریزی دقیق برای شکوفایی اقتصاد دهات كه حدود 70 درصد جمعیت كل كشور را می سازد، می تواند به حیث عامل مهم فقر شناخته شود.
بیکاری ، جنگ ، خشک سالی و بلایای طبیعی، بی سوادی و افزایش جمعیت از عوامل دیگر ایجاد و افزایش سطح فقر در افغانستان محسوب می شود.
آقای داکتر امین فرهنگ وزیر سابق اقتصاد افغانستان در نگاهی به وضعیت کنونی اقتصادی افغانستان و مقایسه آن با گذشته می گوید:
" اگر ماشرایط امروز را با شرایط ده سال پيش مقايسه كنيم ديده مي شود كه درعرصه هاي مختلف حيات مردم افغانستان تغييرات بسيار مثبت وگسترده صورت گرفته است ومردم كه درآن زمان (ده سال گذشته) درسطحي پايين تراز حد بخور ونمير قرارداشتند. امروز وضعيت شان بهتر شده است بنابراين اين يك نويد خوب است ويك آينده نسبتا خوش بينانه را به ما وعده مي دهد امااگربخواهيم اين مساله را از نگاه استر نتيت اقتصادي كه شامل بكار انداختن وسايل براي بهبود زندگي وانكشاف وبدست آوردن اهداف توسط اين وسايل است ،تجزيه وتحليل كنيم متاسفانه وسايل زيادي را ما بكار برده ايم اما حاصلي كه از آن بدست آورديم به مقداري نيست كه از نظر علم اقتصاد بايد به آن غره يا مغرور باشيم.
به همين دليل است كه فعلا در افغانستان يك طبقه كوچك بسيار پولدار موجود است واكثريت مردم متاسفانه درخط فقر يا زير خط فقر زندگي مي كنند كه راه و چاره دارد اما متاسفانه اين راه وچاره از طرف مسئولين بصورت درست و دقيق انجام نمي شود."
همانگونه که گفته شد افغانستان نه تنها جزء فقیر ترین کشورهای جهان محسوب می شود بلکه در زمینه بیکاری هم مقام اول را در آسیا داراست . بر اساس آمارهای تخمینی حدود 4 میلیون جوان در افغانستان بیکار هستند . این آمار جدای از وجود شغل های کاذبی است که مردم افغانستان به آن روی آورده اند و نوعی بیکاری پنهان را در افغانستان ایجاد نموده اند. با توجه به آمار بالای بیکاری در افغانستان به نظر می رسد دولت افغانستان باید تمرکز خود را به این مسئله بیشتر کند. کارشناسان اقتصادی بر این نظرند که اقدامات دولت افغانستان در اشتغال زایی و مبارزه با بیکاری ، اقدامات سطحی است و برنامه جامعی در این زمینه وجود ندارد با این حال محمد رفیع رائد سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی افغانستان معتقد است که برنامه های این وزارت خانه در جهت مبارزه با بیکاری تاثیر گذار بوده است. وی می گوید:
"به شكل مشخص ما در وزارت كار،امور اجتماعي ، شهدا و معلولين، بيست ودومركز آموزش فني وحرفه اي را درسطح كشور داريم . يكي از پيشنهادات بسيار عمده ما دركنفرانس كابل به جامعه جهاني اين بود كه ما مي توانيم بيست ودو مركز آموزشهاي فني وحرفه اي را به سي وچهار مركزآموزشهاي فني وحرفه اي ارتقاء بدهيم يعني درهر ولايت يكي ازاين مراكز راداشته باشيم . ما يكسري مراكز خدمات مشورت دهي را داريم كه كسانيكه بيكار هستند به اين مراكز مراجعه مي كنند.مشورتهایی از طریق کارمندان وزارت به آنها داده می شود ومشخص می شود که آنها مناسب با کدام حرفه هستند و تاچه زمانی می توانند آموزش ببینند. پس ازآن به یکی از مراکز آموزشهای فنی وحرفه ای معرفی می شوند یک حرفه رایاد می گیرند و پس از یاد گیری داخل مارکت کار می شوند ویک پیشه ویک کار رابرای خود پیدا می کنند یا اینکه برای خودشان یک بیزینس یا پیشه باز می کنند ویا اینکه فلان شرکت یا فلان دفتر آنها را استخدام می کند یا بصورت استخدام خودی ویا بصورت استخدام توسط کارفرما .علاوه براینها ما تفاهم نامه هایی با بعضی کشورها و با بعضی نهادها امضا کرده ایم ، مثلا با جمهوری اسلامی ایران یک تفاهم نامه امضا کردیم .وزیر کار و امور اجتماعی جمهوری اسلامی ایران به افغانستان آمده بود که یک تفاهم نامه وسیع البنیاد با وزریر کار وامور اجتماعی ، شهداء ومعلولین جمهوری اسلامی افغانستان به تاریخ بیستم وبیست ودوم قوس امضاء کردند که این تفاهم نامه پیرامون روابط کار ،حرفه وآموزش حرفه وروابط اجتماعی بود واینکه مراکز آموزش های فنی وحرفه ای افغانستان با آمدن وزیر کار وامور اجتماعی ایران افتتاح شد تا متخصصین ایرانی به افغانستان بیایند وبه جوانان بیکار آموزش بدهند همچنین استادان ومربیان حرفه و فنون موجود در افغانستان به ایران بروند واندوخته های آنها را یاد بگیرند. من دراینجا به مسئله ای اشاره می کنم وآن رابطه بین بیکاری و ناامنی است که رابطه ای مستقیم است یعنی به هر اندازه که ناامنی بیشتر باشد به همان اندازه بیکاری هم بیشتر می شود لذا بعد از کنفراس لندن وبعد از نشست های بین المللی که در مورد افغانستان صورت گرفت ، نتیجه این شد که کار بر روی مصالح صورت بگیرد یعنی بهتراین که ما مصالحه کنیم در رابطه با کسانیکه مشکلات داشتند وبنابر مشکلات اقتصادی مجبور شدند تفنگ بدست بگیرند ودر مقابل دشمن بجنگند .اگر ما بتوانیم برای آنها آموزشگاه های حرفه ای مختلف باز کنیم و زمینه برای آنها ایجاد کنیم وآنها جذب این زمینه ها بشوند وبه آنها پول داده شود وهمان وضعیت اقتصادی اجتماعی ای را که درخانواده، فامیل واجتماع خود داشتند تامین شود ، بسیار مثمر ثمر خواهد بود ، که البته این برنامه ها شروع شده است."

همانگونه که شنیدید آقای رائد نا امنی را مهمترین عامل افزایش بیکاری در افغانستان می داند. وی به عوامل دیگر بیکاری در افغانستان اشاره می کند و می گوید:
" فاکتور عمده دیگری که بیکاری را درافغانستان افزایش داده است، عدم هماهنگی بین ادارات ذی ربط است که می تواند یک راه را باز کند به اینکه نتوانستیم فرصتهای خوب شغلی را ایجاد کنیم بنابراین نیاز به این است که یک هماهنگی خوب و تنگاتنگ بین ادارات در سطح حکومت و اینجوها ونمایندگی های ملل متحد ایجاد شود.
مسئله دیگر که درافغانستان یک حقیقت است ومی توانیم بگوییم که درسطح جهان یک حقیقت است این است که ما از دو نوع بیکاری رنج می بریم یکی بیکاری ظاهر است یعنی کسی را می بینیم که دربازار ایستاده است واز بیکاری می نالد ومی گوید من کار ندارم که یک لقمه نان برای خانواده ام ببرم و دیگری بیکاری مخفی است که در ادارات وجود دارد یعنی کار به اهلش سپرده نشده است ، روابط بر ضوابط ارجحیت دارد . داکتر به جای آهنگر کار می کند آهنگر بجای اینجنیر کار می کند ومعلم بجای ...وقتی ما نیاز به یک داکتر داشته باشیم و بجای او براساس روابط خویشاوندی یک اینجنیر مقرر می شود ، یک نوع بیکاری را می بینیم که درآن بازدهی وجود ندارد. عامل بسیار بزرگ دیگر این است که تمرکز روی این مساله صورت نگرفته است که ما چگونه بتوانیم زیر بناها را بسازیم کارخانه ها را داشته باشیم ، متکی به واردات خارجی نباشیم مثلا اگر کارخانه گوگرد، شکلات، نمک و...داشته باشیم می توانیم توده های بسیار بزرگ بیکاران را جذب این کارخانه ها کنیم. مساله دیگر این است که ناامنی یک پل رابطی است به عدم سرمایه گذاری، یک سکتور خصوصی یا یک تاجر نمی تواند در کشورما افغانستان سرمایه گذاری کند به دلیل اینکه آنها اطمینان ندارند ، افغانستان رابی ثبات می بینند در حالیکه وقتی امنیت وجود داشته باشد ، زندگی وسرمایه آنها تضمین شود آنها می توانند در کنار سکتور دولتی، خصوصی رشد خود را داشته باشند وافراد بیکار هم جذب این سکتورها شوند.مورد دیگر سطح بالای بی سوادی است که بیسوادی هیچگاه ما را کمک نمی کند که یک شخص متخصص را به بازار کار عرضه کنیم . وقتی شما به بازار کار می روید تا کار پیدا کنید باید دولازمه داشته باشید یکی اینکه سواد، تعلیم وتحصیل داشته باشید ودیگر اینکه شما آراسته به یک حرفه باشید. نبود یک استراتژی و راهبرد مشخص اقتصادی درافغانستان مانعی برسر راه توسعه اقتصادی دراین کشور است .توانمندیهای داخلی وهمچنین کمک های خارجی می توانند ابزار خوبی برای انکشاف اقتصادی دراین کشور باشند اما بنظر می رسد نبود استراتژی اقتصادی باعث شده تا این کمکها در مسیر درست به مصرف نرسد وازتوان وظرفیتهای داخلی هم بطور مناسب استفاده نشود."
نبود یک استراتژی و راهبرد مشخص اقتصادی در افغانستان مانعی بر سر راه توسعه اقتصادی در این کشور است. ظرفیت های داخلی و همچنین کمک های خارجی می توانند ابزار خوبی برای انکشاف اقتصادی در این کشور باشند اما به نظر می رسد نبود استراتژی اقتصادی باعث شده تا این کمک ها در مسیر درست به مصرف نرسد و از توان و ظرفیت های داخلی هم به طور مناسب استفاده نشود.
داکتر امین فرهنگ وزیر سابق اقتصاد افغانستان هم به این مسئله اشاره دارد و می گوید:
"باید در سیاست اقتصادی افغانستان تجدید نظر صورت بگیرد. برنامه های استراتژی انکشاف ملی افغانستان را که طی سالهای گذشته با خون جگر آماده کردیم متاسفانه امروز ترک شده است واهدافی که درآن گذاشته شده بود برآورده نشده و همه آنها به دست فراموشی سپرده شده است. می توان گفت که امروز هیچ نوع هماهنگی و تفاهمی در بین ارگانهایی که مسئولیت این کار را دارند وجود ندارد ، زراعت از صنایع خبر ندارد ، صنایع ازمسائل مالی خبر ندارد ، وزارت مالیه از مسائل پولی و بانکی خبر ندارد و بانکداری به حالت بسیار بحرانی رسیده است.
به نظر من وسایل انکشاف اقتصادی درافغانستان زیاد وجود دارد هم از نگاه قوه بشری وهم از نگاه کمکهای مالی ای که جامعه بین المللی به افغانستان اعطا می کند. علت عمده واساسی را درعدم همکاری وهماهنگی هم در بین ارگانهای دولتی افغانستان ، هم در بین ممالک کمک کننده بین خودشان وهم دربین افغانستان وممالک کمک کننده می بینیم که تا زمانیکه این مساله اصلاح نشود وضعیت به همین شکل خواهد بود.
ما یک خبری شنیدیم از وزارت انرژی وآب افغانستان که گفته است جامعه بین المللی اصلا علاقه به این ندارد که ما پروژه های کلان تولید برق را در داخل افغانستان بسازیم که این امر ، خود ، نشان می دهد که هماهنگی وجود ندارد. همه این موارد از طرفی ضعف داخلی ما است و از طرف دیگر کم توجهی جامعه بین المللی که تمام توجه خود را به طرف جنگ و از بین بردن جنگ و دادن مسئولیت به افغانها متمرکز کرده است در حالیکه تا وقتی که مردم از نگاه اقتصادی ، برای آینده امیدواری پیدا نکنند چگونه می توانند مسئولیت دفاع از وطن را بعهده بگیرند که همه اینها تضادهایی است که در نفس حکومت افغانستان و جامعه بین المللی وجود دارد و متاسفانه کسی متوجه آن نیست. ما باید اولویت های مان را تثبیت کنیم."
بر کسی پوشیده نیست که افزایش سطح فقر در افغانستان پیامدهای ناگوار زیادی را به همراه دارد. ادامه جنگ و نا امنی به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران یکی از پیامدهای منفی این مسئله است. داکتر امین فرهنگ به پیامدهای مختلف ادامه وضعیت بد اقتصادی مردم افغانستان اشاره دارد و می گوید :
" پیامدهای زیادی دارد از قبیل گرسنگی ، ناراضی بودن مردم ، مهاجرت های اقتصادب به کشورهای همسایه و ... ، زور ، جنگ و فشار . اما از همه مهمتر اینکه در هر دو جامعه و در هر کشوری که بیکاری باشد و مردم بیکار باشند این مساله خودش یک مشکل بزرگ اجتماعی می شود. تعداد فارغ التحصیلان و فارغین مکاتب و صنوف 12 روزبروز بیشتر می شود که می خواهند کار کنند اما کار وجود ندارد. این مساله می تواند یک دگرگونی منفی بسیار عظیمی را در جامعه افغانستان بوجود بیاورد که ثبات نسبی موجود در افغانستان را هم مختل می کند لذا در این راستا باید هم جامعه جهانی و هم خود مسئولین افغانستان جدی و دقیق فکر کنند چرا که ناآرامی اجتماعی باعث برهم خوردن تمام نظام و سیستم خواهد شد."

 

آخرین بروزرسانی ( جمعه ، 12 حمل 1390 ، 15:30 )
 

سایراخبار

تظاهرات سراسری مردم ایران در محکومیت طرح الحاق بحرین به عربستان ؛ روز جمعه

حضور یکی از سران با نفوذ طالبان در ترکیه

مسموم شدن ده ها دانش‌‎آموز افغان در مدرسه ای واقع در شرق افغانستان

ديدار سيد حسن نصرالله با دبیر کل جبهه مردمی برای آزادسازی فلسطین

دیدار معاون وزیرامورخارجه ایران با وزیرخارجه افریقای جنوبی

رژيم صهيونيستي ازخيزش دوباره ملت فلسطين هراس دارد

دور اول مذاکرات مقامات ایران و آژانس پایان یافت

موافقتنامه افغانستان با آمریكا منشاء ناامنی جدیدی در منطقه خواهد شد

بیشتر: سایر اخبار

خبرهای بیشتر

بیشتر: خبر

آلبوم تصویری

نظر سنجی

میزان توفیق امریکا و همپیمانانش را در مبارزه با تروریست در افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟