|
||||
| چگونگی روابط افغانستان با کشورهای منطقه |
|
تقریبا اکثر کارشناسان و آگاهان مسائل افغانستان در تحلیل اوضاع این کشور متفق القولند که کابل باید در سیاست خارجی خود همگرایی منطقه ای را تقویت کند تا بتواند از چالش هایی که فرا رو دارد عبور نماید. خصوصا آنکه کارشناسان تاکید دارند افغانستان در موقعیتی استراتژیک قرار دارد. با این حال کارشناسان و آگاهان تاکید دارند که افغانستان برای گسترش همگرایی های منطقه با موانعی هم روبرو است.
تحلیلی از آقای سید اسحاق دلجو حسینی را تقدیم تان می کنیم در مورد چگونگی روابط افغانستان با کشورهای منطقه و اهمیت آن: " روابط منطقه ای یکی از محورها و اساسی ترین محور امنیت در منطقه و در یک کشور منطقه ای است. افغانستان یک کشور اسلامی است و کشوری است که در موقعیت حساس آسیا قرار دارد و همسایه های قوی و قدرتمندی در اطرافش وجود دارد بنابراین ضروری است که افغانستان باید روابطش را با کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه مستحکم و دوام دار نگه دارد. شکی نیست که ایجاد امنیت در افغانستان بدون داشتن روابط خوب با همسایه ها امکانپذیر نیست و بیرون شدن افغانستان از بحرانی که سی سال در این کشور جریان دارد ، بدون برقراری روابط با همسایگان امکان ندارد. افغانستان نمی تواند متکی به کشورهای خارجی بسیار دور باشد بلکه باید با کشورهای همسایه خود خصوصا کشورهای اسلامی که در اطراف آن قرار دارند روابطی حسنه و نیک داشته باشد زیرا در دورانی که افغانستان اشغال شد و سختیها و مشکلات داخل افغانستان آمد ، ثابت شد که فقط کشورهای مسلمان همسایه افغانستان بودند که توانستند برای مهاجرین زمینه های زندگی را مساعد کنند ، هم بنحوی از مجاهدین حمایت کنند ، هم در سازمانهای بین المللی و جهانی در کنار ملت افغانستان قرار بگیرند. اینها همه نشانه های بزرگی ازست که این کشورها وقتی که در مراحل سخت و دشوار توانستند افغانستان را یاری و مساعدت کنند طبیعتا در مراحل دیگر هم همین گونه عمل می کنند.افغانستان نمی تواند نیازمندی هایش را بدون کمک کشورهای همجوارش تامین کند جون کشوری محاط به خشکی است و راهی به دریا ندارد پس باید با همسایه هایش روابطی نیک داشته باشد و نیازمندی های اقتصادی ، تبادل های فرهنگی و سایر مسائل خود را باید با این کشورها داشته باشد.در حال حاضر حدود 40 تا 50 کشور خارجی در افغانستان نیروی نظامی دارند و روز به روز ملت افغانستان بیشتر نسبت به سالهای گذشته متوجه می شود که حضور نیروهای خارجی بجز کشتار و ویرانی چیز دیگری به بار نیاورده است. از طرف دیگر البته در بین کشورهای همجوار افغانستان ، بعضی کشورها در قسمت ادامه جنگ در افغانستان نگذاشتند که در جنگ در افغانستان تمام شود و ملت افغانستان بتوانند از این مرحله بحرانی عبور کند. نه تنها آنها کمکی به افغانستان نکردند بلکه مشکلات بیشتری به افغانستان اضافه کردند. پاکستان یکی از کشورهایی است که همیشه در مسائل افغانستان مداخله داشته است و دیدیم که طرفدار ادامه جنگ در افغانستان بوده است اما جنگ فقط منحصر به خاک افغانستان نبود بلکه این جنگ محدوده وسیعی از خاک پاکستان را هم در بر گرفته است و الان مدتی است که پاکستان هم گرفتار جنگ ، خونریزی ، گرفتاری ، انفجار، کشتار ، بمب گذاریها و حملات انفجاری در شهرهای بزرگی مثل کراچی ، اسلام آباد ، لاهور و پیشاور شده است. اگر پاکستان و سیاستمداران پاکستانی خصوصا سازمانهای اطلاعاتی و اردوی پاکستان شیوه بهتری اتخاذ می کردند ، امروز هم پاکستان و مردم آن از آسیب ، جنگ ، خونریزی ، کشتار بیرحمانه ، انفجارهای کور و حتی حملات طیارات بی سرنشین خارجی به دور و در امان بودند و هم افغانستان." دیدگاه آقای دستگیر هژبر در این باره: " ما 6 سال پیش در برنامه شورای متحد ملی دقیقا زمانی که دولتمردان افغانستان و بخصوص رئیس جمهور افغانستان بسیار علاقمند بودند برای اخذ پیمان استراتژیک با آمریکا و سپس با انگلیس ، بصورت قاطع و صریح اعلام کردیم که بجای اخذ معاهدات استراتژیک با کشورهای قدرتمندی که سیاستهای شان ماهیت توسعه طلبانه و استعمارگرانه دارد ، برای افغانستان بسیار بسیار مفید است که به رویکرد همگرایی منطقه ای در سیاست خارجی و در روابط خارجی خود هم در عرصه سیاسی و هم در عرصه اقتصادی رو بیاورد و روابطش را با کشورهای منطقه گسترده بسازد و در این زمینه برنامه های عملی وسیعی داشته باشد. بنابراین من الان هم بر این مساله تاکید می کنم که همگرایی منطقه ای و ایجاد همکاری های متقابل میان کشورهای منطقه و همسایه به مراتب برای ثبات ،پیشرفت اقتصادی ، تامین استقلال اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی افغانستان مفیدتر است تا اینکه بصورت یکجانبه با کشورهای قدرتمند غربی دارای روابط درازمدت استراتژیک باشیم." اما در رابطه با روابط افغانستان با کشورهای منطقه ای ، کارشناسان می گویند در جریان جریان سال گذشته (1389) سفرهای مکرر و متناوب مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران به افغانستان و بالعکس سفرهای مقامات افغان به ایران نشان از علاقمندی و عزم دو کشور برای توسعه روابط داشت. در این باره تحلیلی از آقای سید اسحاق دلجو حسینی را تقدیم تان می کنیم: " روابط افغانستان و جمهوری اسلامی ایران همیشه روابطی حسنه و نیک بوده است و این روابط روابطی بسیار عمیق ، قوی ، تاریخی و روابطی فرهنگی است و قبل از همه روابطی دینی است ، روابط فرهنگی و روابط منطقه ای بسیار ماندگار و سابقه دار است و این روابط روابطی نیست که با آمدن یک سلسله مسائل و حوادث نادیده گرفته شود و یا قطع شود و یا با کوشش دیگران برداشته شود. در طول این ده سال اخیر و حتی در طول سی سالی که حوادث بسیار خطرناکی در افغانستان بوجود آمده ، دیده شده که روابط ملت افغانستان و ملت مسلمان ایران روابطی حسنه و برادرانه بوده است. البته در بعضی موارد یک سلسله حوادثی ایجاد شده که این حوادث را ایجاد کردند و خواستند که روابط بین این دو کشور خدشه دار شود و اتهاماتی وارد شده که البته همیشه دولتمداران افغانستان در ارتباط با این اتهامات دلایل خاص خود را داشتند و هیچگاه این اتهامات مورد تایید آنها قرار نگرفته است. سعی شده است که روابط بین این دو کشور باقی نماند و عده ای را وادار کرده اند که روابط این دو کشور را خراب کنند و دلایلی بوجود بیاورند اما الحمدالله این روابط تا الان بطور خوبی ادامه پیدا کرده و امیدواریم که در آینده هم این روابط به همین شکل تا سالها و قرنها ادامه پیدا کند. سوال: جناب آقای دلجو حسینی بفرمایید که کدام جریانها تلاش دارند تا در روابط کابل - تهران خدشه ایجاد کنند و هدفشان از این کار چیست؟ " البته کشورهایی که حالا در افغانستان نیروهای فراوان دارند و اعتقاد به این دارند که باید در افغانستان جنگ ادامه پیدا کند و بنحوی پایگاه های شان دائمی باشد ، طبیعتا این کشورها به داشتن روابط حسنه بین افغانستان و ایران راضی نیستند ، آنها تلاش دارند تا این روابط بهم بخورد و تبدیل به رابطه ای متخاصم و متعارض شود. " تصور من این است که این مساله بسیار واضح و روشن است و نیازی به سوال نیست. شما هر روز شاهد اعتراضات گسترده مردم از عملکرد خارجی هایی که در افغانستان حضور دارند ، هستید. هم در عرصه نظامی و هم در عرصه اقتصادی و هم در عرصه سیاسی ما شاهد هستیم که در تصمیم گیری های کلان ملی ، در مقاطع مشخص تاریخی متاسفانه خارجی ها در امور ما مداخله کرده اند. در لویی جرگه هایی که در افغانستان برگزار شد ، مخصوصا در لویی جرگه اضطراری و لویی جرگه قانون اساسی بصورت یکجانبه اراده مردم افغانستان نادیده گرفته شد. در عرصه روابط اقتصادی و کمکها و پروژه های اقتصادی شما شاهد هستید که بیشترین غارت و فساد در موسسات خارجی وجود دارد و تمام هزینه هایی که بنام افغانستان واریز می شود در یک روند بسیار فساد آلود لجام گسیخته دوباره از افغانستان خارج می شود و پس از گذشت دو یا سه ماه ماهیت روند بازسازی بصورت کامل برای مردم آشکار می شود. البته واکنشها در افغانستان نسبت به حضور کشورهای خارجی و عملکرد آنها در در جریان سالهای گذشته بارها مطرح شده است ، اخیرا هم تعدادی از اندیشمندان و علمای برجسته افغانستان در نشستی که در قندهار داشتند ، پایان حملات زمینی و هوایی نیروهای آمریکایی و ناتو را خواستار شدند. در این نشست تاکید شد که این حملات و توهین نیروهای آمریکایی و ناتو به مقدسات اسلامی ، احساسات مذهبی مردم افغانستان را نیز جریحه دار می کند. این اندیشمندان و علما تاکید داشتند که نیروهای آمریکایی بدون توجه به حساسیتهای مذهبی مردم ، اماکن مقدس و مساجد ، مدارس اسلامی و تاسیسات مذهبی را هدف قرار می دهند. در رابطه با این موضوع تحلیلی را از آقای اشراق حسینی (روزنامه نگار افغان) تقدیم تان می کنیم: " شکی وجود ندارد که در تمام جهان اسلام و مخصوصا در کشورهایی مثل افغانستان تاثیرات معنوی علما بسیار جدی و گسترده است و علما از یکطرف بایستی این موضوع را روشن کنند که حملات بر علیه نیروهای غیرنظامی چه از طرف طالبان و چه از طرف نیروهای خارجی قابل قبول نیست و همچنان باید مصونیت افراد ملکی و غیرنظامی حفظ شود. هم اخلاق دینی این مساله را می طلبد و هم حقوق انسانی افراد و شهروندان این را طلب می کند که علما باید مواضع مشخصی در این زمینه داشته باشند. " شکی وجود ندارد. از زمان پس از پروسه بن تا حالا مشاهده می شود که از اقتدار اجتماعی و نفوذ سیاسی و از سیطره ای که حکومت افغانستان برخوردار بوده است ، گام به گام کاسته می شود. مخصوصا دو سه مورد بسیار جدی است که اگر حکومت افغانستان و در مجموع دولت افغانستان به اصلاحات گسترده دست نزند ، این بحران کما کان باقی می ماند و حتی عمق پیدا می کند: اول اینکه حکومت افغانستان باید اراده مردم افغانستان را تمثیل گند. |





