این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
چهارشنبه, 09 سرطان 1395 11:28

بررسی مطبوعات 9 سرطان …

اصلاح و انتخابات عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است :
فرمان تقنيني رييس جمهور در مورد ساختار، صلاحيت ها و وظايف کميسيون هاى انتخاباتى که در تاريخ بيست و چهار جوزا از سوي مجلس نمايندگان رد شد، ديروز از سوي مشرانوجرگه با آوردن برخي تعديلات مورد تأييد قرار گرفت.
براساس توافقنامه سياسي که ميان دوتيم انتخاباتي به امضاء رسيده است، بايستي انتخابات آينده بر بنياد قانون جديد انتخاباتي برگزار گردد، جامعه بين المللي نيز آوردن اصلاحات در قانون و ساختار کميسيون هاي انتخاباتي را ضروري مي داند و از اينرو زماني هزينه هاي انتخابات را متقبل مي شوند که نسبت به اصلاحات لازم در ساختار و صلاحيت ها و وظايف کميسيون هاي انتخاباتي اطمينان حاصل کنند. 
نویسنده می افزاید :  
متأسفانه تجربه انتخابات در افغانستان پس از چهارده سال تمرين دموکراسي باشکست مواجه شد. ما در سال 1393 بدترين انتخابات دنيا را به نام خود ثبت کرديم. انتخاباتي که با تقلب، جنجال و کشمکش همراه گرديد. حالا براي فرار از تکرار بدنامي، ناگزيريم که قانون و ساختارهاي انتخاباتي گذشته را تغيير دهيم. ولي در اين ميان برخي از مقامات و نهادهاي حکومتي، آوردن اصلاحات انتخاباتي را به نفع شان نمي بينند و از اين جهت روند اصلاح نظام انتخاباتي همواره با چالش و تعويق مواجه مي گردد. 
با تأسف بايد گفت که اکثر اظهارنظرها و تصميم گيري ها در باره انتخابات منشأ سياسي دارد و به اين خاطر نگاه تخصصي به مسايل انتخابات کمتر مورد توجه قرار مي گيرد.

 

و چرا جنرال دوستم می رنجد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
آقای دوستم منهای آن‌چه که بارها از اختلافاتِ او و رییس جمهوری در جاهای مختلف یاد شده، حداقل در نزدیک به دو سال گذشته که از عمر دولت وحدت ملی می‌گذرد، تا به حال سه بار به صورتِ رسمی زبان به انتقاد از رییس جمهوری و تصمیم‌های او گشوده است. هر باری هم که آقای دوستم از رییس جمهوری انتقاد کرده، این انتقادها در مورد نقش و جایگاهِ خودش و دوستانش در ساختار نظام بوده است. گویا آقای دوستم به آن‌چه که تا به حال به دست آورده و یا برایش تخصیص یافته، راضی نیست و نتوانسته حامیانش را راضی نگه دارد.
ماندگار می افزاید :
گاهی این‌طور به نظر می‌رسد که این انتقادها بیشتر از این‌که جنبۀ واقعی و حقیقی داشته باشند، نوعی شانه از زیر بارِ مسوولیت خالی کردن است. به این معنا که وقتی آقای دوستم با اعتراض‌هایی در میان اطرافیان و یا طرفدارانش در مورد نقش و جایگاهِ آن‌ها در ساختار نظام مواجه می‌شود، او برای خلاصی از تیر انتقادها، آن‌ها را به جای دیگر ارجاع می‌دهد و مستقیماً به گردن رییس جمهوری و یا دولت وحدت ملی می‌اندازد.

 

و به سراغ روزنامه ی چراغ می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان مبارزه با افراط گرایی از مسوولیت های علمای دین است چنین نوشته است :
 عبدالله عبدالله ؛ رییس اجرایی، طالبان و دیگر مخالفان مسلح را "خوارج زمان" خوانده که به باور او، برخلاف حقایق و آموزه های دینی با ارائه تفسیری نادرست از دین، مسلمانان را به خاک و خون می کشند.
صرف نظر از اینکه اظهارات آقای عبدالله در خصوص برداشت های نادرست و خوانش های افراط گرایانه از اسلام و آموزه های قرآن، جدی است یا صرفا به صورت مناسبتی بیان شده است،‌ واقعیت این است که این چالشی بزرگ و نگران کننده در برابر آینده اسلام و ایمان اسلامی در جوامع مسلمان است.
در پایان چراغ می افزاید :
در این میان، علمای دینی نیز به شدت مورد انتقاد هستند. به نظر می رسد آنها به درستی به مسؤولیت های سنگین خود در خصوص دفاع از گوهر اصیل دین و ارائه تفسیری درست و منطبق با واقع از آموزه های دینی، عمل نکرده و در این زمینه، مسؤول شناخته می شوند.
این در حالی است که آنها نه تنها وارثان پیامبران محسوب می شوند و در این راستا مسؤولیت دارند که از رسالت پاک و الهی انبیا، تحت هر شرایطی، دفاع کنند؛ بلکه از آن جهت که نان دین را می خورند و از مسیر علم آموزی اسلامی، ارتزاق می کنند نیز در قبال آنچه از سوی دوستان نادان و دشمنان دانای دین بر دین می رود نیز مسؤولیت های خطیر و سنگینی دارند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید