اخبار مذهبی http://dari.irib.ir Sat, 17 Feb 2018 17:04:21 +0430 fa-af تشرف ۹۰۰ نفر به دین اسلام در ایالت کرالای هند http://dari.irib.ir/radioislam/item/120683-تشرف-۹۰۰-نفر-به-دین-اسلام-در-ایالت-کرالای-هند http://dari.irib.ir/radioislam/item/120683-تشرف-۹۰۰-نفر-به-دین-اسلام-در-ایالت-کرالای-هند

 

 

 

مراکز تبلیغ دین اسلام در جنوب هند، در سال ۲۰۱۵ توانستند ۹۰۰ نفر را مسلمان کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی کویا، مدیر مرکز تبلیغی تربیه در ایالت «کرالا» ی هند گفت: در سال ۲۰۱۵ میلادی، حدود ۳۰۰ نفر در مرکز تبلیغی صبحا و ۶۰۰ نفر در مرکز تبلیغی تربیه به دین اسلام گرویدند.

وی گفت: تمام اطلاعات مربوط به نحوه تشرف به اسلام، درآمد و مخارج تازه‌مسلمانان به اداره پلیس و اداره مسکن کرالا ارائه شده است.
 
گفته می‌شود هیچ ارتباطی بین این تازه‌مسلمانان و آنهایی که در ایالت کرالا به داعش پیوسته‌اند، وجود ندارد.
 
اومن چندی، سروزیر کرالا نیز گفت: ۲۶۶۷ زن در این ایالت از سال ۲۰۰۶ تا کنون به دین اسلام گرویده‌اند.
 
مسلمانان ایالت کرالا ۲۷ فیصد (نزدیک به یک سوم) جمعیت این ایالت را تشکیل می دهند. جمعیت شیعیان نیز حدود یک میلیون نفر برآورد شده است.
 
 در برخی از شهرهای مهم کرالا از جمله کوچین کالیکت، تعداد و نقش مسلمانان بسیار چشم‌گیر است و در مناطقی همچون مالاپورام اکثریت مطلق مسلمان هستند و گفته می‌شود جمعیت مسلمانان این مناطق بالای ۹۵ فیصد است.
 
همچنین به گفته امام جماعت یکی از مساجد در کرالا تعداد مساجد در این ایالت به ۱۱ هزار مسجد رسیده است.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Wed, 20 Jul 2016 12:26:16 +0430
انسان عفیف حیثیت خود را امانت خدا می‏ داند http://dari.irib.ir/radioislam/item/120467-انسان-عفیف-حیثیت-خود-را-امانت-خدا-می‏-داند http://dari.irib.ir/radioislam/item/120467-انسان-عفیف-حیثیت-خود-را-امانت-خدا-می‏-داند

 

 

 

به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از قیام‌های ‌خونین مردم مسلمان ایران به رهبری مراجع تقلید در قرن معاصر، که نقطه عطفی درتاریخ قیام‌های اسلامی در تاریخ صد ساله اخیر است، قیام مردم مسلمان و غیرتمند ایران زمین درسال ۱۳۱۴ هجری شمسی در مسجد گوهرشاد و در کنار مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) بر ضد دیکتاتوری ‌رضاخان و کشف حجاب او است.

فاجعه خونین حمله به مسجد گوهرشاد یکی از اوراق ننگین تاریخ در دوره رضاخان بود که طرح اسلام زدایی به اجرا گذاشته شد که همزمان با اجباری شدن کلاه شاپو برای مردان، زمزمه‌های حجاب‌زدایی زنان نیز بلند شد.

بدین مناسبت به بازخوانی پیام علمی و حکیمانۀ مرجع جهان تشیع و مفسر قرآن کریم، آیت الله جوادی آملی به همایش علمی و تخصصی «حجاب و عَفاف» می پردازیم:

آیت الله جوادی آملی در این پیام با بیان اینکه عفاف و حجاب، سیرت و صورت متعامل و متقابل انسان فضیلت محور هستند، بیان می دارد: عَفاف وحِجاب، سیرت و صورت متعامل و متقابل انسانِ فضیلت محور است، زیرا هویّت اصیل بشر، همانا عقل نظری حاکم بر وَهم و خیال در بُعد اندیشه و عقل عملی والی بر شهوت وغضب در بُعد انگیزه است. مقدار رقیقی از عَفاف، مایه احترام به حجاب شده و رعایت حجاب، پایه تحکیم عَفاف خواهد بود.

وی می نویسد: انسان عفیف، حیثیت ارجمند خود را امانت خدا می‌ داند و با صیانت از آن امین الله می‌ شود و هرگز به خود اجازه نمی‌ دهد که حق الهی را هزینه یا حراج کند و با مبتذل شدن، آن را به بیگانگان مبذول دارد. این انسان شناسی ویژه، قلمرو حَق و تکلیف را از هم جدا می‌ کند و هیچ‌گاه به کسی فرصت نمی‌ دهد که خود را مالک حیثیت بداند و در برابر حکم خداوند، دعوای انّیّت کرده، هوای خویش را بر فتوای الهی مقدّم بدارد. پرده‌ داری عفیفانه، مانع پرده‌ دری هتّاکانه است. عفیف که فرهنگبان عفّت است، از بی‌ حجابی یا بدحجابی رنج می‌ برد. آن ملکه مستور، عاملِ این مُلک محجوب است.

وی با بیان اینکه بی‌ حجابی یا بدحجابی، هر چند آثار شومی به بار می‌ آورد؛ لیکن بدترین اثر آن، آسیبی است که به حریم هُویّتِ انسان می‌ رسد، مرقوم داشت: حجاب که یک امر طبیعی است، مانع دیدن یا شنیدن و برخورد بدنی است؛ ولی عَفاف که یک امر فراطبیعی است، مانعِ خواسته برخاسته از هوا و حاجبِ گرایش قلبی است و چون ملکه نفسانی و منزّه از مادّه است، می ‌توان از آن به حجاب نوری یاد کرد که همانند نماز، حاجبِ مُنکَر است. این فضیلتِ درونی، همانند آن اَدَب بیرونی، ویژه انسانِ سالک است که «حَی متألّه» لقب گرفته؛ نه حیوان ناطق.

آیت الله جوادی آملی بیان می دارد: براساس «تفسیر انسان به انسان»، بی‌ حجابی یا بدحجابی، هر چند آثار شومی به بار می‌ آورد؛ لیکن بدترین اثر آن، آسیبی است که به حریم هُویّتِ انسان می‌ رسد، زیرا غیرت، یکی از عناصر محوری کمال بشری است و معنای آن غیر زدایی است؛ به طوری که نه به قلمرو شخصی غیر تجاوز شود و نه تعدّی غیر به حریم شخصی خویش را تحمّل کند و اگر در سخنان نورانی امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) چنین آمده است که «مَا زَنَی غَیُور قَطُّ» یا «عِفَّتُهُ عَلَی قَدْرِ غَیْرَتِه»، ناظر به همین مطلب است.

آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از پیام خود، عفت را ضامن سلامت دل بیان داشته و مرقوم داشت:عَفاف که به معنای بسنده کردن به مقدار حلال و پرهیز از زیاده ‌خواهی است، جامع فضیلت مالی و غریزی است. انسانِ عفیف، به طور رایگان، سرپرستی اموال یتیم را به عهده می ‌گیرد و چیزی در قبال زحمتِ نگهداری او و نگهبانی مال وی نمی‌ طلبد و به همان روزی خداداد خود اکتفا می‌ کند: (ومَن کانَ غَنِیاً فَلیَستَعفِف)، چنان‌که شخص عفیف تعرّض غریزی نداشته و در صدد همسریابی معقول و مقبول است: (ولیَستَعفِفِ الَّذینَ لایَجِدونَ نِکاحًا حَتّی یُغنِیَهُمُ اللهُ مِن فَضلِه).

وی ادامه می دهد:عِفّت، ضامن سلامت دل یا کاشف از آن است. در قبال، طمع‌ ورزی به حریم غریزی بیگانه، عامل مرض قلب یا نشان آن است: (فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَیَطمَعَ الَّذی فی قَلبِهِ مَرَض وقُلنَ قَولًا مَعروفا). وظیفه زنان در تأمین سلامت دل، در حجاب گفتاری آنان نیز نهفته است، چه اینکه حجاب مردان، گذشته از صیانت نگاه ناروا، در دستگاه شنوایی اینان نیز تعبیه شده است.

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه انسان عفیف، از تیررس شیطان مصون است، گفت: عَفاف، حصن رصینی است که [انسان را] از گزند گناه حفظ می‌ کند؛ به طوری که انسانِ عفیف، از تیررس شیطان مصون است، چنان‌که از تیر تیز شدن نیز محفوظ خواهد بود، لذا هم از ارائه و نمایاندن شرربار مصون است و هم از رؤیت و دیدن شرّزا سالم خواهد بود. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نگاه نامحرمانه تیر مسموم ابلیس است؛ «النَّظْرَةُ سَهْم مِنْ سِهَامِ اِبْلِیسَ مَسْمُوم وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ اگوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً». هرگونه تماس نامحرمانه و برخورد غیر عفیفانه و پیوند غریزی با نامحرم، گناه ویژه همان عضو محسوب می ‌شود. امام باقر و امام صادق(علیهماالسلام) فرموده ‌اند: «مَا مِنْ اگحَدٍ اِلَّا وَ هُوَ یُصِیبُ حَظّاً مِنَ الزِّنَا فَزِنَا الْعَیْنَیْنِ النَّظَرُ وَ زِنَا الْفَمِ الْقُبْلَةُ وَ زِنَا الْیَدَیْنِ اللَّمْس».

وی بیان داشت: ایمان به خدای سبحان طعم گوارایی دارد؛ ذائقه کسی آن مزه را می ‌چشد که از آسیب نگاه حرام مصون باشد. حضرت امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هرکس برای رضای خدا، نگاه حرام را رها کند، خداوند به او امن و آرامش عطا می‌ کند و او را ایمانی می‌ دهد که طعم آن را می‌ یابد: «مَنْ تَرَکَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ لِغَیْرِهِ اعقَبَهُ الله امْناً وَ اِیمَاناً یَجِدُ طَعْمَهُ».

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه هم مردان و هم زنان باید کمال خود را در عفاف و جمال خود را در حجاب جستجو کنند و مختص یک گروه خاص نیست، مرقوم داشت:عَفاف و حجاب، نه ویژه زنان است، نه خصیصه مردان، بلکه هر دو گروه باید کمال خود را در عَفاف و جمال خویش را در حجاب جست‌ وجو کنند، چنان‌که آثار عَفاف و لوازم حجاب، مخصوص حِرفه معیّن نیست، بلکه باید برکات آن را در تمام شئون فردی و جمعی، مانند هنر، فیلم و تجسیم مشاهده کرد.

وی در پایان، عفاف را مایه تقویت نظام امامت دانسته و مرقوم داشت:عَفاف، مایه تقویت نظام امامت است؛ لذا در نامه حضرت امیرمؤمنان(ع) چنین آمد: «اعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد»، لذا جامعه باتقوا، نفوس عفیف دارد: «وَ انْفُسُهُمْ عَفِیفَة» و زمینه فرشته ‌خو شدن و با مَلَک محشور گشتن را فراهم می‌ کند، زیرا جهاد اکبر است: «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ الله بِاعْظَمَ اجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ اگنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلاَئِکَة». تأثیر مثبتِ عَفاف در تأمین سعادت فرد و جامعه موجب شد تا در دعای حضرت ولی عصر امام مهدی موعود(عج) چنین گفته شود: «... وعلی النساء بالحیاء والعفّة».از آنچه بازگو شد، می‌ توان سرّ سپاهی حیا و عَفاف برای عقل، در برابر جنود جهل علمی و جهالت عملی را دریافت. عَفافِ جامعه، گارد مصمّم عقل و ارتش مجهّز رهبری و دژ نفوذناپذیر دینی است [که] امید است همگان، به ویژه جوانان این مرز و بوم اسلامی از آن بهره کافی ببرند.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Tue, 12 Jul 2016 15:53:33 +0430
سراج: در روزگار مذهب‌گریزی وجود خانم الهی‌قمشه‌ای غنیمتی بود http://dari.irib.ir/radioislam/item/120466-سراج-در-روزگار-مذهب‌گریزی-وجود-خانم-الهی‌قمشه‌ای-غنیمتی-بود http://dari.irib.ir/radioislam/item/120466-سراج-در-روزگار-مذهب‌گریزی-وجود-خانم-الهی‌قمشه‌ای-غنیمتی-بود

 

 

 

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم تشییع پیکر مرحوم مهدیه الهی قمشه‌ای دختر مهدی محی الدین الهی قمشه‌ای مترجم قرآن کریم، پیش از ظهر دیروز (دوشنبه 21 سرطان ماه) با حضور ارادتمندان آن بانوی ادیب و عرفان‌پژوه در تالار وحدت برگزار شد.

محسن مومنی شریف، احمد مسجدجامعی، حجت‌الاسلام سید محمود دعائی، حسام‌الدین سراج، عبدالحسین مختاباد، حمید شاه‌آبادی، عبدالجبار کاکایی، افشین علا، فائد باقری، سهیل محمودی، مجید غلامی جلیسه و... برخی از شخصیت‌هایی بودند که در این مراسم شرکت کرده بودند.

 

علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونینش از جمله غایبان این تشییع بودند زیرا به دلیل شرکت در جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، نتوانسته بودند به آئین تشییع این بانوی قرآن پژوه بیایند.

ساعد باقری که مجری این مراسم بود از دست دادن این بانوی ادیب و قرآن پژوه را غم سنگینی خواند، که مدتها از خاطر نمی‌رود و گفت: کسی که امروز او را بدرقه می‌کنیم، انسانی بود که در دوره حیاتش و زمانی که در میان ما می‌زیست، تمام سکنات و رفتار و مهرورزی‌اش سرآمد بود؛ نکاتی که شاید امروز بیشتر به افسانه شبیه باشد.

وی در ادامه اضافه کرد: خانم الهی قمشه‌ای علی رغم دو مصیبت بزرگ و کمرشکن که به جهت مرگ فرزندانش بر او وارد شده بود، شادمان زیست که این شادمان زیستن هم حاصل نوع نگاه او به هستی و حیات بود.

 

این شاعر ادامه داد: یکی از نعمت‌هایی که خدا به ما عنایت کرد، زیارت و آشنایی با این بانوی بزرگوار بود که برای همه ما به نوعی نقش معلمی را ایفا می کرد.

احمد مسجدجامعی عضو شورای اسلامی شهر تهران درگذشت مهدیه الهی قمشه‌ای را به خاندان این بانوی نیکوتبار تسلیت گفت و یادآور شد: این خاندان، تبار بسیار نیکویی دارند و به گردن فرهنگ و هنر ما و به خصوص فرهنگ دینی و آئینی حق دارند. کمتر خانه‌ای است که قرآن کریم با ترجمه مهدی الهی قمشه‌ای در آن نباشد.

او اضافه کرد: مرحوم علامه امینی برای نعیمی و نسیمی دو چهره اهل شعر و عرفان که شهید همه شده‌اند، تعبیر دریا دل را به کار برده است. به نظر من مرحوم خانم الهی قمشه‌ای هم جزء همین شخصیت‌های دریا دل بود. همانطور که هیچ چیز نمی‌تواند زلالی و شفافیت را از دریا بگیرد.

مسجد جامعی با تاکید بر اینکه مهدیه الهی قمشه‌ای اخلاق فروش نبود، گفت: مهمترین ویژگی او در رویکردش به فهمی بود که از کلام گذشتگان، داشت. این بانو دنبال پاسخ به این سوال بود که مولوی چه مشکلی از جوان امروز ما را می‌تواند حل کند.

مسجدجامعی معرفی چهره‌های تاثیرگذار را در جامعه زنان همانند الهی قمشه‌ای، ضرورتی انکارناپذیر قلمداد کرد.

سهیل محمودی در این مراسم گفت: در فرهنگ ما آزادی و آزادگی یعنی رهایی از بسیاری از قیودی که این طبیعت به دور دست و پای ما تنیده است. یکی از نمونه‌های این آزادی و آزادگی، وجود نازنین مرحوم الهی قمشه ای بود.

این شاعر اضافه کرد: بعد از فوت مادرم به عینه حضور مادر را در هیبت این بانوی بزرگوار حس می‌کردم. شهادت می دهم که خانم الهی قمشه‌ای در ظریف‌ترین حرکات و سکناتش، آنچه را که می‌گفت، عمل می‌کرد. او پرورده حکمت و معرفت قرآنی بود و همه آنچه در وجود داشت، برآمده از تکیه گاه او به منبع وحی بود.

در این آئین همچنین فاطمه هاشمی رئیس بنیاد بیماری‌های خاص که در روزهای پایانی حیات زنده‌یاد مهدیه الهی قمشه‌ای بالای بستر او حضور داشت، با اشاره به تاثیرپذیری خود از درس های مثنوی پژوهی این بانوی ارزنده، گفت: خصلت بارز او عشق به خدا و مردم بود. هیچ فرد متدینی نمی‌تواند این دو را از هم جدا بداند.

وی ادامه داد: او در آخرین لحظات عمرش و در ایامی که رنج بیماری به شدت بر او مستولی شده بود، به من گفت که من دیگر خسته شده ام. باید بروم، برای من آن طرف بهتر از این طرف است.

در این آئین همچنین حسام الدین سراج خواننده در سخنان کوتاهی گفت: این روزها که متاسفانه مذهب ستیزی و مذهب گریزی مد شده است، وجود خانم الهی قمشه‌ای غنیمتی بود برای جوانان.

 

وی سپس غزلی از زنده یاد مهدیه الهی قمشه‌ای و یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر را با آواز خواند و آن را تقدیم به روح آن مرحوم کرد.

افشین علا داماد زنده یاد مهدیه الهی قمشه‌ای هم در سخنانی این بانوی قرآن پژوه را یک معلم اخلاق توصیف کرد که به ما یاد می‌داد که ما در این دنیا مسافریم و برای توقف کوتاهی به این خاکدان آمده‌ایم و به زودی باید در جای برازنده تری دور هم جمع شویم.

این شاعر افزود: همه آنچه خانم الهی قمشه‌ای گفت و نوشت، در خدمت دیانت بود و عمرش را صرف قرآن و عشق ورزیدن به جهان بشریت و انسان‌ها کرد و پیام او هم به همگان بجز امید، چیز دیگری نبود.

در پایان این مراسم، نماز میت به امامت حجت الاسلام دعائی بر پیکر مرحوم مهدیه الهی قمشه‌ای اقامه شد و پس از آن پیکر این بانوی گرانقدر برای خاکسپاری در مقبره خانوادگی در لواسان به این منطقه تهران انتقال یافت.

بر اساس این گزارش، مجلس یادبود و ترحیم مرحوم مهدیه الهی قمشه ای ساعت 10 صبح روز جمعه 25 تیرماه در مسجد جامع شهرک غرب در تهران برگزار خواهد شد.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Tue, 12 Jul 2016 15:43:35 +0430
معنای «غیبت» از منظر رسول‌الله(ص) http://dari.irib.ir/radioislam/item/120396-معنای-«غیبت»-از-منظر-رسول‌الله-ص http://dari.irib.ir/radioislam/item/120396-معنای-«غیبت»-از-منظر-رسول‌الله-ص

 

 

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، موعظه و نصیحت، کلید سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت است. موعظه، دل‌ها را صفا می‌بخشد و چشم و جان را به جهان پُر رمز و راز معنویت می‌گشاید. خداوند متعال در قرآن کریم یکی از مهمترین تکالیف حضرت رسول(ص) را ارشاد مردم از راه پند و اندرز و موعظه معرفی می‌کند.

به همین منظور، فرازهایی از درس اخلاق آیت‌الله سیدمحمد علوی گرگانی از مراجع تقلید را برای علاقه‌مندان بازنشر می‌کنیم:

 

«یَا اباذر! إِیَّاکَ وَ الْغِیبَةَ فَإِنَّ الْغِیبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا»؛

حضرت رسول(ص) خطاب به ابوذر می‌فرمایند: ای ابوذر! از غیبت بپرهیز که غیبت از زنا بدتر است

مرض «غیبت» مرضی است که انسان را گرفتار می‌کند و خیلی باید مواظب بود که به آن مبتلا نشویم. کمتر کسی می‌تواند خود را از این مرض حفظ کند و هر کس به چنین توفیقی دست یابد که مبتلا به غیبت نشود، کار مهمی کرده است؛ زیرا نفس انسان تمایل دارد که بدی‌های دیگران را بیان کند. بنابراین به اندک چیزی غیبت را آغاز می‌کند، چشم انسان در دیدن عیب دیگران خیلی نورانی است و لکن چون به ذات خود محبت دارد و خود را دوست دارد، هیچ عیبی را در وجود خودش نمی‌بیند.

روایت داریم طوری باش که دوست دارد، هیچ عیبی را در وجود خودش نمی‌بیند، طوری باش که عیب خودت، تو را سردرگم کند و خودت را سرگرم عیب دیگران نکن. در روایتی رسول اکرم (ص) به حضرت علی (ع) فرمود: «إِذا رَأَیْتَ النَّاسَ یَشْتَغِلُونَ بِعُیُوبِ النَّاسِ فَاشْتَغَلَ أَنْتَ بِعُیُوبِ نَفْسِکَ»؛ وقتی دیدی مردم عیب دیگران را می‌گویند، تو مشغول عیب خودت باش، همه ما باید مواظب باشیم که مبتلا به مرض غیبت نشویم، اگر کسی چنین بیماری را بگیرد، درمانش سخت است، زیرا بعضی از امراض هستند که علاجشان به دست خداست و از خدا باید خواست که آن را شفا دهد، پس انسان زودتر از آن بیماری رهایی می‌یابد، اما بعضی از بیماری‌ها نیز هستند که راه درمانش از راه دیگران است؛ یعنی اول باید در خانه دیگران رفت و این خیلی سخت است.

در امراض قبلی انسان می‌رفت در خانه خداوند و ناله و توبه می‌نمود و آبروی انسان ریخته نمی‌شد، اما در اینجا خداوند فرموده اگر می‌خواهی از این بیماری نجات پیدا کنی اول باید در خانه کسی بروی که غیبتش را کردی، پس مواظب باشید خودتان را مدیون مردم نکنید که حق‌الناس خیلی سخت است و کارش خیلی مشکل‌تر است، سعی کنید نسبت به مردم گذشت داشته باشید.  غیبت از حقوق‌الناس است که خیلی‌ها را بیچاره کرده و از پا درآورده است.

مرحوم نراقی در «جامع السعادات» و فرزندش نیز در «معراج السعاده» درباه این مسئله بسیار زیبا قلم‌فرسایی کرده‌اند که توصیه می‌شود آن را مطالعه کنید بنابراین پیامبر اکرم (ص) فرمودند:‌ غیبت از زنا شدیدتر است، چون مسأله زنا با رضایت طرفین انجام می‌شود و جرم و گناه بر گردن دو نفر است و شاید قدری سبک‌تر باشد، لکن کیفر گناه غیبت بر عهده یک نفر است؛ یعنی جرم مال یک نفر است و آن غیبت‌کنده است پس امکان دارد ذات عمل غیبت سخت‌تر باشد و خداوند چند مرتبه‌ای از مراتب عذاب را برای آن در نظر گرفته است نمی‌دانیم.

«قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ ذَاکَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی، قَالَ لِأَنَّ الرَّجُلَ یَزْنِی فَیَتُوبُ إِلَی اللَّهِ فَیَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِ، وَ الْغِیبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّی یَغْفِرَهَا صَاحِبُهَا».

وقتی ابوذر این سؤال را از حضرت پرسید، فرمودند: به خاطر اینکه وقتی شخصی زنا می‌کند و توبه می‌نماید خدا هم از سر تقصیرش می‌گذرد ولی غیبت بخشیده نمی‌شود مگر اینکه اول، صاحبش او را ببخشد.

برای ابوذر سخت آمد که چطور امکان دارد غیبت سخت‌تر از زنا باشد؟‌ می‌گوید: عرض کردم یا رسول‌الله! چگونه می‌شود که غیبت شدیدتر باشد؟‌ و واقعاً در بین مردم هم قباحت زنا از غیبت بیشتر است، حتی در بین بعضی از مردم اصلاً غیبت قباحت ندارد تا جایی که در مسجد بین نمازها غیبت می‌کنند و به جای تعقیبات مشغول غیبت می‌شوند.

انسان اگر کار خلاف می‌کند خوب است بداند چوبش را از کجا می‌خورد و در غیر این صورت اگر چوب بخورد و نداند از کجاست و به خاطر چیست، خیلی بدبختی است، مثل آن شخصی که خواستند او را صد تازیانه بزنند، ناله کرد و التماس نمود و تازیانه‌ها را کم کرد تا رسید به یکی وقتی خواستند آن یکی را بزنند، گفت: بزنید، ولی آیا نباید بدانم خلافم چه بوده است.

در کتاب «لب‌اللباب» آمده است که روزی سید بحرالعلوم (ع) به درس آمد و خیلی خوشحال بود شاگردان تعجب کردند و از استاد علت را سؤال کردند: ایشان فرمودند: بعد از بیست و پنج سال رنج و زحمت نتیجه گرفتم، گفتند: چیست؟ فرمود: بیست و پنج سال است که با صفت زشت «ریا»‌ مبارزه کردم تا اینکه توانستم آن را از عمل خود بیرون نمایم. چرا سید بحرالعلوم این مطلب را افشا کرد و بیان نمود؟ برای اینکه خواسته است به شاگردان بگوید مواظب باشید، این بیماری‌ها درمانشان سخت‌ است. اینگونه نیست که با گفتن «استغفرالله ربی و أتوب الیه» بتوان از شر آنها در امان ماند.

«یَا اباذر! سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ وَ قِتَالُهُ کُفْرٌ، وَ أَکْلُ لَحْمِهِ مِنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حُرْمَةُ مَالِهِ کَحُرْمَةِ دَمِهِ»؛ ای اباذر! کسی که مسلمانی را سب کند و دشنام دهد، نفس عملش فسق است؛ یعنی انسان را از عدالت بیرون می‌کند و جنگ و جدال با او کفر است و خوردن گوشتش جزو معصیت الهی است و حرمت مالش نیز مانند حرمت خونش است.

«قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْغِیبَةُ؟ قَالَ: ذِکْرُکَ أَخَاکَ بِمَا یَکْرَهُ»؛

ابوذر می‌گوید عرض کردم یا رسول‌الله!‌ غیبت چیست؟ فرمودند: غیبت آن است که پشت سر برادر دینی خود چیزی بگویی که او بدش آید. این عبارت جایی را که از صفات نیک برادر دینی ذکر می‌کند،‌ لکن او باز بدش می‌آید شامل می‌شود.

«قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ کَانَ فِیهِ ذَاکَ الَّذِی یُذْکَرُ بِهِ. قَالَ: اعْلَمْ أَنَّکَ إِذَا ذَکَرْتَهُ بِمَا هُوَ فِیهِ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ وَ إِذَا ذَکَرْتَهُ بِمَا لَیْسَ فِیهِ فَقَدْ بَهَتَّهُ»‌؛‌

عرض کردم یا رسول‌الله اگر آنچه که درباره او گفته می‌شود در او یابد چطور؟ فرمودند: اگر به آن چه که در او هست او را یاد کردید، غیبت است و اگر در او نباشد، تهمت است.»

عزیزان! غیبت یکدیگر نکنیم، به یکدیگر ناسزا نگوییم، درگیری نداشته باشیم و احترام مال یکدیگر را داشته باشیم.

«یَا اباذر! مَنْ ذَبَّ عَنْ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ الْغِیبَةَ، کَانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُعْتِقَهُ مِنَ النَّارِ؛ هر کس از برادر دینی خود که غیبت او را می‌کنند، دفاع کند، بر خداست که او را از آتش جهنم نجات دهد.»

بعضی از مؤمنین خودشان غیبت نمی‌کنند، اما با غیبت کردن دیگران هم کاری ندارند، اما عده‌ای علاوه بر آن که خود غیبت نمی‌کنند جلوی غیبت کردن دیگران را هم می‌گیرند و این خیلی عالی است.

«یَا اباذر! مَنِ اغْتِیبَ عِنْدَهُ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ، وَ هُوَ یَسْتَطِیعُ نَصْرَهُ فَنَصَرَهُ، نَصَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ هر کس که در نزد او غیبت برادر مسلمانش را کنند، در حالی که می‌تواند کمکش کند و او را کمک کرد، خداوند در دنیا و آخرت به او کمک می‌کند.

یکی از بزرگان وقتی این جمله را می‌گفت سخت گریه می‌کرد، علتش را می‌پرسیدند می‌فرمود: گریه‌ام از شدت محبت خدا به بندگانش است چقدر خدا بندگانش را دوست دارد.

«فَإِنْ خَذَلَهُ وَ هُوَ یَسْتَطِیعُ نَصْرَهُ خَذَلَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ و اگر توانایی کمکش را داشت،‌ لکن او نیز به غیبت‌کننده کمک کرد و او را بیشتر خوار کرد، خدا هم او را در دنیا و آخرت خوار می‌کند.

واقعاً عامل از بین رفتن نورانیت، غیبت است کسی که غیبت می‌کند نورانیت را از دست می‌دهد، متأسفانه غیبت نقل اکثر مجالس است و خیلی رواج دارد کمتر دیده شده افراد تعریف یکدیگر را کنند، اما شخصیت‌های بزرگ  اسلامی همیشه مواظبت می‌کردند که مرتکب غیبت نشوند و بدی کسی را نقل نکنند.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Mon, 11 Jul 2016 14:02:31 +0430
تمام آیین‌ها حجاب دارند جز «جین»/ پوشش معرف انسانیت است، نه جلوه‌گر جنسیت/ گسترش بدحجابی با سلطه مدرنیته http://dari.irib.ir/radioislam/item/120395-تمام-آیین‌ها-حجاب-دارند-جز-«جین»-پوشش-معرف-انسانیت-است،-نه-جلوه‌گر-جنسیت-گسترش-بدحجابی-با-سلطه-مدرنیته http://dari.irib.ir/radioislam/item/120395-تمام-آیین‌ها-حجاب-دارند-جز-«جین»-پوشش-معرف-انسانیت-است،-نه-جلوه‌گر-جنسیت-گسترش-بدحجابی-با-سلطه-مدرنیته

 

 

 

در هفدهم دی ماه 1314 رضاخان قانونی تصویب کرد به موجب آن زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری منع شدند. چندماه بعد، فاجعه خونین حمله به مسجد گوهرشاد یکی از اوراق ننگین تاریخ در دوران پهلوی را رقم زد. رضاخان با زور طرح اسلام‌زدایی را اجرا می‌کرد و پس از تصویب این قانون نیز رسماً حجاب‌زدایی صورت گرفت. به همین مناسبت سالروز حمله به مسجد گوهرشاد و کشتار مردم بی‌گناه در اعتراض به کشف حجاب (21 تیر/سرطان)، در تقویم ملی کشور ایران به نام روز ملی عفاف و حجاب نامگذاری شد.

*تأثیرات اخلاقی رعایت پوشش و حجاب در جامعه

به استثنای دین اسلام که درباره اهمیت رعایت عفاف و حجاب صحبت بسیار شده است، حجاب به لحاظ اخلاقی نیز تأثیرات زیادی در فرد و اجتماع بر جا می‌گذارد. این حجاب می‌تواند به صورت یک پوشش تا حجاب کامل دینی باشد.

زهره توازیانی، رییس دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا (س) درباره ارتباط رعایت حجاب با اخلاق می‌گوید: در مجموع عفت و پاکدامنی سلامت جامعه را تأمین می‌کند اگر مباحث دینی را هم کنار بگذاریم در تعاملات اجتماعی جامعه هر جایی که به جنسیت توجه کنیم، اخلاقیات رعایت نمی‌شود، حریم فردی و اجتماعی در این زمینه با هم ممزوج می‌شود و بسیاری مشکلات پیش می‌آید.

وی همچنین می‌افزاید: بنابراین برهنگی و بی‌توجهی به پوشش مناسب در ارتباطات اجتماعی، جمع‌ها و محیط های کار و درس، مباحث اجتماعی را قربانی تمایلات شخصی می‌کند و آنچه از بین می‌رود سلامت جامعه است. باید به نوعی در جامعه پوشش داشته باشیم که افراد را متوجه انسانیت خود کنیم نه جنسیت! این پوشش می‌تواند به حدی باشد که ما را از توجهات انسانی باز ندارد. در نهایت امنیت اجتماعی، رعایت حریم و پوشش متعارف برای خانم‌ها و آقایان در جامعه سلامت جامعه را تأمین می‌کند.

*حجاب در گذر زمان؛ از ایران باستان تا دوران پست مدرن

به لحاظ تاریخی و فرهنگی حجاب می‌تواند متأثر از چند عامل سنت، فرهنگ و اعتقادات دینی باشد. نصرالله پورمحمدی املشی، استاد تاریخ دانشگاه بین‌المللی قزوین می‌گوید: ایرانیان حتی در ایران باستان هم بی‌حجاب نبودند و همیشه پوششی مشخص داشتند، منتها شاید حدود آن با دوران کنونی تفاوت داشته باشد. در ادیان دیگر هم این حدود با هم فرق داشته حتی در دوران صفویه زنان ارمنی هم حجاب داشتند برخی از گروه‌های قومی آنها هنوز هم حجاب دارند.

وی با اشاره به برخی آیات قرآن کریم درباره حجاب و پوشش می‌گوید: شرایط جامعه پست‌مدرن با ایران اسلامی و برخی کشورهای اسلامی متفاوت است ما براساس چارچوب‌های پست مدرن خود را سامان نمی‌دهیم و چارچوب‌های اخلاقی و اعتقادی ما چون غرب امروز سامان نیافته است، مسائل اخلاقی و حجاب هم یکی از این مسائل است که در گذر زمان ملت ایران در یک قرارداد نانوشته چنین مفهومی را پذیرفتند.

بنابراین حجاب به لحاظ اخلاقی و عرفی در جامعه ما رسوخ دارد، منتها گاهی یک سری هنجارشکنی‌هایی می‌بینیم که البته اینها اکثریت جامعه نیستند و قوانین را اکثریت به لحاظ اخلاقی رقم می‌زنند.

حجاب به لحاظ اخلاقی و عرفی و دینی در جامعه ما رسوخ دارد و هیچگاه نبوده که ایرانیان بدون حجاب باشند

پورمحمدی می‌افزاید که حتی در کتیبه‌های تخت‌جمشید و الواح دوران باستان هم حجاب وجود داشته، منتها به شکل امروز نبوده است. امروز به دلیل سلطه مدرنیته و پست‌مدرن است که اخلاقیات از بین رفته وگرنه در خود غرب هم بی‌حجابی و بدحجابی به شکل کنونی وجود نداشت نمونه آن را در فیلم‌های دهه‌های گذشته در اروپا ببینیم. بنابراین ما نیز در برخورد با غرب باید فضای کنونی جهان را در نظر گرفته و از ارزش ها و داشته‌هایمان نکاهیم و از آنها دفاع کنیم ما سر سفره فرهنگ جهانی باید فرهنگ خودمان را حفظ کنیم ، این پشتوانه‌های فکری و فرهنگی برای ما حائز اهمیت است.

*اشکال و انواع حجاب و پوشش در ادیان مختلف

وی تأکید می‌کند: حجاب یا بی‌حجابی در جوامع دو گونه است؛ نخست مطلق و دوم نسبی. حجاب مطلق یعنی حجاب کامل و بی‌حجابی مطلق یعنی انسان آنگونه که آفریده شده زندگی کند نه اینکه به خودش پوششی اضافه کند، درهر حال اینگونه نیست که ما بگوییم حجاب مطلق است ما تقریباً در هیچ دینی حجاب مطلق نداریم همه حجاب‌ها نسبی هستند البته باز ادیان هم با هم متفاوت هستند، اسلام نوعی حجاب دارد و دیگر ادیان هم وضعیت دیگری دارند.

در این باره بخشعلی قنبری استاد تاریخ ادیان و عرفان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی می‌گوید: بی‌حجابی مطلق فقط در بین یکی از ادیان غیر وحدانی وجود دارد، یکی از ادیان عالم به نام «دین جینی» دو دسته شوتامباره (آبی پوشان) و دیگامباره (آسمان پوشان) معتقدند که باید حداقل حجاب را داشت، اینها بیش از دو تا سه میلیون نفر در دنیا هستند.

وی در ادامه می‌گوید: به جز این دین، تمام ادیان در دنیا حجاب دارند و این حجاب هم نسبی است و رتبه و اندازه آن یکسان نیست، ادیان کل دنیا به دو دسته وحیانی و غیر وحیانی تقسیم می‌شود، ادیان غیر وحیانی مثل هندوییسم، بودیسم، شینتو و .. در آسیای جنوب شرقی و ادیان ابتدایی به شکل توتم پرستی آفریقا و آمریکای لاتین هستند که اینها همه حجاب و پوشش خاص خود را دارند.

قنبری با اشاره به اینکه حتی گاندی در هندوستان و خانواده‌اش هم پوشش خاص خود را داشتند، می‌افزاید: در هندوستان مردها و زنان حجاب دارند مردها سرشان را می‌پوشانند یا مثلاً مردان و زنان سیک‌ها کاملاً پوشش دارند. اما در بین ادیان ابتدایی وضعیت مقداری فرق داشت برخی در زمان نیایش‌هایشان فقط حجاب دارند. در بین ادیان وحیانی هم حجاب برتر اسلام است، سپس یهود که اوایل خیلی رعایت بیشتری داشتند اما در دوره مدرن یعنی از عصر روشنگری به بعد تحت تأثیر لیبرالیسم حجاب آنها کنار گذاشته شد منظور از این حجاب پوشش سر و تن است. یهودی‌ها هم در موارد خاصی باید پوششی روی سر می‌گذاشتند مثلاً در صورت نیایش‌های دسته جمعی حجاب عمیق داشتند.

دین یهود در سال‌های پیش حجاب بیشتری را رعایت می‌کرد، منتها در این سال‌ها به دلیل تأثیرپذیری از لیبرالیسم جهانی حجاب را کنار گذاشته است

قدیس‌های مسیحی و راهبه‌ها حجابشان بسیار زیاد بود اما در مراسم‌هایی در کلیسا همه موظف نیستند حجاب رعایت کنند اما در عین حال گروه ارکستر مقدس کلیسا حتما باید پوششی بر سرشان باشد، چنین چیزی در دین یهود هم مرسوم است. در دین زرتشت هم در هنگام اجرای مراسم مذهبی همه باید حجاب داشته باشند همه جلوی سر و بینی خود را در آتشکده می‌گرفتند و در هنگام ورود به آتشکده حجاب رعایت می‌کردند.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Mon, 11 Jul 2016 13:55:18 +0430
اولین راه مبارزه با شیطان، تقویت عقل است http://dari.irib.ir/radioislam/item/120315-اولین-راه-مبارزه-با-شیطان،-تقویت-عقل-است http://dari.irib.ir/radioislam/item/120315-اولین-راه-مبارزه-با-شیطان،-تقویت-عقل-است

 

 

 

به گزارش خبرگزاری مهر، آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان آیت‌الله مصباح‌یزدی در دفتر مقام معظم رهبری است که در تاریخ ۹۵/۴/۱۲، مطابق با بیست‌وششم رمضان ۱۴۳۷ ایراد شده است. فایل صوتی این سخنرانی را نیز می توانید از لینک بالا دریافت کنید.

اشاره

بحث ما درباره علل اساسی انحراف انسان بود. این‌که چگونه انسانی که مدت‌ها راه صحیحی را پیموده و خدماتی کرده است، منحرف می‌شود و گاهی ۱۸۰درجه تغییر مسیر می‌دهد. با استفاده از آیات و روایات به این نتیجه رسیدیم که سه عامل کلی هوای نفس، حب دنیا و فریب شیطان از مهم‌ترین عوامل انحراف انسان هستند.

ابتدا به اجمال درباره هر سه عامل بحث‌هایی را مطرح کردیم و س‍پس به مباحثی درباره هوای نفس و دنیا پرداختیم، و بحث کیفیت فریب دادن شیطان باقی ماند. گرچه در این زمینه نیز مباحثی کلی بیان شد، ولی این بحث‌ها تا به‌صورت عناوینی کلی است چندان تأثیر عینی در زندگی انسان ندارد. وقتی این‌ها می‌تواند اثر خودش را ببخشد که انسان به مصادیق زنده‌اش توجه کند، یا خودش تجربه کرده باشد، و یا در زندگی دیگران ببیند. شاید سرّ این‌که قرآن هم افزون بر مطالب کلی، گاهی داستان‌هایی با اسم و ویژگی‌های خاص نقل می‌کند، همین باشد که داستان عینی بیشتر از عناوین کلی می‌تواند در انسان اثر بگذارد. برای مثال اگر به‌جای داستان حضرت یوسف، به صورت کلی گفته می‌شد که اگر جوانی پرهیز کند، پاکدامن باشد و دامن خودش را از آلودگی‌ها حفظ کند، خداوند خیلی به او پاداش می‌دهد، به اندازه بیان داستان آن حضرت اثر نداشت.

در جلسات گذشته با استفاده از آیات و روایات این نتیجه کلی را گرفتیم که شیطان یا در فکر و یا در انگیزه ما برای عمل اثر می‌گذارد. او در مقام شناخت، کاری می‌کند که ما یا بد بفهمیم یا چیزی را فراموش کنیم. هم‌چنین گاهی مسئله‌ای را می‌دانیم، شکی هم نداریم و درست هم فهمیده‌ایم، اما او در مقام عمل کاری می‌کند که هیجان پیدا کنیم و به طرف گناه کشیده شویم. هم‌چنین گفتیم که شیطان یک عامل مستقل نیست. اگر ما میلی را نداشته باشیم او نمی‌تواند آن را ایجاد کند؛ بلکه او چیزهایی را که خوشمان می‌آید و به آن‌ها میل داریم، تقویت می‌کند تا به طرف گناه کشیده شویم.

شیطان، عامل فراموشی یاد خدا

یکی از موضوعاتی که قرآن به شیطان نسبت می‌دهد «نسیان» است. شیطان کاری می‌کند که انسان با این‌که چیزی را می‌دانسته و آن را حل کرده است، از یاد ببرد. یکی از این موارد در داستان حضرت موسی است که وقتی گرسنه شد و سراغ آن ماهی را از همراه خود گرفت، همراه او گفت: در فلان محل که اقامت کردیم، فراموش کردم بگویم چه اتفاقی افتاد؛ وَمَا أَنسَانِیهُ إِلَّا الشَّیْطَانُ أَنْ أَذْکُرَهُ؛[۱] شیطان این را از خاطرم برد. یا در جای دیگری می‌فرماید: وقتی شیطان بر انسان‌ها غالب شود، خدا را از یاد آن‌ها می‌برد.

علت این‌که در خیلی جاها با این که زمینه‌ برای عبادت و کار خیر بوده است، ما فراموش می‌کنیم، یا به خاطر تمایلی که به گناه داریم، در راه غلطی قدم می‌گذاریم، شیطان است. او بر انسان غالب می‌شود و یاد خدا را از ذهنش می‌برد؛ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ.[۲] این نسیان مشکلات بسیاری برای انسان درست می‌کند. از حضرت آدم که به خاطر نسیان دچار ترک اولی شد، تا انسان‌های دیگر همه به آن گرفتار می‌شوند.

صریح آیه قرآن است که عده‌ای در قیامت کور محشور می‌شوند و اعتراض می‌کنند که خدایا ما در دنیا کور نبودیم، چرا ما را کور محشور کردی؟ پاسخ می‌شنوند که در دنیا آیات ما به دست تو رسید، اما تو آن‌ها را به فراموشی سپردی، امروز هم فراموش می‌شوی. با تو همان معامله را می‌کنیم که تو با آیات خدا کردی. آن‌جا تو آیات خدا را نادیده گرفتی، ما هم این جا تو را نادیده می‌گیریم؛ قَالَ کَذَلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَکَذَلِکَ الْیَوْمَ تُنسَی.[۳] شاید یکی از نکته‌ها در این‌که «ذکر»[۴] یکی از  اسمای قرآن است این باشد که بیشترین گرفتاری انسان برای این است که خدا را فراموش می‌کند و نیاز دارد به این‌که کسی به یادش بیاورد. خداوند پیغمبران را فرستاده است، قرآن را نازل کرده است تا چیزهایی که خود انسان‌ها می‌دانستند، به یادشان بیاورد؛ وَیُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِه؛[۵]نعمت‌های خدا را می‌بیند و می‌داند که این‌ها نعمت‌ خداست و باید شکرش را به جا بیاورد، اما فراموش می‌کند.

مغالطه‌های شیطانی!

گاهی نسیان، فراموشی اصل مطلب است، و گاهی در مقام استفاده، استدلال و تحقیق. وقتی انسان می‌خواهد به معلومات جدیدی برسد ابتدا چیزهایی را که می‌داند با هم ترکیب می‌کند و از ترکیب آن‌ها معلومات جدیدی برایش پیدا می‌شود. قیاس از صغری و کبری تشکیل می‌شود که دو مقدمه است که ما آن‌ها را می‌دانیم، اما به ارتباطشان توجه نداشته‌ایم. وقتی این‌ها را با هم ترکیب کنیم، ارتباطشان معلوم می‌شود که موضوع یکی از مصادیق موضوع دیگری است، و شناخت جدیدی برایمان پیدا می‌شود. حال اگر در مقام استدلال چیزی را که باید به آن توجه کنیم فراموش کنیم و امر اشتباهی را به جای آن بگذاریم، به جای برهان و استدلال صحیح، دچار مغالطه شده‌ایم. یکی از کارهای شیطان همین است.

عرصه‌های فریب شیطان در اعتقاد و عمل

حقیقت این است که شیطان در تمام مسائل زندگی (از ضروری‌ترین اعتقادات گرفته تا جزیی‌ترین رفتارها) می‌تواند با ما بازی کند. ایمان از اعتقاداتی سرچشمه می‌گیرد که اصل همه آن‌ها اعتقاد به خدای یگانه، سپس اعتقاد به معاد و نبوت است. شیطان هم در این جا با انسان بازی می‌کند و بسیاری از مردم را فریب می‌دهد، و هم در شناخت ارزش‌ها که ملاک عمل ماست. او به این کلیات هم اکتفا نمی‌کند، بلکه وقتی می‌خواهیم کاری را انجام دهیم، ما را غافل می‌کند تا به چیز دیگری توجه کنیم و نتیجه‌ای اشتباه بگیریم.

شیطان و مسأله توحید

یکی از مواردی که شیطان در زمینه اعتقادات بسیاری از مردم را فریب داده و گمراه‌شان کرده است، اصل مسئله توحید است. بعد از این‌که با فطرت خودمان یا با استدلال‌های ساده فهمیدیم که این عالم خودبه‌خود به وجود نیامده است و صانعی آن را ساخته است، این سؤال مطرح می‌شود که آیا همه قدرت‌ها در آن ایجادکننده متمرکز است، و همه چیز تا آخرت با اراده او ایجاد می‌شود، یا هر بخشی‌ به دست کسی است.

از قدیمی‌ترین ایامی که ما سراغ داریم کسانی به شرک اعتقاد داشته و چند خدایی بوده‌اند. شاید باور نکنیم، ولی هم‌اکنون در دنیا انسان‌های فهمیده، متمدن و زرنگی وجود دارند که هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ ثروت دارای جایگاه هستند، ولی واقعا معتقدند که هر نوع احتیاج‌ ما انسان‌ها یک خدای خاص دارد؛ برای کشت و زرع‌مان به خدای باران نیازمندیم، می‌خواهیم همسر اختیار کنیم به خدایی که همسر می‌دهد نیاز داریم، فرزند می‌خواهیم باید دست به دامان خدای دیگری شویم که فرزند می‌دهد و... میلیون‌ها انسان در همین عصر و در نزدیکی کشور ما چنین هستند و به این اعتقاداتشان افتخار هم می‌کنند.

می‌گویند این اعتقادات از گذشتگان به ما رسیده است و چنین ذهنیتی دارند که پیشینیان ما انسان‌هایی فهیم و درس‌خوانده بوده‌اند، تحقیقات می‌کردند، صنایعی اختراع کرده‌اند و عظمتی داشتند؛ آن‌ها اشتباه نمی‌کردند! قرآن درباره این طرز تفکر می‌گوید: وقتی پیغمبران می‌گفتند: خدای واحد را پرستش کنید! می‌گفتند: مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ؛[۶] پیشینیان ما این حرف‌ها را نمی‌زدند، إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ؛[۷] پدران، نیاکان‌ و بزرگان‌مان از این راه رفتند، ما هم از آن‌ها یاد گرفتیم و می‌رویم.

این‌ها سنت آباء و اجدادی‌ ماست! این یک مغالطه است. صغرای استدلال آنها این است که این چیزی است که پدران ما گفتند. کبرایش هم این است که هر چه پدران ما گفتند، قابل اقتباس است و ما باید یاد بگیریم. نتیجه هم این‌که ما باید همان رفتار گذشتگان را نسبت به بت‌ها اعمال کنیم و این‌ها را پرستش کنیم. توجه نمی‌کنند که کلیت کبری ممنوع است. بله ما خیلی چیزها از پدر و مادرمان یاد می‌گیریم، هرکسی زندگی کردن را از پدر و مادرش می‌آموزد، اما این بدان معنا نیست که هر چه آن‌ها می‌گویند، درست است.

شیطان و مسأله نبوت

بسیاری از اعتقادات اشتباه در اثر شبهاتی است که شیطان القا می‌کند. غالبا بت‌پرست‌ها خدا را به عنوان خالق آسمان و زمین قبول داشتند، ولی پایین‌تر از خدا به اربابانی معتقد بودند که خدا اختیار هرکاری را به یکی از آن‌ها داده است. می‌گفتند: مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ؛[۸] ما این بت‌ها را پرستش می‌کنیم تا ما را به الله نزدیک کنند. به هر حال برای پذیرفتن الله خیلی مشکل نداشتند، کلام در این بود که چه کسی را باید پرستش کرد. انبیا و به‌خصوص پیغمبر اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌گفتند: این اللهی که شما قبول دارید، توسط ما پیغامی برای شما فرستاده است که جز خدای واحد را نپرستید، به روز قیامت معتقد باشید و این کارهایی که خلاف عقل است، انجام ندهید و...  ولی آن‌ها می‌گفتند: وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِکَةً مَّا سَمِعْنَا؛[۹] اگر خدا می‌خواست پیغام بفرستد چطور از میان ما تو را فرستاد؟! تو هم انسانی مثل ما هستی. اگر خدا می‌خواست پیغامی بفرستد فرشته‌ای می‌فرستاد.

در واقع یک قیاس تشکیل می‌دادند و می‌گفتند: اگر خدا بخواهد برای ما پیغامی بفرستد، توسط خود ما نمی‌شود. این اتحاد مرسل و مرسل‌علیه می‌شود. پیغام‌آور باید کسی غیر از پیغام‌گیرنده باشد. اگر خدا می‌خواست پیغامی بدهد باید فرشته‌ای می‌آمد و می‌گفت من فرستاده خدا هستم. همان‌طور که می‌بینید باز کبرای استدلال آنها کلیت ندارد. خدا هر کس را صلاح بداند، هر کس به او اقرب است و هر کس بهتر بتواند پیام او را به مردم برساند، می‌فرستد. خود قرآن می‌فرماید: اگر روی زمین فرشتگانی زندگی می‌کردند، ما فرشته‌ای را به عنوان پیام‌آور برایشان می‌فرستادیم. فرشته اصلا با شما سنخیتی ندارد و نمی‌توانید با هم تفاهم کنید. باید کسی باشد که شما خودتان او را بشناسید و زبانش را بفهمید؛ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ.[۱۰] این از جاهایی است که شیطان دخالت می‌کند و انسان را به مغالطه می‌اندازد.

شیطان و مسأله معاد

کفار در استدلال معاد هم چنین انحرافاتی داشتند. اولا برایشان زنده‌شدن پس از مرگ، چیز قابل قبولی نبود. کار به جایی می‌رسید که آن را به عنوان یک لطیفه نقل می‌کردند؛ هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلَی رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ؛[۱۱] دور هم می‌نشستند و می‌گفتند: راستی یک خبر تازه! چیز تازه‌ای که خیلی هم خنده‌دار است! یک نفر پیدا شده که می‌گوید انسان وقتی می‌میرد و خاک می‌شود، دوباره زنده می‌شود! می‌خندیدند و می‌گفتند: عجب آدمی است! چه حرف‌هایی می‌زند؛ أَفْتَرَی عَلَی اللَّهِ کَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ؛[۱۲] مگر دیوانه شده که این حرف را می‌زند؟ چه دروغی به خدا می‌بندد! اصلا محال است. حالا گیریم که امکان دارد، مگر هرچیزی که امکان دارد واقع هم می‌شود؟! پیامبران دلیل می‌آوردند که خدا خوب و بد را در این عالم یکسان نمی‌گذارد. ظالم و مظلوم را یک طور حساب نمی‌کند.

در این دنیا ظالمانی هستند که هزاران مظلوم را کشته‌اند و مجازات نشده‌اند. باید عالمی باشد که ظرفیت این مجازات‌ها را داشته باشد. اما باز مردم می‌گفتند: إِنْ هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا؛[۱۳] زندگی همین است که هست و خبر دیگری نیست. پیامبران می‌گفتند: ما دلیل می‌آوریم. اما این‌ها می‌گفتند: این دلیل شما خیلی اعتباری ندارد، ما تا چیزی را نبینیم قبول نمی‌کنیم. بنی‌اسرائیل بعد از این‌که حضرت موسی آمد و آن‌ها را از چنگال فرعون نجات داد، گفتند: لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّی نَرَی اللَّهَ جَهْرَةً؛ تا آشکارا خدا را نبینیم ایمان نمی‌آوریم. ما باید همان‌طور که اجسام را می‌بینیم، خدا را هم ببینیم!

ابتدا می‌گفتند: اگر می‌خواهی ما قبول کنیم، باید فلان کار را انجام دهی! خداوند به پیامبر اجازه می‌داد که آن معجزه انجام شود. وقتی انجام می‌گرفت، می‌گفتند: عجب ساحری است! فرعونیان چندین درخواست از حضرت موسی کردند. ایشان همه را انجام داد، اما آن‌ها خم به ابرو نیاوردند. خداوند در برخی از آیات خطاب به پیامبر خود می‌گوید: این‌ها این‌قدر سنگدل هستند که هر معجزه‌ای به این‌ها نشان دهی، ایمان نمی‌آورند، چون بنا ندارند که قبول کنند. هر چه می‌گویی می‌گویند: نه، برای ما ثابت نشد. عقل، فکر و استدلال برای ماست، اما شیطان کاری می‌کند که انسان از مقدمات و استدلالات صحیح غفلت کند و ذهنش به موضوعات دیگری منصرف شود.

وجود دقایق عالم، دلیل وجود معاد

خداوند در سوره صاد خطاب به حضرت داوود می‌فرماید: وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَی فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ؛ مشکل انسان این است که روز حساب را فراموش کرده است. خداوند این عالم را بی‌حساب خلق نکرده است. ببینید همه چیز از روی حساب است. ماه و خورشید با حساب حرکت می‌کند. شما براساس محاسبات می‌توانید پیش‌بینی کنید که حتی چه وقت خسوف و کسوف اتفاق می‌افتد. همه چیز از روی نظم است.

چنین خدایی آدمیزاد را همین طور بی‌هدف آفریده است؟!  بمب اتم برسر مردم بیاندازند و صدها هزار نفر را بی‌حساب بکشند؛ یا مرد و زن و پیر و جوان یمنی را به نام اسلام نابود کنند و هیچ کسی هم به کارشان رسیدگی نکند؟! این همه دقایقی که در عالم به کار رفته است، همه چیز روی محاسبات دقیق است، نوبت به آدمیزاد که می‌رسد همه چیز بی‌حساب می‌شود؟! وقتی پیغمبران می‌گفتند: دوباره زنده می‌شوید، می‌گفتند برخی از پیشینیان ما که مردند را زنده کنید، ببینیم چه به سرشان آمده است! تا نبینیم قبول نمی‌کنیم که چنین چیزی هست.

جایگاه عقل

امروز هم عده زیادی از فیلسوفان معروف دنیا، معتقدند تا چیزی به حس نرسد اطمینان‌آور نیست. اصلا عقل را قبول ندارند. می‌گویند با چشم می‌بینیم. این گوش است، می‌شنویم. عقل چیست؟! اگر بگویی عقل مغز است، می‌گویند در این مغزی که ما می‌بینیم این چیزها نیست. به آن‌ها می‌گویی در این دنیا خیلی چیزها هست که شما بدون این‌که تجربه کنید قبول کرده‌اید. چه کسی هنگام تولد و قبل از تولد خودش را به یاد دارد؟ طبق گفته شما هیچ کس نباید پدر و مادرش را قبول داشته باشد. در بیشتر علوم بشری از دیده‌ها به نادیده‌ها پی‌برده‌اند و از همین راه پیشرفت حاصل شده است؛ این چه سخنی است که تا نبینیم نمی‌پذیریم؟! عقل نیز راهی برای شناخت است.

حتی در جایی که حس اشتباه می‌کند، عقل درک می‌کند که حس درست فهمیده یا به خطا رفته است. خدا با دادن عقل به انسان بالاترین امتیاز را به او داده است. اما وقتی فهم آدمیزاد کم‌سو باشد، نمی‌پذیرد. نه تنها نمی‌پذیرد، بلکه می‌گوید: آن‌هایی که می‌پذیرند احمق و خرافاتی‌اند. خداوند درباره این موضع‌گیری می‌فرماید: ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ؛ هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر این که مردم درباره آن‌ها گفتند: این رفته درس خوانده، این‌ها را یاد گرفته، و افزون بر این دیوانه هم است و عقل درستی ندارد.

ضرورت اثبات مبادی اعتقادی به‌وسیله عقل

اولین گامی که ما باید برای مبارزه با شیطان برداریم، این است که مبادی اعتقادی خودمان را براساس عقل اثبات کنیم. عقل است که وجود خدا، وحدت خدا، پیغمبری پیغمبر، معجزه بودن معجزه، و حقانیت وحی را اثبات می‌کند. از کجا باید بفهمیم که این کار خارق‌العاده که مدعی پیامبری می‌کند سحر است یا معجزه؟ از کجا بدانیم این خبرهایی که این فرد از آینده می‌دهد از خبرهای غیبی الهی است یا از راه دیگری به او رسیده است؟ عقل باید بگوید که این دو با هم فرق دارد.

بزرگان این‌ همه زحمت کشیدند و ویژگی‌های معجزه و تفاوت آن با سحر و جادو و امثال آن را بیان کردند که کسی گول شیطان را نخورد، اما شیطان آدمیزاد را گول می‌زند. گاهی اشخاص فهیم و دقیق ادعایی می‌کنند، وقتی از آن‌ها می‌پرسند که این سخن را از کجا می‌گویی، مثلا می‌گوید: خواب دیدم. آن وقت براساس این خواب‌ها فرقه‌ها و مذاهب انحرافی درست می‌شود و یکی ادعای پیغمبری و دیگری ادعای امامت می‌کند. آدمیزاد از این طرف با آن همه زرنگی تسلیم یک خواب می‌شود، و از آن طرف شیطان فریبش می‌دهد و پیغمبر که صدها دلیل می‌آورد، قبول نمی‌کند.

عقل سلیم و دوری از افراط و تفریط

ما برای این‌که به این افراط و تفریط‌ها مبتلا نشویم، باید عقل سلیم و ورزیدگی عقلانی داشته باشیم؛ البته انسان از هنگام تولد عقل کامل ندارد و مثل همه قوای بدنی به تدریج آن را پیدا می‌کند. اگر روی عقل انسان هم کار شود و آن را تقویت کند، می‌تواند مسیر صحیح را بفهمد و برای شناخت حق و باطل آن‌ها را معیار قرار بدهد. از جمله وقتی ثابت شد که کلامی وحی است، خود این بهترین دلیل می‌شود. اما اگر عقل ما نتواند اثبات کند، از کجا می‌توانیم بین پیغمبر و یک فرد شیاد فرق بگذاریم؟ این شیادها همیشه بوده‌اند و الان هم هستند. در گوشه و کنار دنیا، انواع این شیادهای حقه‌باز هستند و مردمی را دور خودشان جمع می‌کنند و پول‌های کلانی از آن‌ها در می‌آورند.

تقویت عقل؛ اولین راه مبارزه با شیطان

آدمیزاد این‌گونه فریب شیطان را می‌خورد. شیطان گاهی شیطان جنی است، ولی یک دسته از شیاطین، شیاطین انس‌اند. خود قرآن می‌گوید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا؛[۱۴] دشمن انبیا فقط ابلیس و دار و دسته ابلیس نیستند، در خود آدمیزادها نیز گروه‌هایی هستند که شیاطین‌اند و این‌ها به همدیگر وحی می‌کنند. چه کسی باید بفهمد که این فرد شیطان است یا فرد عاقل حکیم الهی؟ اگر عقل ما حکومت نکند، حجت برای ما تمام نمی‌شود. بنابراین اولین راه مبارزه با شیطان، تقویت عقل است. براساس عقل حقانیت دین اثبات می‌شود و براساس محکمات دین باید به سراغ حل متشابهات آن رفت.

 امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام می‌فرماید: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاع‏؛[۱۵] انسان‌ها سه دسته‌اند؛ یک دسته عالم ربانی‌اند. یعنی با خدا پیوند دارند و خدا ولایت آنها را پذیرفته است. دسته دوم خودشان به این مقام نرسیده‌اند، اما با عالم ربانی ارتباط دارند و  از آن‌ها یاد می‌گیرند، اما بقیه مردم حکم خرمگس‌ را ‌دارند؛ حشراتی هستند که با باد از این طرف به آن طرف می‌روند و پایشان به جایی بند نیست.

ان‌شاءالله خداوند به ما توفیق دهد در پرتو عقل و نقل، به خصوص در پرتو قرآن و عترت بتوانیم با این شیطانی که همه هستی انسان‌ها را به بازی گرفته مبارزه کنیم و راه نجات را پیدا کنیم.

[۱]. کهف، ۶۳.

[۲]. مجادله، ۱۹.

[۳]. طه، ۱۲۶.

[۴].  ذکر در کلام عرب، به معنای یاد و یادآوری است. قرآن خودش را این‌گونه توصیف می‌کند که من برای یادآوری هستم و از پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز می‌خواهد که به وسیله قرآن مردم را به یاد حقایق بیاندازد.

[۵]. نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، ص۴۳.

[۶]. مومنون، ۲۴.

[۷]. زخرف، ۲۱.

[۸].  زمر، ۳.

[۹]. مؤمنون، ۲۴.

[۱۰]. ابراهیم، ۴.

[۱۱]. سبأ، ۷.

[۱۲]. همان، ۸.

[۱۳]. مومنون، ۳۷.

[۱۴].  انعام،۱۱۲.

[۱۵]. نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، ص۴۹۶.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Sun, 10 Jul 2016 12:44:26 +0430
اسلام برای سالم‌سازی جامعه و صلح میان انسان‌ها و ملت‌ها برنامه دارد http://dari.irib.ir/radioislam/item/120255-اسلام-برای-سالم‌سازی-جامعه-و-صلح-میان-انسان‌ها-و-ملت‌ها-برنامه-دارد http://dari.irib.ir/radioislam/item/120255-اسلام-برای-سالم‌سازی-جامعه-و-صلح-میان-انسان‌ها-و-ملت‌ها-برنامه-دارد اسلام برای سالم‌سازی جامعه و صلح میان انسان‌ها و ملت‌ها برنامه دارد

 

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله رضا رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در خطبه‌های نماز جمعه این هفته به بیان دیدگاه اسلام درباره همسایه و اهمیت انتخاب همسایه شایسته پرداخت. بخشی از خطبه های نماز جمعه این هفته هامبورگ به این شرح است:

* اسلام در جزئی ترین مسائل، توصیه های لازم را ارائه کرده است

دقت نظر در قوانین حقوقی و اخلاقی اسلام نشان می دهد که اسلام در جزئی ترین مسائل، توصیه های لازم را ارائه نموده است و برای تقویت روابط انسان ها از هر قاعده و ضابطه تأثیرگذار و اثربخشی، استفاده کرده است. دقیق و عمیق بودن اسلام در این زمینه به اندازه ای است که هم برنامه‌های فردی برای سلامت روح و جسم، و هم برنامه‌های اجتماعی برای سالم‌سازی جامعه و صلح و آشتی میان انسان ها و بلکه ملت ها، ارائه کرده است که اگر امروزه به آن توجّه شود می توان خوشبختی افراد بشر در دنیا را تجربه و مشاهده نمود.

* نگاه اجتماعی اسلام در ادعیه مشخص است

با یک نگاه اجمالی به الزامات اخلاقی و اجتماعی در اسلام، این نتیجه به دست می آید که اسلام به یک معنا دین اجتماعی است و از هر قانون و قاعده ای که بتواند روابط اجتماعی را تثبیت و تقویت کند، فروگذار نکرده است، حتی می توان این نگاه اجتماعی را در ادعیه وارده به وضوح دریافت کرد نظیر: دعا برای شفای همه بیماران، دعا برای درمان درد مستمندان، و برای زدودن فقر همه بیچارگان! و همچنین می توان این نگاه را در توصیه های بهداشتی جسم و روح بشریت که تأثیر بسیاری در روح و روان جامعه دارد، مشاهده نمود. البته همه اینها حکایت می کند که اسلام یک دین سعادت بخش در دنیا و آخرت است و قواعد و مهارت های زندگی بهتر را با دقت هرچه تمام تر در اختیار بشر قرار می دهد. لذا در معرفی صحیح و دقیق و جامع دین مبین اسلام، این مهم باید مورد توجّه قرار گیرد.

* حق همسایه در کلام امام سجاد(ع)

امام سجاد(ع) در این بخش به حق همسایه از هر کیش و آئینی که باشد اشاره کرده است. نکته قابل تامل آنست که آنحضرت حق همسایه را در آن زمان با دقت بسیار بالایی مورد تبیین قرار داده است:‏ « و اما حق همسایه اینست که در غیاب او نگاهبانش باشی، و در حضورش او را گرامی داشته باشی، و نیز یاور و کمک کار او در هر حالی باشی، و درصدد یافتن اسرار او مباشی، و از بدی او کاوش و تحقیق نکنی که بفهمی، و اگر بدی از او فهمیدی بدون قصد و زحمت، برای آنچه فهمیدی همچون قلعه محکمی باشی، و چون پرده ضخیمی به حدی که اگر نیزه ها برای یافتنش جستجو کنند آن را نیابند، چون پیچیده و مستور است. از آنجا که نداند به سخن او گوش نده، و در مشکلات و سختیها او را تسلیم نکن، و در هنگامی که نعمتی بر او دیدی بر او حسد مورز؛ از لغزش او درگذر و از گناهانش صرف نظر کن، و اگر بر تو نادانی کرد بردباری در مقابل آن داشته باشی، و با نرمی و مسالمت با او رفتار کن، زبان دشنام را از او بگردان، و اگر ناصحی با او دغل کرد جلوگیری کن، و با او با بزرگواری معاشرت نما، و هیچ قدرتی جز نیروی خداوند وجود ندارد»

* حق همسایه در قرآن

در قرآن کریم نیز به حق همسایه اشاره شده است. خدای متعال در این خصوص می فرماید: ؛ و خدا را بپرستید! و به پدر و مادر، نیکى کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانى که مالک آنها هستید.

بسیار زیباست که قرآن کریم همسایه نزدیک و حتی دور را مورد سفارش قرار داده است. چراکه در هیچ دین و آیینی مشاهده نمی شود که این همه به حقوق و اخلاق در جامعه، آن هم تا این حد اشاره و مورد سفارش قرار گیرد. از اینرو اگر این سفارش ها زنده شود و در جامعه به این اصول و ارزش ها پایبند باشند، امنیت آن جامعه از همه جهات، ممتاز و ویژه خواهد بود. اگر به روایات نظر افکنیم این مهم به دست می آید که همسایه حقوق بسیار فراوانی دارد که کمترین حقوق همسایه به حالات زندگی او مربوط می شود، از قرض دادن تا کمک کردن و یاری رساندن به او، بخشش مال، دعوت کردن و عیادت نمودن از او، خوشحال شدن از پیشرفت او و غمناک شدن در وارد شدن مصیبت بر او، و توجّه به محیط زیست و استفاده از هوای سالم برای او، و بسیاری از مسائل دیگر که شاید به ذهن خیلی ها خطور نکند.

* حقوق همسایه از نظر پیامبر گرامی اسلام

پیامبر اکرم(ص) در بیانی بسیار جالب و نورانی حق همسایه را مورد تبیین قرار داده و فرموده اند: کسی که درب منزل خود را به علت ترس از همسایه نسبت به مال و عرض ببندد ، همسایه ای مؤمن نیست. پس به پیامبر(ص) گفتند: ای رسول گرامی حق همسایه بر همسایه چیست؟ فرمود: کوچک ترین حق همسایه بر همسایه این است که اگر از او قرض خواست به او قرض دهد، و اگر کمک و یاری خواست او را کمک نماید، و اگر چیزی به عنوان عاریه خواست به او عاریه دهد، و اگر احتیاج به عطا و بخشش دارد به او عطا و بخشش نماید، و اگر از او دعوت به عمل آورد دعوتش را اجابت نماید، و اگر مریض شد از او عیادت کند، و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه­ی او حاضر شود، و اگر خیر و خوبی به او رسد خوشحال گردد، و بر نعمتی که به او رسید حسادت نورزد، و اگر مصیبتی به او رسید به غم او غمناک شود، ساختمان و منزل خود را بلند نسازد و چند طبقه قرار ندهد که سبب اذیت و آزار او شود. نسبت به اشرافی که به منزل او پیدا می کند جلو فضا و دیدگاه او را سد ننموده، و از خروج هوای سالم به منزل او جلوگیری نکند.

در این بیان جامع و دقیق نکات بسیاری به دست می آید و همه حکایت می کند که حقوق همسایه بسیار زیاد است، که باید آنرا شناخته و در حدی که مقدور است آنرا اداء کرد. لذا واضح و روشن است که آزردن همسایه از حرام های قطعی است. چراکه امام صادق(ع) در این باره می فرماید: کسی که موجب آزار و اذیت همسایه گردد در پیشگاه الهی مطرود است«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ‏ مَنْ‏ آذَى‏ جَارَهُ» بنابراین باید با همسایگان به گونه ای شایسته خوشرفتاری کرد، و مواظب بود که در صورت ضروری به او کمک کند.

* انتخاب همسایه شایسته

داشتن همسایه خوب آنقدر مهم است که در برخی از روایات سفارش شده که پیش از آنکه منزلی را بخواهید بخرید درباره ی همسایگان آن منزل تحقیق کنید. نظیر این روایت از رسول خدا(ص) که در این خصوص میفرمایند: «پیش از خرید خانه، از همسایه‏، و پیش از راهى شدن، از همراه پرس و جو کنید»

مهمترین نکته ای که از مجموعه ی مباحث گذشته به دست می آید حفظ و مراقبت از آحاد جامعه به شکلهای مختلف است، که در اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته اند. لذا جای تأسف است برخی بدون شناخت نسبت به احکام و قواعد و قوانین حقوقی و اخلاقی اسلام اظهار نظرهای غیر منصفانه و غیر مسئولانه ای می کنند، و این برای جامعه ای که احترام به ادیان و پیروانشان جزء قوانین اصلی آنها شمرده می شود مطلوب و زیبنده نیست.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Sat, 09 Jul 2016 16:11:20 +0430
با علم و عمل صالح می توانیم روی پای خود بایستیم http://dari.irib.ir/radioislam/item/120253-با-علم-و-عمل-صالح-می-توانیم-روی-پای-خود-بایستیم http://dari.irib.ir/radioislam/item/120253-با-علم-و-عمل-صالح-می-توانیم-روی-پای-خود-بایستیم

 

 

 

به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه درس اخلاق هفتگی آیت الله جوادی آملی پنجشنبه این هفته در مسجد روستای احمد آباد شهرستان دماوند برگزار شد.

آیت الله جوادی آملی در این جلسه با اشاره به اتمام ایام نورانی ماه مبارک رمضان اظهار داشت: طبق بیان نورانی امام صادق(ع) سالی که نکوست از بهارش پیداست؛ این حرف را وقتی افراد عادی می‌زنند منظورشان از بهار فروردین است، اما وقتی وجود مبارک امام صادق این حرف را می‌زند برای آن است که  بهار مؤمنین ماه مبارک رمضان است.

وی ادامه داد: وجود مبارک امام صادق(ع) فرمودند ماه مبارک رمضان اوّلین ماه از دوازده ماه سال است؛ ماه مبارک رمضان قرّةالشهور و رأس‌السنه است، حضرت فرمود ماه مبارک رمضان بهار یازده ماه دیگر است و در این ماه سفره ضیافت و مهمانی خدا پهن است، چه ماهی از ماه مبارک رمضان بهتر و چه بهاری از بهار رمضان بهارتر!

وی بیان کرد: ذات اقدس الهی در ماه مبارک رمضان سعی کرد ما را به مهمانی دعوت کند وظیفه ما این است که تا یازده ماه دیگر این ضیافت را همچنان حفظ کنیم.

آیت الله جوادی آملی در ادامه خداوند را مهمان دلهای شکسته مومنان دانستند و بیان داشت:این ضیافت متقابل است؛ خدا فرمود من گرچه با همه هستم و در زمان رمضان و در مکان حج شما را به عنوان مهمان دعوت کردم و از شما پذیرایی می کنم اما اگر مرا هم به عنوان مهمان دعوت کنید حاضرم به نزد شما بیایم؛ من مهمان قلب شکسته‌ام.

آیت الله جوادی آملی در فراز دیگری از سخنان خود ابراز داشت:ما اگر بدانیم نسبت به ذات اقدس الهی هیچ هستیم و اگر این احساس قلب شکسته در ما پیدا شد؛ این قلب شکسته میزبان خداست و وقتی خدا با ما باشد ما هیچ هراسی نداریم.

وی بیان داشت: ما باید با این دید باشیم که هر چه داریم را احترام کنیم و حفظ کنیم؛ کشورمان را، عزّتمان را، مملکتمان را، دولتمان را، اینها عزت ماست و باید آنها را حفظ کنیم، ما می‌توانیم خود را احیا کنیم که این کشور روی پای خود بایستد و به بیگانه نیازمند نباشد و مستقل باشد، کسی که توان ایستادگی ندارد بیگانه بر او مسلط می‌شود، ما با علم و عمل صالح می‌توانیم روی پای خود بایستیم.

این مرجع تقلید با اشاره به آیات قرآن کریم ادامه داد: اینکه به ما گفتند قیام کنید برای همین است؛ قرآن کریم ما را به علم و دانش دعوت کرده است، فرمود عالِم و عاقل بشوید اما فرمود کشور را علما و عقلا اداره نمی‌کنند بلکه مملکت را ﴿لقوم یعقلون﴾ اداره می‌کند، یعنی قوم قائم به عقل؛ این قوم به معنی نژاد نیست، قوم یعنی قیام؛ تا ملت نایستد و ایستادگی نکند قوم عاقل نیست، قوم عادل نیست. باید محکم کمر را ببندید تا کشور را حفظ کنید آن وقت این کشور نه به غرب وابسته است نه به شرق وابسته است.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Sat, 09 Jul 2016 15:48:31 +0430
ریشه جنگ و ناامنی در جهان خوی استکباری قدرت‎های جهان به ویژه آمریکا http://dari.irib.ir/radioislam/item/120232-ریشه-جنگ-و-ناامنی-در-جهان-خوی-استکباری-قدرت‎های-جهان-به-ویژه-آمریکا http://dari.irib.ir/radioislam/item/120232-ریشه-جنگ-و-ناامنی-در-جهان-خوی-استکباری-قدرت‎های-جهان-به-ویژه-آمریکا ریشه جنگ و ناامنی در جهان خوی استکباری قدرت‎های جهان به ویژه آمریکا

 

 

 

خطیب نماز جمعه تهران ، ریشه جنگ و ناامنی در جهان را خوی استکباری قدرت‎های جهان به ویژه آمریکا دانست.

آیت الله «محمدعلی موحدی‎کرمانی» ، خطیب نماز جمعه تهران با بیان این که قدرت‎های استکباری می‎خواهند مساله فلسطین فراموش شود ، تصریح کرد : تروریست‎ها حاصل حمایت‎های آمریکا و انگلیس هستند که در منطقه جنایت می‎کنند.

خطیب نماز جمعه تهران ، افزود : قدرت‎های استکباری منازعات سیاسی را در کشورهای منطقه به جنگ داخلی تیدبل کرده‎اند و شعار مبارزه با تروریسم سر می‎دهند که از اساس دروغ است.

آیت الله موحدی‎کرمانی ، گفت : کشورهای غربی و در صدر آنان آمریکا با درآمدهای نامشروع از نفت کشورهای منطقه ، گروه‎های ترویستی را به سوریه اعزام کرده‎اند ، منطقه را به آشوب کشیدند و همزمان شعار ائتلاف مبارزه با تروریسم سر می‎دهند.

آیت الله موحدی کرمانی همچنین با اشاره به موضوع حقوق‎های نجومی برخی مدیران ، گفت : این افراد غارت‎گری کرده‎اند که برخی از آنان از مدیران بخش‎های بانکی، بیمه‎ای و شرکت‎های دولتی بوده‎اند.

خطیب نماز جمعه تهران ، افزود : برخی فکر می‎کنند بیت المال صاحب ندارد و هر چقدر بتوانند از آن برداشت کنند ، زرنگی است ، در حالی که اشتباه می‎کنند و بیت المال باید به خزانه برگردد.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Fri, 08 Jul 2016 13:03:25 +0430
حمله به یک زن مسلمان در آلمان http://dari.irib.ir/radioislam/item/120151-حمله-به-یک-زن-مسلمان-در-آلمان http://dari.irib.ir/radioislam/item/120151-حمله-به-یک-زن-مسلمان-در-آلمان

 

 

 

فردی ناشناس به یک زن مسلمان در آلمان حمله کرد.
به نوشته روز چهارشنبه روزنامه "کیلر ناخریشتن" Kieler Nachrichten آلمان، یک زن مسلمان در شهر کیل، شمال آلمان به دلیل داشتن حجاب مورد حمله فردی ناشناس قرار گرفت و زخمی شد.
این زن مسلمان به دلیل جراحات وارده، تحت عمل جراحی قرار خواهد گرفت.
به گفته این زن محجبه ٬این اتفاق در حین مسیر او برای خرید روزانه روی داد.
جامعه مسلمانان آلمان در ماه های اخیر٬ در معرض حملات و توهین افراد راست افراطی قرار گرفته است.
مسلمانان معتقدند که دولت آلمان به صورت جدی با پدیده خشونت ضد مسلمانان مقابله نمی کند.
بیش از پنج میلیون مسلمان در آلمان زندگی می کنند.

 

 

 

]]>
اخبار مذهبی Wed, 06 Jul 2016 14:55:04 +0430