این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 25 جوزا 1395 13:59

حج؛ ابزار آل سعود برای تسویه حساب سیاسی

حج؛ ابزار آل سعود برای تسویه حساب سیاسی

 

 

 

سرانجام پس از ماه‌ها کش و قوس‌های فراوان و مذاکرات متعدد میان ریاض و تهران، دامنه تخاصمات عربستان سعودی علیه جمهوری اسلامی ایران به مهم‌ترین فریضۀ جمعی مسلمانان کشیده شد و زائران ایرانی از حضور در حج تمتع امسال بازماندند.

سرانجام پس از ماه‌ها کش و قوس‌های فراوان و مذاکرات متعدد میان ریاض و تهران، دامنه سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی به مهم‌ترین فریضۀ جمعی مسلمانان کشیده شد و زائران ایرانی از حضور در حج تمتع امسال بازماندند. سازمان حج و زیارت جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه‌ای از منتفی شدن تشرف زائران ایرانی به مکه مکرمه در سال ۱۳۹۵ به دلیل کارشکنی‌های متعدد سعودی‌ها خبر داد. در این بیانیه آمده است که هرچند نگاه جمهوری اسلامی ایران به حج و عمره، نگاهی معنوی، وحدت آفرین، توسعه بخشِ اُخوت دینی و اسلامی و پرهیز از فرقه‌گرایی و طایفه‌گرایی بوده و هست اما عربستان سعودی علی‌رغم تبلیغات سوء رسانه‌های خود، تحت تأثیر فضای سیاسی بین دو کشور، حج را به مسائل سیاسی گره زده و بر همین مبنا متن تفاهم‌نامه متداول و هر ساله را تغییر داده است. اما چرا خاندان سعودی تا این حد متزلزل شد که از حج؛ فریضه‏ای مذهبی، بهره‏برداری سیاسی می‏کند؟


عربستان سعودی از سال 2003 تاکنون در سیاست‏های منطقه‏ای خود شاهد شکست‏های متوالی است و جایگاه منطقه‏ای آن سیر نزولی دارد. سقوط حکومت صدام در سال 2003 نقطه آغاز روند نزولی جایگاه عربستان در غرب آسیا بود. اگرچه روابط حکومت سعودی با دولت بعثی عراق چندان نزدیک و متسحکم نبود، با این وجود، آل سعود با دو نگاه هویتی قومی (عربی) و مذهبی(سنی) به سیاست و حکومت در کشورهای عربی، فروپاشی حکومت صدام را که مانع بزرگی برای نفوذ شیعیان در عراق بود، در تضاد با منافع خود می‏دید. تحولات بعدی عراق به خصوص تشکیل سه دولت شیعی (دو دولت نوری مالکی و یک دولت العبادی) و حمایت آل سعود از گروه‏ها و شخصیت‏های سیاسی اهل سنت که برخی از آنها نظیر طارق الهاشمی متهم به دست داشتن در عملیات تروریستی و انفجاری در عراق بودند، نشان داد که خاندان سعودی تا چه اندازه ساخت جدید سیاسی در عراق را بر نمی‏تابد. حتی شواهدی دال بر حمایت آل سعود از تروریست‏های داعش در عراق و البته تلاش آن برای جذب برخی شخصیت‏های شیعه و ایجاد اختلاف میان گروه‏های شیعی عراق نیز وجود دارد. 


پس از سقوط حکومت صدام در سال 2003، وقوع اعتراض‏های ضد حکومتی در غرب آسیا و شمال آفریقا، دومین ضربه سنگین به منافع عربستان سعودی در غرب آسیا بود. در نتیجه این اعتراض‏ها چهار حکومت همسو با آل سعود شامل زین‏العابدین بن علی در تونس، حسنی مبارک در مصر، معمر قذافی در لیبی و علی عبدالله صالح در یمن سقوط کردند و پایه‏های قدرت برخی دیگر از متحدان مهم آل سعود از جمله در بحرین، اردن و مغرب سست شد. این شرایط، نوید شکل‏گیری نظمی جدید در غرب آسیا را می‏داد که در آن عربستان جایگاه سابق خود را از دست می‏داد. 
برآیند سقوط حکومت بعثی عراق در سال 2003 و سقوط متحدان عربستان در سال 2011، بر هم خوردن موازنه قدرت منطقه‏ای به نفع مهم‏ترین رقیب عربستان یعنی جمهوری اسلامی ایران بود. از این‏رو، آل سعود به ناامن کردن سوریه و عراق در قالب حمایت از گروه‏ها و جریان‏های تروریستی روی آورد. نتیجه این سیاست، کشته و زخمی شدن صدها هزار شهروند سوری، دهها هزار شهروند عراقی، آواره شدن 11 میلیون سوری در داخل و خارج این کشور و آواره شدن میلیون‏ها عراقی در داخل و خارج این کشور و همچنین از بین رفتن زیرساخت‏های اجتماعی و اقتصادی به خصوص در سوریه بود. با این حال، آل سعود از سیاست خود در سوریه و عراق تاکنون نتیجه دلخواه یعنی تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا را نگرفته است. 


نشانه آشکار ناموفق بودن سیاست آل سعود در تضعیف جایگاه منطقه‏ای جمهوری اسلامی ایران، دست برتر جنبش انصارالله در یمن است. عربستان سعودی که تلاش زیادی برای حفظ ساختار قدرت و نیروهای وابسته به خود در یمن انجام داد، در نهایت در تابستان 2014 شاهد موقعیت برتر جنبش انصارالله که به لحاظ هویت مذهبی و سیاسی به جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، بود. نزدیک شدن جنبش انصارالله به راس هرم قدرت در یمن به فرار منصور هادی، رئیس جمهور وابسته یمن و شماری از اعضای کابینه‏اش به ریاض انجامید. آل سعود که یمن را حیات خلوت خود می‏داند، این وضعیت جدید را برنتابید و برخلاف بحران‏های سوریه و عراق که خود حضور مستقیم نظامی ندارد، در یمن از 26 مارس 2015 به طور مستقیم وارد جنگ شد. اگرچه آل سعود مدعی تشکیل ائتلاف علیه یمن است اما واقعیت‏های میدانی آشکارا گویای این است که در بحران یمن تنها یک ائتلاف سست و شکننده وجود دارد و خاندان سعودی خود همه امور نظامی علیه کشور فقیر یمن را طی 15 ماه گذشته انجام داد. 
بحران یمن نیز نتیجه دلخواه آل سعود را در پی نداشته است. حتی قطعنامه 2216 شورای امنیت که در حمایت از منصورهادی و حمله عربستان صادر شد نیز نتوانست جنبش انصارالله را از موقعیت برتر در ساختار سیاسی کنونی یمن دور سازد. در عین حال، آل سعود به لحاظ افکار عمومی تحت فشار شدیدی قرار گرفت و حتی برخی منابع رسانه‏ای رژیم صهیونیستی نوشتند که کشورهای مسلمان در حالی از اسرائیل به عنوان رژیم کودک کش یاد می کنند که عربستان سعودی به عنوان کشوری که خود را خادم حرمین شریفین می داند در یمن به کشتار کودکان و زنان مشغول است. 


بحران یمن نیز پایان ناکامی‏های آل سعود در غرب آسیا و در مقابل رقیب دیرینه خود یعنی جمهوری اسلامی ایران نبود. عربستان سعودی توافق جمهوری اسلامی ایران با کشورهای 1+5 را آشکارا در تضاد با منافع منطقه‏ای خود دید و برای تخریب روند توافق هسته‌ای ایران از هیچ کوششی دریغ نکرد. آل سعود تلاش کرد تا پرونده هسته‌ای ایران را در جامعه بین‌المللی به عنوان پرونده‌ای امنیتی مطرح و ایران‏هراسی و شیعه‏هراسی را از طریق رسانه‌های مرتبط القا کند اما پایان مذاکرات هسته‏ای به نشانه ناکامی دیگر عربستان در مقابله با ایران بود.
در آستانه امضاء برجام و ورود ایران به دوران پسا برجام، آل سعود آخرین برگه‌های خود را این بار در داخل سرزمین خود و در صحرای منا به کار گرفت. برخی بر این باورند که کشتار حجاج منا با هدف تحریک ایران انجام گرفت تا ایران با انجام واکنشی شدید علیه عربستان درگیر یک بحران امنیتی در منطقه شود. با این حال، حتی اگر این باور را نپذیریم به قطع یقین باید پذیرفت که اعدام شیخ النمر با هدف تحریک ایرانی‌ها و تنش‏آلود کردن منطقه انجام گرفت. عربستان سعودی پس از تجمع و حمله‌ عده‌ای از مردم به سفارت این کشور در تهران در اعتراض به اعدام شیخ النمر و علی‏رغم این که دولت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران این حرکت را محکوم کردند، در ادامه سیاست‌های خصمانه خود روابط با تهران را به صورت یک‌جانبه قطع و برخی کشورهای کوچک منطقه مانند جیبوتی، سودان و کومور را در قطع رابطه با ایران با خود همراه کرد. با این حال، این نیز پایان کار نبود. 


آل سعود دامنۀ سیاست‎های منطقه‎ای ضد ایرانی خود را به مهم‌ترین فریضۀ جمعی مسلمانان کشید و با کارشکنی‌هایی که به عمل آورد مانع تشرف زائران ایرانی در مناسک حج امسال شد. رژیم سعودی در سایه سکوت سنگین کشورهای اسلامی و عدم واکنش آنان در قبال اقدامات تفرقه افکنانه این رژیم، نه تنها زیر بار مسئولیت فاجعه تلخ منا نرفته، بلکه در اقدامی کاملاً غیرانسانی و غیرشرعی تمامی راه‌ها برای این فریضه الهی را بر ایرانیان بسته است. سعودی‌ها با قرار دادن شروط به شدت سخت گیرانه و بدبینانه در برابر سازمان حج و زیارت جمهور اسلامی ایران تلاش کردند تا یک توافق ذلت‌بار را به جمهوری اسلامی ایران بقبولانند و با آن در منطقه قدرت‏نمایی کرده و بدان افتخار کنند. اما مخالفت جمهوری اسلامی ایران با شروط آل سعود برای حج تمتع سبب شد آل سعود به فرافکنی و فریب افکار عمومی روی آورد. 
«عادل الجبیر» وزیر خارجه کم تجربه عربستان، ایران را به سیاسی‏کاری در مسأله حج متهم کرده تا بدین ترتیب از یک سو از مسئولیت عدم پذیرش زائران ایرانی شانه خالی کرده و از سوی دیگر به چهره ایران در نزد افکار عمومی منطقه و جهان خدشه وارد کند. بر خلاف این گونه ادعاهای واهی مقامات سعودی مبنی بر سیاسی‏کاری ایران در مسأله حج، این سعودی‌ها بودند که حج بیت الله الحرام را سیاسی کردند. کارشکنی و مانع‏تراشی آنان در مسیر زائران ایرانی بیت الله الحرام بدون شک نشأت گرفته از سیاست‌های تقابل‏جویانه در برابر ایران و خشم آن‌ها از روند تحولات منطقه به ویژه در عراق و سوریه است. 
نکته پایانی این است که اولین بار نیست که آل سعود از حج به عنوان ابزاری سیاسی برای دستیابی به منافع خود بهره می‏گیرد. آل سعود طی سال‏های اخیر مانع تشرف شهروندان سوری به حج نیز شده است. آل سعود اکنون در حالی از تشرف شهروندان ایرانی و سوری به حج ممانعت به عمل آورد که حتی به عرب‏های اسرائیلی اجازه سفر به عربستان را می‏ دهد. 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید