پرتو اندیشه رهبری http://dari.irib.ir Sun, 18 Feb 2018 11:43:39 +0430 fa-af پرتوی از اندیشه رهبری ( 91 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/46571-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--91 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/46571-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--91
ولد انقلاب اسلامى ، یک ولادت جدید براى اسلام
------------------------------------------------------
تولد انقلاب اسلامى در واقع یک ولادت جدیدى بود براى اسلام . در آن روزى که دنیاى مادى و قدرتهاى سلطه‌گر مادى با تلاشهاى ده‌ها ساله تصور می کردند که بساط دین و معنویت را و بخصوص اسلام را از عرصه‌ى زندگى انسانها جمع کردند، در یک چنین شرائطى این صداى عظیم، این غریو بزرگ و ماندگار تاریخى در این کشور به وجود آمد، بلند شد؛ هم دشمنان را دهشت‌زده کرد، دشمنان اسلام را، دشمنان استقلال ملتها را، دشمنان بشریت را؛ هم دوستان هوشمند و انسانهاى آگاه و بابصیرت را در همه‌ى دنیا امیدوار کرد. آن روزى که انقلاب اسلامى در ایران پدید آمد، هیچ کس در این دنیاى بزرگ گمان نمیکرد که پرچم اسلام بتواند اینجور، آن هم در یک چنین منطقه‌اى، در یک چنین کشورى که به طور دربست در اختیار سلطه‌گران بود، به اهتزاز در بیاید.

شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص)
-----------------------------------------
این زندگى نبى مکرم است، آن دوران کودکى‌اش است، آن دوران جوانى‌اش است، قبل از بعثت . امانت (داری) او به گونه ایست که همه‌ى قریش و همه‌ى عربى که او را می شناختند، به او لقب «امین» دادند. انصاف او نسبت به افراد و نگاه عادلانه‌ى او نسبت به افراد به گونه ایست که وقتى می خواهند (سنگ) "حجرالاسود" را به جاى خود نصب کنند، و طوائف عرب، قبائل عرب با هم مناقشه دارند، نزاع دارند، او را به عنوان حَکم قرار می دهند؛ در حالى که یک جوان است. این نشان‌دهنده‌ى نگاه منصفانه‌ى او به همه است که همه این را می دانستند. او را صادق و امین می دانستند. این دوران جوانى‌اش است. بعد هم دوران بعثت؛ آن از خودگذشتگى، آن مجاهدت، آن ایستادگى. همه‌ى بشرِ آن روز که با او مواجه بودند و در مقابل او بودند، نقطه‌ى مقابل او حرکت می کردند و ضدیت با او می کردند. این همه فشار، این سیزده سالِ مکه، چه سالهاى سختى بود؛ پیغمبر ایستاد و ایستادن او مسلمانهاى مقاوم و مستحکمى به وجود آورد که هیچ فشارى روى آنها اثر نمی کرد. اینها درس است براى ما. بعد هم جامعه‌ى مدنى را تشکیل داد، ده سال بیشتر هم حکومت نکرد. اما پى‌ریزى یک بنائى را کرد که در طول قرنهاى متمادى، قله‌ى بشریت در علم، در تمدن، در پیشرفت معنوى، در پیشرفت اخلاقى، در ثروت، همین جامعه بود؛ جامعه‌اى که پیغمبر طراحى کرده بود و او پى‌ریزى کرده بود.

پیغمبر اکرم (ص)، مظهر بهترین ویژگی های انسانی
---------------------------------------------------------
ما مسلمانها براى اینکه راه هدایت را پیدا کنیم، کافى است شخصیت پیغمبر را بشناسیم. عقیده‌ى ما البته این است که همه‌ى بشریت از وجود پیغمبر باید استفاده کنند و می کنند، اما اولى‌ ( سزاوارتر ) به استفاده، ما امت اسلامى هستیم. این موجود عظیم، داراى خُلُق عظیم، این شخصیتى که خداى متعال او را براى بزرگترین رسالت دوران تاریخ بشر تربیت کرد که امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَدَّبَ نَبِیَّهُ (ص) فَاَحْسَنَ اَدَبَهُ فَلَّما اَکْمَلَ لَهُ الاَدَبَ قالَ وَ اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ. عَظیمٍ . ثُمَّ فَوَّضَ اِلَیْهِ اَمْرَ الدّینِ وَ الاُمَّةِ لِیَسُوسَ عِبادَه »؛( 1 ) ( خداوند پیامبر خود را تربیت کرد و نیکو تربیت کرد و چون تربیت او را به کمال رساند فرمود: به راستی که تو دارای خویی بزرگ هستی . آنگاه کار دین و امت را به او سپرد تا بندگانش را اداره کند. ) خداى متعال این شخصیت عظیم را پرورید، تربیت کرد، رشد داد، همه‌ى لوازم یک کار عظیم تاریخى را در این وجود مطهر و مقدس فراهم کرد، بعد این بار سنگین را بر دوش او گذاشت؛ این بار سنگین رسالت تاریخى را .
امروز ما مسلمانها بر روى شخصیت پیغمبر اکرم اگر تمرکز کنیم، دقت کنیم، بخواهیم درس بگیریم، براى دین و دنیاى ما کافى است. براى بازگشت عزت ما نگاه کردن به این وجود و یاد گرفتن از او و درس گرفتن از او کافى است. مظهر علم بود، مظهر امانت بود، مظهر اخلاق بود، مظهر عدالت بود. بشر به چه جیزی احتیاج دارد؟ نیازهاى بشرى همین هاست. اینها نیازهایى است که در طول تاریخ بشر تغییر پیدا نکرده است. این همه تحولات و تطورات از اوّلى که بشر به وجود آمد تا امروز در زندگى انسانها (رخ داده است اما)...خواسته‌هاى اصلى بشر تغییر پیدا نکرده است. از اول تا امروز بشر به دنبال امنیت و آرامش بوده است، به دنبال عدالت ، به دنبال اخلاق نیک ، به دنبال ارتباط مستحکم با مبدأ آفرینش بوده است. اینها خواسته‌هاى اصلى بشریت است که از فطرت انسان بر می خیزد. مظهر همه‌ى اینها پیغمبر اکرم (صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم) است.

رسول گرامی اسلام (ص) مظهر صفات برجسته اسلامی
---------------------------------------------------------------
امت اسلامى امروز به پیشرفت علمى نیاز دارد، به ثقه و اطمینان به خداى متعال نیاز دارد. (ما اکنون) به روابط سالم و اخلاق حسنه در میان خودمان احتیاج داریم، باید با هم برادرانه رفتار کنیم، باید با هم با گذشت رفتار کنیم، باید نسبت به یکدیگر حلم داشته باشیم، باید با اغماض برخورد کنیم. مظهر همه‌ى این خصوصیات پیغمبر اکرم است. علم او، حلم او، اغماض او، رحمت او و تودّد او با ضعفا، عدالت او نسبت به همه‌ى آحاد جامعه، مظهر اینها پیغمبر است. درس بگیریم از پیغمبر؛ به اینها احتیاج داریم ما. امروز ما احتیاج داریم به اطمینان به خداى متعال، وثوق به خدا، اطمینان به وعده‌هاى الهى. خداى متعال به ما وعده کرده است؛ فرموده است اگر مجاهدت کنید، اگر تلاش کنید، خداى متعال شما را به مقصود می رساند و شما در سایه‌ى ایستادگى، به اهداف خود دست پیدا می کنید. در مقابل شهوات دنیائى احساس ضعف و زبونى نکنیم؛ در مقابل مال، در مقابل مقام، در مقابل وسوسه‌هاى گوناگون نفسانى احساس ضعف نکنیم؛ ایستادگى کنیم. اینهاست آن چیزى که بشریت را به اوج کمال میرساند، یک ملت را عزت میبخشد، یک جامعه را به خوشبختى و سعادت واقعى می رساند. به اینها ما احتیاج داریم؛ مظهر همه‌ى اینها پیغمبر ماست.

*************************
تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۰/۱۱/۲۱

1- اصول کافی ، جلد 1 ، ص 266

]]>
پرتو اندیشه رهبری Sun, 08 Apr 2012 18:02:53 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 90 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/46572-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--90 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/46572-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--90
پیامدهای غفلت از آینده نگری

یک کشور اگر بخواهد عزت خود را ، هویت خود را ، منافع خود را ، امنیت خود را به دست بیاورد ، احتیاج دارد به ابتکار ، به کار . با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمی شود به اهداف عالى دست پیدا کرد. اینکه مى‌بینید جامعه‌ى اسلامى و کشورهاى اسلامى چند صد سال - دویست سال، سیصد سال - دچار عقب‌ماندگى شدند، که امروز چوب آن عقب‌ماندگى را همه‌ى ما داریم می خوریم، این به خاطر غفلتها بود ... ایران، کشورهاى منطقه، کشورهاى شمال آفریقا، کشورهاى شرقى ما؛ همه‌ى منطقه‌ى اسلامى دچار غفلت شدیم . این غافل شدن، به دَبدَبه و کَبکَبه‌ى ( شکوه ) ظاهرى دل‌خوش کردن، به فکر حرکت کردن نبودن ، به فکر ساختن آینده نبودن، اینجور ضررهائى را دارد ... البته وقتى ملتها بیدار شدند، این بیدارى به دنبال خودش ، به طور خودکار تحرکاتى را مى‌آورد؛ منتها سرعت و بُطئ ( آهستگی ) دارد. این حرکتها می تواند حرکتهاى سریع و کارآمد و خوبى باشد که از متوسط سرعت دنیا پیشى بگیرد، می تواند حرکتهاى بطئى (آهسته) باشد که باز به دیگران نرسیم؛ چون دیگران هم که بیکار نیستند. ما داریم کار می کنیم، تلاش می کنیم، همت می کنیم، می سازیم. مگر دیگران این کار را نمی کنند؟ دیگران هم در جبهه‌ى مقابل ما دارند همت می کنند، می سازند، تلاش می کنند. ما باید کارى کنیم که سرجمع تلاشهاى ما شتابى به ما بدهد که از شتاب جبهه‌ى مقابلمان بیشتر باشد؛ آن وقت می توانیم به آینده امیدوار باشیم.

بن بست تمدن مادی غرب
------------------------------
دنیا از غرق شدن در مادی گرى سودى نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادى‌هاى جنسى سودى نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهاى مادى در اروپا به وجود آوردند - رهائى از معنویت، رهائى از قیود الهى - سودى نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومى را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهاى بعدى را بدرستى انجام دهد ؛ در همه‌ى اینها ضرر کردند ... تمدن مادى غرب دستاورد بشرى نداشت، دستاورد انسانى نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعى را هم که در زیر سایه‌ى اینها و با تقلید از اینها زندگى کردند، خوشبخت نکردند...
پیام انقلاب اسلامى، پیام رهائى از این حرکت بدبختى‌زا و فلاکت‌آور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهى، در عین حال پرداختن به نیازهاى بشرى؛ همان چیزى که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهاى کاتولیکى و ارتدوکسى و سختگیرى‌هاى غلط، نه ولنگارى‌هائى که نقطه‌ى مقابل آن در جوامع غربى بر اثر حرکت مادى‌شان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معناى فراگیر و شاملى دارد. در همه‌ى زمینه‌ها عدالت - یعنى هر چیز را به جاى خود نهادن - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانى؛ «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ». ( اینچنین شما را امت میانه‏ ای قرار دادیم (که در حد اعتدال که میان افراط و تفریط هستید) تا گواه بر مردم باشید)(1)

ویژگی های ارتش اسلامی و دینی
-----------------------------------------
من به همه‌ى جوانهاى عزیزمان در نیروهاى مسلح، در نیروى هوائى سفارش می کنم که به خودسازى بپردازند، به تربیت معنوى خود بپردازند؛ سطح آموزشها را، سطح سازماندهى را ، انضباط را، آگاهى‌ها را، برادرى و مهربانى در بین رده‌هاى مختلف را هرچه می توانند، تقویت کنند؛ اینها نشانه‌هاى ارتش اسلامى و دینى است. انضباط هست، برادرى بین رده‌هاى مختلف هم هست؛ انضباط هست، رقابت مثبت بین رسته‌هاى گوناگون و بخشهاى مختلف - فنى، پشتیبانى، رزمى - وجود دارد، اما با روح برادرى، همکارى، هم‌افزائى و صمیمیت؛ این آن خصوصیات یک مجموعه‌ى نظامىِ اسلامى است. و از همه بالاتر، روحیه‌ى آمادگى و فداکارى است؛ که این آن چیزى است که دیگر هیچ کس از جبهه‌ى دشمنان شما آن را ندارد. جوانهاى ما در دوره‌ى جنگ هم این را عملاً نشان دادند؛ بعد از جنگ هم تا امروز در هر جائى که لازم شده، این را ارائه کردند و نشان دادند. آنها حاضرند جانشان را کف دست بگیرند، بیایند وسط میدان؛ این آن چیزى است که خیلى ارزش دارد. این روحیه‌ى فداکارى و ایستادگى و برای خدا حساب کردن را حفظ کنید؛ پاکیزگى و طهارت و تقواى معنوى را روزبه‌روز افزایش دهید؛ ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم از همه جهت به شما کمک خواهد کرد.

*********************
تاریخ سخنرانی : ۱۳۹۰/۱۱/۱9

]]>
پرتو اندیشه رهبری Sun, 08 Apr 2012 18:08:00 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 92 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/46566-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--92 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/46566-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--92
اهمیت عزت نفس نزد ملتها



ملتها آن وقتى گرفتار می شوند که عزت نفس خودشان را از دست بدهند؛ آن وقتى به‌ رایگان نوکرى دیگران را قبول می کنند که ارزش خودشان را فراموش کنند. عزت نفس این است. یک ملت مظلوم آن وقتى به پا می خیزد - مثل همین ملتهاى شمال آفریقا و بعضى کشورهاى دیگر - که احساس کند عزتى دارد که در طول زمان پایمال شده است. آن وقت دیگر برمی خیزد و هیچ نیروئى نمی تواند او را بنشاند؛ که دارید مشاهده می کنید؛ این اتفاق افتاده است. عزت نفس این است. انقلاب (اسلامی) به ملت ما، به کشور ما عزت نفس داد.

علم ، ابزار غرب برای زورگویی
-----------------------------------
یکى از بزرگترین جنایتهائى که به بشریت شد، این بود که در انقلاب صنعتى در دنیا در این دو سه قرن، علم وسیله‌اى شد براى زورگوئى. انگلیسها که جزو پیشروان انقلاب صنعتى بودند، از این امکانِ خودشان استفاده کردند براى راه افتادن در اطراف دنیا و به زنجیر کشیدن ملتها. شما می دانید در دوران حاکمیت انگلیسها در شبه‌قاره، در این صحنه‌ى بزرگ و ثروتمند چه گذشت؟ فقط هم شبه‌قاره نبوده؛ تمام منطقه‌ى شرق آسیا سالهاى متمادى - بیش از یک قرن - زیر چکمه‌ى اینها بوده و با ابزار علم که اینها داشتند، بر مردم مسلط شدند؛ مردم به جان آمدند، چه انسانهائى نابود شدند، چه آرزوهائى نابود شد، چه ملتهائى عقب افتادند، چه کشورهائى خراب شدند. اینها از ابزار علم یک چنین استفاده‌اى کردند. این بزرگترین خیانت به علم است؛ همچنان که بزرگترین خیانت به بشریت است.

********************************
تاریخ سخنرانی : ۱۳۹۰/۱۲/۰۳


امام حسن عسگری (ع) بهترین الگوی جوانان
---------------------------------------------
این روزها متعلق به امام عسگرى (سلام‌الله علیه) است، که می تواند الگوى همه‌ى مؤمنان، بخصوص جوانان باشد. این امامى که موافقان، شیعیان، مخالفان، غیر معتقدان، همه، شهادت دادند و اعتراف کردند به فضل او، به علم او، به تقواى او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختى‌ها، این انسان بزرگ، این شخصیت باشکوه، وقتى به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت. در تاریخ پرافتخار شیعه، این نمونه‌ها را کم نداریم. پدر امام زمان عزیز ما با آن همه فضیلت، با آن همه مقامات، با آن همه کرامات، وقتى با سم و جنایت دشمنان از دنیا رفت، فقط بیست و هشت سال داشت؛ این می شود الگو؛ جوان احساس می کند یک نمونه‌ى عالى در مقابل چشم دارد. آن امام بزرگوار، جوادالائمه (علیه‌السّلام) است که در بیست و پنج سالگى شهید شده است؛ این امام عسگرى (علیه الصّلاة و السّلام) است که در بیست و هشت سالگى به شهادت رسیده است؛ و این همه فضیلت، این همه مکرمت، این همه عظمت، که نه فقط ما به آنها قائلیم و مترنّمیم، بلکه دشمنانشان، مخالفانشان، کسانى که اعتقاد به امامت آنها نداشتند، همه اعتراف کردند.

مجاهد و شهیدان راه خدا، الگوی جوانان
---------------------------------------------
هر جوانى که با انگیزه‌اى، با یک ایمان مقدس و پاکى حرکت کرد، از خانه‌ى خود، از راحتى خود، از آغوش پدر و مادر خود، از هواى خنک در گرماى تابستان، از محیط گرم و نرم در سرماى زمستان دل کَند و رفت در دل آن حوادث خونین، پر اضطراب و پر وحشت، تن خود و جان خود را کف دست گرفت تا در برابر تکلیف و وظیفه فدا کند، او یک الگوست.... امثال ما افرادى که پا به سن گذاشته‌ایم و پیرمرد شده‌ایم، لذت ما از دیدن اینها، یک لذت قلبى است؛ اما جوانها علاوه‌ى بر این احتظاظ روحى و قلبى، درس می گیرند، الگو می گیرند. و شهداى ما زنده‌اند؛ همچنان که خداى متعال خبر داده است: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ » ( (ای پیامبر) هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده ‏اند مردگانند، بلکه آنها زنده‏ اند و نزد پروردگارشان روزی داده می ‏شوند.) (1) پیش خداى متعالند، زنده هستند، مشرِف بر این عالَمند، حوادث را مى‌بینند، سرنوشتها را مى‌بینند، اعمال من و شما را مى‌بینند. آن وقتى که پاى ما به سنگى بخورد، آن وقتى که نتوانیم خودمان را درست هدایت کنیم، اداره کنیم، زمین بخوریم، آنها نگران می شوند. آن وقتى که می فهمیم، مى‌بینیم، محکم قدم برمیداریم، راه را مستقیم حرکت می کنیم، به هدف نزدیک می شویم، آنها خوشحال می شوند. آن وقتى که ملت ایران در یک عرصه‌اى پیروز می شود، آن ارواح طیبه به احتظاظ در مى‌آیند... یک ملت با این هماهنگى، با این شکوه، با وجود این همه سختى در راه، در حرکت، با وجود این همه دشمنى‌هاى خباثت‌آلود و عنادآمیز، باز وقتى اینجور محکم حرکت می کند، گامها را محکم برمی دارد، به سمت هدف پیش می رود، آنها خوشحال می شوند؛ روح مطهر امام خوشحال می شود، ارواح طیبه‌ى شهدا خوشحال می شوند. نه اینکه بخواهیم صحنه را برخلاف واقع تصویر کنیم؛ عین واقعیت همین است که عرض کردم.

]]>
پرتو اندیشه رهبری Sun, 08 Apr 2012 17:29:09 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 93 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/47080-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--93 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/47080-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--93 پرتوی از اندیشه رهبری ( 93 )
رابطه عمل و رحمت الهی
------------------------------
ان‌شاءاللّه‌ خداوند متعال ... به همه‌ى ما کمک کند که بتوانیم در انجام وظائفى که بر دوش ماست، با نیت خالص سعى خودمان را به کار ببریم. تأثیر آن با خداست، قبول آن بسته به کرم و لطف الهى است؛ لیکن هر کداممان در هر جائى که هستیم، باید تلاش را بکنیم، باید همت را بگماریم بر پیشرفت کارها ... در دعا می خوانیم که: «اللّهمّ انّى اسئلک موجبات رحمتک». ما بایستى موجبات رحمت را فراهم کنیم، آن وقت باران فیاض و سیل‌آساى رحمت و فضل الهى بر سر ما خواهد بارید.

جامعه اسلامی ، جامعه ای عزتمند
-----------------------------------------
تجربه‌ى این سى و سه سال... نشان داده که اسلام می تواند به یک کشور عزت بدهد؛ می تواند یک ملت را سربلند کند؛ می تواند اهداف خوبى را ترسیم کند؛ می تواند راه‌هائى را به سوى این اهداف، هموار و مسطح کند؛ می تواند حرکت علمى ایجاد کند؛ می تواند حرکت فناورى و صنعتى ایجاد کند؛ می تواند حرکت تقوائى و اخلاقى ایجاد کند؛ می تواند آنها را در مقابل ملتهاى دیگر روسفید کند؛ اینها اتفاقاتى است که در کشور ما افتاده است؛ اینها کارهاى بزرگى است که به برکت اسلام در این کشور انجام گرفته است. اسلام همچنان لُب و محتوا و ماده‌ى اصلى حرکت نظام ماست، شکل هم شکل مردم‌سالارى است؛ از هم جدا نیستند. یعنى این مردم‌سالارى هم باز از خود اسلام سرچشمه گرفته است.

تفاوت مردم سالاری دینی و غربی
--------------------------------------
اینکه گفته بشود ما مردم‌سالارى را از غربى‌ها یاد گرفتیم، خطاست. صورت ظاهر، یکى است؛ اما مردم‌سالارى ما ریشه در یک معرفت دینى دیگر و یک جهان‌بینى دیگرى دارد، تا آنچه که آنها می گویند. ما براى انسانها کرامت قائلیم، براى رأى آنها ارزش قائلیم و حضور آنها را وسیله‌اى می دانیم براى اینکه اهداف الهى تحقق پیدا کند و بدون آن امکان‌پذیر نیست.
چهارچوبهاى ما چهارچوبهاى الهى است: ما با فساد مخالفیم، با فحشا مخالفیم، با انواع و اقسام انحرافات بشرى مخالفیم، برابر آنچه که شریعت و دین به ما مى‌آموزد. ما معتقدیم بایستى در مقابل این انحرافها ایستاد، راه‌هاى زندگى را باید از اسلام و قرآن و الهام الهى و وحى الهى گرفت. این چهارچوب ماست. این شد مردم‌سالارى دینى. این الگوى ماست.

اسلام ، هدف اصلی جمهوری اسلامی
--------------------------------------------
ملتهاى مسلمان هم اگر می خواهند بدانند جمهورى اسلامى چه می گوید و داعیه‌ى او چیست، بدانند ما داعیه‌مان این است: ما از اسلام صرف نظر نمی کنیم؛ احکام الهى و شریعت الهى را که شریعت اسلامى است، در همه‌ى امور زندگى‌مان واجب‌الاتّباع می دانیم؛ تلاش و سعی مان هم این است که به این برسیم. چهارچوب و قالب ما براى ورود در این میدان هم مردم‌سالارى دینى است.
***************
تاریخ سخنرانی : 1390/12/18

 

وعده های راستین قرآن
---------------------------
قرآن کریم به ما نوید داده است: « وَلَوْ قَاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبَارَ ثُمَّ لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلا نَصِیرًا. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلا. » ( اگر کافران (در سرزمین حدیبیه) با شما پیکار می‏ کردند به زودی فرار می‏ نمودند، سپس ولی و یاوری نمی‏ یافتید. این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است، و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.)(1) هیچ جا در قرآن نیامده است که اگر شما شروع به جنگ کردید، حمله کردید، حتماً پیروز خواهید شد؛ ممکن است پیروز بشوید، ممکن است شکست بخورید - همچنان که در جنگهاى صدر اسلام، آنجائى که مسلمانان حمله کردند، گاهى شکست خوردند، گاهى هم پیروز شدند - اما وعده داده است که اگر دشمن ابتدا به حمله کرد، آن دشمن قطعاً شکست خواهد خورد. نباید بگوئید این مخصوص صدر اسلام است؛ نه، «سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلا»( این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است، و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت. ) این قانونِ الهى است. ملت ایران عازم است، بانشاط است، در فکر تهاجم و تجاوز نیست؛ اما به هستى خود، به ثروت خود، به هویت خود، به اسلام خود، به جمهورى اسلامىِ خود با تمام وجود دلبسته و علاقه‌مند است.

گرایشات مایه اختلاف نشود
--------------------------------
گاهى در کسى یک گرایشى هست، در دیگرى نیست؛ این نباید مایه‌ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه‌ى در درون، موجب فَشَل ( سستی ) می شود. قرآن به ما تعلیم می دهد: « وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ »( و نزاع (و کشمکش) مکنید تا سست نشوند و قدرت (و شوکت و هیبت) شما از میان نرود) (2) اگر منازعه کنیم، سر مسائل گوناگون - مسائل سیاسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصیتى - دست‌به‌یقه شویم، دشمن ما جرى می شود...همه را توصیه می کنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند.
**********************
تاریخ سخنرانی : ۱۳۹۱/۰۱/۰۱

]]>
پرتو اندیشه رهبری Wed, 25 Apr 2012 16:36:40 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 94 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/47962-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--94 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/47962-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--94 پرتوی از اندیشه رهبری ( 94 )
نتایج نظام اجتماعی فاسد و نظام الهی
----------------------------------------------
وقتى جهتگیرى کلیت یک جامعه، یک سازمان، یک مجموعه غلط بود، تلاشهاى فردى هرچه هم در آن جامعه انبوه باشد، نتیجه‌ى خودش را نخواهد بخشید... از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده است - على‌الظاهر از امام صادق (علیه‌السّلام) است که ایشان حدیث قدسى را روایت می کنند - که فرمودند: « لَأُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ أَطَاعَتْ إِمَاماً جَائِراً لَیْسَ مِنَ اللَّهِ وَ إِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِیَّةً ».( هر دسته از مسلمین، که از امام (حاکم) جائرى که از جانب خدا نیست اطاعت کرده است، هر چند در اعمالش نیکوکار و پرهیزگار باشد، عذاب خواهم کرد . )(1) مضمون حدیث این است: اگر سررشته‌ى نظام یک جامعه به دست انسانهاى فاسد و ناباب و ستمگر و منحرف باشد، حرکات مؤمنانه‌ى افرادى که در این جامعه هستند، به جائى نمی رسد؛ و اگر در آنچنان جامعه‌اى کسانى تسلیم باشند و از آن ستمگران اطاعت کنند، خدا آنها را هم عذاب می کند. البته در همین حدیث، عکسش هم هست: « وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ کُلِّ رَعِیَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ أَطَاعَتْ إِمَاماً هَادِیاً مِنَ اللَّهِ وَ إِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعْمَالِهَا ظَالِمَةً مُسِیئَةً.»( و هر دسته از مسلمین، که از امام هدایت‌کننده از جانب خدا اطاعت کرده است، خواهم بخشید، هر چند آن دسته، در اعمال خود، ستمکار و گناهکار باشد.) که حالا اینها شرح دارد، نمی شود به همین ظاهر اکتفاء کرد.
خلاصه‌ى مطلب و جان مطلب این است که اگر چنانچه در یک نظامى، در یک مجموعه‌اى، در یک کشورى، در یک جامعه‌اى، حاکمیت و نظام، نظام الهى است، نظام عادلانه است، آن کسانى که اطاعت از این نظام می کنند، مورد عفو الهى هستند؛ ولو خطاهائى هم داشته باشند.

ویژگی های ارتش اسلامی
------------------------------
اگر ما در دنیا ارتشى را پیدا کنیم که اعتقاداتش مثل اعتقادات مردم، احساساتش مثل احساسات مردم، خودش نه در خدمت اشخاص و افراد، بلکه در خدمت مردم و در خدمت منافع ملى به معناى حقیقى باشد، این ارتش خیلى ارزش دارد؛ ... ارتشی که بخاطر حفظ اسلام و برافراشته نگه داشتن پرچم اسلام بمیرد ، مردن در این راه اسمش شهادت است. در این صورت، این ارتش می شود ارتش الهى و معنوى؛ این ارتش می شود ارتش اسلامى.

ایمان موجب عزت و مقاومت
---------------------------------
آمادگى حقیقى ، یعنى ایمان، انگیزه ، آموزش ، سواد رزمى ، تخصصهاى لازم ، آماده‌ به‌کارى و استحکام شخصیت. شخصیت اخلاقى و شخصیت رفتارى باید داراى آنچنان استحکامى باشد که جاذبه‌هاى گوناگون و فریبنده نتواند آن را تحت تأثیر قرار بدهد و آن را ذلیلِ خودش کند. گاهى اوقات بعضى از جاذبه‌هاى زندگى، انسانها را ذلیل می کند. انسان بعضى‌ها را مى‌بیند که براى خاطر پول ذلیل می شوند، براى خاطر مقام ذلیل می شوند، براى خاطر انگیزه‌هاى جنسى ذلیل می شوند؛ این ذلت انسان است. عزیزترین و مقتدرترین انسانها آن کسانى هستند که این جاذبه‌ها آنها را ذلیل نکند. البته این معنایش پشت کردن به جاذبه‌هاى زندگى نیست؛ این معنایش مقهور جاذبه‌ها نشدن است؛ والّا اسلام نه می گوید شما حتماً پول نداشته باشید، نه می گوید شما مقامى نداشته باشید، نه می گوید شما از این جاذبه‌هاى گوناگون بهره‌مند نشوید؛ اما اسیر اینها نباید بشوید، مقهور اینها نباید بشوید، ذلیل اینها نباید بشوید؛ باید قدرت مقاومت و ایستادگى داشته باشید، باید قدرت امتناع داشته باشید. این، شما را آماده می کند.

]]>
پرتو اندیشه رهبری Tue, 22 May 2012 17:48:28 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 95 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/47963-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--95 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/47963-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--95
ارزش کارگر در اسلام
---------------------------
اگر دستهاى کارگر ، مغز کارگر ، انسانهاى کارآفرین، نیروى انسانىِ ماهر در یک جامعه‌اى گرامى داشته شود، آن جامعه پیشرفت خواهد کرد. اینکه نبى مکرم اسلام دست کارگر را بالا مى‌آورد و می بوسد، این فقط تقدیر از یک شخص نیست؛ این ارزشگذارى است، این درس است؛ به ما می گوید که دست کارگر، تولیدگر و نیروى انسانى آنقدر ارزش دارد که کسى مثل وجود مقدس پیامبر - که همه‌ى آفرینش طفیل وجود اوست - خم می شود و دست او را می بوسد؛ این درس به ماست.
کار به معناى وسیع کلمه، شامل کار یدى، کار جسمى، کار فکرى، کار علمى، کار مدیریتى، در واقع محور پیشرفت و حرکت و حیات مستمر جامعه است؛ این را باید همه‌مان بدانیم.

دانش مرهون کار است
---------------------------
اسلام با کارگر صادق است. رو راست است. منطق دارد. کار، ارزش‌آفرین است؛ ارزش است. در یک روایتى هست که: «العِلمَ یَهْتِفُ بالعمل فَاِن اَجابَهُ و الاّ ارتَحَلَ عنه » (1) یعنى حتّى دانش، مرهون کار است. در این روایت - که یک بیان نمادین و سمبلیک است - می فرماید: دانش، کار را صدا می زند؛ اگر کار پاسخ داد، دانش می ماند و توسعه پیدا می کند؛ اگر کار پاسخ نداد، دانش هم می رود. ببینید چه بیان زیبائى است. یعنى پیدایش دانش، پایدارى دانش، پیشرفت دانش، وابسته‌ى به کار است. اینها منطق است، اینها مبناى فکرى است؛ اسلام اینجورى است. اسلام با قشر کارگر، صادقانه برخورد می کند. البته اینها باید ترجمه‌ى عملیاتى بشود؛ این مبانى باید در اجرا، در برنامه‌ریزى، خودش را نشان بدهد.

]]>
پرتو اندیشه رهبری Tue, 22 May 2012 17:51:49 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 96 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/49238-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--96 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/49238-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--96
پرورش انسان شایسته ، مهمترین کار معلم
-------------------------------------------------
آنچه که به معلم ارزش می دهد، چند چیز است؛ یکى از اینها عبارت است از اینکه ماده‌ى خامى که در دست معلم است و با کار خود و تلاش خود می خواهد او را به محصول نهائى برساند، یک ماده‌ى بى‌جان نیست؛ انسان است. این خیلى مهم است. یک وقت انسان یک ماده‌ى جامد را با تلاش خود، ابتکار خود، عرق ریختن و ساعتها صرف کردن، به یک محصول مطلوب تبدیل می کند ؛ که به جاى خود ارزشمند است. یک وقت این ماده‌اى که دست ماست، یک موجود انسانى است، با استعدادهایش، با عواطفش، با احساساتش، با ظرفیتهاى فراوانى که در یک انسان وجود دارد. این نوجوان ممکن است فردا کسى مثل امام بزرگوار ما بشود، ممکن است یک مصلح اجتماعى بشود، ممکن است یک دانشمند برجسته بشود، ممکن است یک انسان صالح و والا بشود. همه‌ى این استعدادها در مجموعه‌ى نوجوانان و کودکانى که در اختیار معلم قرار می گیرند، وجود دارد. ما می خواهیم این استعداد را به فعلیت برسانیم؛ ببینید چقدر این کار مهم است.
خود معلم عزیز هم اهمیت جایگاه خود و برجستگى مسئولیت و مأموریت خود را بدرستى تشخیص بدهد، قدر خود را بداند؛ بداند که اگر این کار با همت درست، با نیت درست، با قصد الهى، با تلاش مناسب انجام بگیرد، چقدر براى جامعه ارزش افزوده ایجاد می کند. این ارزش افزوده، یک چیز معمولىِ متعارفى نیست؛ این فوق‌العاده است. تربیت یک انسان والا، دانا، توانا و صالح، ببینید چقدر اهمیت دارد. از این همه انسانهائى که زیر دست معلمین واقع می شوند، گاهى ممکن است یک انسان دنیائى را متحول کند. همین کودک اگر درست تربیت نشد، ممکن است یک هیتلر از آب در بیاید، یک چنگیز از آب در بیاید؛ قضیه این است. اهمیت کار معلم، ارزش والاى حرکت او و تلاش او و دلسوزى او و درست اندیشیدن او و درست کار کردن او اینگونه معلوم می شود .

نقش و ارزش معلم در حل مشکلات جامعه
---------------------------------------------
هم عموم مردم، هم خود معلمان ، ... جایگاه معلم را فراموش نکنند. معلم، آن تولید کننده‌اى است، آن کارگرى است، آن سرانگشت ماهرى است که برترین محصولات آفرینش را، بالاترین مواد خام را تبدیل می کند به برترین محصول نهائى، که می تواند مورد استفاده قرار بگیرد... اگر معلم خوب عمل کند، صحیح عمل کند، با تدبیر عمل کند، با دلسوزى عمل کند، به نظر ما همه‌ى مشکلات جامعه حل می شود. نه اینکه بخواهیم بگوئیم عوامل مؤثر در تربیت جوانان ما، بیرون از محیط مدرسه وجود ندارد؛ چرا، خانواده‌ها مؤثرند، رسانه‌ها مؤثرند، فضاى اجتماعى مؤثر است - در اینها تردیدى نیست - اما آن سازنده‌ى اصلى، آن دست ماهر اصلى که میتواند یک ساخت مستحکمى درست کند که این عوامل گوناگون نتوانند تأثیر بنیانى‌اى روى این محصول بگذارند، دست معلم است. این، ارزش معلم است.

ارزش والای شغل معلمی نزد پروردگار
-----------------------------------------
من به شما عرض بکنم؛ پیش خداى متعال، این ارزش، حسنات فراوانى را به وجود مى‌آورد. یعنى شما در اتاق درس و در محیط آموزش که قرار می گیرید و با این نوجوان و با این کودک مواجه می شوید، بدانید که کاتبان عمل، کرام‌الکاتبین الهى، لحظه به لحظه‌ى کار شما را حسنه می نویسند. چقدر این مقرون به صرفه است که انسان کارش، زندگى‌اش، شغلش چیزى باشد که هر لحظه‌ى آن می تواند عبادت باشد.... البته در کنار این اهمیت والائى که عرض کردیم، یک نکته‌ى دیگر هم وجود دارد، که آن هم اهمیت این کار را نشان می دهد و آن، زحمتى است که معلم بر خود هموار می کند. در اتاق درس و محیط آموزش، معلمین با کودکان، با نوجوانان، با اخلاقهاى مختلف، با احساسات گوناگون و هیجانات جوانىِ مخاطبین مواجه‌اند؛ اینها را باید تحمل کنند، صبر کنند؛ این هم ارزش کار را بالا می برد.

]]>
پرتو اندیشه رهبری Tue, 03 Jul 2012 16:22:41 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 97 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/49239-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--97 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/49239-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--97
شناخت اهل بیت (س) ، نعمتی بزرگ
------------------------------------------
معرفت اهل‌بیت و ارادت به اهل‌بیت، نعمت بزرگى است. اگر همه‌ى عمرمان را براى شکر این نعمت بزرگ صرف کنیم که خداى متعال چشم ما را نابینا و ناتوان از درک حقیقت قرار نداد، توانستیم این انوار طالعه و مُضیئه ( درخشان ) را به‌قدر استعداد خودمان ببینیم، درک کنیم، به آنها عشق و ارادت بورزیم و از آنها غافل نباشیم، واقعاً کم است. رحمت خدا بر آن پدران، مادران، گذشتگان، پیشروان و پیشوایانى که این دریچه‌ى درخشان را به سوى این آفتابهاى معنویت، بر روى ما باز کردند؛ زمزمه‌ى محبت اهل‌بیت را از آغاز زندگى ما، از کودکى ما، از دوران گاهواره‌نشینى ما به گوش ما خواندند و دلهاى ما را از محبت این بزرگواران سیراب کردند. خدایا! این محبت را، این معرفت را روزبه‌روز در دل ما، در جان ما، عمیق‌تر و راسخ‌تر بفرما؛ این نعمت را لحظه‌اى از ما مگیر.

فضیلتهای مدح و ستایش اهل بیت (س)
---------------------------------------------
این هم نعمت دیگرى است که انسان بشود مادح و ستایشگر اینها. گاهى انسان حقیقتى را مى‌بیند، می شناسد؛ اما گاهى این معرفت را، این محبت را در قالب شعر، در قالب نثر بیان می کند و می پراکند. این هم نعمت دیگرى است که خدا به مادحان و ستایشگران و گویندگانِ این راه عنایت کرده است ... وقتى انسان نورى را، زیبائى‌اى را مدح و ستایش می کند، در واقع خود را مدح می کند؛ زیرا ثابت می کند که زیبائى‌شناس است؛ ثابت می کند که چشمش مى‌بیند، می فهمد، درک می کند. علاوه بر این، پراکندن این فضائل و معنویات در بین مردم، کمک به تربیت انسانهاست. انسانها با شناخت الگوها، با یارى گرفتن از پیروى الگوهاست که می توانند به درجات عالى و مقامات برتر دست پیدا کنند. اگر در این راه حرکت کنید، کار بزرگى کردید.

اهمیت کار مدّاح
------------------
کار مداح، استفاده‌ى از هنر براى بیان حقیقت است. خود این ایستادن، با صداى خوش و با آهنگ زیبا شعرى را خواندن - هم شعر هنر است، هم آهنگ هنر است، هم صدا هنر است - با چندین هنر، انسان یک حقیقتى را بیان کند، می تواند تأثیر مضاعفى در ذهن مستمع و حاضر در مجلس و مخاطب شما بگذارد؛ این خیلى نعمت بزرگى است، خیلى فرصت بزرگى است....اگر این چند هنر - هنر شعر، هنر صدا، هنر آهنگ - در چیزى مصرف شد که هیچ فایده‌اى براى مستمع شما نداشت، این می شود خُسران. لذا کار مداحى، کار سختى است.

نیت خالص، پلی به سمت تعالی و رشد
-------------------------------------------
نیتها را خدائى کنید؛ اصل قضیه این است. اگر نیت ما در این گفتن، در این مدح و ثناگسترى، نیت خدائى بود، به قصد روشن کردن دلها، جلا دادن ذهنها بود، ... آن وقت این (مداح) می شود یکى از جنودالله (سربازان خداوند) ؛ «و لله جنود السّماوات و الارض» (لشکریان آسمانها و زمین تنها از آن خداست.) (1) یکى از جنود الهى همین کسى است که با زبان خود، با بیان خود، با طبع خود، با ذوق خود، این حقایق را گسترش می دهد؛ می شود سرباز خدا... از جهاد چه کارى بالاتر است؟ فرمود: اگر چنانچه کسى قدم به میدان جهاد بگذارد براى یک هدف مادى، نه مجاهد است، و نه اگر کشته شود، شهید است؛ با اینکه به میدان جنگ رفته است. اگر براى هدفهاى مادى - چه برسد خداى نکرده براى هدفهاى پست - وارد این میدانها (مداحی اهل بیت) شویم، براى ما نه فقط موجب تعالى و رشد نمی شود، بلکه موجب تنزل و سقوط هم می شود. این، مخصوص مداحى هم نیست؛ مسئله‌گوئى هم، همین است. عالم شدن هم، همین است. مجتهد شدن هم، همین است. دانشمند شدن هم، همین است. آن چیزى که روحى است در کالبد اعمال ما، نیت ماست؛ «انّما الاعمال بالنّیّات» ( همانا کارها بر اساس نیتها است.) (2) نیتهاست که به عمل ارزش می دهد... پس باید شما نگاه کنید ببینید کدام بیان، ذکر کدام منقبت، بیان کدام فضیلت، مخاطب شما را هدایت می کند؟ این آن نکته‌اى است که من در طول این سالهاى متمادى...در نشست با مداحان و بلبلان غزلخوان بوستان اهل بیت همیشه تکرار کرده ام. ببینید چه بخوانید، چه بگوئید، که مستمع شما متنوّر به نور فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) شود .
یک چیزهائى هست که گفتن آنها هیچ گشایشى و هیچ فتوحى در ذهن شنونده‌ى شما به وجود نمى‌آورد. هیچ بهجتى در جان مستمع شما به وجود نمى‌آورد. اینها را نگوئید. آن چیزهائى را بگوئید که دلها را به پیروى از فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) نرم می کند، خاشع می کند، راغب می کند. آن چیزهائى را بگوئید که می تواند مستمع شما را به پیمودن راهى که آن بزرگوار رفت، تشجیع کند، تشویق کند. اینها فکر لازم دارد، آموزش لازم دارد؛ کار، آسان نیست.

شعر خوب، رشد دهنده انسانها
----------------------------------
ما به شما مداحها اخلاص داریم، شماها را دوست می داریم، کارتان را باارزش می دانیم؛ منتها این شرط بزرگ را من همیشه با مداحها داشته‌ام؛...نصیحتِ پدرانه است، ان‌شاءالله دنبال کنید: شعر خوب، شعر پرمغز و البته شعر زیبا انتخاب کنید. هنر شعر، خود اثر هم می گذارد. وقتى شعر خوب بود، وقتى استخوان‌بندى شعر، الفاظ شعر، خوب بود - شعرِ خوب، با مضمون خوب - تأثیرش بیشتر هم هست؛ بعلاوه که سطح ذهن مردم و فکر مردم را هم بالا مى‌آورد ... امروز مردم به دین، به اخلاق، به ایمان راسخ، به بصیرت، به شناخت دنیا، به شناخت آخرت احتیاج دارند؛ همه‌مان احتیاج داریم. اینکه می گوئید فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) در محشر وارد می شود، فضاى محشر تحت تأثیر عظمت دختر پیغمبر قرار می گیرد، باید محشر را بشناسیم، قیامت را بشناسیم، هیبت جلال الهى را در محشر بدانیم؛ اینها معرفت می خواهد، اینها آگاهى می خواهد؛ قرآن هم پر است از بیاناتى که این معانى را به ما نشان می دهد، روایات هم همین جور. اینها را با زبان شعر، با همان هنرى که در شما هست، بیان کنید.

انسان سازی، هنر بزرگ پیامبر اکرم (ص)
-----------------------------------------------
پیامبر اکرم (ص) از یک جامعه‌ى جاهلِ متعصبِ دور از اخلاقِ گرفتار انواع و اقسام فساد، پیغمبر بتواند یکى مثل عمار را بیرون بیاورد، یکى مثل ابوذر درست کند، اینها مگر کار آسانى است؟ پیغمبر چه کار کرد؟ این دنده‌ى سنگینى که توانست این موتور را به راه بیندازد، چه بود؟ آیات مکى را نگاه کنید؛ در درجه‌ى اول، ذکر قیامت، ذکر عذاب الهى، ترساندن از نقمت الهى براى کافران و دُوران و کوران است؛ اینها بود که آن تکان اول را به مردم داد. ما از این نکته نباید غفلت کنیم. شفاعت به جاى خود محفوظ، محبت به جاى خود محفوظ، ولایت به جاى خود محفوظ؛ اما خداى متعال، هم رحمت دارد، هم سخط (غضب) دارد. سخط الهى را هم به یاد خودمان بیاوریم؛ اول به یاد خودمان، بعد به یاد مردم. این است که دلهاى ما را تکان می دهد. این است که ما را از اعماق جهالتها و مادیگرى‌ها و گرفتارى‌ها بیرون می کِشد؛ اینها جزء نیازهاى ماست. دنیا را بشناسیم، آخرت را بشناسیم، وظیفه را بشناسیم، جهاد را بشناسیم.

معنویت ، سرمایه بزرگ مسلمانان
--------------------------------------
اگر سرمایه‌هائى را که در اختیار داریم، درست بشناسیم و به کار ببریم، بى‌نیازترین خلق خدا، ملت ما و مسلمانها خواهند بود. همین نماز، یکى از سرمایه‌هاست. نماز را می خوانیم، با غفلت عبور می کنیم؛ مثل این است که یک انسان مبتلا به فقر غذائى، کمبود ویتامین، کمبود پروتئین، محتاج مواد لازم، به یک جعبه‌اى دسترسى پیدا کند که پر از همه‌ى این موادى است که او احتیاج دارد؛ بعد آن را بو کند، کنار بگذارد! خب، باز کن، بخور، استفاده کن، نیرو را بفرست به بدن خودت؛ همین طور بو می کنى، می گذارى کنار؟! حالا آنهائى که اصلاً اعتناء نمی کنند، هیچ.
ما نماز را همین طور بو می کنیم، می گذاریم کنار! کلمه کلمه‌ى نماز درس است، کلمه کلمه‌ى نماز اگر قدرش را بدانیم، حال معنوی است . روزه ، زکات ، جهاد و تعالیم دین همین گونه اند؛ مداحى شما مداحان نیز هم همینگونه می باشد. مداحى شما هم جمله جمله‌اش، کلمه کلمه‌اش می تواند مَغذّى باشد؛ میتواند مستمع را رشد بدهد.

]]>
پرتو اندیشه رهبری Tue, 03 Jul 2012 16:25:59 +0430
پرتوی از اندیشه رهبری ( 98 ) http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/49240-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--98 http://dari.irib.ir/radioislam/همگام-با-ولایت/2012-04-11-05-20-30/item/49240-پرتوی-از-اندیشه-رهبری--98
فاطمه زهرا (س)، بانویی وصف ناپذیر
--------------------------------------------
یک بحث هم مربوط به فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) است. من حقیقتاً، نه به عنوان تعارف، نه به عنوان یک حرفِ هزاران بار تکرار شده، واقعاً قاصرم؛ زبان قاصر است، دل قاصر است، ذهن قاصر است که بخواهد از این مقام بلند تعریف و تجلیل کند. این موجود انسانى، این دختر جوان، دارای این‌ همه فضیلت، این‌همه درخشندگى، این‌همه کبریا و عظمت است به گونه ای که کسى مانند پیغمبر ، وقتى فاطمه‌ى زهرا بر او وارد می شد، «قام الیها» (پیامبر بلند می شد و به سمت فاطمه زهرا می رفت .)(1) نه فقط بلند می شد، بلکه بلند می شد و به سمت او می رفت. یک وقت یکى وارد اتاق می شود، شما به احترامش بلند می شوید؛ یک وقت کسى وارد اتاق می شود، شما با اشتیاق به طرفش می روید. اینها مگر شوخى است؟ این بحثِ پدر - فرزندى نیست. پیغمبر خدا اینجور از فاطمه‌ى زهرا تجلیل می کند. رضاى او را رضاى خود، رضاى خود را رضاى خدا می داند. سخط (غضب) او را سخط خود، سخط خود را سخط خدا اعلام می کند؛ اینها مقامات فاطمه‌ى زهرا است. آن زندگى با امیرالمؤمنین، آن تربیت آن فرزندان. خب، مگر می شود درباره‌ى این بزرگوار، امثال ما حرف بزنیم؟

حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) الگوی بشریت
------------------------------------------------------
این بزرگوار الگوست؛ نکته این است. ائمه‌ى ما (علیهم‌السّلام) که بدون تردید رتبه و مقامشان از ملک و فرشتگان مقرب خدا بالاتر است، جورى زندگى نکردند، جورى حرف نزدند، جورى مشى نکردند که از دسترس ما خارج باشند؛ نه. به فرموده‌ى مرحوم علامه‌ى طباطبائى، مِثل آن کسى است که روى قله‌ى کوه ایستاده است، به مردم می گوید بیائید اینجا؛ به سمت خود، به سمت قله، به سمت اوج فرا می خواند. اینطور نیست که اینها مثل برجستگان دروغین دنیاى مادى و داراى معنویتهاى قلابى، بروند توى برج عاج و اتاق شیشه‌اى بنشینند، کسى به اینها دسترسى نداشته باشد؛ نه،(اهل بیت به مردم) می گویند بیائید. راه همین است و ما باید دنبال ائمه حرکت کنیم. زندگى آنها الگوى ما است. بله، «الا و انّکم لا تقدرون على ذلک» ( بدانید که شما توانایى چنین کارى را ندارید.) (2) ما مثل آنها نمی توانیم حرکت کنیم؛ ما لیاقت این را نداریم، طاقت این را نداریم؛ اما می توانیم آن راهى را که آنها رفتند، مسیر زندگى‌مان قرار بدهیم؛ این را جهت قرار بدهیم، در این جهت حرکت کنیم.

سعادت زنان در گرو حرکت در مسیر حضرت زهرا(س)
-----------------------------------------------------------
امام خمینی (رضوان الله علیه) در یک بیانى خطاب به زنها می فرمودند: "اینکه شما قبول کردید روز ولادت فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) روز زن باشد، این براى شما مسئولیت و تکلیف به وجود مى‌آورد. روز شما، روز زن، روز مادر، روز فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) است." معناى این چیست؟ این یک حرکت نمادین است؛ این کار، سمبلیک است. معنایش این است که زن باید در این صراط حرکت کند. عظمت و جلالت و علوّ مقام و مقدار براى زنان در این راه است. راهى که در آن تقوا هست، عفاف هست، دانش هست، نطق هست، ایستادگى در میدانهاى گوناگونِ محتاج ایستادگى هست، تربیت فرزند هست، زندگى خانوادگى هست. همه‌ى زینتها و فضیلتهاى معنوى در آن هست؛ زنان باید در این جهت حرکت کنند. خوشبختانه زنان جامعه‌ى ما حقاً و انصافاً نه فقط در انقلاب ما، بلکه از گذشته ، زنان متدین ما در میدانهاى گوناگون و در همه‌ى قضایا جزو پیشروان بودند.

زن با حجاب پیشرو در فعالیتهای اجتماعی
------------------------------------------------
حالا یک عده‌اى خیال می کنند زن تا وقتى که بى‌حجاب نباشد، بى‌اخلاق نباشد، نمی تواند در میدانهاى گوناگونِ اجتماعى و سیاسى وارد شود. در همین انقلاب خود ما، در بعضى از نقاط کشور، زنها زودتر از مردها اجتماع راه انداختند، در خیابانها حرکت راه انداختند و مقابله کردند؛ که ما اطلاع قطعى داریم. در دوران انقلاب همین جور، در مبارزات گوناگون بعد از پیروزى انقلاب همین جور، در جنگ تحمیلى همین جور .

باید همۀ مراقب آسیب ها و انحرافات باشند
-------------------------------------------------
انسان در معرض آسیب است. مردها در معرض آسیبند. زنها در معرض آسیبند. جوانها در معرض آسیبند . پیرها در معرض آسیبند. عالِم، جاهل، همه در معرض آسیبند. «و المخلصون فى خطر عظیم» ( مخلصین هم در معرض خطر بزرگ هستند.) حالا کو مخلص؟ همه‌ى ما زیر این استاندارد قرار داریم. اگر به حد استاندارد هم برسیم، مخلص هم بشویم، تازه «فى خطر عظیم»! خب، باید مراقب باشیم. دشمنان دنیاى ما، دشمنان آخرت ما، دشمنان عزت ما، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، از نقاط ضعف ما استفاده می کنند؛ از حس شهوت ما، از حس غضب ما، از قدرت‌طلبى ما، از علاقه‌ى ما به جلوه‌فروشى و خودنمائى؛ باید مراقب باشیم. بانوان عزیز هم باید مراقب باشند، دخترهاى جوان هم باید مراقب باشند.

گناه ، لذتی زودگذر و مخرب
-------------------------------
این زندگى می گذرد؛ لذات و سختى‌هایش همه به طرفةالعینى ( چشم به هم زدنی ) می گذرد. شما در دوره‌ى جوانى، این حرف را درست نمی فهمید. انسان در دوران جوانى خیال می کند دنیا ثابت است، ساکن است، همیشه همین جور است؛ به سن ما که رسیدید، یک نگاه می کنید، مى‌بینید دنیا عجب سریع می گذرد. چشم به هم می زنید، ( دنیا ) گذشته است. خب، آن طرف: «و انّ الدّار الأخرة لهى الحیوان» ( و زندگی واقعی سرای آخرت است...) (3) زندگى و حیات، آنجاست. «ذلک الّذى یبشّر الله عباده»( این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏ اند به آن نوید می‏دهد...)(4) بشارتهاى الهى آنجاست ... وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقیدات و پایبندى را خانمها باید مراقبت کنند؛ این وظیفه است. یک لحظه است و آثار سوء آن براى کشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سیاست، آثار مخرب و ماندگار است. در حالى که ملاحظه‌ى عفاف، ملاحظه‌ى حدود شرعى در رفتار و حرکات بانوان، اگر چنانچه سختى‌اى داشته باشد، سختىِ کوتاهى است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگارى است.

حجاب زن مساوی با آزادی و عزت اوست
----------------------------------------------
خود خانمها خیلى باید مراقبت کنند مسئله‌ى حجاب را، مسئله‌ى عفاف را. وظیفه‌ى آنهاست، افتخار آنهاست، شخصیت آنهاست. حجاب مایه‌ى تشخص و آزادى زن است. برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ى مادی گرایان، مایه‌ى اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عریان کردن آن چیزى که خداى متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک ، سبک و کم‌ارزش می کند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است . سنگین شدن کفه‌ى آبرو و احترام اوست. این را باید خیلى قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله‌ى حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمتهاى الهى است.
****************
تاریخ سخنرانی : ۱۳۹۱/۰۲/۲۳

1) فضائل الخمسة، ج 3، ص 127
2) نهج البلاغه، نامه‌ى 45
3) عنکبوت: 64
4) شورى‌: 23

]]>
پرتو اندیشه رهبری Tue, 03 Jul 2012 16:37:07 +0430