این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 31 حمل 1395 16:04

محمد، خورشید فروزان هدایت(1)

 

 

 

در طول تاریخ مصلحان، اندیشمندان و رهبرانی از متن جامعه برای ایجاد تحول به پا خاسته اند و انسان های عصر خود را به سوی اهداف و آرمان های بلند خود فراخوانده و دعوت کرده اند ولی شعاع و قلمرو تاثیر گذاری آنان از نظر عرض و طول و عمق یکسان نبوده است. پاره ای از آنها در ابعاد محدود و اندک اثر گذاشته به همین دلیل از دیدگاه تاریخی و اجتماعی اهمیت چندانی نداشته اند ولی گروهی از آنها در سطح وسیع تر و گسترده تری تاثیر گذاشته و حتی برای مدت زمانی پایدار مانده و توانسته اند، با نفوذ ریشه دار در میان مردمی اندک، به حیات خود ادامه دهند. این گونه خیزش ها، در جایگاه خود از اهمیت برخوردار بوده و شایسته بررسی و تحلیل می باشند. اما بیش از همه، دعوت ها و جنبش هایی درخور اهمیت و قابل توجه هستند که در تمام ابعاد رشد نموده و پیشروی کرده اند. یعنی هم در سطح گسترده ای نفوذ کرده و در طول قرن ها به حیات خود ادامه داده، و هم تا اعماق روح و اندیشه بشر رخنه نموده اند. این گونه دعوت های سه بعدی مخصوص سلسله پیامبران است. تاریخ گواه آن است که هیچ مکتب فکری و فلسفی مانند ادیان بزرگ الهی، نتوانسته در طول قرن ها، حداقل 1400 قرن بردل ها و اندیشه های میلیون ها نفر حکومت کند و به اعماق وجود انسان ها نفوذ کرده باشد.


این ویژگی مهم و برجسته موجب شده که پیامبران الهی، مستقیم و یا غیر مستقیم آفریننده اصلی تاریخ باشند. به بیان دیگر، اگر جامعه بشری را به دریایی تشبیه کنیم، هر کدام از حوادث و رخدادهای فکری، علمی، اخلاقی، هنری و ... امواجی را در آن به وجود آورده اند. ولی دامنه بعضی از این امواج کوتاه بوده، و چندان ادامه نیافته اند. اما پاره ای از آنها امواج سنگین و طوفان زایی را ایجاد و هر مانعی را با قدرت از سر راه برداشته، و به موج آفرینی خود ادامه داده اند. زنده ترین امواج اجتماعی، امواج و جنبش های دینی است. پیوند این امواج و این نهضت ها با جوهر حیات و فطری بشر از هر عامل و پدیده دیگر اصیل تر و ماندگار تر است. در هیچ نهضت دیگری این اندازه نیروی حیاتی و قدرت رشد و بالندگی وجود ندارد. تاریخ اسلام، از این دیدگاه بسیار آموزنده و حیرت انگیز است. آن روز که رسول گرامی اسلام، از کوه "حرا" در مکه فرود آمد، درحالی که بعثت و تحول بنیادین را در اعماق وجود خود احساس کرده بود، با برخورداری از یک پشتوانه قدرتمندی معنوی و ملکوتی، بانگ توحید و یکتاپرستی برآورد و موجی عظیم پدید آورد. 


انعکاس این موج و این بانگ حیات آفرین، در آغاز بسیار محدود بود، و تنها سه تن، یعنی رسول خدا (ص) حضرت خدیجه و علی علیه السلام را در برمی گرفت. ولی پس از مدت کوتاهی حصارفکری، اعتقادی و اخلاقی جامعه آن روز را درهم شکست و پس از ده سال از مرز مکه فراتر رفته و درمدینه نفوذ کرد و به تدریج نه تنها جزیره العرب، بلکه در کمتر از نیم قرن، دامنه اش در سراسر جهان آن روز امتداد یافت و این بانگ توحیدی پیامبر اسلام (ص) در گوش جان انسان ها طنین انداز شد که: بگویید خدایی جز خدای یگانه نیست تا رستگار شوید. این موج همانطور که خاصیت موج های زنده است به موازات این که رو به وسعت و گسترش نهاد، بر قدرت و طول خود افزود و نقاط مختلف جهان را تحت تاثیر قرار داد. به گونه ای که جهان امروز نیز شاهد وسعت تدریجی و توانمندی روز افزون آن است.


قرآن کریم بعد از بیان برخی از ویژگی های رسول خدا (ص) و پیروان او با تشبیه زیبا و عمیقی این رشد و نمونه روز افزون و شگفت آور اسلام را این گونه ترسیم می نماید: "....... و مثل آنان در تورات و انجیل، چون کشته ای است که در آغاز همانند جوانه نورسته ای سربرآورد و به تدریج رشد نمود و رفته رفته بر روی ساقه نیرومند خود ایستاد و به مرور زمان به درخت تناوری تبدیل گردید. و کشاورزان (با تجربه) را شگفت زده کرد و نوپیشگان (ازاین رشد روز افزون) به خشم آمدند." (سوره فتح آیه 29). البته این رشد و پیشرفت حیرت آور در طول تاریخ خود با امواج مخالفت های سهمگین نژادی، مذهبی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی روبرو شده است. در صدر اسلام مردم لجوج، متعصب و جاهل عرب سدها و دیوارهایی در برابر این موج مقدس برپا ساختند ولی به اراده الهی یکی پس از دیگری درهم شکست. اکنون نیز که دوران جنگ ایدئولوژی ها و عقاید است، اسلام ناب محمدی (ص) رقیبی سرسخت برای آنها به شمار می رود ولی یا آنها را تحت تاثیر آموزه های سازنده خود در می آورد و یا پیروزمندانه با آنها دست و پنجه نرم می کند. 


حیرت آور آن است که پیامبر "امی" و درس نخوانده ای همانند رسول گرامی اسلام (ص) از میان مردمی بیسواد و از سرزمینی برخاست که جز جهل و فساد و خود خواهی وخود پرستی نمی دانستند و حضرت محمد(ص) با ایجاد نهضتی چنان مبارک و پرثمر، منشا پیدایش تمدنی عظیم و تحول آفرین شد و سرنوشت جهان بشری را تغییر داد. با چنین چشم انداز و نگرشی، ضرورت بررسی سیره و یا سبک زندگی پیامبر (ص) در تمام ابعاد فردی و اجتماعی بویژه از دیدگاه قرآن بیش از پیش احساس می شود. خدای بزرگ نیاز به این واقعیت را درکلام وحی این گونه ترسیم می نماید:
"بی تردید، برای شما در رفتار، رسول خدا سرمشق و الگویی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز واپسین (جهان دیگر) امید دارد و بسیار یاد خدا باشد."( آحزاب ، آیه 21)
نکته مهمی که در این رهنمود الهی جلب توجه می کند آن است که خدای بزرگ هیچ گونه قید و محدودیتی در الگو بودن پیامبر (ص) مطرح نمی کند و این پیام را در بردارد که رفتار آن حضرت در تمام ابعاد و زمینه ها باید به عنوان یک برنامه عملی و کاربردی در زندگی مورد توجه قرار گیرد و هر گونه نگاه تک بعدی در این زمینه مردود می باشد. به بیان روشن تر، پیامبر (ص) در تمام زمینه های فردی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، نظامی و ..... باید الگو و سرمشق انسان ها قرار گیرد. چنانکه مسلمانان صدر اسلام چنین کردند و به سعادت و رستگاری رسیدند. 


یکی از نمونه های زیبای مربوط به توصیف صفات و خصایص پیامبر گرامی اسلام را، می توان در سخنان کوتاه و جامع جعفر ابن ابیطالب سفیرویژه پیامبر (ص) به سرزمین جبشه جست و جو کرد. آن زمان که "نجاشی" پادشاه آن سرزمین از ماهیت اسلام ودعوت رسول خدا (ص) سئوال کرد، او در جواب گفت: "شهریارا، ما گروهی از مردم جاهلیت بودیم، بت می پرستیم، مردار می خوردیم، دست به ارتکاب فحشا و ناروایی می زدیم، پیوند خویشاوندی می گستیم. و با همسایه بد رفتاری می کردیم و نیرومندان ما، ناتوان و طبقه ضعیف جامعه را به بردگی کشانده بودند. دراین هنگام، خدا مردی را از میان خودمان به پیامبری برانگیخت که نسب و دودمانش را می شناختیم و به درستی وامانت داری و پاکدامنی وی باور داشتیم. ما را به سوی خدا فرا خواند تا خدای یگانه را بپرستیم و خود را ازهر چه سنگ و بت که تا آن زمان، خود و پدرانمان به جای خدا می پرستیدند، رها سازیم / به ما دستور داد راست بگوییم، امانتدار باشیم، پیوند خویشاوندی را محترم بشماریم با همسایگان به نیکویی رفتار کنیم و از آن چه حرام گشته، از جنگ و خون ریزی دست برداریم و پرهیز داد تا از فحشا و زشتکاری دوری نماییم. دروغ و بهتان نگوییم. مال یتیم را نخوریم و به پاک دامنان بهتان نزنیم. دستور داد فقط خدا را بپرستیم. نماز بگذاریم، زکات بپردازیم و روزه بداریم. چون دیدیم راست می گوید، پیامبری او را تصدیق کردیم و به او ایمان آوردیم و پیرو تعالیم و فرامینی شدیم که خدا بر او نازل کرده است. 
هموطنان اشراف ما، بدشمنی برخاستند، و بنا را بر شکنجه و آزارمان گذاشتند شاید دست از دینمان برداریم و به بت پرستی و دوران جاهلیت برگردیم. چون به قهر و زور توسل جستند و عرصه زندگی را برما تنگ کردند به کشورتان هجرت کردیم و دل به حمایت شما بستیم و امیدواریم که ستم نبینیم ." 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید