این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 31 حمل 1395 17:06

محمد، خورشید فروزان هدایت(2)

محمد، خورشید فروزان هدایت(2)

 

 

 

یکی از ویژگی های برجسته و خاص انسان از دیدگاه قرآن، فطرت خداگرایی اوست. هر چند امکان دارد عوامل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... آن را به انحراف بکشاند ولی هیچ گاه و در هیچ شرایطی، اصل فطرت، که در اعماق وجود انسان نهادینه شده تغییر نخواهد یافت. خداوند در آیه 30 سوره روم انسان ها را دعوت می کند که با پذیرش حق به فطرت پاک و اصیل خود روی آورند. 
"پس (بدون انحراف و یا موضعی) حقیقت جو، به سوی این آیین روی آور(باهمان) فطرتی که خدا مردم را برآن سرشته و آفریده است. تغییری در آفرینش خدا وجود ندارد. آیین پایدار و ماندگار همین است ولی بیشتر مردم نمی دانند."
بسیاری از اندیشمندان اسلامی با عنایت به این که فطرت خداجویی با سرشت انسان آمیخته شده و تغییر ناپذیر است به این جمع بندی و نظریه دست یافته اند که پیامبران الهی آمدند تا زنگارهایی را که بر آینه خدای نمای فطرت انسان ها نشسته بود بزدایند و با شفاف سازی آن بار دیگر آنها را به اصل فطری خداشناسی بازگردانند. در این راستا به عنوان نمونه می توان به روش مبارزاتی پرچمدار مکتب یکتا پرستی حضرت ابراهیم (ع) استناد نمود که در آغاز بعثت خود، پس از نفی پرستش ماه و خورشید و ستارگان به دلیل آن که غروب می کنند و فناپذیرند، در روزی که مردم برای برگزاری مراسم خاصی به خارج از شهر رفته بودند با تبری در دست، تمام بتان بتکده را درهم شکست. تا به آنان نشان دهد بت هایی که قدرت دفاع از خود ندارند و نمی توانند حافظ سود و زیان بت پرستان باشند، سزاوار پرستش نیستند." آن گاه ندا سر داد: "همانا من، خالصانه روی دل به سوی کسی داشته ام که آسمان ها و زمین را آفرید و من از مشرکان نیستم." (انعام: 79)

پیامبر عالی قدر اسلام (ص) هماهنگ و همگام با تمام پیامبران الهی، بویژه حضرت ابراهیم (ع) بعثت خود را برای بازگشت عصر جاهلیت به فطرت توحیدی آنان آغاز نمود. در اولین گام در فضایی که آکنده از بت پرستی بود، ندای ملکوتی توحید را طنین انداز کرد. ولی نمرودیان زمان رسول خدا (ص) که منافع و موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را در خطر دیدند، دست به مخالفت های خصمانه زدند و با تهدید، ترور شخصیت، آزار و شکنجه، تحریم اقتصادی و تکذیب رسالت پیامبر (ص) کوشیدند از احیای فرهنگ تحول آفرین توحیدی جلوگیری کنند. درچنین هنگامه ای رسول خدا (ص) بدون کوچکترین هراسی طبق ماموریت الهی خود اعلام فرمود: ".... آیا شما گواهی می دهید که با خدا، خدایان دیگری هست؟ بگو من گواهی نمی دهم. بگو فقط او خدای یگانه است و من از آن چه شریک خدا می سازید بیزارم."(انعام: 20)

اشراف کفرپیشه و مشرک قریش که دیدند پیامبر (ص) علیرغم تمام تهدیدها بر مواضع خود پافشاری می کند به تصور آن که می توانند رسول خدا (ص) را با تطمیع کردن، تسلیم خواسته های خود نمایند، به ابوطالب عموی پیامبر (ص) گفتند: به برادر زاده خود "محمد" بگو اگر خواستار حکومت است، حاکمیت جزیره العرب را به او می سپاریم، اگر در فکر جمع آوری ثروت است تمام طلاها و نقره های مکه را دراختیار او می گذاریم، اگر خواهان همسری با دختران عرب است، زیباترین دختران را به تزویج او در می آوریم به شرط آن که دست از دشنام بت های ما بردارد. زمانی که ابوطالب پیشنهاد آنان را با پیامبر (ص) در میان گذاشت، درحالی که اشک در دیدگان آن حضرت حلقه زده بود، فرمود: به خدا سوگند اگر بتوانند حکومت جهان را به من بسپارند، خورشید را در دست راست، و ماه را در دست چپ من قرار دهند، برای لحظه ای از دعوت و ادامه رسالت الهی ام که برقراری حاکمیت توحیدی است دست برنخواهم داشت .(سیره ابن هشام ج 1/ ص 265)
کلام وحی نیز بیانگر همین حقیقت و موضع قاطع پیامبر (ص) است. خداوند به رسول خود فرمان می دهد: "بگو من از پرستش کسانی که غیر از خدا می خوانید نهی شده ام. بگو من از هوی و هوس های شما پیروی نمی کنم که اگر چنین کنم، گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود." (انعام: 56)

سردمداران قریش که با سازش ناپذیری پیامبر (ص) مواجه شدند مبارزات و مخالفت های خود را تشدید کردند و برمیزان آزارها و شکنجه های مسلمانان افزودند. برخی از یکتاپرستان را با وحشیانه ترین شکل به شهادت رساندند و مدت سه سال در دره عمیقی به نام شعب ابیطالب واقع در مکه، پیامبر و ایمان آورندگان به او را در سخت ترین شرایط به محاصره در آوردند. بدان امید که آنان دست از اعتقاد به خدای یگانه بردارند و به پرستش بت ها ادامه دهند. ولی باورهای عمیق و راستین توحیدی به اندازه ای در اعماق اعتقاد و اندیشه های آنان نفوذ کرده بود و آن چنان انقلابی در روح و جانشان ایجاد نموده بود که تا مرز شهادت پیش رفتند.

سرانجام پیامبر (ص) برای ادامه مبارزات خود طی یک برنامه ریزی حساب شده و هدفمند برای دفاع و تثبیت اندیشه های والای توحیدی، از مکه به سوی مدینه هجرت نمود تا بتواند حاکمیت توحیدی را پایه گذاری نماید ولی هنوز زمانی چندانی از این اقدام هوشمندانه رسول خدا (ص) نگذشته بود که سردمداران کفر و شرک دست به اقدامات نظامی زدند و با برافروختن جنگ های پی در پی درصدد برآمدند تا از اقتدار و گسترش روز افزون اسلام بکاهند. اما مشیت الهی آینده روشن و پیروزمندی را برای پیامبر و پیروان راستین حق رقم زده بود. آن هنگام که فرمود: "او کسی است که فرستاده اش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمام ادیان پیروز گرداند و گواهی خدا (بر این واقعیت) کفایت می کند. (فتح: 28)


یکی از مهمترین و برجسته ترین اصلی که در انقلاب اعتقادی پیامبر (ص) و شکل گیری باورهای آگاهانه توحیدی، جلب توجه می کند، فرا خوانی جامعه، برای پذیرش اندیشه های رهایی بخش توحیدی، براساس بصیرت و روشن بینی بود. به بیان دیگر، هیچ گاه پیامبر تلاش نکرد که مردم عصر خویش را با تهدید و تحمیل به سوی خدا دعوت نماید. بلکه همانند تمام پیامبران الهی کوشش نمود با استدلال و دلایل روشن و منطقی؛ در اعماق روح و جان آنان نفوذ نموده و تحولی بنیادین درباورهای شرک آمیز آنها به وجود آورد. 
قرآن درباره سیره و روش پیامبر عالیقدر اسلام (ص) این گونه سخن می گوید: "بگو؛ این راه و روش من است که (مردم) را از روی بصیرت به سوی خدا دعوت نمایم. من و کسانی که از من پیروی می نمایند این گونه هستیم ...." (یوسف: 108)


رسول خدا (ص) برای آن که اهمیت و جایگاه پذیرش های آگاهانه و تفاوت آن را با نگاه های کورکورانه و تقلیدی نشان دهد، از زبان وحی می فرمود: "به تحقیق از جانب پروردگار آن چه موجب بینش و ژرف اندیشی شماست به سوی شما آمد. هر کس چشم بصیرت بگشاید به سود اوست و هرکه کوردلی پیشه کند به زیان اوست ..../( انعام: 104) بدون تردید، اگر باورهای دینی انسان، ریشه در بصیرت و آگاهی داشته باشد، تند باد حوادث و فراز و فرود های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نمی توانند در بنیان های اعتقادی او تزلزل و تردید ایجاد نمایند. چنین انسانی با الهام از سیره و روش قرآن و رسول گرامی اسلام (ص) برای گسترش و نفوذ اندیشه های اصیل اسلام ناب محمدی (ص) از روش های روشن بنیانه و آگاهی بخش استفاده می کند و هرگز از ابزارهای خشونت وتحمیل که زود گذر و فناپذیرند بهره برداری نمی نماید. بهترین نمونه ای که دراین راستا می توان بدان استناد جست، جریان تاریخی و آموزنده فتح شکوهمند مکه است که سپاهیان اسلام، به فرماندهی رسول خدا (ص) دراوج اقتدار وارد سرزمینی شدند که کانون تمام توطئه ها، کینه توزی ها و جنگ افروزی ها علیه اسلام ومسلمانان درطول دو دهه بوده است. 


در آن روز یکی از فرماندهان سپاه اسلام که پرچم پیروزی را دردست گرفته بود، فریاد برآورد: امروز روز انتقام است. پیامبر (ص) بلافاصله فرمان داد بگویید؛ امروز روز رحمت و عفو وگذشت است و تمام شما آزادید. مشرکان مکه زمانی که این رفتار را دیدند و به خوبی احساس کردند که پیامبر (ص) در صدد تحمیل اندیشه های توحیدی برآنان نیست و به آنها آزادی داده است تا با انتخابی آگاهانه به آیین توحیدی ابراهیم بپیوندند، گروه گروه به اسلام ایمان آوردند و دست از پرستش بتان بی جانی که هیچ گاه قدرت دفاعی از خود نداشتند برداشتند و به خدای واحد و یگانه که علم و حکمتش بی پایان و قدرت واراده اش شکست ناپذیر است، ایمان آوردند. (کامل ابن اثیر، ج2)
باوجود این الگوهای روشنگر و انکار ناپذیر اسلامی، کمتر کسی می تواند ادعا کند که اسلام بزور شمشیر پیشرفته است. امروز نیز تکفیری ها و داعشی های مزدور که افکارشان ریشه در آموزه های استعماری وهابیت دارد، نمی توانند بگویند که از سیره پیامبر (ص) تبعیت می کنند.
بی تردید هدف استکبار جهانی از جریان سازی ها، اختلاف افکنی ها و خونریزی ها مخدوش کردن چهره درخشان اسلام راستین است. ولی آنان باید بدانند که دوران جنگ های صلیبی به پایان رسیده است و نور الهی اسلام هر لحظه فروزان تر شده وفروغ آن روبه گسترش است. 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید