این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 31 حمل 1395 17:35

محمد، خورشید فروزان هدایت(3)

 

 

 

در برنامه گذشته در زمینه سیره توحیدی پیامبر (ص) تحلیل کوتاهی را ارائه نمودیم و اصالت و فطری بودن اندیشه پاک توحیدی را، با بازگشت مشرکان عصر ابراهیم (ع) و دوران پیامبر اسلام (ص) به باور راستین توحیدی نشان دادیم. ولی برای آن که نهال استوار و ماندگار توحید همچنان بارور بماند، باید از آن حراست شود، و با آفت هایی که می توانند به آن آسیب برسانند، مبارزه گردد. یکی از بزرگ ترین این آفات، اندیشه های شرک آمیز است، که به اشکال مختلف در طول تاریخ ظهور و بروز داشته و دارد. برای آن که معنای شرک روشن شود، لازمست مفهوم توحید و اعتقاد به یگانگی خدا را بدانیم. در بن مایه اعتقاد به توحید، دو عنصر نفی و اثبات وجود دارد که لازم و ملزوم یکدیگرند. انسان موحد و یکتاپرست، در بعد اثباتی اندیشه توحیدی خود می پذیرد که درسراسر جهان هستی تنها یک خدا وجود دارد، که تدبیر و حاکمیت جان در دست توانای اوست. غیر از او خالق و معبودی نیست. قوانین جهان آفرینش و ادیان آسمانی فقط توسط او تدوین می گردد. تنها اراده اوست که سرنوشت نهایی انسان و جهان را رقم می زند، و بازگشت تمام موجودات در جهان دیگر به سوی اوست. هر گونه اندیشه ای بر خلاف این تفکر، شرک محسوب شده، و باید انسان موحد به نفی آن بپردازد. به عبارت دیگر، هر گونه اعتقادی از سوی هر مذهبی و مسلکی، که با اعتقاد به یگانگی خدای جهان در تضاد باشد، شرک محسوب می شود. با چنین نگرشی است که حضرت ابراهیم (ع) به عنوان اسوه و الگوی یکتاپرستی، با نفی راه و رسم مشرکان عصر خود، خطاب به آنان، با قاطعیت می گوید: " .... همانا ما از شما و آنچه غیر خدا می پرستید بیزاری می جوییم و (به راه و رسم شرک آمیز) شما کفر می ورزیم. میان ما و شما دشمنی و خشم و نفرت برای همیشه آشکار شده است، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان آورید . "(ممتحنه: 4)

رسول گرامی اسلام (ص)، در تداوم بخشیدن به راه حضرت ابراهیم (ع)، به مبارزه با اندیشه های شرک آمیز بر خاست و به فرمان الهی با صراحت اعلام کرد:
" ... همانا به من فرمان داده شده، که تنها خدا را بپرستم و به او شرکت نورزم شما را به سوی او را می خوانم و بازگشتم به سوی اوست." (رعد: 36)
اما علیرغم تمام تلاش ها و هدایت های پیامبر (ص)، مشرکان مکه نه تنها حاضر به پذیرش خدای یگانه، به عنوان تنها معبود هستی نشدند، بلکه همچنان بر روی اعتقادات شرک آمیز خود پافشاری نمودند، و با انواع و اقسام توطئه ها و جنگ افروزی ها به مخالفت با پیامبر برخاستند.متاسفانه، نه تنها بت پرستان در پرتگاه شرک سقوط کردند، بلکه برخی پیروان ادیان آسمانی نیز .... از آئین یکتاپرستی پیامبران الهی خود، منحرف شده، و در دام اعتقاداتی شرک آمیز گرفتار شدند. پیروان آئین زرتشت در دوران ایران باستان، بر این باور بودند که جهان به دو بخش خیر و شر و یا نور و ظلمت قابل تقسیم است، بر این اساس خدای خیر و نور را "یزدان" و خدای شر و ظلمت را "اهریمن" نام نهادند. خدای بزرگ در ابطال این عقیده، به پیامبر (ص) ماموریت می دهد که "بگو خدا خالق تمام چیزها و پدیده هاست و او خدای یگانه است که تمام جهان مقهور اراده اوست."( رعد: 16) بنابراین خالق هستی، خدای یگانه است، خدایی که مظهر تمام نمای خیر و خوبی هاست، و هر چه شر و ظلمت است به دست و اراده انسان ها شکل می گیرد. هر چه تاریکی و بدی است از ساحت قدس الهی به دور است. 

پیروان آئین دیگری که در مقطعی از زمان از مسیر توحید و یکتاپرستی انحراف پیدا کردند بنی اسرائیل بودند. زمانی که حضرت موسی (ع) برای راز و نیاز و دریافت الواح آسمانی کتاب تورات در کوه طور بسر می برد، یکی از یاران نزدیک او به نام سامری، با وسوسه های شیطانی، با برداشتن مشتی خاک از جای پای اسب جبرائیل، اقدام به ساختن پیکر گوساله ای نمود، و آن را آراست و گفت: "این خدای شما و خدای موسی است". (طه: 88) به طوری که هفتاد هزار نفر از بنی اسرائیل، تحت تاثیر جوسازی های سامری قرار گرفته، در برابر گوساله به سجده افتادند، و آن را پرستش کردند. (المیزان ج 12 به نقل از تفسیر قمی) 
حضرت موسی (ع) پس از بازگشت از کوه طور با کمال تعجب و در حالی که بشدت از این باور خشمگین بود، گوساله سامری را به آتش کشید و خاکستر آن را در دریا پاشید تا هیچ اثری از آن باقی نماند، آنگاه اعلام کرد: "خدای شما، فقط خدای یکتا است، که جز او خدایی نیست .... ". (طه: 97-96) از این گذشته گروهی از بنی اسرائیل اندیشه شرک آمیز دیگری را مطرح کردند و عُزَیر را که نجات بخش قوم یهود می دانستند، "پسر خدا" معرفی کردند. قرآن این سخن را، همانند گفتار کفر پیشگان دانسته، و گذشته از نفرین الهی، در نفی این دیدگاه انحرافی می فرماید: "( اینان) چگونه دروغ می گویند". (توبه: 30 )

متاسفانه این گرایش های شرک آمیز، به برخی از طرفداران آئین مسیحیت کشیده شد و با سقوط در پرتگاه نگرش های غلو آمیز، در دام اعتقاد به تثلیث گرفتار آمدند. روشن ترین معرف این واقعیت، نظر مولف قاموس کتاب مقدس "مستر هاکس آمریکایی" است که می گوید: "طبیعت خدایی" از سه اقنوم (اصل) متساوی الجوهر می باشد؛ یعنی خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس. خدای پدر خالق تمام جهان آفرینش است بواسطه پسر "فادی" و روح القدس پاک کننده می باشد و لکن باید دانست که این هر سه اقنوم را یک مرتبه و عمل است. (قاموس کتاب مقدس: 344 )
قران کریم، این دیدگاه شرک آمیز را به شدت نفی نموده و می فرماید:
" آنان که گفتند خداوند سومین سه (خدا) ست، کافر شدند. و حال آن که هیچ خدایی جز خدای یکتا نیست، و اگر از آن چه می گویند دست بر ندارند. بی تردید عذاب دردناکی به کسانی که از آنها کفر ورزیدند، خواهد رسید."(مائده: 73)
در جای دیگر می فرماید: " .... نگویید خداوند سه تاست، اگر از آن دست بردارید، برای شما بهتر است. همانا خداوند، خدای یگانه است، و پاک و منزه است از این که برای او فرزندی باشد .... "(نساء: 171)

بدین سان گذشته از بت پرستان برخی از طرفداران هر سه آئین زرتشت، یهودیت و مسیحیت، با انحراف شرک آمیزی که پیدا نمودند، از ذات یگانه الهی دور شدند، و بر خلاف سیره تمام پیامبران آسمانی که جامعه بشری را به سوی خدای یگانه هستی دعوت می کردند، به سوی خدایان متعددی که مبنای عقلی و منطقی نداشت سوق یافتند، و بجای پرستش تنها معبود جهان، سر بر آستان معبودان ساختگی فرود آوردند. در حالی که اساس دعوت انبیاء، دعوت به سوی خدای یگانه ای بود، که ریشه در فطرت توحیدی تمام انسان ها داشته و دارد، و رسالت آخرین پیامبر و سفیر آسمانی پایان دادن به تمام انحرافات شرک آمیزی بود که جامعه بشری و پیروان ادیان ابراهیمی را از راه مستقیم الهی و مشترک توحیدی دور ساخته بود. به همین دلیل خدای بزرگ و یکتا به رسول گرامی اسلام (ص) دستور می دهد که "بگو: ای اهل کتاب بیایید از کلمه و سخنی که میان ما و شما یکسان و مشترک است پیروی کنیم، غیر از خدای یکتا را نپرستیم، و هیچ چیز را با او شریک قرار ندهیم و برخی بعضی را بجای خدا، به ربوبیت برنگزینیم و انتخاب نکنیم. پس اگر از این دعوت (به حق و منطقی) رو گرداندند؛ بگویید: شما گواه باشید که ما همانا تسلیم خداوند(یکتا) هستیم"(آل عمران-64)

بر این اساس قرآن نه تنها از مسلمانان بلکه از اهل کتاب هم می خواهد، دست از اندیشه های شرک آمیز بردارند و به خدای واحد، که فصل مشترک تمام ادیان آسمانی است، ایمان آورند. قرآن کریم تأکید می کند که نباید کسی را که یکی از افراد انسان و همنوع ماست، به عنوان اله شناخت همچنین نباید دانشمندان و علمای دینی را که از موقعیت خود سوء استفاده می کنند و حلال و حرام خدا را به دلخواه خویش تغییر می دهند به رسمیت شناخت، و از آنها اطاعت و پیروی کرد.
در حقیقت اسلام بردگی و استعمار فکری و تقلید کورکورانه را هم یک نوع "عبودیت و پرستش" می داند و باهمان شدتی که با شرک و بت پرستی مبارزه می کند، با استعمار فکری، که شبیه بت پرستی است مبارزه می نماید.

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید