این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 31 حمل 1395 18:29

محمد، خورشید فروزان هدایت(5)

 

 

 

در برنامه های گذشته درباره سیره اعتقادی پیامبر (ص) مبنی بردعوت به توحید و نفی دیدگاهها و گرایش های شرک آمیز نکاتی را مطرح نمودیم. و یاد آوری نمودیم که هر گونه اندیشه وعملی که با اعتقاد به خدای یگانه مغایرت داشته باشد در فرهنگ قرآن شرک محسوب می شود. ازاین گذشته، به این مقوله اساسی پرداختیم که سیره پیامبر (ص) دعوت بسوی خدا بر مبنای بصیرت و آگاهی بود، نه پذیرش و پیروی کورکورانه، که هر انسان خردمندی آن را نفی می کند. آنگاه به تبیین دستاوردهای فردی و اجتماعی توحید پرداخته و در نهایت ابعاد توحید نظری و عملی را مورد بررسی قرار دادیم. در این برنامه می خواهیم اصل نبوت را که خاستگاه آن همان اعتقاد به توحید می باشد مطرح نماییم. به عبارت گویاتر کسانی که اعتقاد عمیق و اساسی به اصل خدا باوری دارند بدون تردید به رسالت انبیاء و اصالت وحی، ایمانی خلل ناپذیر دارند. آنان به یقین می دانند خدا پیامبران را برانگیخت تاپیام های وحی الهی را به جامعه بشری ابلاغ کنند. با ما همراه باشید.

بدون شک هر رهبری که بخواهد تحولی در جامعه ایجاد کند در آغاز باید این تحول در درون و اعماق وجود او شکل بگیرد تا بتواند در عمل تحول آفرین باشد. خدای بزرگ برای آن که پایبندی عملی رسول خدا (ص ) را به پیام های ملکوتی وحی نشان دهد این گونه سخن می گوید: بگو من تنها از آن چه از سوی پروردگارم به من وحی می شود پیروی می کنم. (اعراف: 203)


سوال اساسی و مهمی که همواره در ذهن انسانها خطور می کند این است که هدف از رسالت انبیاء الهی چیست ؟
پاسخی که بدین پرسش می توان داد آن است که انسان ها گذشته از حیات مادی و فیزیکی دارای حیات معنوی وانسانی هستند و اگر انسان به این بعد از زندگی روی آورد، جامعه با امنیت، دوستی، عدالت و صلح عجین می شود. در عصر جاهلیت پیش از اسلام، فساد و تباهی، جنگ وخون ریزی، جهل و ناآگاهی، فقر و فلاکت، شرک و بت پرستی در تمام زوایای جامعه به وضوح دیده می شد و هیچ نشانی از حیات انسانی در آن وجود نداشت. رسول گرامی اسلام (ص) درچنین هنگامه و فضایی به تجدید حیات اخلاقی و انسانی جامعه پرداخت تا با تغییر نگرش ها، در گرایش های جامعه تحولی بنیادین ایجاد کند و آنان را از باتلاق مادیت گرایی نجات دهد و روح حیات معنوی را در پیکر بی جان آنان بدمد. قرآن در این راستا می فرماید: "ای کسانی که ایمان آوردید به دعوت خدا و پیامبرش زمانی که شما را فرا می خوانند پاسخ دهید تا زنده شوید.(انفال: 24)


گام مهم دیگری که پیامبر (ص) برای تجدید حیات جامعه برداشت، اقدام به تزکیه جان ها بود. زیرا زمانی که روح انسان ها از زنگارهای شرک و کفر و نفاق پاک شود و آلودگی ها و انحطاط اخلاقی و انسانی از وجود او زدوده گردد، زمینه رشد و بالندگی جامعه فراهم می شود. چنین اقدام تحول آفرینی در فرهنگ اسلامی، تزکیه نامیده می شود. ولی لازمه تداوم این تحول آن است که انسان ها به آگاهی های عمیق و حکمت آموز دست پیدا کنند تا در پرتو آن قدر حیات معنوی و ارزش های بلند اخلاقی و انسانی را بدانند و بار دیگر به انحطاط کشیده نشوند. قرآن کریم در ترسیم سیره رسول گرامی اسلام (ص) دراین زمینه می فرماید:
"به راستی خدا بر مومنان منت نهاد آن گاه که در میانشان پیامبری را از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد. در حالی که بی تردید در گمراهی آشکاری بودند ." (آل عمران: 164)


رسول اکرم (ص) برای آن که نشان دهد راهی را که او به فرمان الهی انتخاب کرد راه انبیاء گذشته است و همان اهدافی را پی می گیرد که آنان در پیش گرفتند، به تصدیق رسالت و کتب آسمانی آنها می پردازد و از پیروان خود می خواهد که به پیامبران گذشته و کتاب های نازل شده بر آنان ایمان آورند و میان آنان تفاوتی قائل نشوند. در حقیقت این مقوله یکی از ویژگی های برجسته و خاص مسلمانان است که بدون هیچ گونه تعصبی به پیامبران ادیان آسمانی همانند حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی و عیسی (ع) و کتب آسمانی آنان ایمان دارند، هرچند نقدهای آگاهانه ای نسبت به تحریفات صورت گرفته در تورات و انجیل ارائه می دهند، ولی هیچگاه به ساحت مقدس انبیاء اهانت روا نمی دارند. در حالی که نه تنها نشانی از این دیدگاه در میان برخی از پیروان آیین یهودیت و مسیحیت دیده نمی شود بلکه مسلمانان در طول تاریخ شاهد جسارت های فراوانی به ساخت مقدس قرآن و پیامبر اسلام (ص) بوده و هستند. 
نکته جالب توجه آن است که خدای بزرگ می فرماید، ما پیشاپیش از پیامبران گذشته و امت های آنان عهد و پیمان گرفته بودیم که وقتی پیامبر اسلام (ص) بعثت خود را آغاز می کند به او ایمان آورند و یاریش نمایند. و آنان این میثاق را پذیرفتند و به آن گواهی دادند.(نقل به مضمون:آل عمران: 81)


بزرگترین و محکم ترین تضمینی که می تواند پیروان تمام ادیان و جامعه بشری را به تعهدات اعتقادی، اخلاقی و فردی و اجتماعی آنان پایبند نگه دارد، اعتقاد به اصل معاد است. این اصل نیز از اصول مشترک پیامبران بود. اگر انسان ها این واقعیت را بپذیرند که پس از مرگ جهان دیگری وجود دارد و در دادگاه عدل الهی، همه باید پاسخگوی تمام رفتارهای پنهان و آشکار خود باشند، بدون تردید دقت نظر بیشتری در اعمال خود نشان می دهند. عده ای به غلط تصور می کنند مرگ نقطه پایان زندگی است درحالی که مرگ ادامه زندگی دنیوی است. انسان با مرگ نابود نمی شود بلکه حیات جدیدی را آغاز می کند. عدل الهی ایجاب می کند که قیامتی در کار باشد چون این جهان با تمام محدودیت هایی که دارد نمی تواند جایگاه مناسبی برای پاداش و کیفر حقیقی نیکو کاران و ستم پیشگان باشد. 


در دنیا امکان گریز از کیفر اعمال وجود دارد و انسان می تواند با ترفند و زد و بندهای گوناگون و یا به دلیل داشتن موقعیت های برجسته، از چنگال عدالت بگریزد ولی در فردای قیامت که همه در پیشگاه الهی حضور می یابند، به فرمان الهی زمان و مکان و اعضا و جوارح انسان، زبان به سخن باز می کنند و علیه انسان شهادت می دهند. اگر انسان دارای چنین چشم انداز و اعتقادی باشد، به راحتی دست به ارتکاب گناه نمی زند و حقوق دیگران را پایمال نمی کند و برای چند صباحی زندگی کردن، تمام ارزش های الهی انسانی را نادیده نمی گیرد. از همین رو، رسول گرامی اسلام همچون سایر انبیاء الهی، از سویی جامعه بشری را به اصل خدا باوری فرا خواندند و از سوی دیگر اعتقاد به معاد را اصلی انکار ناپذیر و منطقی و اصولی معرفی کردند تا انسان یقین پیدا نماید که اگر در این جهان خدا را فراموش کند، ولی باید بداند که در آن جهان در برابر انحراف ها و کژی ها، کیفر سختی در پیش رو دارد و در مقابل نیکی ها آینده درخشان و آرام بخشی در انتظار اوست./

رسول گرامی اسلام (ص) برای آن که نشان دهد در فردای قیامت رابطه های خویشاوندی، نژادی، قومی و هر گونه نسبت دیگر جایگاهی ندارند و فقط اعمال ما نجات بخش ما خواهد بود، پس از فتح مکه بر فراز تپه صفا رفت و بانگ برآورد: ای پسران هاشم / ای پسران عبدالمطلب، "من فرستاده خدا به سوی شما هستم و دلسوز شما می باشم نگویید محمد از ما است، به خدا دوستان من از میان شما تنها پرهیزکاران می باشند و بس. مبادا فردای قیامت در حالی وارد صحرای محشر شوید که فقط محصولی از دستاوردهای دنیایی را به همراه داشته باشید و دیگران ذخیره های آخرتی را. آگاه باشید هیچ بهانه و عذری میان خود و شما و یا بین شما و خدا باقی نگذاشتم و برای من و شما تنها چیزی که نجات بخش است اعمال ماخواهد بود." (بحار - ج 21 ص 111)


پیامبر عالی قدر اسلام (ص) در اواخر عمر مبارک خود شبی تنها از خانه بیرون آمدند وبه بقیع، گورستان عمومی مدینه رفتند و برای درگذشتگان طلب آمرزش کردند. فردای آن روز به اصحاب و یاران خود فرمودند: جبرئیل هر سال یکبار قرآن را بر من عرضه می کرد ولی امسال دوبار آن را عرضه نمود و فکر می کنم این بدان جهت است که مرگ من نزدیک است. روز بعد برفراز منبر رفتند و اعلام کردند که هنگام مرگ من فرا رسیده است پس هرکس که به او وعده ای داده ام بیاید تا انجام دهم و هرکس از من طلبی دارد بیاید تا ادا کنم / آنگاه به سخنان خود اینگونه ادامه دادند: ای مردم، میان هیچ کس و خداوند، خویشاوندی و یا چیزی که خیری به او برساند و یا شری را از او دفع کند وجودندارد، غیر از اعمالی که انجام داده است. همانا کسی ادعا نکند، آرزو نداشته باشد و گمان نکند که غیر از عمل او چیزی به حال او سود می بخشد. سوگند به کسی که مرا برسالت برگزید، کسی نجات نمی یابد مگر با اعمال توام و همراه با فضل و رحمت پروردگار / من نیز اگر عصیان و نافرمانی کنم و مخالف امر الهی رفتار نمایم سقوط می کنم خدایا شاهد باش که رسالت خود را ابلاغ کردم.(شرح ابن ابی الحدید، چاپ بیروت - ج 2 - ص 863)

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید