این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
یکشنبه, 05 ثور 1395 15:16

محمد، خورشید فروزان هدایت (6)

 

 

 

هم چنانکه در برنامه های گذشته یاد آوری نمودیم، بر مبنای جهان بینی توحیدی، گذشته از آن که حق حاکمیت، قانونگذاری، ربوبیت، خالقیت و تمام شئون دیگر، اختصاص به خدای یگانه هستی دارد، مقام عبودیت نیز، باید در انحصار ذات اقدس الهی باشد. به عبارت دیگر، در فرهنگ توحیدی اسلام و بر مبنای اصول و آموزه های حضرت محمد (ص) همه باید سر بر آستان بندگی خالق یکتا بسایند، و از پرستش معبود های ساختگی در تمام اشکال آن، به شدت و با قاطعیت دوری جویند. جایگاه رفیع این اندیشه را می توان از این کلام گویای الهی دریافت که می گوید: "من جن و انس را نیافریدم، مگر برای این که مرا بندگی نمایند".(ذاریات: 56)


دعوت به بندگی خاص الهی، اختصاص به رسول گرامی اسلام (ص) نداشت، بلکه تمام پیامبران وظیفه داشتند با پرستش بت های قدرت، ثروت، شهوت و تمام بت های دیگر مانند هوی پرستی و شیطان پرستی مبارزه نمایند و از بیراهه رفتن انسانها، با تمام توان و با بکارگیری روش های استدلالی روشنگرانه جلوگیری نمایند، قرآن مجید، در زمینه تبیین این رسالت بنیادی این گونه سخن می گوید: "ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر این که به او وحی کردیم، همانا غیر از خدای یگانه خیالی نیست و تنها بندگی مرا بجا آورید." (انبیا : 25)


پیامبران الهی برای تحقق این ماموریت، و ایجاد فضایی آکنده از بندگی، نه تنها با بندگی عارفانه و صادقانه خود در پیشگاه خداوندی، گوی سبقت را از همه می ربودند، بلکه بدان افتخار می کردند، و تنها راه عروج به مقامات ملکوتی را، بندگی خالصانه پروردگار جهان می دانستند. 
عطاء ابن ابی ریاح، یکی از صحابی رسول خدا (ص) نقل می کند: روزی نزد عایشه رفتم از او پرسیدم: شگفت انگیز ترین کاری که در دوران زندگیت از پیامبر دیدی چه بود؟ او پاسخ داد: کار رسول خدا (ص) همه اش حیرت بر انگیز بود. ولی از همه عجیب تر این که شبی از شب ها که آن حضرت در منزل من بود، به استراحت پرداخت ولی هنوز آرام نگرفته بود که از جا برخاست، وضو گرفت، لباس پوشیده و به نماز ایستاد و آن قدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش از اشک چشم تر شد. سپس سر به سجده نهاد و بسیار گریست ... و هم چنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. در این هنگام بانگ ملکوتی اذان صبح در فضا طنین انداز شد. بلال به محض دیدن رسول خدا (ص) سوال کرد چرا چنین گریانید؟ شما که مشمول لطف خاص الهی هستید؟ حضرت فرمود: افلا کون لله عبدا... شکورا. "آیا نباید بنده شکرگزار خداوند باشم"؟ (تفسیر ابوالفتوح رازی )


بدون تردید، راز و رمز تقرب اولیاء الهی بویژه پیامبران، در درگاه خداوند، پای بندی آنان به اصل بندگی بود. آنها در برابر ذات اقدس الهی، اختیاری برای خود قائل نبودند و در برابر تمام اوامر و نواهی الهی، با کمال صداقت و در نهایت خلوص سر تسلیم فرود می آوردند. پیآمبران به پیروان راستین خود آموخته بودند مهمترین نشانه بندگی، خضوع و خشوع در برابر احکام حکیمانه خداوند است و باید در اجرای آن نهایت کوشش را به کار برد. خدای بزرگ برای آن که مراتب بندگی خالصانه رسول خدا (ص) را مطرح سازد به او اینگونه وحی می کند: "بگو! به من فرمان داده شده که دین و بندگی خالصانه را برای او بجا آورم و مامورم که نخستین کسی باشم که در برابر خدا سر تسلیم فرود آورم." (زمر: 12-11)


زمانی که انسان خدای عزوجل را اطاعت نماید و خالصانه عبادتش نماید، بر نفس خویش بینش نافذی حاصل می کند، بر اندیشه های خود مسلط می شود و نیروی خیال خود را تحت فرمان عقل در می آورد و دچار غرور و انحراف از حق نمی شود. همچنین، یکی از دستاوردهای برجسته بندگی کامل پروردگار، این است که خداوند دریچه هایی از حقایق هستی را بر روی بنده خود می گشاید و در نتیجه او جهان طبیعت را پشت سر نهاده، با کنار زدن حجاب های ظلمانی و نورانی، تا حدی اوج می گیرد که حتی فرشتگان مقرب الهی هم، امکان راه یافتن به آن جایگاه رفیع را پیدا نمی کنند. آینه تمام نمای این حقیقت را باید در معراج ملکوتی عبد صالح الهی، یعنی رسول خدا (ص) جستجو نمود که خدای بزرگ در توصیف آن اینگونه داد سخن داده است:
"پاک ومنزه است آن (خدایی) که شبی بنده اش (محمد ص) را از مسجد الحرام ( مکه) به مسجد الاقصی (بیت المقدس) که اطراف آن را برکت داده ایم. سیر و حرکت داد تا (بخشی) از نشانه های (عظمت و قدرت) خود را به او نشان دهیم ..... ".(اسراء :1)


در معراج و سیر آسمانی پیامبر(ص)، خدای بزرگ پرده از دیدگان او برداشت و حقایقی از جهان بیکران هستی را بدو نشان داد که در وهم و خیالی هیچ انسانی نمی گنجد. البته برای کسانی که افق دیدشان از محدوده دنیای مادی فراتر نمی رود، پذیرش این گونه حقایق برایشان سخت و دشوار است، تا جایی که ممکن است به انکار آن بپردازند. خدای بزرگ و حکیم برای آن که بر روی چنین نگاهی خط بطلان بکشد، این گونه می فرماید:
"چشم او خطا نرفت و لغزش نکرد. بی تردید او برخی از نشانه ها و آیات بزرگ پروردگارش را دید." (نجم: 18-17)


در یک نگاه عمیق و اساسی، به این حقیقت پی می بریم که یکی از دلایل برگزیدن پیامبران الهی خلوص و بندگی آنان بود. ارزش دست یافتن به مقام والای بندگی به اندازه ای است که می توان گفت محبوبیت و خشوع پیامبران در درگاه الهی، بر مقام نبوت آنان تقدم و پیشی داشت. در اثبات این مقوله، می توان به ماجرای حضرت عیسی (ع) در گهواره اشاره نمود، که برای دفاع از پاکدامنی حضرت مریم (س) به امر الهی، وقتی به سخن آمد و خواست خود رامعرفی کند، این گونه بیان کرد: "همانا من بنده خدا هستم که به من کتاب (انجیل) عطا کرد، و مرا پیامبرقرار داد." (مریم: 30)
در این آیه، حضرت عیسی (ع) ابتدا به بندگی خود اعتراف می کند و سپس خود را صاحب کتاب آسمانی و پیامبر معرفی می کند. قران کریم بر همین اساس، زمانی که می خواهد ویژگی برجسته رسول خدا (ص) را معرفی کند، در آغاز به مقام بلند بندگی آن حضرت اشاره می کند، و آنگاه می فرماید: "پس به بنده خود آن چه باید وحی کند، وحی کرد". (نجم:10)
از این گذشته، زمانی که خداوند می خواهد از نزول قرآن بر قلب پاک رسول خدا (ص) سخن به میان آورد، باز هم بندگی او را مطرح می سازد و می فرماید: "حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که کتاب (آسمانی قرآن) را بر بنده خود نازل کرد و هیچ گونه انحراف و کژی در آن قرار نداد." کهف: 1)


هر چند پیامبران در مسیر عبودیت و بندگی پروردگار پیشگام بوند، و تبلور عینی و عملی بارز و برجسته ای در این زمینه به شمار می رفتند، ولی تمام آنان از سوی پروردگار ماموریت داشتند فرهنگ عبودیت الهی را در جامعه عصر خویش پایه گذاری نمایند و مردم را به سوی بندگی و پرستش خدای بزرگ فرا بخوانند. مردم می بایست از عبودیت تمام معبودهای ساختگی و دروغین قدرت های بزرگ زمان خود دور شوند تا با اتصال به عزیزِ مطلق و قدرت بی نهایت، به عزّت و کرامت حقیقی دست یابند. قرآن در این باره این گونه سخن می گوید:
"به تحقیق در میان هر امتی (و مردم هر عصری) پیامبری را بر انگیختم، تا این که آنان را به سوی بندگی خود فرا بخوانند، و از پذیرش حاکمیت های طغیانگر (و متجاوز) دور نمایند .... ."(نحل: 36 )


رسول گرامی اسلام (ص) در تداوم راه انبیاء و همسو با آنان، در همین مسیر گام برداشت، و نه تنها خود الگو و اسوه بندگی بود. بلکه از پیروان راستین خود می خواست برای عروج به مقامات بلند معنوی و ملکوتی و رهایی از حاکمیت های شرک آمیز و تمام معبودهای دیگر تنها سر بر آستانه عبودیت پروردگار جهان بسایند. خدای بزرگ برای آن که نشان دهد، خواست انبیا و فرا خوانی آنان جنبه فردی و خصوصی نداشته، و رسالت آنان برخاسته از فرمان الهی بوده است، می فرماید:
"به درستی که من خداوند (یکتایی) هستم؛ که غیر از من خدایی وجود ندارد، پس بنده من باش و فقط مرا پرستش کن."(طه:14)
مسلمانان راستین و یکتاپرستان حقیقی، برای آن که به ندای پروردگارشان پاسخ دهند، در تمام نماز های روزانه خود ندا در می دهند:
ایاک نعبد و ایاک نستعین" فقط تو را می پرستیم، و بندگی تو را بجا می آوریم و تنها از تو کمک و یاری می طلبیم. " (فاتحه: 5)

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید