این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 14 ثور 1395 17:20

محمد(ص ) خورشید فروزان هدایت (11)

 

 

 

 یکی از اهداف بنیادین و زیر بنایی پیامبران الهی، تحول فرهنگی و اجتماعی، یا انقلاب در این دو زمینه بود. رسول گرامی اسلام (ص) نیز در راستای رسالت تمام انبیاء سر لوحه برنامه های خود را، انقلاب فرهنگی و اجتماعی قرار داد. در ادامه با اقدامات حضرت محمد(ص) در این زمینه آشنا می شویم.

 

یکی از اهداف بنیادین و زیر بنایی پیامبران الهی، تحول فرهنگی و اجتماعی، یا انقلاب در این دو زمینه بود. آنان با یک برنامه ریزی مشخص و هدفمند، با تمام توان کوشیدند ضد ارزش های حاکم در جامعه عصر خویش را نفی کنند و ارزش هایی را استقرار ببخشند که مبتنی بر آرمان های اخلاقی و انسانی برخاسته از اندیشه های توحید می باشد. رسول گرامی اسلام (ص) نیز در راستای رسالت تمام انبیاء در همین مسیر گام برداشت، و سر لوحه برنامه های خود را، انقلاب فرهنگی و اجتماعی قرار داد. اهمیت این حرکت سرنوشت ساز زمانی روشن می شود که با فرهنگ عصر جاهلیت آشنا شویم، آن گاه طرح جامع و نوینی که پیامبر اسلام بر جامعه صدر اسلام، و تمام زوایای رفتارهای فردی و اجتماعی حاکم ساخت، آشکار می گردد. 

قرآن در یک نگاه کلی، مقوله گمراهی، سرگردانی و به بیراهه رفتن های دوران جاهلیت را مطرح ساخته و می فرماید: "بطور قطع و یقین، همه در ورطه گمراهی آشکاری فرو رفته بودند." (جمعه / 2 و آل عمران 164) 
در فراز دیگری، از شرایط خطرناک مردم عصر جاهلیت ، اینگونه سخن می گوید: 
"و شما در لبه پرتگاه (یک زندگی) جهنمی بودید، و (خداوند) شما را از سقوط در آن نجات بخشید." (آل عمران / 103)
قران برای شفاف سازی، به مصداق ها و نمونه هایی از انحراف ها و کژی های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و ... آن عصر می پردازد. در بعد اعتقادی، دور شدن از فطرت اصیل و بنیادی توحید را مطرح ساخته و حدس و گمان های بی پایه و اساس آنان را زیر سوال برده ومی فرماید:
"گمان های نادرست و ناحقی در عصر جاهلیت نسبت به خدا روا می داشتند ... ." (آل عمران / 154)


مشرکان مکه، برای انحراف افکار عمومی، تثبیت قدرت و حفظ منافع خود، بت های بی جان و فاقد شعور را ساخته و پرداخته، تا با سرگرم ساختن آن به غارت و چپاول ثروت های ملی و مردمی بپردازند. آنها در توجیه حرکت انحرافی خود گفتند: "ما بتان را نمی پرستیم، مگر آن که ما را به درگاه خداوند نزدیک سازد." (زمر – 3)
متاسفانه دامنه این دیدگاه کژ و ضد توحیدی تا بدان جا امتداد یافت که در نهایت به انحطاط اخلاقی کشانده شد، و در یک اقدام غیر قابل تصور، با شکستن قداست کعبه، در حالی که زن و مرد، هیچ پوششی نداشتند، مشغول طواف و گردیدن به دور خانه خدا می شدند، و کف زنان و سوت کشان به گرد 360 بت، که مشهورترین آنها لات و عزی و منات بودند، اعمال عبادی و پرستش خود را به جای می آوردند.( انفال / 35 تفسیر نمونه 7ج ، ص 157)


پس از فتح شکوهمند و تاریخی مکه، که بدون جنگ و خونریزی صورت گرفت، پیامبر اسلام با اقتدار فراوان، وارد خانه کعبه گردید و با فروریختن بت ها، طومار بت پرستی عصر جاهلیت را در هم پیچید و به بلال حبشی فرمان داد بانگ ملکوتی اذان توحیدی را در فضای مکه طنین انداز کند. در این لحظه ملکوتی رسول خدا (ص) این آیه را زمزمه کرد:
"بگو حق آمده و باطل رفت، همانا باطل نابود شدنی است." (اسرائ -81)
در حالی که نفس ها در سینه ها حبس و آرامش و سکوت همه جا را فرا گرفته بود. پیامبر (ص) فرمان عفو عمومی را صادر کرد و برای مبارزه و نفی آداب و سنن عصر جاهلیت، سخنان مبسوطی را ایراد کرد و تحولی عمیق در جامعه پدید آورد. 


تفاخر به فامیل و خانواده و قبیله، از چالش های ریشه دار جامعه عرب بشمار می رفت، و بزرگ ترین افتخار برای هر یک از آنان این بود که رئیس و یا وابسته به قبیله ای سرشناس مانند قریش باشد. آن حضرت برای ریشه کن ساختن این اصل بی پایه و اساس فرمود:
"ای مردم! خداوند د ر پرتو اسلام، افتخارات موهوم دوران جاهلیت و مباهات به اجداد و نیاکان را از میان شما برداشت، همگی از آدم به وجود آمده اید، و او از گل آفریده شده اید. بهترین مردم کسی است که از گناه دوری کند، و خود را به زیور تقوا و پاکی آراسته سازد."
یکی دیگر از شاخص های عصر جاهلیت، تبعیض های ظالمانه نژادی بود. بر این پایه و اساس، امتیازات فراوان فردی و اجتماعی به طبقه اشراف داده می شد، نظام ارباب و بردگی بر پا شده بود، گروهی حاکم و دسته ای همواره محکوم به فقر و تسلیم بودن در برابر مظاهر قدرت وثروت بودند. رسول خدا (ص) این دیدگاه انحرافی را به شدت محکوم نموده و فرمود:
"تمام مردم، در روزگار گذشته و زمان حال (و برای همیشه) مانند دندانه های شانه مساوی و برابرند و عرب بر عجم، و سرخ بر سیاه برتری ندارد. ملاک فضیلت و برتری، برخورداری از تقوا و پرهیز کاری است."


جنگ و خونریزی و قتل و غارت، از چالش های مهم دیگر عصر جاهلیت بود. آنان با کوچک ترین بهانه ای آتش جنگ را شعله ور می ساختند و صدها انسان بی گناه را بخاک و خون می کشیدند. رسول گرامی اسلام برای برون رفت از این فضا، از مردم و تمام قبائل عرب خواست، از خون هایی که در عصر جاهلیت ریخته شده صرف نظر کنند، و تمام پرونده ها را مختومه اعلام نمایند تا نظم و آرامش و امنیت به جامعه برگردد، و در پرتو قانون هدفمند قصاص، از هرگونه هرج و مرج جلوگیری شود. اعلام فرمود: 
"من تمام دعاوی مربوط به جان و مال و همه افتخارات موهوم و پوچ گذشته را زیر دو پای خود قرار می دهم و تمام آن ها را بی اساس اعلام می نمایم".


یکی از راهبردهای کلیدی پیامبر برای پایان دادن به تمام بحران های فرهنگی و اجتماعی و ایجاد یک انقلاب بنیادین، پیوند برادری و اخوت اسلامی بود، پیوندی که به اوج روابط انسانی و اخلاقی منتهی شد، به گونه ای که در تمام فراز و فرودهای زندگی، آنان در کنار هم، و در غم ها و شادی ها شریک یکدیگر بودند. رسول خدا (ص) برای تحکیم هر چه بیش تر این روابط انسانی و نهادینه سازی و استمرار آن، خطوط آن را ترسیم نمود و فرمود:
"مسلمان برادر مسلمان است و همه مسلمانان برادر یکدیگرند، و در برابر بیگانگان با هم متحدند، خون هر یک با دیگری برابر است و کوچک ترین آنها می تواند از طرف مسلمانان (در صورت ضرورت و مصلحت جامعه اسلامی) پیمان ببندد". (فروغ ابدیت ج 2، ص 735 )
در پرتو این انقلاب فرهنگی و اجتماعی، مردم عصر جاهلیت، آن چنان اقتداری پیدا کردند، که در برابر دولت های قدرتمند روم و ایران قد برافراشتند و تمام مرزهای جغرافیایی را در نوردیدند، و تا قلب اروپا پیش رفتند. خدای بزرگ برای آنان که مسلمانان گذشته خود را فراموش نکنند، و همواره به یاد داشته باشند که در پرتو عنایات الهی، به قله های شکوه و عظمت دست یافتند، این گونه بیان می دارد:
"به یاد آورید زمانی را که (تعداد شمار ) اندک، تمام توانایی های شما را گرفته و در روی زمین ناتوان بودید، بگونه ای که می ترسیدید که (صاحبان قدرت و ثروت) مانند عقاب های تیز پرواز به شما حمله کنند و مانند طعمه ای که در فضا معلق است، هر تکه ای از وجود و هستی شما را بربایند. پس خدا به شما (که هیچ پایگاه و تکیه گاهی نداشتید) پناه داد و با امدادهای خود یاریتان کرد، و از نعمت های پاک روزیتان ساخت. باشد که شکر گزار باشید و (قدر نعمت های او را بدانید). (انفال - 26 )


ولی با کمال تاسف در برهه ای از زمان مسلمانان گذشته خود، و الطاف الهی را فراموش کردند، و در نتیجه به مرور شکوه و عظمت دیرین خود را از دست دادند و در دام تفرقه ها وجدایی ها گرفتار شدند و با نقشه های دشمنان اسلام، کشور پهناور اسلامی که تا شرق و غرب جهان گسترش پیدا کرده بود، تجزیه شد. امروز مسلمانان به این نکته واقف شده اند که، تنها راه تجدید تمدن و شکوه و عظمت از دست رفته دنیای اسلام، بازگشت به سیره رسول گرامی اسلام (ص) و امید بستن به قدرت الهی و رهایی از سلطه حاکمیت های شرک آمیز و استکبار جهانی است که لازمه آن نیز، وحدت و یکپارچگی مسلمانان، و نفی قاطعانه اسلام آمریکایی، یعنی اسلام اشرافیت، اسلام جهل و نادانی و اسلام قتل و غارت و خشونت است. به لطف خداوند بیداری جهان اسلام، نوید بخش آینده ای روشن برای مسلمانان است، بخصوص آن که خدای بزرگ در همان آغاز بعثت پیابمر (ص) وعده پیروزی نهایی اسلام را به آن حضرت داده و چنین فرمود:
" او ( خدایی ) است که رسول خدا را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان (و قدرت ها) چیره و برتری بخشد و گواهی خدا بر آن کفایت می کند". (فتح 28)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید