این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
چهارشنبه, 29 ثور 1395 17:42

محمد ، خورشید فروزان هدایت (13)

 

 

 

با نگاهی کلی به سرنوشت تلخ و دردناک انسان های ستمدیده درطول تاریخ بشری، با این واقعیت مواجه می شویم که همواره کام بشریت از زمامداران ستم پیشه زهرآگین بوده است. بسیاری از انسان های آزادی خواه قربانی امیال شیطانی حاکمیت های ظالمانه شده اند. گروه زیادی از مظلومانی هم که از ستم جباران تاریخ به ستوه آمده و بپا خاستند، قتل عام شدند و بسیاری از کاخ های سربه فلک کشیده با تازیانه های ستم بر پیکر نحیف بردگان برپا شده است. پیامبران الهی برای رهایی مظلومان و ستمدیدگان بپا خاستند و در مقابل نظام های ظالمانه زمان خود قد برافراشتند. قیام حضرت ابراهیم (ع) در برابر نمرود، حضرت موسی (ع ) درمقابل فرعون، حضرت عیسی (ع ) در برابر قیصر و پیامبر اسلام (ص) در مقابل حاکمیت های روم و ایران باستان از جمله آنهاست.

رهبران الهی در صدد بودند با سرنگونی حاکمیت های استکباری و رها سازی مظلومان، نظامی عادلانه تشکیل دهند تا نه تنها دیگر نشانی از پایمال شدن حقوق محرومان وجود نداشته باشد بلکه هرکس به میزان استحقاق و صلاحیتی که دارد از حقوق شایسته خود برخوردار گردد و تمام انسانها در جایگاه حقیقی خود قرار گیرند و اصل عدالت، معیار سپردن تمام مسئولیت ها و امتیازها باشد.
قرآن در تیین رسالت انبیاء در برپایی قسط و عدل این گونه سخن می گوید: "به تحقیق ما پیامبران خود را بادلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان (سنجش حق و باطل) نازل نمودیم تا مردم به عدل قیام کنند.(حدید - 25 )

انبیاء مامور شدند برای برپایی نظامی عادلانه بکوشند ولی تحقق این هدف بدون همراهی و همدلی مردم امکان پذیرنیست. اصولاً هر رهبری برای تحقق آرمان های خود نیاز جدی به حمایت مردم دارد. راز و رمز موفقیت رسول گرامی اسلام را هم باید در همین مقوله جستجوکرد. زیرا اگر حمایت مسلمانان صدر اسلام نبود، شاید پیامبر (ص) به تنهایی نمی توانست طومار سراسر ستم و بیداد عصرجاهلیت را در هم بپیچد و نظام مبتنی بر عدل اسلامی را برپا نماید. به همین دلیل، خدای بزرگ از سویی به رسول گرامی اسلام فرمان می دهد: بگو پروردگارم به من دستور داد که قسط و عدل ( را برپا دارم )( اعراف 29 ) و از سوی دیگر، به او ماموریت می دهد که در هنگام قضاوت میان مردم این گونه عمل نماید: "و اگر خواستی در میان مردم داوری کنی، به قسط و عدالت عمل کن، همانا خدا دادگران را دوست می دارد." (مائده: 42)

باید توجه داشت کسانی که در جایگاه رهبری جامعه قرار می گیرند اگر به راستی همانند پیامبران الهی در صدد برپایی عدالت باشند و تصمیم جدی برای مبارزه با ظلم ها و ستم داشته باشند، پیش از همه، خود باید در تمام زمینه های فردی و اجتماعی عادلانه رفتار نمایند و اسوه و الگویی برای دیگران باشند. چنانکه پیامبر(ص) خود اینگونه بود و همواره و در همه جا بر اجرای حدود و قوانین اسلامی بدون توجه به موقعیت افراد تأکید داشتند.
یکی از زنان قبیله قریش دست به سرقت و دزدی زده بود و قرائن و شواهد، انجام آن را تایید می کرد. رسول خدا (ص) تصمیم گرفت ایشان را مجازات کند. در این هنگام بزرگان قریش که حیثیت خود را درخطر دیدند به صحنه آمدند تا با میانجیگری خود از پیامبر (ص) بخواهند از اجرای حکم خودداری کند. رسول اکرم (ص) نه تنها به درخواست آنان ترتیب اثر نداد، بلکه فرمود: "امت ها و مردم پیش از شما بدان سبب هلاک شدند که حدود قضایی و اجتماعی را درمورد فرودستان و ضعیفان اجرا می کردند، درحالی که صاحبان قدرت و ثروت را رها می ساختند، سوگند به آن که جانم دردست اوست، اگر دخترم فاطمه نیز چنین کرده بود حد الهی را بر او اجرا می کردم."

بدیهی است کسانی که منافع و حیثیت اجتماعی خود را درخطر می ببینند در برابر افرادی که در اجرای قانون، قاطع و سازش ناپذیرند، مقاومت می کنند و به ملامت و سرزنش آنان می پردازند. رسول خدا (ص) برای آن که مجریان قانون تحت تاثیر این جوسازی ها قرار نگیرند و در هیچ شرایطی از اصل اساسی عدالت و اجرای قوانین الهی کوتاهی نکنند، فرمود: "قوانین الهی را ( در هر کجای زمین ) چه نقاط دور دست و چه نزدیک ،برپا دارید و در راه خدا به سرزنش ها و ملامت ها ترتیب اثر ندهید ." نهج الفصاحه - ح 436/
اگر عدالت اجتماعی رعایت نشود و فقط افراد ناتوانی که هیچ پشتوانه ای ندارند، به پای میزمحاکمه کشیده شوند و گروهی با تهدید و تطمیع ها تن به اجرای حدود ندهند، بدون شک، چنین جامعه ای مسیر انحطاط و سقوط را درپیش گرفته، در نهایت روبه زوال خواهد رفت. علی (ع) که دردوران حکومت کوتاه مدت خویش، سخت ترین مقاومت ها را در اجرای عدالت اسلامی از خود نشان داد می فرمود: بارها از رسول خدا (ص) شنیدم که بیان می داشت: "هر امت و ملتی که در آن حق انسان ضعیف وناتوان، از قدرتمندان با قاطعیت گرفته نشود، هرگز روی سعادت را نخواهد دید." (نهج البلاغه - نامه 53)
اجرای عدالت، گذشته از دستاوردهای مهم اجتماعی در این جهان، میزانی است که آینده انسان ها و جوامع بشری را به سوی بهشت برین رقم می زند و برعکس، اگر این میزان نادیده گرفته شود و حقوق انسان ها پایمال گردد، گذشته از آن که زندگی را به کام همه تلخ می کند، پایان آن به دوزخ منتهی می گردد. پیامبر اسلام (ص ) دراین زمینه می فرماید:
"عدل میزان الهی در زمین است. پس هرکس آن را برگزیند و ( معیار اعمال و گفتار خود قرار دهد) به سوی بهشت رهنمونش می کند و هر کس آن را رها سازد (و بدان بها ندهد) به سوی آتش او را سوق می دهد." (مستدرک الوسایل ج 11 ص 317 )

رسول گرامی اسلام نه تنها درامور کلان، نسبت به اجرای اصل عدالت حساسیت داشت بلکه درمسایل به ظاهر کوچک هم، عدالت را مبنای رفتارهای خود قرار می داد تا از شکل گیری هر نوع ذهنیت غلط جلوگیری کند. یکی از روزها، رسول خدا (ص) در میان گروهی که در مسجد بودند حضور یافت. روش آن حضرت این گونه بود که از افراد می خواست به صورت حلقه ای دایره وار بنشینند که فراز و فرود آن مشخص نباشد. به همین جهت اگر فرد ناشناسی وارد مسجد می شد، آن حضرت را نمی شناخت مگر آن که سوال می کرد محمد کدام یک از شماست. از این مهمتر آن که پیامبر اسلام حتی در نگاه کردن خود به افراد حاضر در مجلس عدالت را رعایت می کرد تا هیچکس برای خود امتیازی در نظر نگیرد و یا تصور نکند که بر دیگران برتری دارد.

پیامبر عالی قدر اسلام (ص) زمانی که آخرین روزهای زندگی درس آموز و الهام بخش خود را سپری می کرد و تب سوزان و شدیدی او را آزار می داد ، از نزدیکان خود خواست برای آخرین بار او را به مسجد ببرند و بار دیگر با مسلمانان دیدار کند. درحالی که همه نگران پیامبر خدا بودند و نفس ها در سینه ها حبس شده بود، رسول گرامی اسلام (ص) به سختی لب به سخن گشود و فرمود: "ای مردم: من خدایی را که غیر از او خدایی نیست می ستایم هرکس در میان شما حقی برمن دارد بستاند. اگر بر پشت کسی ناخود آگاه تازیانه ای زده ام این پشت من به جای آن تازیانه ای بزند. اگر کسی را دشنام داده ام بیاید دشنام دهید. آگاه باشید که محبوب ترین شما در نزد من کسی است که اگر حقی برمن دارد بگیرد و یا مرا حلال کند. تا هنگام دیدار ولقاء پروردگارم سبکبار و خرسند باشم ..."
همه، سرها را به زیر افکندند ... زندگی او بگونه ای نبود که حقی را پایمال کند و ستمی را روا دارد. هیچکس قدرت سخن گفتن نداشت، سکوت همه جا را فرا گرفته بود. ناگهان مردی برخاست و درحالی که از شدت هیجان به شدت می لرزید گفت: ای رسول خدا موقع بازگشت از نبرد طایف در حالی که برشتری سوار بودید تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقاً تازیانه بر شکم من اصابت کرد، من می خواهم قصاص (تلافی) کنم. دل ها نزدیک بود که از غم باز ایستد، کسی را یارای آن نبود که سر بردارد پیامبر (ص) با چهره ای آرام و درحالی که درتب می سوخت پیراهنش را بالا زد و از مردخواست که بیاید و جبران کند / مرد پیش آمد، لحظه حساسی بود ناگاه ناله های درد آلود مردم فضای حیرت زده مسجد را به لرزه در آورد. هر چند مشاهده چنین صحنه ای برایشان سخت و ناگوار بود، ولی هنگامی که سربرداشتند دیدند مرد خود را دیوانه وار برسینه و شکم پیامبر افکنده و آن را بوسه باران می کند. موج اشک کسی را امان نمی داد و عشق و شوق آن چنان فضای مسجد را پر کرد که خاطره تلخ و شرم آن مرد اعرابی را از اذهانشان پاک ساخت و در اوج شادی، بخود می بالیدند که پیرو چنین پیامبری هستند . (مناقب آل ابی طالب ج 1 - ص 164/ محمد خاتم پیامبران ج 1 ص 355)

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید