این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 08 سرطان 1395 14:09

محمد، خورشید فروزان هدایت (18)

 

 

 

سیره پیامبر گرامی اسلام در مواجهه با منافقین می تواند چراغ راهنما و هدایت جوامع و کشورهای اسلامی در مواجهه با منافقین جدید جهان اسلام باشد. در ادامه با سیره حضرت رسول در مواجهه با منافقین آشنا می شویم.


هر انقلاب و نهضتی که آرمانها و اهدافی مغایر با منافع قدرتهای استکباری داشته باشد، همواره از سوی دو جریان خارجی و داخلی تهدید می شود. خطر دشمن خارجی، چون ماهیت روشن و آشکاری دارد، مبارزه با آن چندان سخت و مشکل نمی باشد و می توان با برنامه ریزی و شناخت نقاط قوت و ضعف دشمن خارجی، به مقابله و خنثی سازی نقشه ها و ترفندهای آنان پرداخت، البته این سخن بدان معنا نیست که این تقابل و رویارویی به آسانی صورت می گیرد و خسارتهای مالی و جانی به همراه نخواهد داشت. ولی چون ماهیت وخط مشی و رویکردهای دشمن خارجی تا حدود زیادی مشخص می باشد، نبرد و مقابله با آنان، علیرغم تمام دشورایها امکان پذیر است. ولی خطر اصلی و جدی، دشمن داخلی است. دشمنی که به ظاهر رنگ و نشان خودی دارد ولی چهره و مواضع خود را پنهان می سازد. خود را دوست نشان می دهد، اما برای حفظ منافع و تثبیت موقعیت خود، به صورت سری و پنهانی با دشمن خارجی همکاری می کند، دست اتحاد و دوستی به سوی آنان دراز می کند، اطلاعات محرمانه را در اختیار آنان قرار می دهد، و در نتیجه بزرگترین ضربه ها را بر پیکر انقلاب و حامیان و طرفداران آن وارد می سازد. نگاهی اجمالی به سیر تاریخی صدر اسلام روشن می سازد که رسول گرامی اسلام (ص) بیش از همه با دشمنان داخلی روبرو بود، مدیریت هوشمندانه و قاطع حضرت توانست از نفوذ و آسیب آنها به بدنه نهضت جلوگیری نماید. 


زمانی که رسول خدا (ص) دوران تکوین ملت را در مکه پایه ریزی می کرد، از همان آغاز، اشراف مکه و سردمداران شرک و بت پرستی مخالفت های خود را آغاز کردند، و انواع تهدیدها، تحریم ها، شکنجه های طاقت فرسا و کشتار وحشیانه یاران پیامبر را، با سردمداری ابوسفیان ها و ابوجهل ها، بر مسلمانان تحمیل کردند. رسول گرامی اسلام (ص) یاران خود را به مقاومت دعوت می کرد و با درایت و هوشمندی، با مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و هجرت خود به مدینه، این دوره سخت و دشوار را سپری نمود. هر چند آنان از دشمنی خود دست برنداشتند، ولی چون ماهیت و مواضع ضد اسلامی آنها آشکار بود، رسول خدا (ص) با تکوین دولت در مدینه و سازماندهی نیروها به نبرد با مشرکان برخاست، و در بسیاری از جنگ ها؛ با پیروزی های چشمگیر، ضربات سنگینی بر پیکر دشمنان خارجی انقلاب نوپای اسلامی وارد ساخت. پیامبر(ص) در نهایت و در اوج اقتدار، مکه را فتح نمود، و طومار شرک و بت پرستی را در هم پیچید. 


اما پیامبر(ص) در داخل با خطر بزرگی از سوی دشمنان دوست نما، روبرو بود که نهضت اسلامی را تهدید می کرد. در فرهنگ قرآن و روایات، از این جریان تحت عنوان "منافقین" نامبرده می شود. همان گروهی که در آغاز با مسلمانان همسویی نشان می دادند و به دروغ، سخن از اعتقاد به خدا، قیامت و نبوت پیامبر اسلام (ص) به میان می آوردند، مانند دیگران اعمال عبادی خود را انجام می دادند ولی به محض آن که دیدند قدرت اسلامی و نفوذ پیامبر در میان مردم، رو به افزایش است، و موقعیت آنها رو به ضعف است، ماهیت خود را پنهان ساختند و دست اتحاد به سوی مشرکان مکه و یهودیان اسلام ستیز دراز کردند، آنها در بسیاری از جنگها با دادن اطلاعات محرمانه، با دشمنان همکاری نمودند، به امید آن که با شکست نظام اسلامی، بر اریکه و تخت قدرت تکیه بزنند و منافع شوم خود را تامین نمایند. رسول گرامی اسلام (ص) تحرکات پیدا و پنهان منافقین را تحت نظر داشت، تا آن که خدای بزرگ در آیات و سوره های مختلف قرآن پرده از ماهیت آنها برداشت و کفر پنهان آنها را آشکار شناخت و فرمود: 
"آیا کسانی را که نفاق پیشه ساختند ندیدی، که به برادر کافرشان از اهل کتاب می گفتند: اگر شما (از مدینه) اخراج شوید، بی تردید با شما بیرون خواهیم آمد و در مورد( همکاری با) شما هرگز از کسی اطاعت نخواهیم کرد. اگر با شما جنگ کنند، حتماً شما را یای خواهیم کرد، و خدا گواهی می دهد که آنها بطور قطع و یقین دروغ می گویند. " (حشر / 11)


قران در این آیه همکاری و همسویی همه جانبه منافقین، با کفر پیشگانی که سر ستیز با اسلام داشتند را به وضوح مطرح ساخته و به خوبی نشان می دهد، آنان با فرمان بری از سردمداران کفر، نه تنها از رهبری پیامبر (ص) سرپیچی می کردند بلکه از یاری جبهه کفر دم می زدند. تصور غلط منافقین این بود، که با تقویت دشمنان اسلام، می توانند موقعیت خود را تثبیت نمایند، و به عزت دست پیدا کنند. خدای بزرگ این پندار باطل را به چالش کشیده و می فرماید: 
"...عزت مخصوص خدا، فرستاده او، و مومنان است، ولی منافقان (این حقیقت را) نمی فهمند و درک نمی کنند." (منافقون – قسمتی از آیه 8)


منافقین به دلیل آن که تظاهر به اسلام می کردند و قلبی بیمار داشتند، سخن و وعده های خدا و پیامبر را، زیر سوال می بردند. در جریان جنگ احزاب، که پیامبر (ص) در هنگام حفر خندق، در اوج اقتدار جبهه متحد کفر، سخن از پیروزی بر ایران، روم و یمن به میان آورد، منافقان و بیمار دلان در کمال ناباوری گفتند: وعده های خدا و پیامبر (ص) غیر از فریب افکار عمومی، چیزی بیش نیست. (احزاب / 12)
منافقان کارشکنی ها و مخالفت های آشکار و پنهان خود را، روز به روز افزایش می دادند و علیرغم تلاش های صادقانه و دلسوزانه پیامبر (ص) دست از دشمنی بر نمی داشتند، در نهایت خدای بزرگ، فرمان جهاد با آنان را صادر کرد و به پیامبر اسلام (ص) فرمود:
"ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیری کن. آنان جایگاهشان دوزخ است و چه بد سر انجامی است." (توبه/ 73 )


بدلیل روشنگری ها و هشدارهای الهی، رسول خدا (ص) همواره از سوی منافقین احساس خطر می کرد، آن حضرت نه تنها در دوران حیات خود مردم را از نفوذ آنان در درون جامعه و ساختار حکومت اسلامی آگاه می کرد، بلکه زنگ خطر را نسبت به آینده دنیای اسلام به صدا در آورد و فرمود:
"من برای امت خود، نه از سوی افراد با ایمان نگرانم؛ و نه از مشرکان هراسی دارم. چرا که مومن را بوسیله ایمانش (از لغزشها و انحراف ها) باز می دارد، و مشرک را به وسیله شرکش نابود می سازد." تنها افرادی که از شر آنها بر شما می ترسم، کسانی هستند که در دل منافقند و در زبان دانا، سخنانی دل پسند و جذاب می گویند ولی اعمالی زشت و ناپسند دارند." (نهج البلاغه / نامه 27)


در عصر کنونی آل سعود و ارتجاع عرب و آمریکا و اروپا، مصداق بارز این پیش بینی پیامبر هستند، که شعارهای فریبنده مبارزه با تروریسم، دفاع از حقوق بشر، برقراری دمکراسی و آزادی می دهند، ولی جنایتها و اعمال ننگین آنها روح هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد. 
یکی از راههای مبارزه با نفاق، بویژه در عصر کنونی، طرح نشانه ها و مشخصات افراد منافقی است که ماسک دینداری به چهره زده و در صدد فریب دیگران هستند. رسول گرامی اسلام (ص) در این زمینه نیز به روشنگری می پردازد و مردم را آگاه می سازد که فریب تظاهر به اسلام منافقان را نخورند و عملکرد آنان را مورد بررسی قرار دهند. آن حضرت می فرمود:
"اگر سه خصلت در کسی باشد، او منافق است. اگر چه نماز بخواند، روزه بگیرد، و گمان کند که مسلمان است:
1-کسی که چون او را امین و مورد اعتماد قرار دهند، خیانت کند. 
2-زمانی که سخن گفت، دروغ گوید.
3-هنگامی که وعده ای دهد، بر خلاف آن عمل کند." (وسایل الشیعه ج 2 ، ص 466)

یکی دیگر از راهکارهای اصولی مبارزه با منافقین ، عدم پیروی و اطاعت از آنان است. اگر آنها احساس کنند در جامعه جایگاهی ندارند و نمی توانند اهداف خود را عملی سازند، به تدریج از متن جامعه خارج می شوند و موقعیت خود را، که با فریب افکار عمومی تثبیت کرده اند، از دست خواهند داد. به همین جهت، خدای بزرگ به رسول خود این گونه فرمان می دهد:
"ای پیامبر ! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است". (احزاب/ 1)
این آیه دو پیام را در بر دارد:
یکی اینکه ، پیامبر وظیفه دارد؛ این پیام الهی را به مردم ابلاغ کند و دیگر، آن که پیامبر (ص) باید با عدم اطاعت از کفر پیشگان و منافقان، الگویی عملی برای پیروان راستین خود باشد. 
یعنی هم رهبری جامعه و هم مردم باید، با سرپیچی از خواسته های منافقان آنها را به انزوا بکشانند، تا آنها نتوانند با همکاری کفار، اهداف شیطانی خود را عملی سازند. 
بدون تردید، اگر این سیره پیامبر (ص) الگوی مسلمانان قرار گیرد. منافقان سعودی و ارتجاع عرب هرگز نمی توانند با همکاری آمریکا، اروپا و صهیونیزم نقشه های شوم خود را در دنیای اسلام عملی نمایند و با جنگ و خونریزی و چپاول ثروتها و ویران سازی زیر ساخت های کشورهای اسلامی، به اهداف ضد اسلامی خود جامه عمل بپوشانند. 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید