پیامبر(ص) http://dari.irib.ir Sun, 18 Feb 2018 09:19:27 +0430 fa-af محمد، خورشید فروزان هدایت (19) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/120125-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-19 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/120125-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-19

 

 

 

هر نهضت و انقلابی برای تحقق اهداف و آرمانهای خود، نیاز به صبر و مقاومت دارد تا بتواند از گردنه های سخت و دشوار مشکلات و تهدیدها به سلامت عبور کند. بدیهی است میزان صبر و پایداری، با عظمت و گستردگی انقلاب ارتباط مستقیم دارد. به هر اندازه عمق و وسعت نهضت بیشتر باشد، به همان مقدار به استقامت بیش تری نیاز است.


هر نهضت و انقلابی برای تحقق اهداف و آرمانهای خود، نیاز به صبر و مقاومت دارد تا بتواند از گردنه های سخت و دشوار مشکلات و تهدیدها به سلامت عبور کند. بدیهی است میزان صبر و پایداری، با عظمت و گستردگی انقلاب ارتباط مستقیم دارد. به هر اندازه عمق و وسعت نهضت بیشتر باشد، به همان مقدار به استقامت بیش تری نیاز است. با چنین نگرش و چشم اندازی اگر نگاهی به نهضت های پیامبران داشته باشیم، با این حقیقت مواجه می شویم که چون انبیاء الهی، مامور به ابلاغ پیام وحی بودند و می خواستند نظام عصر خودرا دگرگون سازند، به همین جهت می بایست با سلاح صبر، با مشکلات طاقت فرسا دست و پنجه نرم کنند. قرآن کریم به عنوان یکی از خصوصیات برجسته انبیاء و پیروان راستین آنان، به طرح این موضوع پرداخته و می فرماید:
"چه بسیار از پیامبران و مردان الهی، که همگام با یکدیگر با دشمن جنگ و مبارزه نمودند و در برابر آسیب هایی که (در راه خدا) بر آنان وارد آمد، سست و ناتوان نشدند، ( و دربرابر خواسته های ظالمانه دشمن ) تسلیم نشدند و استقامت ورزیدند و خدا صبر پیشگان مقاوم را دوست می دارد." (آل عمران / 146)


بدیهی است اگر دشمن احساس کند که پیروان جبهه حق، و پویندگان طریق توحید، همانند کوه، استوار و مقاومند، از رنج ها و آسیب های مالی و جانی هراسی ندارند، و نه تنها از خود ضعفی نشان نمی دهند، بلکه با تمام قدرت و توان، می جنگند و در میدان نبرد تن به ذلت نمی دهند، در این صورت، دشمنان درمی یابند که به سادگی نمی توان به نبرد با جبهه حق ادامه داد و نیروی مقاومت آنان را در هم شکست، شاید به دلیل همین کار آمدی و نقش تعیین کننده صبر در پیشبرد اهداف عالی الهی است که خدای بزرگ به رسول خدا (ص) این گونه فرمان می دهد:
"صبر و مقاومت داشته باش، همچنان که پیامبران صاحبان عزم و اراده پایداری نمودند ... " (احقاف /35 )


صحنه های پر فراز و فرود تاریخ اسلام و صبر و مقاومت چشمگیر پیامبر و یاران راستین او دربرابر مشکلات طاقت فرسا در مکه و مدینه، برخاسته از همین رهنمود آسمانی بود. مسلمانان با تحمل سخت ترین آسیب ها و سازش ناپذیری خود توانستند نهال نوپای نهضت رسول خدا (ص) را به درختی تناور تبدیل کنند و در اوج ناباوری دشمن، شاخ و برگ این شجره طیبه را به شرق و غرب جهان آن روز گسترش دهند و با تثبیت اسلام، شهد شیرین آزادی، عزت، قدرت و کرامت انسانی را، به کام جان انسانها بچشانند.
موضوع قابل توجه آن است، کسانی که تا آخرین لحظه صادقانه در کنار پیامبر اسلام باقی ماندند و هیچگاه ازخود ضعف و سستی نشان ندادند و تسلیم دشمن نشدند، افراد پا برهنه و طبقات محروم جامعه بودند، کسانی که نه از روی نفاق، بلکه از صمیم دل و اعماق وجود، به اسلام ایمان آوردند، و صداقت و سلامت خود را در عمل نشان دادند.
به همین جهت، هنگامی که گروهی از صاحبان قدرت و ثروت، و مرفهان بی درد، به حضور پیامبر اسلام (ص) رسیدند و خواستار تشکیل جلساتی، بدون حضور محرومان ستمدیده برای پذیرش اسلام شدند، خدای بزرگ به رسول خدا فرمان داد:
"و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می خوانند و هدفشان تنها رضا و خشنودی اوست، صبر و شکیبایی پیشه کن و برای جلب نظر شیفتگان زرق و برق دنیا از (محرومان) چشم مدوز و در (مقابل) از کسی که قلبش را از یاد خود، غافل ساخته ایم و در پی هواهای نفسانی خود می رود و اساس کارش بر تجاوز است اطاعت و فرمانبرداری مکن." (کهف /28)


تاریخ زندگانی انبیاء و رسول گرامی اسلام (ص) نشان می دهد همین مظاهر زر و زور که دل هایشان از یاد خدا غافل شده، درصدد تحقق امیال شیطانی خود بودند، زمانی که دیدند نمی توانند با استفاده ابزاری از دین و فریب افکار عمومی، منافع اقتصادی و سیاسی خود را تامین نمایند، با تمام توان به رویارویی با پیامبر پرداختند و رسالت آن حضرت را تکذیب نموده و به اذیت و آزار ایشان اقدام کردند. خدای بزرگ، برای آن که به ییامبرگرامی اسلام (ص) دلگرمی ببخشد و از مخالفت ها، کینه توزی ها و حرکت های ایذایی اشراف مکه، آزرده خاطر نشود، خطاب به آن حضرت فرمود:
"بی تردید، پیامبران پیش از تو را تکذیب کردند، ولی بر آن چه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر و پایداری نشان دادند، تا نصرت و یاری ما فرا رسید.... " (انعام / 34)


در واقع، صبر و پایداری، یکی از ویژگیهای بارز اخلاق فردی و اجتماعی پیامبر اسلام (ص) بود. اگر رسول خدا (ص) در برابر تهدیدها و تطمیع های دشمنان سر سخت اسلام شکیبایی نشان نمی داد. و در مقابل اتهامات بی پایه و اساس مشرکین مقاومت نمی کرد، هرگز نمی توانست اهداف عالی انسانی و الهی خود را تحقق ببخشد. رسول خدا با پایداری خود توانست از مردمی نادان، بت پرست، عقب افتاده و بی فرهنگ، ملتی بیدار و آگاه بسازد که بتوانند استوانه های عظیم تمدن بزرگ اسلامی را بر پا دارند. از این گذشته، همچنان که قران در آیات خود یادآوری نموده است بدون صبرو پایداری، دست یافتن به پیروزی امکان پذیر نیست. هر چند نصرت و یاری پروردگار سنت قطعی و تغییرناپذیر الهی است، ولی آنگاه این وعده الهی محقق می شود که پیروان طریق توحید، در برابر تمام سختیها و مشکلات قاطعانه بایستند، در دام تردیدها گرفتار نشوند، و در تمام صحنه ها ی تلخ و شیرین بردباری نشان دهند و به پیروزی نهایی حق بر باطل، یقین داشته باشند. این وعده الهی است که می فرماید:
"همانا کسانی که گفتند: خدا پروردگار ماست، سپس (دربرابر سختیها) استقامت ورزیدند، فرشتگان الهی بر آنان فرود می آیند و می گویند: نترسید و حزن و اندوه بخود راه ندهید، و به بهشتی که خدا به شما وعده داده است، بشارت باد". (فصلت / 30)

 
استقامت و پایداری در دفاع از مرزهای عقیده و پاسداری از کیان اسلام، رسالتی نیست که تنها بر عهده پیامبر باشد بلکه امت اسلامی باید با تبعیت و پیروی نمودن از سیره رسول خدا (ص) در مقابل دشمنان سر سخت اسلام، با تمام قدرت بایستد و از هویت دینی وشرافت مکتبی خود پاسداری نماید. به همین جهت خدای بزرگ، ضمن تاکید بر استقامت پیامبر، از پیروان راستین آن حضرت می خواهد همگام با او، در برابر جبهه کفر و شرک و نفاق از خود استقامت نشان دهند. کلام وحی گویای این وظیفه و تکلیف الهی است که خطاب به رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: "همچنان که خدا به تو فرمان داده است، استقامت داشته باشند، و کسانی که پیرو تو هستند باید (همانند تو در برابر کفار و مشرکان) قاطعانه بایستند ... " (هود /112)

لازم به یاد آوری است که مقوله صبر و استقامت، اختصاص به زمان و مکانی خاصی ندارد زیرا از سویی جنگ عقیده و مرز و جغرافیا نمی شناسد، و از سوی دیگر دشمنان قسم خورده اسلام پیوسته در کمین دنیای اسلام می نشینند، و با تمام ترفندها و نیرنگها با آنها نبرد می کنند تا از اسلام دست بردارند و به دنیای کفر به پیوندند. قرآن در این باره می فرماید: " ...و آنها پیوسته با شما می جنگند، تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند ... " (بقره /217 )
بنابراین هدف اصلی سردمداران کفر ، مبارزه با اصل اسلام است، و این از سیاست های کلان و راهبردی آنان می باشد. قرآن در آیه دیگری، این واقعیت را بصورت شفاف تری مطرح ساخته و می فرماید: "بسیاری از اهل کتاب، همواره می خواهند و دوست دارند بعد از آن که (به اسلام) ایمان آوردید دست از دین (اسلام) بردارید، و کفر پیشه سازید. این بخاطر (شعله های سوزان) حسادتی است که از اعماق وجودشان (زبانه می کشد) ... (بقره /قسمتی از آیه 109)


تاریخ نشان می دهد نه تنها در صدر اسلام، بلکه همواره و در عرصه های گوناگون، مخالفان، لحظه ای از مبارزه با اسلام دست برنداشته اند. جنگهای 200 ساله صلیبی ها، تجزیه امپراطوری دولت بزرگ عثمانی و تجزیه جهان اسلام اهانت برخی از مستشرقان به ساحت قدس قرآن و پیامبر، تولید فیلمهای توهین آمیز و هدفمند علیه اسلام، چاپ پوسترهای موهن، بر پایی مراسم قرآن سوزی و شعله ور ساختن جنگهای خانمانسوز استکبار و صهیونیزم جهانی علیه مسلمانان فلسطین، سوریه، لبنان، عراق، یمن، بحرین، افغانستان، پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی، بیانگر این واقعیت تلخ است و تنها راه حفظ اسلام نیز آن است که مسلمانان همانند پیامبر و یاران وفادار او، استقامت بورزند، و از موجودیت اسلام، با جهاد و شهادت دفاع نمایند، و یقین داشته باشند به یاری خدا به پیروزی خواهند رسید.
--------------

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Tue, 05 Jul 2016 16:16:08 +0430
محمد، خورشید فروزان هدایت (18) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/119498-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-18 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/119498-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-18

 

 

 

سیره پیامبر گرامی اسلام در مواجهه با منافقین می تواند چراغ راهنما و هدایت جوامع و کشورهای اسلامی در مواجهه با منافقین جدید جهان اسلام باشد. در ادامه با سیره حضرت رسول در مواجهه با منافقین آشنا می شویم.


هر انقلاب و نهضتی که آرمانها و اهدافی مغایر با منافع قدرتهای استکباری داشته باشد، همواره از سوی دو جریان خارجی و داخلی تهدید می شود. خطر دشمن خارجی، چون ماهیت روشن و آشکاری دارد، مبارزه با آن چندان سخت و مشکل نمی باشد و می توان با برنامه ریزی و شناخت نقاط قوت و ضعف دشمن خارجی، به مقابله و خنثی سازی نقشه ها و ترفندهای آنان پرداخت، البته این سخن بدان معنا نیست که این تقابل و رویارویی به آسانی صورت می گیرد و خسارتهای مالی و جانی به همراه نخواهد داشت. ولی چون ماهیت وخط مشی و رویکردهای دشمن خارجی تا حدود زیادی مشخص می باشد، نبرد و مقابله با آنان، علیرغم تمام دشورایها امکان پذیر است. ولی خطر اصلی و جدی، دشمن داخلی است. دشمنی که به ظاهر رنگ و نشان خودی دارد ولی چهره و مواضع خود را پنهان می سازد. خود را دوست نشان می دهد، اما برای حفظ منافع و تثبیت موقعیت خود، به صورت سری و پنهانی با دشمن خارجی همکاری می کند، دست اتحاد و دوستی به سوی آنان دراز می کند، اطلاعات محرمانه را در اختیار آنان قرار می دهد، و در نتیجه بزرگترین ضربه ها را بر پیکر انقلاب و حامیان و طرفداران آن وارد می سازد. نگاهی اجمالی به سیر تاریخی صدر اسلام روشن می سازد که رسول گرامی اسلام (ص) بیش از همه با دشمنان داخلی روبرو بود، مدیریت هوشمندانه و قاطع حضرت توانست از نفوذ و آسیب آنها به بدنه نهضت جلوگیری نماید. 


زمانی که رسول خدا (ص) دوران تکوین ملت را در مکه پایه ریزی می کرد، از همان آغاز، اشراف مکه و سردمداران شرک و بت پرستی مخالفت های خود را آغاز کردند، و انواع تهدیدها، تحریم ها، شکنجه های طاقت فرسا و کشتار وحشیانه یاران پیامبر را، با سردمداری ابوسفیان ها و ابوجهل ها، بر مسلمانان تحمیل کردند. رسول گرامی اسلام (ص) یاران خود را به مقاومت دعوت می کرد و با درایت و هوشمندی، با مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و هجرت خود به مدینه، این دوره سخت و دشوار را سپری نمود. هر چند آنان از دشمنی خود دست برنداشتند، ولی چون ماهیت و مواضع ضد اسلامی آنها آشکار بود، رسول خدا (ص) با تکوین دولت در مدینه و سازماندهی نیروها به نبرد با مشرکان برخاست، و در بسیاری از جنگ ها؛ با پیروزی های چشمگیر، ضربات سنگینی بر پیکر دشمنان خارجی انقلاب نوپای اسلامی وارد ساخت. پیامبر(ص) در نهایت و در اوج اقتدار، مکه را فتح نمود، و طومار شرک و بت پرستی را در هم پیچید. 


اما پیامبر(ص) در داخل با خطر بزرگی از سوی دشمنان دوست نما، روبرو بود که نهضت اسلامی را تهدید می کرد. در فرهنگ قرآن و روایات، از این جریان تحت عنوان "منافقین" نامبرده می شود. همان گروهی که در آغاز با مسلمانان همسویی نشان می دادند و به دروغ، سخن از اعتقاد به خدا، قیامت و نبوت پیامبر اسلام (ص) به میان می آوردند، مانند دیگران اعمال عبادی خود را انجام می دادند ولی به محض آن که دیدند قدرت اسلامی و نفوذ پیامبر در میان مردم، رو به افزایش است، و موقعیت آنها رو به ضعف است، ماهیت خود را پنهان ساختند و دست اتحاد به سوی مشرکان مکه و یهودیان اسلام ستیز دراز کردند، آنها در بسیاری از جنگها با دادن اطلاعات محرمانه، با دشمنان همکاری نمودند، به امید آن که با شکست نظام اسلامی، بر اریکه و تخت قدرت تکیه بزنند و منافع شوم خود را تامین نمایند. رسول گرامی اسلام (ص) تحرکات پیدا و پنهان منافقین را تحت نظر داشت، تا آن که خدای بزرگ در آیات و سوره های مختلف قرآن پرده از ماهیت آنها برداشت و کفر پنهان آنها را آشکار شناخت و فرمود: 
"آیا کسانی را که نفاق پیشه ساختند ندیدی، که به برادر کافرشان از اهل کتاب می گفتند: اگر شما (از مدینه) اخراج شوید، بی تردید با شما بیرون خواهیم آمد و در مورد( همکاری با) شما هرگز از کسی اطاعت نخواهیم کرد. اگر با شما جنگ کنند، حتماً شما را یای خواهیم کرد، و خدا گواهی می دهد که آنها بطور قطع و یقین دروغ می گویند. " (حشر / 11)


قران در این آیه همکاری و همسویی همه جانبه منافقین، با کفر پیشگانی که سر ستیز با اسلام داشتند را به وضوح مطرح ساخته و به خوبی نشان می دهد، آنان با فرمان بری از سردمداران کفر، نه تنها از رهبری پیامبر (ص) سرپیچی می کردند بلکه از یاری جبهه کفر دم می زدند. تصور غلط منافقین این بود، که با تقویت دشمنان اسلام، می توانند موقعیت خود را تثبیت نمایند، و به عزت دست پیدا کنند. خدای بزرگ این پندار باطل را به چالش کشیده و می فرماید: 
"...عزت مخصوص خدا، فرستاده او، و مومنان است، ولی منافقان (این حقیقت را) نمی فهمند و درک نمی کنند." (منافقون – قسمتی از آیه 8)


منافقین به دلیل آن که تظاهر به اسلام می کردند و قلبی بیمار داشتند، سخن و وعده های خدا و پیامبر را، زیر سوال می بردند. در جریان جنگ احزاب، که پیامبر (ص) در هنگام حفر خندق، در اوج اقتدار جبهه متحد کفر، سخن از پیروزی بر ایران، روم و یمن به میان آورد، منافقان و بیمار دلان در کمال ناباوری گفتند: وعده های خدا و پیامبر (ص) غیر از فریب افکار عمومی، چیزی بیش نیست. (احزاب / 12)
منافقان کارشکنی ها و مخالفت های آشکار و پنهان خود را، روز به روز افزایش می دادند و علیرغم تلاش های صادقانه و دلسوزانه پیامبر (ص) دست از دشمنی بر نمی داشتند، در نهایت خدای بزرگ، فرمان جهاد با آنان را صادر کرد و به پیامبر اسلام (ص) فرمود:
"ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیری کن. آنان جایگاهشان دوزخ است و چه بد سر انجامی است." (توبه/ 73 )


بدلیل روشنگری ها و هشدارهای الهی، رسول خدا (ص) همواره از سوی منافقین احساس خطر می کرد، آن حضرت نه تنها در دوران حیات خود مردم را از نفوذ آنان در درون جامعه و ساختار حکومت اسلامی آگاه می کرد، بلکه زنگ خطر را نسبت به آینده دنیای اسلام به صدا در آورد و فرمود:
"من برای امت خود، نه از سوی افراد با ایمان نگرانم؛ و نه از مشرکان هراسی دارم. چرا که مومن را بوسیله ایمانش (از لغزشها و انحراف ها) باز می دارد، و مشرک را به وسیله شرکش نابود می سازد." تنها افرادی که از شر آنها بر شما می ترسم، کسانی هستند که در دل منافقند و در زبان دانا، سخنانی دل پسند و جذاب می گویند ولی اعمالی زشت و ناپسند دارند." (نهج البلاغه / نامه 27)


در عصر کنونی آل سعود و ارتجاع عرب و آمریکا و اروپا، مصداق بارز این پیش بینی پیامبر هستند، که شعارهای فریبنده مبارزه با تروریسم، دفاع از حقوق بشر، برقراری دمکراسی و آزادی می دهند، ولی جنایتها و اعمال ننگین آنها روح هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد. 
یکی از راههای مبارزه با نفاق، بویژه در عصر کنونی، طرح نشانه ها و مشخصات افراد منافقی است که ماسک دینداری به چهره زده و در صدد فریب دیگران هستند. رسول گرامی اسلام (ص) در این زمینه نیز به روشنگری می پردازد و مردم را آگاه می سازد که فریب تظاهر به اسلام منافقان را نخورند و عملکرد آنان را مورد بررسی قرار دهند. آن حضرت می فرمود:
"اگر سه خصلت در کسی باشد، او منافق است. اگر چه نماز بخواند، روزه بگیرد، و گمان کند که مسلمان است:
1-کسی که چون او را امین و مورد اعتماد قرار دهند، خیانت کند. 
2-زمانی که سخن گفت، دروغ گوید.
3-هنگامی که وعده ای دهد، بر خلاف آن عمل کند." (وسایل الشیعه ج 2 ، ص 466)

یکی دیگر از راهکارهای اصولی مبارزه با منافقین ، عدم پیروی و اطاعت از آنان است. اگر آنها احساس کنند در جامعه جایگاهی ندارند و نمی توانند اهداف خود را عملی سازند، به تدریج از متن جامعه خارج می شوند و موقعیت خود را، که با فریب افکار عمومی تثبیت کرده اند، از دست خواهند داد. به همین جهت، خدای بزرگ به رسول خود این گونه فرمان می دهد:
"ای پیامبر ! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است". (احزاب/ 1)
این آیه دو پیام را در بر دارد:
یکی اینکه ، پیامبر وظیفه دارد؛ این پیام الهی را به مردم ابلاغ کند و دیگر، آن که پیامبر (ص) باید با عدم اطاعت از کفر پیشگان و منافقان، الگویی عملی برای پیروان راستین خود باشد. 
یعنی هم رهبری جامعه و هم مردم باید، با سرپیچی از خواسته های منافقان آنها را به انزوا بکشانند، تا آنها نتوانند با همکاری کفار، اهداف شیطانی خود را عملی سازند. 
بدون تردید، اگر این سیره پیامبر (ص) الگوی مسلمانان قرار گیرد. منافقان سعودی و ارتجاع عرب هرگز نمی توانند با همکاری آمریکا، اروپا و صهیونیزم نقشه های شوم خود را در دنیای اسلام عملی نمایند و با جنگ و خونریزی و چپاول ثروتها و ویران سازی زیر ساخت های کشورهای اسلامی، به اهداف ضد اسلامی خود جامه عمل بپوشانند. 

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Tue, 28 Jun 2016 14:09:04 +0430
محمد ، خورشید فروزان هدایت (17) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/119126-محمد-،-خورشید-فروزان-هدایت-17 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/119126-محمد-،-خورشید-فروزان-هدایت-17

 

 

 

با نگاهی کلی و اصولی به نهضت های انبیا، با این حقیقت آشنا می شویم که مهم ترین و اساسی ترین گام تحول آفرین پیامبران، انقلاب اخلاقی بود. اخلاقی که خاستگاه آن، باورهای اصیل توحیدی بود، رنگ و بوی الهی داشت و با انگیزه ها و اهدافی خدا پسندانه توام بود.

با نگاهی کلی و اصولی به نهضت های انبیا، با این حقیقت آشنا می شویم که مهم ترین و اساسی ترین گام تحول آفرین پیامبران، انقلاب اخلاقی بود. اخلاقی که خاستگاه آن، باورهای اصیل توحیدی بود، رنگ و بوی الهی داشت و با انگیزه ها و اهدافی خدا پسندانه توام بود.
"روزی رسول خدا (ص) رو به اصحاب و یاران خود کرد و فرمود:
کدامیک از دستاویزهای ایمان محکم تر است؟ 
گفتند: خدا و رسولش داناترند. بعضی از آنها پاسخ دادند: نماز، برخی جواب دادند: زکات. گروهی اظهار داشتند: روزه، دسته ای گفتند: حج و جهاد.
پیامبر فرمود: هر کدام از این ها که نام بردید، دارای فضیلت و ارزش هستند، ولی محکم ترین دستاویز ایمان: دوستی برای خدا، دشمنی برای خدا، ابراز محبت به دوستان خدا و بیزاری جستن از دشمنان خداست." (اصول کافی، باب دوستی و دشمنی برای خدا.)

در فرهنگ اسلام، رفتارهای اخلاقی، اگر با انگیزه الهی صورت نگیرد، و برای کسب محبوبیت، حفظ منافع، تثبیت موقعیت اجتماعی یا سیاسی و امثال آن باشد، کوچک ترین ارزشی ندارد. چون این گونه رفتارها، عمق و اصالت ندارند و می توان گفت: این نوع رویکردها تظاهرات اخلاقی است. در اینصورت اگر پای لبخندی در میان است، اگر ابراز علاقه و دوستی می شود و یا دست یکدیگر را بگرمی می فشارند، با کوچک ترین فراز و فرود، لبخندها به خشم، و دوستی ها بدشمنی تبدیل می شوند. ولی اگر رفتارها از یک پشتوانه اعتقادی برخوردار باشد، هیچ چیز نمی تواند بنای مستحکم دوستی ها و رابطه ها را متزلزل سازد. اخلاق مداران دیندار در مقابل بدیها، خوبی، در برابر خشم ها، مهربانی، و در صورت بروز دشمنی ها، از خود دوستی نشان می دهند تا به بنیان روابط انسانی و اخلاقی کوچک ترین خدشه ای وارد نشود. به همین جهت، رسول گرامی اسلام (ص) با انگیزه ای خالص و الهی از سوی خدای مهربان، ماموریت یافت که بدرفتاری های مخالفان و کژ اندیشی های آنان را، بگونه ای پسندیده پاسخ دهد. خداوند فرمود: "رفتارهای زشت و ناپسند آنان را، با روشی نیکوتر و زیباتر پاسخ ده و دفع کن، و ما به آن چه آنان (به ناحق) درباره تو می گویند، آگاه تریم".(مومنون: 96)
و در جایی دیگر تاکید فرمود: "نیکی با بدی یکسان نیست، ولی بدی را با آنچه نیکوتر است پاسخ ده، پس بناگاه ( خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی بود، چون دوستی صمیمی گشته است." (فصلت - 34) 

****************
"عربی بیابانگرد وارد مدینه شد و یکسره به مسجد آمد تا مگر از رسول خدا سیم و زر بگیرد. در این زمان، رسول اکرم (ص) در میان انبوه اصحاب و یاران خود بود. او حاجت خود را اظهار کرده و عطایی خواست. پیامبر مقداری به او کمک کرد، ولی قانع نشد و آن را کم شمرد بعلاوه سخن درشت و زشتی به زبان آورد و نسبت به آن حضرت جسارت کرد. اصحاب و یاران پیامبر، سخت بر آشفته شدند و چیزی نمانده بود که به او آسیب برسانند. ولی رسول خدا مانع شد. سپس آن اعرابی را به خانه خود برد و مقداری دیگر به او کمک کرد. آن مرد عرب با دیدن زندگی بسیار ساده و بی آلایش پیامبر، تحت تاثیر زیادی قرار گرفت و از کمک رسول خدا هم قدردانی و تشکر نمود. در این هنگام رسول اکرم به او فرمود: تو دیروز سخن درشت و تندی بر زبان راندی که موجب خشم اصحاب و یاران من شد. من نگرانم آنها به توآسیبی برسانند. آیا ممکن است همین جمله تشکر آمیز را درحضور جمیعت مسلمانان بگویی تا خشم و ناراحتی آنان بر طرف شود. مرد پذیرفت. روز دیگر اعرابی به مسجد آمد درحالی که همه جمع بودند، رسول اکرم روبه آنان کرد و فرمود: این مرد اظهار می دارد که از ما راضی شده است. آیا چنین است؟ اعرابی گفت: آری، چنین است. و همان جمله تشکر آمیز را که در خلوت گفته بود تکرار کرد. یاران رسول خدا، با دیدن این صحنه خوشحال شدند و خندیدند. در این هنگام رسول خدا رو به آنان کرد و فرمود: اگر من دیروز شما را آزاد گذاشته بودم، چه بسا این اعرابی به دست شما کشته شده بود، ولی من جلوی خشم شما را گرفتم و با نرمی و ملایمت او را رام و دوست خود کردم." (کحل البصر – ص 70 )

بدون تردید، اگر انگیزه و هدف الهی در میان نباشد، نیکی کردن در مقابل بدی و در مقابل پرخاش ها، اهانت ها و جسارت ها، نرمی و انعطاف نشان دادند و از لغزش ها و اشتباهات چشم پوشی نمودن کار بسیار سختی خواهد بود. ولی کسانی که با جهان بینی توحیدی زندگی را سپری می سازند، نه تنها گذشت، و بردباری در برابر ناهنجاری های رفتار دیگران برایشان مشکل نیست، بلکه چون به رضای خداوند و جلب خشنودی او می اندیشند. براحتی از لغزش های دیگران گذشت می کنند، با رفتارهای نیکو و پسندیده، آنان را از کرده خود پشیمان و به سوی خود جذب می نمایند. خدایی که مظهر کامل و تام و تمام مهربانی ها است در ترسیم سیمای درخشان رفتاری پیامبر اسلام می فرماید:
"پس تو به لطف و رحمت الهی، نرمخو شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی، بی شک از گرد تو پراکنده می شدند. پس از (خطاها و لغزش های) آنان در گذر، و برایشان (از درگاه الهی) درخواست آمرزش و بخشش داشته باش."( آل عمران – 159)در همین راستا رسول خدا (ص) با الهام گیری از آموزه های وحی، به علی (ع) می فرماید: سه ویژگی از کرامت های اخلاقی است:
"با کسی که با تو قطع رابطه نمود، پیوند (دوستی) برقرار کن، به آن که تو را (از داشته های خود) محروم ساخته، بخشش و عطا کن و دربرابر آن کس که در حق تو، ظلم و ستم نموده، عفو و گذشت داشته باش." (تحف العقول)

مدارا کردن با مردم، یکی از جلوه های بارز صفات برجسته اخلاقی است. مداران کردن، یعنی انعطاف داشتن ، با مردم کنار آمدن، در برابر تندروی های آنان کوتاه آمدن و عفو و گذشت نشان دادن. مدارا کردن با مردم، به اندازه ای در پیشگاه الهی ارزشمند است که رسول اکرم (ص)می فرمود: "پروردگارم، مرا به مدارا کردن با مردم، فرمان داده است. همانگونه که به انجام واجبات امر کرده است." (اصول کافی – کتاب ایمان و کفر – باب مدارا)
در اهمیت این صفت نیکوی اخلاقی فرشته وحی، نزد پیامبر (ص) آمد و عرضه داشت: "ای محمد! پروردگارت بتو سلام می رساند و می گوید: با مردم، که مخلوق من هستند، با مدارا رفتار کن." (همان)

بدون تردید، اگر فرهنگ مدارا با مردم، بر فضای جامعه ای حاکم شود دیگر نشانه ای از بدرفتارها و ناهنجاریهای اخلاقی دیده نمی شود و افراد اززندگی خود لذت می برند. سخن رسول خدا (ص) بیانگر همین واقعیت است که می فرماید: 
"سازگاری با مردم، نصف ایمان، و مدارا کردن با آنان، نیمی از زندگی است." (همان) 
مدارا کردن در سیره پیامبر (ص) اختصاص بر انسانها ندارد بلکه از دیدگاه رسول خدا (ص) حتی نسبت به حیوانات نیز که قدرت بیان و دفاع از خود ندارند باید به مدارا رفتار نمود و انصاف را درمورد شان رعایت کرد. آن حضرت می فرمود: "خدا نرمی را دوست دارد و بوسیله آن انسان را یاری و کمک می کند. سپس فرمود: چون بر مرکب های لاغر سوار شوید، آنها را در منزلگاه خود فرود آورید (تا علوفه خورند و استراحت کنند) و اگر در مسیر حرکت خود به زمینی خشک و بی آب و علف رسیدید به سرعت از آن عبور کنید و اگر پر گیاه و سبز و خرم بود، آنها را فرود آورید، تا به چرا بپردازند." (اصول کافی باب الرفق – حدیث 12)
بنابراین، بر اساس قران و سیره پیامبر (ص) و خاندان پاک او، یک مسلمان راستین تمام رفتارهای اخلاقی خود را با انگیزه ای الهی انجام می دهد و برای جلب رضایت پروردگار بدیها را با خوبیها پاسخ می دهد. او با پیروی از الگوی اخلاقی رسول خدا (ص) با مردم مدارا می کند. زیرا بخوبی می داند که این شیوه ومنش رسول اکرم ( ص ) است .

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Wed, 22 Jun 2016 16:21:11 +0430
محمد ، خورشید فروزان هدایت (16) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/118409-محمد-،-خورشید-فروزان-هدایت-16 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/118409-محمد-،-خورشید-فروزان-هدایت-16

 

 

 

در چشم انداز قرآن، ویژگیهای فراوان و برجسته ای درمورد شخصیت بی نظیر رسول گرامی اسلام (ص ) مطرح شده است که از هر جهت قابل تامل و بررسی می باشد اما شاخص ترین ویژگی سیره شناسی پیامبر (ص) ازدیدگاه قرآن اخلاق برجسته پیامبر عالیقدر اسلام است .

 

متفکران و اندیشمندان نه تنها جهان اسلام، بلکه پژوهشگران غربی و شرقی هرکدام از دیدگاه خود آثار و تحقیقات فراوانی درمورد آن حضرت به نگارش درآورده اند و به بررسی ابعاد فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زندگانی رسول گرامی اسلام (ص ) پرداخته اند که هر بعدی از آن دارای خصوصیات خاص و شگفت انگیزمی باشد. در چشم انداز قرآن نیز، ویژگیهای فراوان و برجسته ای درمورد شخصیت بی نظیر رسول گرامی اسلام (ص ) مطرح شده است که از هر جهت قابل تامل و بررسی می باشد ولی شاخص ترین ویژگی سیره شناسی پیامبر (ص )ازدیدگاه قرآن اخلاق برجسته پیامبر عالیقدر اسلام است / قرآن دریک نگاه کلی و جامع می فرماید : " همانا توبرفراز قله بلند و برجسته اخلاق قرار داری ( قلم – 4)


بعضی از مفسران ، خلق عظیم و زیبای پیامبر اسلام (ص ) را به " صبردرراه حق ، گستردگی بذل و بخشش ، تدبیرامور، مدارا واستقامت درمسیر دعوت به سوی خدا، عفو وگذشت ، و ترک حسد و حرص تفسیرکرده اند . اگرچه تمام این صفات در رسول خدا (ص ) بود ولی بدون تردید ، ویژگیهای اخلاقی برجسته ای که خدا آن را می ستاید ، محدود به این صفات نبود . شاید به همین جهت است که درباره خصوصیات بارز ، جامع و کامل وبی نظیر آن حضرت ، داستانها و شرح های زیادی درکتب تفسیر ، روایی و تاریخی آمده است . 
در حدیثی از امام حسین(ع ) آمده است: از پدرم امیر مومنان علی (ع ) درباره ویژگیهای بزرگ اخلاقی پیامبر سوال کردم و پدرم مشروحاً به من پاسخ فرمود. در بخشی از این حدیث آمده است: پیامبر (ص ) با همنشینان خود ، همیشه خوشرووخندان ، آسان گیر و نرم خود بود ، هرگز خشن ، سنگدل ، پرخاشگر، بدزبان و عیب جو و مدیحه گر نبود . هیچ کس از او مایوس نمی شد و هرکس بدرخانه او می آمد ، نومید بازنمی گشت ./ از سه عمل بشدت پرهیز و دوری میکرد : مجادله در سخن : پرگویی و دخالت درکاری که به او ارتباط نداشت ./ در معاشرت با مردم کسی را مذمت نمی کرد ، سرزنش نمی فرمود و درمورد لغزش ها و عیوب پنهانی مردم به تجسس و کنجکاوی نمی پرداخت . هرگز لب به سخن نمی گشود ، مگر درمورد اموری که به پاداش الهی امید داشت . درهنگام سخن گفتن به قدری نفوذ کلام داشت که همه سکوت اختیار میکردند و زمانی که او سکوت میکرد آنان شروع به سخن می کردند اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمی کردند . هر گاه فرد بیگانه و فریب خورده و نا آگاهی ، پرخاشگری و جسارت می نمود صبرو بردباری نشان میداد و به یارانش می فرمود : هرگاه کسی را دیدید حاجت و نیازی دارد به او عطا کنید . آن حضرت هرگز کلام کسی را قطع نمی کرد تا سخن او تمام شود . (معانی الاخبار ص83) 


بی تردید اگر این کرامت ها و ملکات ارزشمند اخلاقی پیامبر نبود آن ملت عقب مانده عصر جاهلیت و آن مردم خشن و انعطاف ناپذیر به آغوش اسلام پناه نمی آوردند و مسلمان نمیشدند . رسول گرامی اسلام (ص ) برای آن که اهمیت ارزشهای انسان ساز اخلاقی را نشان دهد می فرمود : من برای تکمیل فضایل اخلاقی ، به رسالت برانگیخته شدم . (مجمع البیان ج 10ص 333)
در همین رابطه قرآن کریم پیامبر عالیقدر اسلام را الگو و سرمشق معرفی می کند و از مسلمانان راستین انتظار دارد از سیره پسندیده و برجسته او پیروی نمایند . چرا که ارزشهای اخلاقی درتحکیم روابط فردی و اجتماعی ، تقویت پیوندها ، ایجاد محبت ها ودوستی وتثبیت موقعیت امت اسلامی دراین جهان تاثیر بسزایی دارد و علاوه بر آن، در سرنوشت ابدی انسان در جهان آخرت نیز تاثیر تعیین کننده ای دارد به همین جهت رسول اکرم (ص ) می فرمود : " محبوب ترین ونزدیک ترین شما درروز قیامت به من خوش خوترین ومتواضع ترین شماست . (بحارج 71ص 385حدیث 26)
آن حضرت در جایی دیگر فرمود : " ازهمه شما محبوب تر درپیشگاه الهی کسی است که اخلاقش ازهمه نیکوتر و بهتر باشد . همان کسانی که متواضعند ،بادیگران پیوند دوستی برقرار می کنند ومردم نیز جذب آنان می شوند. ( همان)


نکته مهمی که طرح آن ضروری به نظر میرسد این است که فضایل اخلاقی، آنگاه ارزشمند است که در اثر تکرار وتداوم آن بصورت عادت و عامه انسانها در آید، یعنی منحصر و محدود به یک زمان و یا یک مکان خاص نباشد. بلکه همیشه و درطول زندگی و درتمام شرایط بروز و ظهور داشته باشد و به اصطلاح درسیرت و باطن انسان نفوذ کند و همواره پایبند به رعایت اصول اخلاقی و انسانی باشد. در فرازی از زیارت جامعه که اوصاف و الای خاندان پیامبر اسلام (ص ) را توصیف می کند به همین معنا اشاره نموده و خطاب به آنان گفته می شود: "عادت شما احسان و نیکی کردن وسرشت شما آمیخته با کرامت ها و بزرگواریهاست . بنابراین اگر رفتارهای اخلاقی ، مقطعی و درپاره ای از زمانها ودربعضی از موقعیت ها از انسان سربزند و تداوم نداشته باشد ، نمیتوان چنین فردی را آراسته به فضایل اخلاقی دانست . به بیان روشن تر ،کسی که در یک زمان نرمخوست و درزمان دیگر تند خو، دریک هنگام بخشنده و در مقطع دیگر بخیل است . در برخی ازمواقع متواضع است و درپاره ای از زمانها متکبر و خود بزرگ بین می باشد ، اینگونه افراد را نمیتوان اخلاق مدار معرفی کرد و مظهر صفات اخلاقی دانست. 

*****************

بطور کلی سوال بسیار مهمی که در زمینه سیره پیامبر (ص ) قابل طرح است این است که چرا خدای بزرگ در میان خصلت ها و ویژگیهای برجسته پیامبر، از سیره اخلاقی آن حضرت به عظمت و بزرگی یاد می کند و چرا رسول خدا (ص) بر روی آراسته بودن امت اسلامی بر روشها و رفتارهای پسندیده اخلاقی، این همه تاکید می کند؟ برای پاسخ به این سوال اساسی باید یاد آوری نماییم که انسان ها دارای دو بعد خَلق و خُلق، یعنی ظاهر و باطن می باشند. خلق همان آفرینش ظاهری و ابعاد فیزیکی انسان است. یکی بلند قد ودیگری کوتاه، یکی زیبا و دیگری زشت رو، یکی سفید و دیگری سیاه پوست و خلاصه هرانسانی شکل و شمایل خاصی دارد ولی هیچ کدام ازاین ویژگیها درمقام ارزشگذاری شخصیت انسان در فرهنگ اصیل اسلامی جایگاهی ندارند و امتیاز محسوب نمی شوند ولی خلق انسان، یعنی سیرت و سرشت او پایه و اساس شناخت شخصیت اوست و ارزش حقیقی انسانها به آن بستگی دارد. چه بسا انسانی که از نظر خلقت ظاهری، کمبودهایی دارد ولی از نظر اخلاقی، انسان برجسته ای است . چنین فردی در اسلام ، جایگاه بلند و رفیعی دارد و پیامبر عالیقدر اسلام ، همانند سایر پیامبران برای ساختن سیرت انسانها به رسالت برانگیخته شدند. برای ایجاد یک تحول درونی و یک انقلاب اخلاقی بعثت خود را آغاز کردند. بدون آن که کوچکترین اعتنایی به ظاهر انسانها داشته باشند. رسول خدا (ص) به علی (ع) که همانند او ، مظهر تمام نمای ارزشهای اخلاقی بود می فرمود: هر زمان که درمقابل آینه می ایستی و به چهره خود نگاه می کنی از خدا بخواه سیرت و سرشت تو را زیبا قرار دهد ( تحف العقول )


خدای بزرگ در تبیین این دیدگاه اساسی می فرماید: ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و تیره ها و قبیله های (مختلف) قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. ولی بطور مسلم / ارجمند ترین و گرامی ترین شما در پیشگاه الهی با تقوا ترین شماست… (حجرات: 13 )
باعنایت به مفهوم صریح این آیه ، صورت که همان نژادها ، رنگها ، زبانها و دیگر ویژگیهای ظاهر انسانها است، ملاک برتری نیست، بلکه سیرت که آراسته بودن به زیور تقوا ، پاکی ها و فضیلت های خدا پسندانه است معیار برتری انسانها در پیشگاه خداوند است." این همان رازی است که باعث توجه ویژه خداوند به مکارم اخلاقی رسول گرامی اسلام است. ازاین گذشته کرامت های اخلاقی و انسانی ، نشانه افتخار و فرهنگ و تمدن هر جامعه ای است که حیات و زندگی حقیقی انسانها به آن بستگی دارد. به همین جهت مشهور است که: اقوام روزگار به اخلاق زنده اند - قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است . و یکی از اهداف پیامبران الهی ، ایجاد چنین حیاتی بود / آنان در صدد بودند جامعه ای بسازند که روح گذشت محبت و صمیمیت ، فدا کاری و ایثار ، برد باری و شکیبایی و دیگر فضایل اخلاقی و انسانی در کالبد بی جان جامعه دمیده شود و زندگی مفهوم حقیقی خود را پیدا کند . یعنی همان اقدام حیات آفرینی که رسول خدا (ص ) نیز درجامعه مرده عصر جاهلیت انجام داد و آنان را ازانحطاط اخلاقی نجات بخشید و به ارزشهای والای انسانی آراسته ساخت . درنتیچه به جای جنگها وخون ریزی ها ، صلح و آشتی ، به جای تفرقه ها و بد اخلاقی ها ، وحدت ویک پارچگی ، و به جای چیاول و غارت ، فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی را بوجود آورد و حیات تازه و زندگی جدیدی را درامت اسلامی ، ایجاد کرد . این همان ارزشهایی است که باید امروز نیز با پیروی از سیره اخلاقی پیامبر اسلام به یاری خدای بزرگ احیاء گردد تا جهان عاری از صلح و دوستی و برادری ما نیز به نور اخلاق و معرفت و نیکویی روشن شود. 

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Sat, 11 Jun 2016 18:36:04 +0430
محمد،خورشید فروزان هدایت (15) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/118407-محمد،خورشید-فروزان-هدایت-15 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/118407-محمد،خورشید-فروزان-هدایت-15

 

 

 

اسلام در دعوت دیگران به آیین خود دارای اصولی منطقی است. اسلام هرگز درصدد تحمیل عقاید خود به دیگران نیست. خدای بزرگ روشی را به پیامبر (ص) می آموزد که دستاوردی غیر از روشن بینی و ایجاد نگرش های بصیرت افزا در برندارد. یکی از اصلی ترین این روش ها امر به معروف و نهی از منکر است.

 


یکی از رسالت های مهم پیامبران، تعیین و تبلیغ پیام های آسمانی بود. خدای بزرگ برای تحقق این هدف به پیامبراسلام (ص) این چنین فرمان می دهد: "مردم را به سوی پروردگارت به وسیله (سخنان واستدلال های) حکمت آمیز و منطقی و پندهای نیکو و زیبا دعوت کن و با (کسانی که باحق می ستیزند) به بهترین روش مجادله ( ومناظره ) کن ." (نحل: 125) 
محتوای این آیه، به خوبی نشان می دهد که اسلام دارای اصولی منطقی است و در دعوت دیگران از بهترین شیوه ها استفاده می کند. اسلام هرگز درصدد تحمیل عقاید خود به دیگران نیست. خدای بزرگ روشی را به پیامبر (ص) می آموزد که دستاوردی غیر از روشن بینی و ایجاد نگرش های بصیرت افزا (که فاصله زیادی با نگاه های کورکورانه فرقه ساختگی و استعماری و هابیت دارد) در برندارد. به مفهوم عمیق و بلند این آیه توجه بفرمایید که به رسول خدا (ص ) این گونه فرمان می دهد: "بگو راه من این است که مردم را به سوی خدا، براساس بصیرت و شناخت دعوت کنم. من و هرکس که از من پیروی نماید همین گونه خواهد بود." (یوسف: 108) برپایه این دیدگاه پیامبر اسلام (ص) از روش های مختلف برای روشنگری افکار عمومی و رساندن پیام خود استفاده می کرد و همواره درصدد بود تحولی بینادین در امت اسلامی به وجود آورد و روحیه خود شناسی و خود باوری را در آنها زنده نماید. چون کسی که برمبنای حکمت، منطق و بصیرت به خدا ایمان می آورد، جایگاه رفیع انسانی و کرامت خدادادی خود را می شناسد، عزت نفس پیدا می کند و ارزش های والای انسانی خود را در مسلخ قدرت و ثروت قربانی نمی کند و از تمام وابستگی های ذلت آفرین رهایی می یابد. 


از دستاورد برجسته بصیرت افزایی رسول خدا (ص)، رشد فکری و علمی امت اسلامی بود که در پرتو آن تمدن بزرگ اسلامی شکل گرفت و دانشمندان زیادی را تربیت نمود که در تمام عرصه های علمی، مبتکر و نوآور بودند و شرق را گاهواره تمدن بشری ساختند. در دوران شکوفایی تمدن درخشان اسلامی، اروپا تحت سلطه کلیسا قرار داشت و تفتیش عقاید و افکار را تجربه می کرد. درحالی که آموزه های رسول خدا (ص) به تعلیم علم و دانش و تفکر ارزش می بخشید، "سازمان انگیزیسیون" هرکس را که مخالف دیدگاههای سردامداران کلیسا بود، به محاکمه می کشید و دستور مرگشان را صادر می کرد. "مارسل کاشین" در کتاب "علم و دین" می نویسد: "دراین دوره 5 میلیون نفر را به جرم فکر کردن و سرپیچی از فرمان پاپ به دار آویختند. تنها از سال 1481- 1599 یعنی طی 18 سال، به دستور یکی از دادگاه های تفتیش عقاید،10220 نفر را زنده سوزاندند. 5686 نفر را تکه تکه "شقه" کردند و 97023نفر را به قدری شکنجه کردند که نابود شدند. (تاریخ آبرماله و تاریخ تحولات اجتماعی ج 2 ص 143)


خدای بزرگ و حکیم برای آن که امت اسلامی پس از گذر از دوران انقلاب و شکوفایی به راه تکاملی خود ادامه دهد، راهکارهای متعددی را در قرآن ارائه نموده است. اولین مقوله آن است که جامعه اسلامی پس از دوران اصلاحات اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی که توسط رسول گرامی اسلام (ص) در عصر جاهلیت به وجود آمد و امت اسلامی را از اندیشه های شرک آمیز به باورهای متعالی توحیدی ارتقاء بخشید، باردیگر سیر قهقهرایی طی نکند. دراین راستا آموزه های وحی از همگان می خواهد با هرگونه فساد مبارزه کنند، در برابر مفسدان بی تفاوت نمانند و از نفوذ و گسترش فساد در لایه های پیدا و پنهان جامعه، بویژه هئیت حاکمه وسیستم حکومتی جلوگیری نمایند. بهترین روشی که می تواند به این هدف جامه عمل بپوشاند و احساس مسئولیت را درمتن جامعه زنده نماید، قانون امر به معروف و نهی از منکر است که از تمام افراد و تک تک آنان می خواهد مردم و مسئولان حکومتی را به پاکی ها، فضلیت ها و ارزش های اخلاقی و انسانی دعوت کنند، و از آنان بخواهند به دور از وعده ها و شعارها، در عمل پایبند حفظ حدود الهی باشند. همچنین آنها را از ضد ارزش ها، بی عدالتی ها و تمام اعمال و رفتارهای ضد انسانی بازدارند، و ضمن پاسداری از هویت فرهنگی و اصالت امت اسلامی، در برابر نفوذ فرهنگ بیگانگان در تمام ابعاد، از خود حساسیت و عکس العمل نشان دهند. 
قرآن کریم، در ترسیم سیره رسول خدا (ص) در این مورد می فرماید: "کسانی که از این فرستاده و پیامبر درس ناخوانده پیروی می کنند (نشانه ها و ویژگی های او را ) در تورات و انجیل که در نزدشان است مکتوب و نوشته شده می یابند که آنها را به کارها و اعمال پسندیده فرمان می دهد و از رفتار های ناپسند و زشت بازمی دارد و پاکیزه ها را برایشان حلال و مجاز، و پلیدی ها را بر آنان حرام می کند." (اعراف: 157)


بدون تردید افرادی که خود را پیرو راستین پیامبر اسلام (ص) می دانند باید همانند آن حضرت به تقویت و گسترش نیکی ها، فرمان دهند و از هر گونه رفتار ضد دینی و برخلاف اصول انسانی، بازدارند. خدای بزرگ می فرماید: "شما بهترین امتی هستید که برای مردم (جهان ) پدیدار و نمایان شدید که به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار زشت و ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان آورده اید." (آل عمران:110)
قرآن کریم، برای آن که نشان دهد امت اسلامی دارای اصول وخط مشی مشترک هستند، و پیوندی ناگستنی میان دیدگاه ها و رویکرد آنان وجود دارد می فرماید: "مردان و زنان با ایمان یار و دوستدار یکدیگرند که به اعمال نیک و پسندیده فرمان می دهند و از رفتارهای ناپسند باز می دارند.( توبه:71)


بطور مسلم اگر در جامعه ای فضائل اخلاقی و انسانی حاکم شود دیگر زمینه ای برای پیدایش و رشد ضد ارزش ها ایجاد نخواهد شد ولی گاهی به دلیل سهل انگاری ها و بی تفاوتی ها و کم رنگ شدن ارزش ها، بستر مناسبی برای شکل گیری ضد ارزش ها فراهم می شود، بویژه اگر در برابر پلیدی ها اقدامی صورت نگیرد و حساسیتی نشان داده نشود. رسول گرامی اسلام (ص) برای جلوگیری از ایجاد چنین پدیده ای به شدت در مقابل انسان های بی تفاوت عمس العمل نشان می دهد و می فرماید: "خداوند از مومن ضعیفی که دین ندارد به شدت نفرت دارد. گروهی با تعجب پرسیدند : مومن ناتوانی که دین ندارد چه کسی است ؟ فرمود: کسی که نهی از منکر نمی کند و از زشتی ها بازنمی دارد." حال باید پرسید آیا کسانی که امروز جنایت امریکا و صهیونیست ها را می نگرند، قتل عام ملت مظلوم یمن را مشاهده می کنند، کشته شدن دهها و صدها انسان بی پناه را در سوریه و فلسطین، در بحرین، در عراق، افغانستان و لبنان ودیگر کشورهای اسلامی می بینند و با سکوت مرگبار خود این همه جنایت را تایید می کنند نمونه آشکار انسان های ناتوان وبی دین نیستند؟ و مشمول خشم و غضب پروردگار نمی باشند؟ ایا ارتجاع عرب، بویژه دولت وابسته وخود فروخته عربستان براساس فرموده پیامبر (ص) بویی از اسلام و انسانیت برده اند؟ 


درحقیقت روح و عمق رسالت امر به معروف و نهی از منکر حاکی از آن است که باید در برابر کسانی که در جبهه پاکی ها و ارزش های اخلاقی و انسانی حضور دارند و از حریم نیکی ها و فضیلت ها پاسداری می کنند، جاذبه داشته باشیم و از افرادی که در جبهه پلیدی ها و ددمنشی ها فعال هستند و به نفع قدرت های شیطانی تلاش می کنند و آب به اسیاب دشمن می ریزند، دافعه و تنفرداشته باشیم. این دو ویژگی، یعنی دافعه و جاذبه از خصوصیات بارز رسول خدا (ص) و پیروان راستین اوست که قرآن دروصف آنها این گونه سخن می گوید: " محمد فرستاده خدا و کسانی که با او (همگام و همسو) هستند در برابر کفار از موضع شدت و قدرت برخورد می کنند و درمیان خود (و بین مسلمانان) رافت و رحمت از خود نشان می دهند.( فتح - 28)
در یک نگرش کلی به سیره فرهنگی و اجتماعی رسول خدا (ص) با این حقیقت آشنا می شویم که مردم در نظام اسلامی جایگاه و نقش ویژه و سرنوشت سازی دارند. پیامبر اسلام (ص) گذشته از عنایات خاص و امدادهای الهی در تمام فراز و فرودها، با کمک و حمایت های بیدریغ صادقانه مردم صدر اسلام بود که توانست از تمام گردنه های پر پیچ و خم تاریخ اسلام عبور کند وحاکمیت مقتدر اسلامی را درمدینه برپا سازد و مردسالاری دینی را به عنوان یک الگوی موفق به جهانیان ارائه دهد. رسول اکرم (ص) برای آن که نشان دهد که دراین نظام رای و نظر مردم نقش اساسی و عملی درمدیریت حکومت اسلامی دارد از سوی خدا ماموریت یافت که در برنامه ری زیهای خود با مردم عصر خویش مشورت نماید. قرآن دراین باره می فرماید: "با آنان درکارها مشورت کن" امت اسلامی هم با پیروی از سیره زمامداری و رهبری پیامبر (ص) به منظور برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های منطقی و اصولی خود به مشورت می پردازند. قرآن در این باره می گوید: "و کسانی که فرمان پروردگارشان را پاسخ دادند و نماز را برپا داشتند (و مدیریت) امورشان را در میان خود بر پایه مشورت به انجام رساندند ..." (شوری: 38)
امید است حرکت و جنبش بیداری اسلامی بستر های مناسب و مساعدی را با الهام گیری از سیره فرهنگی و اجتماعی پیامبر اسلام (ص ) برای نفوذ وگسترش روز افزون اسلام ناب محمدی _(ص ) بوجود آورد و بساط اسلام آمریکایی که مبتنی براشرافیت ، خشونت، اقدامات جاهلانه، خردستیز و ضد انسانی است به یاری خدای بزرگ برچیده شود .

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Sat, 11 Jun 2016 18:30:36 +0430
محمد، خورشید فروزان هدایت (14) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/117121-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-14 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/117121-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-14

 

 

 

یکی از سیاست های راهبردی دولت ها، برقراری وحدت بین افراد جامعه ای است که برآنها حکومت می کنند. در این برنامه به موضوع وحدت در نگرش پیامبر اسلام (ص) می پردازیم.

یکی از سیاست های راهبردی دولت ها، برقراری وحدت بین افراد جامعه ای است که برآنها حکومت می کنند. ولی انگیزه هریک بر مبنای دیدگاهی که دارند، کاملاً متفاوت است. گروهی براساس انگیزه های ملی و تعصب های ناسیونالیستی در صدد ایجاد وحدت هستند که در ادبیات سیاسی جهان تحت عناوین: پان عربیسم، پان ترکیسم و مشابه آنها نامبرده می شوند.
برخی برپایه اهداف نژاد پرستانه برای برقراری وحدت برنامه ریزی و تلاش می کنند مانند نازیسم و صهیونیزم / دسته ای، مکاتب سیاسی و ایدئولوژیک را مبنای برپایی وحدت قرار می دهند مانند کمونیزم و مائوئیسم، که براساس اتحاد کارگران و دهقانان شکل گرفت. بعضی دیگر اصول نظامی و نبرد تسلیحاتی را هدف اتحاد قرار می دهند، مانند پیمان ناتو، ورشو و ... که هدفشان تشکیل کشور های متحدی است که در برابر قدرت های رقیب خود صف آرایی می کنند . 
هر کدام از این دولت ها به روش های مختلف اقتصادی، سیاسی، منطقه ای، بین المللی متناسب با منافع و تثبیت موقعیت خود می کوشند جبهه متحدی را تشکیل دهند ولی این نوع وحدت ها تا زمانی پایدار می مانند که منافع آنان تامین شود و یا تضاد و اصطکاکی میان آنها ایجاد نشود، به همین جهت به محض آن که کوچکترین اختلافی بروز کند اساس آن وحدت از هم فرو می پاشد وحتی به جنگ و ستیز تبدیل می گردد. در این برنامه به مسئله وحدت در نگرش پیامبر اسلام (ص ) می پردازیم . 
******
پیامبران الهی، مانند اکثر زمامداران سیاسی در اندیشه برقراری وحدت میان امت ها و اقوام زمان خود بودند. بااین تفاوت اساسی و بنیادی، که هیچ یک از انگیزه های آنان ملی، نژادی، سیاسی، نظامی یا اقتصادی نبود، بلکه هدفی صددرصد الهی و انسانی داشتند. آنها با تکیه بر اصل خدا محوری می کوشیدند به تمام انگیزه های اختلاف برانگیز پایان بخشند و در پرتو تقویت باورهای توحیدی، اتحادی حقیقی و پایدار در جامعه ایجاد نمایند. زیرا در جهان بینی توحیدی، نشانی از مرز بندی دنیای سیاست دیده نمی شود؛ هرچه هست رنگ و بوی الهی دارد که زیباترین و پایدارترین رنگ هاست. 

پیامبر گرامی اسلام (ص ) نیز در راستای رسالت توحیدی تمام پیامبران با تلاشی خستگی ناپذیر، تمام بنیان های اختلاف برانگیز نژادی، قومی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی را ریشه کن نمود. سپس در سایه گسترش اندیشه های ناب توحیدی، اتحادی استوار به وجود آورد. البته مسئولیت رسول خدا (ص) در این زمینه بسیار مهم تر از سایر پیامبران بود. چون رسالت آنان محدود به همان اقوامی بود که درمیان آنان برسالت برانگیخته شدند ولی پیامبر اسلام (ص ) رسالتی جهانی داشت و می بایست برای تحقق وحدت و صلح جهانی گام بردارد. به بیان دیگر، مکه و مدینه نقطه آغاز بعثت پیامبر اسلام (ص ) بود ولی قلمرو آن گستره جهانی بشری را در برمی گرفت.
***************

وحدت در مکتب پیامبران آنگاه اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم فراتر از خواست آنها، این فرمان الهی است که از تمام موحدان راستین و یکتا پرست می خواهد که ریسمان پوسیده قدرت گونه های تاریخ را که برای فریب افکار عمومی و به دروغ شعار وحدت سرمی دهند رها سازند و به ریسمان مستحکم الهی چنگ بزنند و از هر گونه اقدامات تفرقه انگیز بشدت دوری کنند . " همگی به ریسمان (گسست ناپذیر) خداوندی در آویزید و پراکنده ومتفرق نشوید. (آل عمران / 103)
قرآن، برای تبیین این مقوله که چرا باید فقط به وحدت الهی دارد اندیشید و برمحور آنها جامعه ای متحد را تشکیل داد می فرماید( به ریسمان) خدا چنگ بزنید، چون او سرپرست و مولای شماست که چه نیکو سرپرستی است وچه نیکو یارویاوری است .(حج - 78)


اگر اصل خدا محوری ملاک و معیار وحدت نباشد، انگیزه ها و تعصب های کور سیاسی، نژادی، ملی، جغرافیایی و امثال آن رخ می نماید و اساس وحدت را متزلزل و ناپایدار می سازد. خدای بزرگ برای آن که پویندگان حقیقی طریق وحدت، دردام کژ راهه ها گرفتار نشوند به صراحت می فرماید: "و همانا راه راست من این است پس از آن پیروی کنید و از راه و روش های (غیر خدایی) تبعیت نکنید که شما را از راه (نجات بخش) او متفرق و پراکنده می کند. و این پندی است که خدا شما را (به اجرای آن) سفارش نموده است. باشد که تقوا پیشه کنید .(انعام - 153)
ولی کسانی که اعتقاد عمیق و ژرفی به اصل خدا محوری ندارند تصور می کنند با تهدیدها و تطمیع ها می توانند دردل ها نفوذ و قلب ها را به هم نزدیک کنند و در نهایت وحدتی اساسی و پایدار را در میان جامعه ایجاد نمایند. خداوند بر روی چنین تفکر غلط و نادرست خط بطلان می کشد و می فرماید:
"و... اگر تمام دارایی و ثروت در زمین را هزینه می کردی نمی توانستی دل هایشان را به هم پیوند دهی و این خدا بود که میان (قلب ها) الفت و پیوند برقرار کرد. همانا او شکست ناپذیر و حکیم است ."(انفال - 63)


بسیاری از پیوندها و وحدت هایی که با انگیزه های غیر الهی صورت می گیرد با کوچکترین فراز و فرود، تبدیل به اختلاف ها و خصومت ها می گردد و دو دولت و یا ملتی که تا دیروز با یکدیگر روابط دوستانه و صمیمی داشتند آن چنان با هم دشمن می گردند که ممکن است آتش جنگ را میان خود شعله ور سازند. ولی وحدتی که بر مبنای اصل خدا محوری تشکیل شود، روز به روز بر استحکام آن افزوده می شود و عنایات و الطاف الهی را به همراه خواهد داشت. قرآن کریم در ترسیم این واقعیت می فرماید:
"پس کسانی که به خدا ایمان آورند و به ریسمان گسست ناپذیر او چنگ زنند پس به زودی در فضای سراسر رحمت و فضل و کرم ( الهی ) وارد می شوند و آنها را به سوی خود و به راهی راست و مستقیم هدایت خواهدکرد. (نساء- 175)
رسول گرامی اسلام (ص ) با الهام از آموزه های وحدت آفرین قرآن می فرمود: "جماعت و اتحاد و یکپارچگی، رحمت است." (بحار الانوار ج 89 ص283) و در بیان دیگری فرمود:
" دست خدا ( همراه ) با جماعت و وحدت است .(همان ح - 1-4 ص 73)


در پرتو آموزه های سازنده قرآن کریم، پیامبر اسلام (ص) توانست به تمام خصومت ها، جاه طلبی های اختلاف برانگیز و قتل و غارت عصر جاهلیت پایان بخشد و امتی متحد و مقتدر تشکیل دهد و در نهایت، با پیمان برادری میان مسلمانان، جامعه ای سرشار از مهر و عطوفت را ایجاد نماید. تاریخ درخشان اسلام، صحنه های کم نظیر و شگفت آوری از روابط عمیق انسانی و بحث آمیز را در صفحه های زرین خود ثبت کرده است. ولی تاریخ نشان می دهد که دشمن در گذشته و نیز در مقطع کنونی، همواره می کوشد با ترفندها و توطئه های هدفمند و برنامه ریزی شده خود ضربات سنگینی را بر پیکر جهان اسلام وارد نماید. از دیدگاه قرآن و سیره رسول خدا (ص) تنها راه مقابله با نقشه های تفرقه آمیز دشمنان، آن است که جامعه اسلامی از دو ویژگی جاذبه و دافعه برخوردار باشد. یعنی از سویی روابط داخلی خود را تحکیم بخشد و از سوی دیگر، تمام تحرکات دشمن خارجی را رصد کند. و با قدرت و هوشیاری کامل بدون کوچکترین تزلزل و هراس در مقابل تمام نظام هایی که قصد تفرقه آفرینی دارند، بایستد. خدای بزرگ در ترسیم خط مشی (دولت و جامعه اسلامی) و سیره رسول خدا (ص) و مسلمانان راستین می فرماید:
"محمد فرستاده خداست وکسانی که بدو ایمان آورده و با او هستند در برابر کفر پیشگان باشدت و قدرت برخورد می کنند و در میان خود، نهایت لطف و رحمت را دارند." (قسمتی از آیه 29 فتح)


بدون تردید هر زمان و در هر جا که نشانه های وحدت و یکپارچگی دیده می شود، باید دست رحمت الهی را در آن جامعه احساس کرد و برعکس، هرگاه آثار اختلاف و دشمنی و خصومت درمیان دنیای اسلام بروز می کند، باید دست های پنهان شیطانی را جستجو کرد. کسانی که به خوبی می دانند اگر مسلمانان با یکدیگر متحد شوند، هرگز نمی توانند نقشه های شوم خود را عملی سازند. به همین جهت، با ترفندهای گوناگون، سعی در فرو پاشی و تجزیه دنیای اسلام داشته، آن را یکی از راهبردهای کلیدی و موثر خود می دانند. رسول گرامی اسلام (ص) که خطر تفرقه را بیش از هر کس دیگری احساس می کرد، ودست شیطان ( و شیطان صفت ها ) را به خوبی مشاهده می کرد با زبان گویایی به طرح این واقعیت پرداخته می فرمود: "هرگاه فردی از پیکر جامعه جدا شود شیطان او را می رباید، همچنان که گرگ، گوسفند جدا شده از رمه وگله را دردام خود می اندازد. (بحارج 104 ص 73)
در چنین فضایی نقش کلیدی جاذبه و دافعه در رفتارها و موضع گیری های جامعه روشن می شود و خدای بزرگ این گونه هشدار می دهد:" ای کسانی که ایمان آوردید، دشمنان من و دشمنان خودتان را به دوستی و سرپرستی انتخاب نکنید."
قرآن، برای آن که مسلمانان این هشدار را جدی بگیرند می فرماید: "اگر آنان به شما دست یابند و مسلط شوند دشمنان (سرسخت) شما می شوند و دست و زبان ( تجاوز ) به سوی شما می گشایند و دوست دارند که شما ( نیز دست از اسلام بردارید ) و کفرپیشه کنید ./ (ممتحنه - 102)

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Mon, 23 May 2016 10:51:19 +0430
محمد ، خورشید فروزان هدایت (13) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116928-محمد-،-خورشید-فروزان-هدایت-13 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116928-محمد-،-خورشید-فروزان-هدایت-13 محمد ، خورشید فروزان هدایت (13)

 

 

 

با نگاهی کلی به سرنوشت تلخ و دردناک انسان های ستمدیده درطول تاریخ بشری، با این واقعیت مواجه می شویم که همواره کام بشریت از زمامداران ستم پیشه زهرآگین بوده است. بسیاری از انسان های آزادی خواه قربانی امیال شیطانی حاکمیت های ظالمانه شده اند. گروه زیادی از مظلومانی هم که از ستم جباران تاریخ به ستوه آمده و بپا خاستند، قتل عام شدند و بسیاری از کاخ های سربه فلک کشیده با تازیانه های ستم بر پیکر نحیف بردگان برپا شده است. پیامبران الهی برای رهایی مظلومان و ستمدیدگان بپا خاستند و در مقابل نظام های ظالمانه زمان خود قد برافراشتند. قیام حضرت ابراهیم (ع) در برابر نمرود، حضرت موسی (ع ) درمقابل فرعون، حضرت عیسی (ع ) در برابر قیصر و پیامبر اسلام (ص) در مقابل حاکمیت های روم و ایران باستان از جمله آنهاست.

رهبران الهی در صدد بودند با سرنگونی حاکمیت های استکباری و رها سازی مظلومان، نظامی عادلانه تشکیل دهند تا نه تنها دیگر نشانی از پایمال شدن حقوق محرومان وجود نداشته باشد بلکه هرکس به میزان استحقاق و صلاحیتی که دارد از حقوق شایسته خود برخوردار گردد و تمام انسانها در جایگاه حقیقی خود قرار گیرند و اصل عدالت، معیار سپردن تمام مسئولیت ها و امتیازها باشد.
قرآن در تیین رسالت انبیاء در برپایی قسط و عدل این گونه سخن می گوید: "به تحقیق ما پیامبران خود را بادلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان (سنجش حق و باطل) نازل نمودیم تا مردم به عدل قیام کنند.(حدید - 25 )

انبیاء مامور شدند برای برپایی نظامی عادلانه بکوشند ولی تحقق این هدف بدون همراهی و همدلی مردم امکان پذیرنیست. اصولاً هر رهبری برای تحقق آرمان های خود نیاز جدی به حمایت مردم دارد. راز و رمز موفقیت رسول گرامی اسلام را هم باید در همین مقوله جستجوکرد. زیرا اگر حمایت مسلمانان صدر اسلام نبود، شاید پیامبر (ص) به تنهایی نمی توانست طومار سراسر ستم و بیداد عصرجاهلیت را در هم بپیچد و نظام مبتنی بر عدل اسلامی را برپا نماید. به همین دلیل، خدای بزرگ از سویی به رسول گرامی اسلام فرمان می دهد: بگو پروردگارم به من دستور داد که قسط و عدل ( را برپا دارم )( اعراف 29 ) و از سوی دیگر، به او ماموریت می دهد که در هنگام قضاوت میان مردم این گونه عمل نماید: "و اگر خواستی در میان مردم داوری کنی، به قسط و عدالت عمل کن، همانا خدا دادگران را دوست می دارد." (مائده: 42)

باید توجه داشت کسانی که در جایگاه رهبری جامعه قرار می گیرند اگر به راستی همانند پیامبران الهی در صدد برپایی عدالت باشند و تصمیم جدی برای مبارزه با ظلم ها و ستم داشته باشند، پیش از همه، خود باید در تمام زمینه های فردی و اجتماعی عادلانه رفتار نمایند و اسوه و الگویی برای دیگران باشند. چنانکه پیامبر(ص) خود اینگونه بود و همواره و در همه جا بر اجرای حدود و قوانین اسلامی بدون توجه به موقعیت افراد تأکید داشتند.
یکی از زنان قبیله قریش دست به سرقت و دزدی زده بود و قرائن و شواهد، انجام آن را تایید می کرد. رسول خدا (ص) تصمیم گرفت ایشان را مجازات کند. در این هنگام بزرگان قریش که حیثیت خود را درخطر دیدند به صحنه آمدند تا با میانجیگری خود از پیامبر (ص) بخواهند از اجرای حکم خودداری کند. رسول اکرم (ص) نه تنها به درخواست آنان ترتیب اثر نداد، بلکه فرمود: "امت ها و مردم پیش از شما بدان سبب هلاک شدند که حدود قضایی و اجتماعی را درمورد فرودستان و ضعیفان اجرا می کردند، درحالی که صاحبان قدرت و ثروت را رها می ساختند، سوگند به آن که جانم دردست اوست، اگر دخترم فاطمه نیز چنین کرده بود حد الهی را بر او اجرا می کردم."

بدیهی است کسانی که منافع و حیثیت اجتماعی خود را درخطر می ببینند در برابر افرادی که در اجرای قانون، قاطع و سازش ناپذیرند، مقاومت می کنند و به ملامت و سرزنش آنان می پردازند. رسول خدا (ص) برای آن که مجریان قانون تحت تاثیر این جوسازی ها قرار نگیرند و در هیچ شرایطی از اصل اساسی عدالت و اجرای قوانین الهی کوتاهی نکنند، فرمود: "قوانین الهی را ( در هر کجای زمین ) چه نقاط دور دست و چه نزدیک ،برپا دارید و در راه خدا به سرزنش ها و ملامت ها ترتیب اثر ندهید ." نهج الفصاحه - ح 436/
اگر عدالت اجتماعی رعایت نشود و فقط افراد ناتوانی که هیچ پشتوانه ای ندارند، به پای میزمحاکمه کشیده شوند و گروهی با تهدید و تطمیع ها تن به اجرای حدود ندهند، بدون شک، چنین جامعه ای مسیر انحطاط و سقوط را درپیش گرفته، در نهایت روبه زوال خواهد رفت. علی (ع) که دردوران حکومت کوتاه مدت خویش، سخت ترین مقاومت ها را در اجرای عدالت اسلامی از خود نشان داد می فرمود: بارها از رسول خدا (ص) شنیدم که بیان می داشت: "هر امت و ملتی که در آن حق انسان ضعیف وناتوان، از قدرتمندان با قاطعیت گرفته نشود، هرگز روی سعادت را نخواهد دید." (نهج البلاغه - نامه 53)
اجرای عدالت، گذشته از دستاوردهای مهم اجتماعی در این جهان، میزانی است که آینده انسان ها و جوامع بشری را به سوی بهشت برین رقم می زند و برعکس، اگر این میزان نادیده گرفته شود و حقوق انسان ها پایمال گردد، گذشته از آن که زندگی را به کام همه تلخ می کند، پایان آن به دوزخ منتهی می گردد. پیامبر اسلام (ص ) دراین زمینه می فرماید:
"عدل میزان الهی در زمین است. پس هرکس آن را برگزیند و ( معیار اعمال و گفتار خود قرار دهد) به سوی بهشت رهنمونش می کند و هر کس آن را رها سازد (و بدان بها ندهد) به سوی آتش او را سوق می دهد." (مستدرک الوسایل ج 11 ص 317 )

رسول گرامی اسلام نه تنها درامور کلان، نسبت به اجرای اصل عدالت حساسیت داشت بلکه درمسایل به ظاهر کوچک هم، عدالت را مبنای رفتارهای خود قرار می داد تا از شکل گیری هر نوع ذهنیت غلط جلوگیری کند. یکی از روزها، رسول خدا (ص) در میان گروهی که در مسجد بودند حضور یافت. روش آن حضرت این گونه بود که از افراد می خواست به صورت حلقه ای دایره وار بنشینند که فراز و فرود آن مشخص نباشد. به همین جهت اگر فرد ناشناسی وارد مسجد می شد، آن حضرت را نمی شناخت مگر آن که سوال می کرد محمد کدام یک از شماست. از این مهمتر آن که پیامبر اسلام حتی در نگاه کردن خود به افراد حاضر در مجلس عدالت را رعایت می کرد تا هیچکس برای خود امتیازی در نظر نگیرد و یا تصور نکند که بر دیگران برتری دارد.

پیامبر عالی قدر اسلام (ص) زمانی که آخرین روزهای زندگی درس آموز و الهام بخش خود را سپری می کرد و تب سوزان و شدیدی او را آزار می داد ، از نزدیکان خود خواست برای آخرین بار او را به مسجد ببرند و بار دیگر با مسلمانان دیدار کند. درحالی که همه نگران پیامبر خدا بودند و نفس ها در سینه ها حبس شده بود، رسول گرامی اسلام (ص) به سختی لب به سخن گشود و فرمود: "ای مردم: من خدایی را که غیر از او خدایی نیست می ستایم هرکس در میان شما حقی برمن دارد بستاند. اگر بر پشت کسی ناخود آگاه تازیانه ای زده ام این پشت من به جای آن تازیانه ای بزند. اگر کسی را دشنام داده ام بیاید دشنام دهید. آگاه باشید که محبوب ترین شما در نزد من کسی است که اگر حقی برمن دارد بگیرد و یا مرا حلال کند. تا هنگام دیدار ولقاء پروردگارم سبکبار و خرسند باشم ..."
همه، سرها را به زیر افکندند ... زندگی او بگونه ای نبود که حقی را پایمال کند و ستمی را روا دارد. هیچکس قدرت سخن گفتن نداشت، سکوت همه جا را فرا گرفته بود. ناگهان مردی برخاست و درحالی که از شدت هیجان به شدت می لرزید گفت: ای رسول خدا موقع بازگشت از نبرد طایف در حالی که برشتری سوار بودید تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقاً تازیانه بر شکم من اصابت کرد، من می خواهم قصاص (تلافی) کنم. دل ها نزدیک بود که از غم باز ایستد، کسی را یارای آن نبود که سر بردارد پیامبر (ص) با چهره ای آرام و درحالی که درتب می سوخت پیراهنش را بالا زد و از مردخواست که بیاید و جبران کند / مرد پیش آمد، لحظه حساسی بود ناگاه ناله های درد آلود مردم فضای حیرت زده مسجد را به لرزه در آورد. هر چند مشاهده چنین صحنه ای برایشان سخت و ناگوار بود، ولی هنگامی که سربرداشتند دیدند مرد خود را دیوانه وار برسینه و شکم پیامبر افکنده و آن را بوسه باران می کند. موج اشک کسی را امان نمی داد و عشق و شوق آن چنان فضای مسجد را پر کرد که خاطره تلخ و شرم آن مرد اعرابی را از اذهانشان پاک ساخت و در اوج شادی، بخود می بالیدند که پیرو چنین پیامبری هستند . (مناقب آل ابی طالب ج 1 - ص 164/ محمد خاتم پیامبران ج 1 ص 355)

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Wed, 18 May 2016 17:42:10 +0430
محمد(ص ) خورشید فروزان هدایت (11) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116092-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-11 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116092-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-11

 

 

 

 یکی از اهداف بنیادین و زیر بنایی پیامبران الهی، تحول فرهنگی و اجتماعی، یا انقلاب در این دو زمینه بود. رسول گرامی اسلام (ص) نیز در راستای رسالت تمام انبیاء سر لوحه برنامه های خود را، انقلاب فرهنگی و اجتماعی قرار داد. در ادامه با اقدامات حضرت محمد(ص) در این زمینه آشنا می شویم.

 

یکی از اهداف بنیادین و زیر بنایی پیامبران الهی، تحول فرهنگی و اجتماعی، یا انقلاب در این دو زمینه بود. آنان با یک برنامه ریزی مشخص و هدفمند، با تمام توان کوشیدند ضد ارزش های حاکم در جامعه عصر خویش را نفی کنند و ارزش هایی را استقرار ببخشند که مبتنی بر آرمان های اخلاقی و انسانی برخاسته از اندیشه های توحید می باشد. رسول گرامی اسلام (ص) نیز در راستای رسالت تمام انبیاء در همین مسیر گام برداشت، و سر لوحه برنامه های خود را، انقلاب فرهنگی و اجتماعی قرار داد. اهمیت این حرکت سرنوشت ساز زمانی روشن می شود که با فرهنگ عصر جاهلیت آشنا شویم، آن گاه طرح جامع و نوینی که پیامبر اسلام بر جامعه صدر اسلام، و تمام زوایای رفتارهای فردی و اجتماعی حاکم ساخت، آشکار می گردد. 

قرآن در یک نگاه کلی، مقوله گمراهی، سرگردانی و به بیراهه رفتن های دوران جاهلیت را مطرح ساخته و می فرماید: "بطور قطع و یقین، همه در ورطه گمراهی آشکاری فرو رفته بودند." (جمعه / 2 و آل عمران 164) 
در فراز دیگری، از شرایط خطرناک مردم عصر جاهلیت ، اینگونه سخن می گوید: 
"و شما در لبه پرتگاه (یک زندگی) جهنمی بودید، و (خداوند) شما را از سقوط در آن نجات بخشید." (آل عمران / 103)
قران برای شفاف سازی، به مصداق ها و نمونه هایی از انحراف ها و کژی های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و ... آن عصر می پردازد. در بعد اعتقادی، دور شدن از فطرت اصیل و بنیادی توحید را مطرح ساخته و حدس و گمان های بی پایه و اساس آنان را زیر سوال برده ومی فرماید:
"گمان های نادرست و ناحقی در عصر جاهلیت نسبت به خدا روا می داشتند ... ." (آل عمران / 154)


مشرکان مکه، برای انحراف افکار عمومی، تثبیت قدرت و حفظ منافع خود، بت های بی جان و فاقد شعور را ساخته و پرداخته، تا با سرگرم ساختن آن به غارت و چپاول ثروت های ملی و مردمی بپردازند. آنها در توجیه حرکت انحرافی خود گفتند: "ما بتان را نمی پرستیم، مگر آن که ما را به درگاه خداوند نزدیک سازد." (زمر – 3)
متاسفانه دامنه این دیدگاه کژ و ضد توحیدی تا بدان جا امتداد یافت که در نهایت به انحطاط اخلاقی کشانده شد، و در یک اقدام غیر قابل تصور، با شکستن قداست کعبه، در حالی که زن و مرد، هیچ پوششی نداشتند، مشغول طواف و گردیدن به دور خانه خدا می شدند، و کف زنان و سوت کشان به گرد 360 بت، که مشهورترین آنها لات و عزی و منات بودند، اعمال عبادی و پرستش خود را به جای می آوردند.( انفال / 35 تفسیر نمونه 7ج ، ص 157)


پس از فتح شکوهمند و تاریخی مکه، که بدون جنگ و خونریزی صورت گرفت، پیامبر اسلام با اقتدار فراوان، وارد خانه کعبه گردید و با فروریختن بت ها، طومار بت پرستی عصر جاهلیت را در هم پیچید و به بلال حبشی فرمان داد بانگ ملکوتی اذان توحیدی را در فضای مکه طنین انداز کند. در این لحظه ملکوتی رسول خدا (ص) این آیه را زمزمه کرد:
"بگو حق آمده و باطل رفت، همانا باطل نابود شدنی است." (اسرائ -81)
در حالی که نفس ها در سینه ها حبس و آرامش و سکوت همه جا را فرا گرفته بود. پیامبر (ص) فرمان عفو عمومی را صادر کرد و برای مبارزه و نفی آداب و سنن عصر جاهلیت، سخنان مبسوطی را ایراد کرد و تحولی عمیق در جامعه پدید آورد. 


تفاخر به فامیل و خانواده و قبیله، از چالش های ریشه دار جامعه عرب بشمار می رفت، و بزرگ ترین افتخار برای هر یک از آنان این بود که رئیس و یا وابسته به قبیله ای سرشناس مانند قریش باشد. آن حضرت برای ریشه کن ساختن این اصل بی پایه و اساس فرمود:
"ای مردم! خداوند د ر پرتو اسلام، افتخارات موهوم دوران جاهلیت و مباهات به اجداد و نیاکان را از میان شما برداشت، همگی از آدم به وجود آمده اید، و او از گل آفریده شده اید. بهترین مردم کسی است که از گناه دوری کند، و خود را به زیور تقوا و پاکی آراسته سازد."
یکی دیگر از شاخص های عصر جاهلیت، تبعیض های ظالمانه نژادی بود. بر این پایه و اساس، امتیازات فراوان فردی و اجتماعی به طبقه اشراف داده می شد، نظام ارباب و بردگی بر پا شده بود، گروهی حاکم و دسته ای همواره محکوم به فقر و تسلیم بودن در برابر مظاهر قدرت وثروت بودند. رسول خدا (ص) این دیدگاه انحرافی را به شدت محکوم نموده و فرمود:
"تمام مردم، در روزگار گذشته و زمان حال (و برای همیشه) مانند دندانه های شانه مساوی و برابرند و عرب بر عجم، و سرخ بر سیاه برتری ندارد. ملاک فضیلت و برتری، برخورداری از تقوا و پرهیز کاری است."


جنگ و خونریزی و قتل و غارت، از چالش های مهم دیگر عصر جاهلیت بود. آنان با کوچک ترین بهانه ای آتش جنگ را شعله ور می ساختند و صدها انسان بی گناه را بخاک و خون می کشیدند. رسول گرامی اسلام برای برون رفت از این فضا، از مردم و تمام قبائل عرب خواست، از خون هایی که در عصر جاهلیت ریخته شده صرف نظر کنند، و تمام پرونده ها را مختومه اعلام نمایند تا نظم و آرامش و امنیت به جامعه برگردد، و در پرتو قانون هدفمند قصاص، از هرگونه هرج و مرج جلوگیری شود. اعلام فرمود: 
"من تمام دعاوی مربوط به جان و مال و همه افتخارات موهوم و پوچ گذشته را زیر دو پای خود قرار می دهم و تمام آن ها را بی اساس اعلام می نمایم".


یکی از راهبردهای کلیدی پیامبر برای پایان دادن به تمام بحران های فرهنگی و اجتماعی و ایجاد یک انقلاب بنیادین، پیوند برادری و اخوت اسلامی بود، پیوندی که به اوج روابط انسانی و اخلاقی منتهی شد، به گونه ای که در تمام فراز و فرودهای زندگی، آنان در کنار هم، و در غم ها و شادی ها شریک یکدیگر بودند. رسول خدا (ص) برای تحکیم هر چه بیش تر این روابط انسانی و نهادینه سازی و استمرار آن، خطوط آن را ترسیم نمود و فرمود:
"مسلمان برادر مسلمان است و همه مسلمانان برادر یکدیگرند، و در برابر بیگانگان با هم متحدند، خون هر یک با دیگری برابر است و کوچک ترین آنها می تواند از طرف مسلمانان (در صورت ضرورت و مصلحت جامعه اسلامی) پیمان ببندد". (فروغ ابدیت ج 2، ص 735 )
در پرتو این انقلاب فرهنگی و اجتماعی، مردم عصر جاهلیت، آن چنان اقتداری پیدا کردند، که در برابر دولت های قدرتمند روم و ایران قد برافراشتند و تمام مرزهای جغرافیایی را در نوردیدند، و تا قلب اروپا پیش رفتند. خدای بزرگ برای آنان که مسلمانان گذشته خود را فراموش نکنند، و همواره به یاد داشته باشند که در پرتو عنایات الهی، به قله های شکوه و عظمت دست یافتند، این گونه بیان می دارد:
"به یاد آورید زمانی را که (تعداد شمار ) اندک، تمام توانایی های شما را گرفته و در روی زمین ناتوان بودید، بگونه ای که می ترسیدید که (صاحبان قدرت و ثروت) مانند عقاب های تیز پرواز به شما حمله کنند و مانند طعمه ای که در فضا معلق است، هر تکه ای از وجود و هستی شما را بربایند. پس خدا به شما (که هیچ پایگاه و تکیه گاهی نداشتید) پناه داد و با امدادهای خود یاریتان کرد، و از نعمت های پاک روزیتان ساخت. باشد که شکر گزار باشید و (قدر نعمت های او را بدانید). (انفال - 26 )


ولی با کمال تاسف در برهه ای از زمان مسلمانان گذشته خود، و الطاف الهی را فراموش کردند، و در نتیجه به مرور شکوه و عظمت دیرین خود را از دست دادند و در دام تفرقه ها وجدایی ها گرفتار شدند و با نقشه های دشمنان اسلام، کشور پهناور اسلامی که تا شرق و غرب جهان گسترش پیدا کرده بود، تجزیه شد. امروز مسلمانان به این نکته واقف شده اند که، تنها راه تجدید تمدن و شکوه و عظمت از دست رفته دنیای اسلام، بازگشت به سیره رسول گرامی اسلام (ص) و امید بستن به قدرت الهی و رهایی از سلطه حاکمیت های شرک آمیز و استکبار جهانی است که لازمه آن نیز، وحدت و یکپارچگی مسلمانان، و نفی قاطعانه اسلام آمریکایی، یعنی اسلام اشرافیت، اسلام جهل و نادانی و اسلام قتل و غارت و خشونت است. به لطف خداوند بیداری جهان اسلام، نوید بخش آینده ای روشن برای مسلمانان است، بخصوص آن که خدای بزرگ در همان آغاز بعثت پیابمر (ص) وعده پیروزی نهایی اسلام را به آن حضرت داده و چنین فرمود:
" او ( خدایی ) است که رسول خدا را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان (و قدرت ها) چیره و برتری بخشد و گواهی خدا بر آن کفایت می کند". (فتح 28)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Tue, 03 May 2016 17:20:12 +0430
محمد(ص )خورشید فروزان هدایت (10) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116091-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-10 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116091-محمد،-خورشید-فروزان-هدایت-10 محمد(ص )خورشید فروزان هدایت (10)

 

 

 

 

 

 

 

یکی از راهکارهای دین اسلام برای بخشش گناهان استغفار و دعا به درگاه خداوند متعال و واسطه قرار دادن ائمه برای طلب شفاعت است که بر خلاف تفکر انحرافی وهابیت در دین اسلام و سیره نبی گرامی اسلام بدان سفارش بسیار شده است. در ادمه با شرایط استغفار و طلب شفاع بیشتر آشنا می شویم.

زمانی که روز به پایان می رسد و خورشید اشعه زرین خود را جمع کرده، فروغ تابان ماه نمایان می گردد، انسان ها پس از یک روز تلاش و کوشش به کانون گرم خانواده بازمی گردند. پرندگان به آشیانه های خود پناه می برند، جنگل ها در سکوتی وهم انگیز فرو می روند و رفته رفته پدیده آرام بخش خواب ، تمام موجودات را فرامی گیرد . در چنین هنگامه ای مردان خدا ، به عشق معبود و محبوبشان از بستر شیرین خواب برمی خیزند. و با برپایی نماز شب زمزمه های عارفانه سرمی دهند و آن چنان غرق در فضای ملکوتی رازو نیاز با حق می شوند که گویا سراسر وجودشان لبریزاز جام عشق میود. خدای بزرگ که بیش از همه به پیامبر (ص) علاقه دارد و به جان پاک او سوگند یاد میکند به رسول خود این گونه الهام می بخشد:
"پاسی از شب را از خواب برخیزو (نماز) بخوان که نافله ای ( وتکلیفی مازاد و) مخصوص توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامی ستوده و شایسته نایل گرداند. (اسراء: 79)
رسول گرامی اسلام (ص) از همان لحظه ای که بعثت خود را آغازکرد، با تهاجم گسترده ای از مخالفت ها، کارشکنی ها و توطئه ها مواجه شد. شدت فشارها گاهی به اندازه ای بود که توان تحمل آن، از یک فرد عادی خارج بود، پیامبر هم منهای ویژگی دریافت وحی، همانند سایر انسان ها احساس خستگی می کرد و در گوشه خلوت، به دور از هیاهوها و جوسازی ها به استراحت می پرداخت. بناگاه در یکی از همین روزها، رسول خدا (ص) این ندای آسمانی را به گوش جان شنید که:
"ای جامه به خود پیچیده، شب را جز اندکی به (عبادت) برخیز؛ نیمی یا اندکی از آن را کاهش ده، یا بر آن (نیمه) بیفزای و قرآن را با فاصله وتامل بخوان." (مزمل: 4-1)


برپایه نظر مفسران عالی قدر در آغاز، نماز شب برهمگان واجب بود ولی چون اجرای آن برای همه میسرنبود وجوب آن به پیامبر اسلام (ص) اختصاص یافت. هرچند گروهی از مومنان و شیفتگان درگاه الهی، از سیره و سنت آن حضرت پیروی کرده و می کنند و شبانگاهان، زمانی که همه در خواب ناز فرورفته، از بستر گرم خود برمی خیزند و به مناجات و راز و نیاز حق می پردازند. رسول خدا (ص) در وصف این گروه می فرماید: هرگاه بنده ای در دل شب تار، با محبوب خود خلوت کند و با اوبه راز و نیاز بپردازد، خداوند نور را دردلش ثابت گرداند. سپس به فرشتگان درگاهش فرماید «ای فرشتگان من، به بنده ام بنگرید که دردل شب تار که اهل باطل به لهو و لعب سرگرمند و غافلان خفته اند، بامن خلوت کرده است. گواه باشید که من او را آمرزیده ام.» (امالی صدو ق- ص -220)


یکی از چهره های درخشان و فروزان شب زنده داری، علی (ع)، پرورش یافته مکتب نبوی است. نیازهای شبانه او، شهره آفاق بود و مناجات های عارفانه اش، الهام بخش دلباختگان درگاه ربوبی است. رسول خدا (ص) برای آن که عظمت و جایگاه بلند نماز شب را نشان دهد، در بخشی از سفارش های خود به آن حضرت فرمود: "برتو باد به نماز شب. و این جمله را سه بار تکرار فرمود." (وسایل الشیعه، ج 5 ، ص 268))در اهمیت و نقش سازنده نماز شب، همین بس که جبرئیل، فرشته مقرب درگاه الهی به پیامبر عالی قدر اسلام فرمود: "بدان که شرافت انسان با ایمان، نماز شب اوست."(همان)
"نماز شب" یکی از سنت های مهم و برجسته نبوی است و کسانی که خود را پیرو رسول خدا (ص) و ادامه دهنده راه او می دانند علاوه برنمازهای واجب روزانه که تکلیف و مسئولیت تمام مسلمانان است باید خود را مقید به نماز شب کنند تا هم از پیامبر (ص) تبعیت کرده و هم در این سیر و سلوک ملکوتی و این فضای معنوی حضوری جدی داشته باشند.
رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: "برشما باد به نماز شب که سنت پیامبر شما می باشد. نماز شب راه و رسم صالحان و پاکان است که پیش از شما بودند. نماز شب باعث دفع بلا و بیماری ها و دردها از جسم شما می باشد. (تفسیر صافی -ص 265)
نکته قابل توجه دراین روایت آن است که، نماز شب گذشته از لذت های معنوی و راز و نیاز به درگاه خداوند و ایجاد نورانیت در دل و صفای باطن، در سلامت بدن انسان هم تاثیرگذارمی باشد. این موضوع در علم روان شناسی ثابت شده و بدان نظریه دست یافته اند که روح سالم در بدن سالم است. یعنی اگر روح و روان از سلامتی برخوردار باشد بر روی سلامت جسم هم تاثیر گذار خواهد بود. 


علیرغم تمام مزایا و ارزش والایی که نماز شب در فرهنگ اسلامی دارد، چنین نیست که هر کس نماز شب بخواند از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بدون تردید، تنها کسانی قابل ستایش و تحسین هستند که با آگاهی و رژف اندیشی خاص، در فضای ملکوتی نماز های شبانه حضور می یابند و در پرتو روشنگری های عقل سلیم، و باتفکر در جهان آفرینش به هدفداری هستی ایمان دارند و از زمزمه های عارفانه خود، نهایت لذت را می برند ولی آنانی که از این ویژگی ها برخوردار نیستند، چه بسا از شب زنده داری خود تنها رنج بی خوابی را تحمل می کنند و هرگز لذت مردان خدا و دلباختگان محضر حق را درک و احساس نمی کنند. رسول گرامی (ص) درباره این گروه می فرماید: "چه بسا نمازشب خوانی که بهره اش از شب زنده داری، همانا رنج بیدار ماندن است. وچه بسا روزه داری که سودش فقط گرسنگی و تشنگی است و بهره دیگری ندارد.(نهج الفصاحه، حدیث 1648)


خلوت شب بهترین زمان برای درخواست و طلب بخشش از گناهان است. مردان خدا، علیرغم تمام تلاش ها و کوشش هایی که در مسیر عبودیت و بندگی حق بجا می آورند، خود را مصون از خطا و لغزش نمی دانند به همین جهت هنگامی که در سحرگاه برای نماز شب برمی خیزند، زبان به عذرخواهی و طلب آمرزش از پیشگاه خداوندی باز می کنند ، بدان امید که مشمول لطف و رحمت الهی قرار گیرند.
قرآن در وصف پرهیزکاران می فرماید: "آنها، اندکی از شب می خوابیدند و در سحرگاهان از درگاه ربوبی طلب آمرزش می کردند. (ذاریات: 18- 17 )
خدای بخشنده برای آن که دریچه امید را برروی بندگان خود بازنماید و از سقوط آنان در پرتگاه یاس و ناامیدی جلوگیری کند، به رسول گرامی اسلام (ص) این فرمان را می دهد: «به بندگان من خبر ده که من بی تردید آمرزنده مهربانم.» (حجر: 49)


طلب استغفار و آمرزش گناهان در سیره رسول خدا (ص) جایگاه ویژه ای دارد و خدای بزرگ نه تنها از مسلمانان و حتی مومنان، بلکه از پیامبر اسلام (ص) که از مقام عصمت برخوردار است و مصون از هر گونه خطا وگناه می باشد و روحی پاک از تمام آلودگی ها دارد، می خواهد که در برابر عظمت و ذات اقدس او زبان به استغفار و طلب آمرزش بازکنند. به همین دلیل به رسول برگزیده خود می فرماید:
"و بگو: پروردگارا، مرا ببخش و رحمت آور که تو بهترین مهربانان هستی. (مومنون: 118)
پیامبر عالیقدر اسلام به منظور پیروی از امر الهی و الهام گیری از قرآن می فرمود: "هرگاه قلبم را غباری می گیرد، روزی هفتاد بار از درگاه خداوند آمرزش می طلبم. (مستدرک الوسایل: ج 12 ص 122)


در همین رابطه کسانی که به دلیل سنگینی گناهان و یا به خاطر احتمال عدم پذیرش توبه، نگرانند که مبادا بطور مستقیم طلب آمرزش کنند و درخواست آنان پذیرفته نشود، انسان هایی را که در پیشگاه الهی قرب و منزلت دارند و خداوند به احترام آنها، دیگران را مشمول رحمت و غفران خود قرار می دهد، واسطه قرار می دهند. خدای رحمان که بیش از همه با این نیاز و دغدغه بندگان گنهکار خود آشناست به پیامبر رحمت و عطوفت خود اعلام می دارد:
"و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمان های خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند. (نساء: 64) 
موضوع واسطه قرار دادن رسول خدا (ص ) و طلب آمرزش گناهان توسط آن حضرت، درسوره نور آیه 62 بیان شده که خدای بزرگ به پیامبر اجازه می دهد برای گنهکاران درخواست غفران و بخشش داشته باشد.
لذا پایه گذاران مکتب ساختگی وهابیت، که واسطه قرار دادن مقربان درگاه الهی، حتی پیامبر خدا را شرک می دانند، تفکری انحرافی را دنبال می کنند درحالی که پروردگار چنین اجازه ای را هم به مسلمانان و هم به رسول گرامی اسلام (ص) داده است تا به احترام آن حضرت، لغزش ها و گناهان ناخواسته آنان را مورد لطف و بخشش خود قرار دهد. از این جالب تر آن که خدای مهربان در سوره انفال آیه 33 می فرماید: «خداوند بخاطر حضور تو در میان آنها و هم برای آن که طلب آمرزش و مغفرت دارند، آنها را عذاب نخواهد کرد.»


البته استعفار زمانی پذیرفته می شود که انسان واقعا از کرده خود پشیمان شده، تصمیم به بازگشت گناه نداشته باشد. اگر حقوقی از سوی خدا و یا مردم برعهده او باشد در جبران آن بکوشد و خلاصه آن که تا جایی که امکان دارد برگرد گناه و نافرمانی پروردگار و اولیای او نگردد . در این صورت توبه و طلب آمرزش او در پیشگاه الهی پذیرفته می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Tue, 03 May 2016 17:16:08 +0430
محمد (ص ) خورشید فروزان هدایت (9) http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116090-محمد-ص-خورشید-فروزان-هدایت-9 http://dari.irib.ir/radioislam/پیامبر-ص/پیامبر-ص/item/116090-محمد-ص-خورشید-فروزان-هدایت-9

 

 

 

نماز از ارکان اساسی دین اسلام و وسیله ارتباط میان انسان ها با خداوند است. یکی از تعالیم و رسالت های رسول اکرم(ص) برپایی نماز بوده است. در ادامه با فواید نماز و تلاش های پیامبر گرامی اسلام برای برپایی نماز در جامعه آشنا می شویم.



یکی از اساسی ترین و استوار ترین ارتباط ها، ارتباط باخداست. یعنی رابطه میان انسان وکانون وحی. ارتباط میان بی نهایت کوچک بابی نهایت بزرگ. اسلام برای تقویت این ارتباط عمیق معنوی وملکوتی، از روش های گوناگونی مانند توحید دربندگی، عبادت و پرستش خداوند و راز و نیاز با پروردگار درقالب دعاهای عارفانه، استفاده می کند و با یک برنامه ریزی دقیق، منطقی و اصولی و هدفمند به فرهنگ سازی آن می پردازد. یکی از برجسته ترین مظاهر عینی و عملی این روش نماز است. کسی که هر روز نماز را به عنوان امری که خداوند آن را واجب ساخته است برپا می دارد و روزی پنج بار درصبحگاهان، میانه و پایان روز به نماز می ایستد و در برابر عظمت نامحدود الهی سرتعظیم فرودمی آورد، و برای نشان دادن فقرمطلق و نیاز همه جانبه خود، به سجده می رود و سر بر آستان ربوبیت الهی می گذارد. چنین انسانی در پرتو این ارتباط مستمر و دائمی، رفته رفته با تنفس در این فضای روحانی از نظر شخصیتی به گونه ای رشد می کند و به کمال می رسد که دیگر در برابر هیچ معبودی سرخم نمی کند، در قربانگاه هوی پرستی، پول و شهوت به مرداری گندیده تبدیل نمی شود و قله های بلند عزت و کرامت انسانی را که خدا به او بخشیده است، فتح می کند. همان خدایی که انسان را به بهترین و زیباترین شکل آفرید و آنگاه به خلقت او آفرین گفت و برای آن که ارتباط انسان را باخود حفظ و تقویت کند، نماز را براو واجب ساخت واین گونه فرمود:
"همانا من خدایم که غیر از من خدایی نیست، پس بنده من باش و نماز را برپا دار، تا به یاد من باشی." (طه - 14)
یکی از رسالت های مهم و سازنده انبیاء الهی و رسول گرامی اسلام برقراری ارتباط میان انسانها باخدا بود، به آنان ماموریت داده شد که با برپایی نماز، یاد خدا را در دل ها زنده نگاه دارند و از این رهگذر رابطه انسان ها را با خدا استحکام بخشند. در همین راستا خدای بزرگ به رسول گرامی اسلام (ص) چنین فرمان می دهد:
"آن چه از کتاب " قرآن "به تو وحی شده است بخوان و نماز رابرپا دار، همانا نماز ( انسان را ) از اعمال زشت و ناپسند باز می دارد و بدون تردید یاد خدا بزرگتر است و خدا می داند چه کارها واعمالی انجام می دهید." (عنکبوت - 45 )


نکته قابل توجه که در این آیات، بر آن تأکید شده و یکی از اهداف مهم نماز می باشد، به یاد خدا بودن است. در حقیقت اگر نماز با حضور قلب و خضوع و خشوع در برابر ذات اقدس الهی برپا شود، یاد خدا را در تمام لحظه های زندگی انسان زنده نگاه می دارد. در این صورت نماز که بزرگترین پل ارتباطی ما باخداست، ما را از ارتکاب اعمال زشت و ناپسند که هرگز با یاد خدا سازگاری ندارد باز می دارد و ما را به حریم قرب الهی نزدیک می سازد.
ولی اگر نماز، فقط یک سلسله اعمال ظاهری باشد و همانند پیکر بی جان روح نداشته باشد، نقش سازنده و بازدارنده نخواهد داشت وچون یاد خدا را در وجود ما زنده نمی سازد چه بسا انسان نمازگزار را آلوده به گناه و انحراف های فکری و عملی نموده و او را از حریم قرب خداوند دور سازد. پیامبر بزرگ اسلام (ص) می فرماید: "کسی که نمازش او را از انجام گناه و اعمال زشت بازندارد (نه تنها او را به خدا نزدیک نمی کند) بلکه او را از ساحت قدس خداوندی دور می سازد.


بنابر این، هرچند خداوند نماز را بر بندگان خود واجب نموده ولی هدف، نمازی است که روح پاکی ها، ارزش ها و فضیلت های انسانی را در ما ایجاد کند./ انسان های نماز گزار، همچنان که ارتباط با خدا را در تمام لحظه های زندگی در وجود خود تقویت نموده و استحکام می بخشند، ارتباط با جامعه و تلاش برای رفع نیازهای مادی و معنوی آنان را نیز موجب خشنودی خداوند می دانند و می کوشند به موازات ارتباط با خالق هستی، با مردم که مخلوق الهی هستند ارتباطی مستحکم و مداوم داشته باشند. در فرهنگ تربیتی و انسان ساز قرآن، سیره و روش پیامبر و تمام رهبران دینی و آسمانی این دو ویژگی موج می زند. یعنی آنان از سویی نهایت تلاش و سعی وکوشش خود را از طریق نماز برای تقویت ارتباط خود با خدا به کار می بردند و ازسوی دیگر، از درد و رنج مردم غافل نبودند و با کمک های انسان دوستانه در تحکیم روابط اجتماعی می کوشیدند و از آن چه خدا روزیشان کرده بود، به دیگران بدون کوچک ترین آزار و منتی می بخشیدند. کسانی که از ایمانی راستین برخوردارند در همین مسیر گام نهاده و ادامه دهنده راه رهبران آسمانی هستند. قرآن در ترسیم سیمای زیبای آنان به رسول گرامی اسلام (ص ) می فرماید:
"به بندگان من که ایمان آورده اند بگو نماز را (پیوسته) برپا دارند و از آن چه روزی شان کرده ایم (همواره) در نهان و آشکار انفاق کنند ...../ (ابراهیم - 31 )


بدیهی است اقامه مستمر نماز، نیاز به فرهنگ سازی دارد. اساسی ترین و موثرترین گام آن است که از خانواده آغاز شود چون اگر والدین با احساس مسئولیت، فرهنگ نماز را پایه گذاری کنند بدون تردید این فرهنگ در فضای جامعه، یک فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد. به دلیل اهمیت همین موضوع خدای بزرگ به رسول گرامی اسلام (ص) این گونه فرمان می دهد: "«و خانواده خود را به نماز فرمان ده و براجرای آن پافشاری کن و صبرو شکیبایی داشته باش." (طه- 132)
البته فرهنگ سازی نماز درمحیط خانواده، نیاز به دقت، پافشاری و شکیبایی دارد. چرا که بدون رعایت این مسئله، امکان احیائ فرهنگ نماز درخانواده بسیار کم خواهد بود. رسول گرامی اسلام (ص) هم با ادبیاتی مشابه قرآن در رهنمود خود می فرمایند: فرزندان خود را درسن هفت سالگی وادار به نماز کنید. در این رابطه باید بگونه ای برنامه ریزی و عمل نمود که علاقه و عشق به نماز در نهاد انسان ها نفوذ کند. که اگر چنین تحولی در روح و جان افراد ایجاد شود، دیگر نیازی به روش های تحمیلی نخواهد ماند. باید احساس نیاز رابطه با خالق هستی را در انسان ها زنده نمود تا همگان با علاقه ای وصف ناپذیر به جمع نماز گزاران بپیوندند و از زمزمه های عارفانه خود لذت ببرند. رسول گرامی اسلام (ص) در ترسیم اوج علاقه خویش به نماز به صحابی بلند پایه خود ابوذر این گونه می فرمود:
"ای اباذر، خداوند روشنی چشم مرا در نماز قرار داده است. نماز را چنان محبوب من ساخته که غذای لذیذ را برای گرسنه و آب گوارا را برای انسان تشنه. ای اباذر: گرسنه از غذا و تشنه از آب سیرمی گردد ولی من از نماز سیر نمی گردم :.(مکارم الاخلاق ج 2 - ص 461)


اقامه نماز با حضور قلب و خشوع، دستاوردهای زیاد و شگفت آوری را برای انسان نماز گزار به ارمغان خواهد آورد. پیامبر عالی قدر اسلام (ص) در زمینه تاثیرات نماز می فرماید:
"نماز از احکام دین و رضای پروردگار در آن است. نماز راه و رسم پیامبران به سوی خداست و برای نمازگزار دوستی فرشتگان، هدایت و ایمان و شناخت پروردگار، تشخیص حق از باطل، برکت در زرق و روزی و راحتی و سلامتی بدن و کراهت و ناراحتی شیطان می باشد ... به وسیله نماز، بنده به درجه عالی و مقام بلند و والا می رسد و موجب فتح و گشایش درهای ثبت می شود. (بحار ج 82- ص 231 )


یکی از موضوعات مهمی که در فضای اعمال عبادی مورد توجه جدی رسول خدا (ص) است مقوله عقل و دوری از جهل و نادانی می باشد. به عبارت دیگر اگر خاستگاه اعمال عبادی عقل و آگاهی عمیق و بصیرت و ژرف اندیشی نباشد و کارها براساس جهل و کژ اندیشی صورت گیرد، خسارت های جبران ناپذیری به بارخواهد آورد. در طول تاریخ بودند کسانی که نماز شب، خواندن قرآن ودیگر اعمال عبادیشان زبانزد خاص و عام بود، ولی از آنجا که این اعمال از روی آگاهی و بصیرت صورت نمی گرفت ، نقشی در تحول آنان نداشت. این افرادبا بهره نگرفتن از چراغ عقل، در تشخیص حق و باطل دچار مشکلات جدی شدند و با برداشت های غلط و انحرافی، سلطه و حاکمیت زمامداران خودکامه و حق ستیز را پذیرفتند و تحت پوشش وحمایت آنان دست به اقدامات مخرب و تکان دهنده ای زدند که قابل تصور نیست. علی (ع) در دوران زمامداری خود طعم تلخ مواجه و نبرد بااین گروه را در جنگ نهروان با خوارج چشید.
در عصر کنونی نیز نمونه بارز این گونه افراد، گروه داعش و تکفیری هستند که خود را پایبند به قرآن و سنت نبوی جلوه می دهند، ولی با حمایت امریکا، غرب، صهیونیزم و ارتجاع عرب حکم تکفیر دیگران را صادر می کنند. با بانگ الله اکبر، دست به قتل و غارت می زنند و از هیچ جنایتی خود داری نمی کنند. از همین رو پیامبر (ص) ضمن سفارش به انجام عبادات آگاهانه و سازنده، فرمود: "ازجاهلان عبادت پیشه و از دانشوران گناهگار دوری بجویید (چون هردو برای دنیا ودنیای شما زیان بخشند.) (نهج الفصاحه -حدیث 1647)
در روایت دیگری رسول خدا (ص ) می فرماید:
"دوگروه پشت مرا شکستند: 1- مقدس مآبان جاهل و نادان 2- دانشمندان بی پروا (که بادیدگاههای غلط و انحرافی خود تمام حدود و مرزهای دینی و انسانی را درهم می شکنند)."

 

 

 

]]>
پیامبر(ص) Tue, 03 May 2016 17:10:18 +0430