این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
یکشنبه, 02 حوت 1394 18:44

تفسیر سوره عنکبوت (8 تا 13)

 

 

 

ابتدا  آیات 8 و 9 از سوره عنکبوت: 
«وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»، «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصَّالِحِینَ»
ترجمه این آیات چنین است: 
«و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند و اگر آن دو تلاش کردند تا چیزی را که به آن علم نداری، شریک من قرار دهی، از آنها اطاعت مکن. بازگشت شما به سوی من است، پس شما را به آنچه انجام می‌دادید، آگاه خواهم کرد»، «و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده ‌اند، بی‌گمان آنان را در زمره صالحان در می آوریم»
در صدر اسلام، عده ای از جوانان به پیامبر اسلام ایمان آورده و دست از بت‌پرستی برداشته بودند. اما پدران و مادران آنها مشرک و بت‌پرست بوده و از آنها می خواستند از آئین پیامبر دست بردارند. حتی برخی مادران اعتصاب غذا می کردند تا فرزندان خود را تحت فشارهای عاطفی قرار دهند، با این حال آنها موفق نشدند فرزندانشان را از آئین اسلام جدا کنند.
این آیات خطاب به آن جوانان و همه کسانی که در خانواده‌های کفر و شرک زندگی می‌کنند، می‌فرماید: در حالتی بین پیوندهای خانوادگی و پیوندهای مکتبی تعارض ایجاد شود، حفظ دین، از جلب رضایت والدین مهمتر است و نباید به خاطر عواطف و احساسات، دست از دین و آئین برداشت. البته حفظ احترام پدر و مادر همواره لازم است و تا آنجا که می‌توانید به آنها نیکی کنید و در برآوردن نیازهایشان کوتاهی نورزید.
ادامه آیات خطاب به همه‌ افراد خانواده، چه والدین و چه فرزندان می‌فرماید: همه کارهای شما در دنیا ثبت می‌شود و باید روزی پاسخگوی کارهای خود باشید و تنها کسانی در قیامت در کنار پاکان و صالحان خواهند بود که اهل ایمان و عمل شایسته باشند.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. نیکی و احسان به والدین، مسئله ای انسانی و بدون قید و شرط است. آنها چه مسلمان باشند یا کافر، باید به آنها خدمت کرد و احترام گذاشت.
2. دعوت به شرک، درواقع دعوت به کاری بی دلیل و جاهلانه است، زیرا شرک، هیچ مبنای عقلی و علمی ندارد.
3. فرزندان در انتخاب راه صحیح باید آزاد باشند. پدر و مادر نمی‌توانند آنها را به راهی که خود رفته‌اند، مجبور کنند.

ا آیات 10 و 11 از سوره عنکبوت:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّـهِ فَإِذَا أُوذِیَ فِی اللَّـهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ کَعَذَابِ اللَّـهِ وَلَئِن جَاءَ نَصْرٌ مِّن رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ إِنَّا کُنَّا مَعَکُمْ أَوَلَیْسَ اللَّـهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِی صُدُورِ الْعَالَمِینَ»، «وَلَیَعْلَمَنَّ اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و برخی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: ما به خدا ایمان آورده‌ایم، اما هنگامی که در راه خدا مورد شکنجه و آزار قرار گیرند، آزار و شکنجه مردم را مانند عذاب خدا می‌شمرند [و دست از ایمان بر می‌دارند] و اگر از سوی پروردگارت یاری و پیروزی [به شما] برسد، می‌گویند: ما با شما بودیم. آیا خدا به آنچه در دلهای جهانیان است، آگاهتر نیست؟»، «و قطعاً خداوند آنان را که ایمان آورده‌اند می‌شناسد و منافقان را [نیز] می‌شناسد»
در ادامه آیات قبل، این آیات به گروهی دیگر از مؤمنان اشاره دارد که تنها در حالت رفاه و آسایش زندگی، اهل ایمان هستند و هرگاه نگهداری ایمان برای آنها، با سختی و مشکل همراه باشد، از ایمان و یاری مؤمنان دست می شویند و به کنار می‌روند. اما هنگامی که مشکلات برطرف شد و مؤمنان دوباره به قدرت رسیدند، خود را شریک اهل ایمان نشان می دهند. آنها می‌گویند: ما همه جا در کنار شما و با شما بودیم، پس در این پیروزی هم شریک شما هستیم.
ادامه آیات می‌فرماید: خداوند از باطن همه انسان‌ها آگاه است و می‌داند چه کسانی حاضرند برای حفظ ایمان تا پای جان بایستند و چه کسانی با اندک سختی، از ایمان خود دست بر می ‌دارند.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. ایمان برخی از مردم، زبانی است، نه قلبی! پس به هر ادعای ایمانی اعتماد نکنیم، زیرا ایمان واقعی افراد در هنگام گرفتاری آنها در سختی‌ها معلوم می‌شود.
2. گاهی ایمان آوردن و یا حفظ و نگهداری ایمان، هزینه دارد که اهل ایمان سختیهای راه را می‌پذیرند و تحمل می‌کنند.
3. منافقان افرادی فرصت طلب‌ هستند. به هنگام سختی و خطر می‌گریزند و در هنگام راحتی و پیروزی، خود را در کنار مردم و همراه آنها نشان می‌دهند تا از دستاوردها و مزایای آن بهره مند شوند.

آیات 12 و 13 از سوره عنکبوت:
«وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَایَاکُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِینَ مِنْ خَطَایَاهُم مِّن شَیْءٍ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ»، «وَلَیَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَیُسْئَلُنَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَمَّا کَانُوا یَفْتَرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«وکسانی که کافر شده اند، به کسانی که ایمان آورده اند گفتند: راه ما را پیروی کنید، ما بار گناهان شما را به عهده می‌گیریم. حال آنکه آنها چیزی از گناهانشان را به عهده نخواهند گرفت؛ قطعاً آنها دروغ‌گویانند»، «و بی شک آنان بار [گناهان] خودشان و بارهای دیگر را با بارهای خود بر دوش خواهند کشید و مسلماً روز قیامت از آنچه [به خدا و پیامبر] افترا می‌بستند، مورد سؤال قرار خواهند گرفت»
مشرکان تلاش می کردند که مؤمنان را از ایمان خود منصرف کرده و به راه شرک باز گردانند. این آیه می‌فرماید: آنها به کسانی که ایمان آورده بودند، می‌گفتند: به راه ما و راه نیاکان بازگردید و دست از پیامبر بردارید. اگر این کار خطا و گناه نباشد، که چیزی بر ما و شما نیست؛ و اگر هم گناه باشد، ما گناه شما را به گردن می‌گیریم و بر شما چیزی نیست.
ادامه آیات می‌فرماید: آنها در این ادعا دروغ می‌گویند: زیرا کیفر و پاداش به دست خداست، نه آنها/ آنها نمی‌توانند کیفر را از دوش گنهکار بردارند و او را معاف سازند. البته اگر کسی به واسطه این حرف نادرست گمراه شود و دست از ایمان بردارد، در قیامت کیفر خواهد دید و آن فرد مشرکی هم که موجب گمراهی وی شده، علاوه بر گناهان خود، گناهان فرد گمراه شده را بر دوش خواهد داشت.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. دشمنان از مؤمنان دست بر نمی دارند. گاه با آزار و شکنجه و گاه با وعده‌های دروغین، در پی بازگرداندن مؤمنان به راه کفر و شرک هستند.
2. در جهان بینی اسلامی، هیچ کس نمی‌تواند بار گناه دیگری را بر دوش کشد، یا ادعا کند گناه تو بر عهده من! 
3. اما کسی که دیگران را گمراه ‌کند، در گناه آنان شریک است و مسئول گناهان کسانی است که به وسیله او منحرف شده اند. البته این چیزی از گناه کسی که منحرف شده کم نمی کند. 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید