این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
یکشنبه, 02 حوت 1394 18:50

تفسیر سوره عنکبوت (14 تا 18)

 

 

 

ابتدا آیات 14 و 15 از سوره عنکبوت : 
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ» ، «فَأَنجَیْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِینَةِ وَجَعَلْنَاهَا آیَةً لِّلْعَالَمِینَ»
ترجمه این آیات چنین است: 
«و به راستی ما نوح را به سوی قومش به پیامبری فرستادیم. او هزار سال، پنجاه سال کم، در میان آنان به سر برد، [اما بیشتر مردم به او ایمان نیاوردند.] پس سیلاب آنان را فرا گرفت، در حالی که ستمکار بودند»، « و ما او و سرنشینان کشتی را نجات دادیم و آن را نشانه‌ای برای جهانیان قرار دادیم»
این آیات و آیات پس از آن به سرگذشت اقوام پیشین که در زمان پیامبرانی چون نوح و ابراهیم و موسی زندگی می‌کردند، اشاره دارد و میزان ایمان و همراهی آنان، یا نافرمانی و کوتاهی آنان را بیان می‌دارد.
براساس این آیات، با آنکه حضرت نوح نزدیک به هزار سال به دعوت مردم و ارشاد و انذار آنان پرداخت، اما عده بسیار کمی به او ایمان آوردند و اکثریت مردم راه کفر و عناد درپیش گرفتند. لذا به خواست خداوند، عذاب سختی که سیل و طوفان عظیم بود، نازل شد و همه مخالفان و معاندان نابود شدند و فقط مؤمنان نجات یافتند تا مایه عبرت برای اقوام بعدی باشد و بدانند که اگر امتی راه ظلم در پیش گیرد و در مقابل حق بایستد، به هلاکت می‌رسد.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. ایمان و کفر، در هلاکت و نجات اقوام در همین دنیا تأثیرگذار است.
2. از نظر قرآن، عمر طولانی هزار ساله امکان پذیر است. لذا اعتقاد به زنده بودن حضرت مهدی (عج) از هزار و دویست سال پیش تاکنون، امری امکان پذیر است.
3. در تبلیغ دین، صبر و پایداری لازم است و نباید انتظار ایمان آوردن اکثریت مردم را داشت.

 آیات 16 و 17 از سوره عنکبوت:
«وَ إِبْرَاهِیمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ»، «إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْکًا إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ لَا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّـهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
« و [یاد کن] ابراهیم را آنگاه که به قومش گفت: خدا را بپرستید و از او پروا کنید. این کار برای شما بهتر است، اگر بدانید»، «همانا شما به جای خدا بت‌ها را می‌پرستید و دروغی بزرگ می‌بافید. به راستی کسانی که به جای خدا پرستش می‌کنید، مالک روزی شما نیستند. روزی را نزد خدا جستجو کنید و او را بپرستید و در برابر او سپاس بگذارید که به سوی او بازمی‌گردید.»
پس از حضرت نوح، حضرت ابراهیم دومین پیامبر اولوالعزم است که مردم را از پرستش بت‌ها برحذر می داشت و آن‌ها را به پرستش خدای یکتا دعوت می‌کرد. آن حضرت یکی از ریشه‌های بت‌پرستی را نیاز مالی مردم دانسته و خطاب به آن‌ها می‌فرمود: اگر هم به خاطر فقر و نیاز، در برابر بت‌ها عبادت می‌کنید، بدانید که این اجسام هیچ نقشی در زندگی و توانی در برآوردن نیازهای شما ندارند.
اما اگر خدا را بپرستید و نعمت‌های او سپاس بگذارید، ‌هم از بندگی این اجسام بی‌جان رهایی می یابید ، و هم در برابر کسی سجده کرده‌اید که رزق و روزی شما در دنیا به دست اوست و پس از مرگ نیز پایان کار شما با اوست.
از این آیات می‌آموزیم:
1. عبادت و پرستش، بدون تقوا و پرهیز از گناهان، کارساز نیست.
2. آنان که به جای خدا، دیگران را در زندگی مادی خود مؤثر می‌دانند، گرفتار نوعی شرک هستند.
3. دین، همان طور که مردم را به تلاش برای راحتی و رفاه در زندگی و تأمین نیازهای مادی دعوت می‌کند، از آن‌ها می‌خواهد شکرگزار نعمت‌های خداوند باشند و تنها او را بپرستند.

آیه 18 از سوره عنکبوت:
«وَإِن تُکَذِّبُوا فَقَدْ کَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِکُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و اگر مرا تکذیب کنید، [تعجب ندارد، زیرا] امت‌های پیشین نیز پیامبرانشان را تکذیب کردند و بر پیامبر جز تبلیغ روشنِ [دین] تکلیفی نیست»
در ادامه آیات، حضرت ابراهیم در این آیه خطاب به بت‌پرستان می‌فرماید: من انتظار ندارم که همه‌ی مردم به دین خدا ایمان بیاورند، زیرا تجربه اقوام گذشته نشان می‌دهد که مردمان بسیاری پیامبران را تکذیب کرده و دعوت آنان را نپذیرفته ‌اند. وظیفه من و همه پیامبران الهی، ابلاغ دعوت الهی است و در قبال پذیرش یا عدم پذیرش مردم مسؤولیتی ندارم. من در قبال مسؤولیت خودم که تبلیغ دین خداست، باید پاسخ‌گو باشم. اگر همه مردم هم کافر شوند چیزی بر عهده من نیست.
از این آیه می‌آموزیم:
1. پیامبران مردم را به ایمان آوردن مجبور نمی‌کردند و وظیفه خود را ابلاغ می‌دانستند، نه اجبار.
2. مؤمنان انتظار نداشته باشند همه مردم مثل آن‌ها به خدا ایمان بیاورند. اگر آن‌ها وظیفه تبلیغی خود را انجام دهند، در قبال کافران مسؤولیتی ندارند.

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید