این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
شنبه, 15 حوت 1394 16:27

تفسیر سوره عنکبوت (24 تا 27)

تفسیر سوره عنکبوت (24 تا 27)

 

 

 

ابتدا آیه 24 از سوره عنکبوت: 
«فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّـهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»
ترجمه این آیه چنین است: 
«اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید، ولی خداوند او را از آتش نجات داد. همانا در این [ماجرا] برای مردمی که ایمان می آورند، نشانه‌هایی است» 
در این سوره، پس از سرگذشت حضرت نوح، از حضرت ابراهیم یاد شد و آیات پیشین، دلایل حضرت ابراهیم در دعوت مشرکان به سوی خدا و توجه به دنیای پس از مرگ را بیان کرد. این آیه، عکس العمل مردم را در برابر حضرت ابراهیم بیان می‌کند و می‌فرماید: آنها که در برابر گفتار منطقی و مستدل آن حضرت، پاسخی درست و منطقی نداشتند، به رفتار خشونت ‌بار روی آورده و مانند همه زورگویان و ستمگران عالم، خواستار برخورد شدید با ابراهیم بودند. بعضی پیشنهاد سوزاندن او را دادند و گروهی هم گفتند: او را اعدام کنیم تا از دست وی خلاص شویم.
چنانکه در آیات 68 تا 70 سوره انبیاء اشاره شد، آنها در نهایت تصمیم گرفتند آتش عظیمی فراهم کرده و حضرت ابراهیم را به میان آتش پرتاب کنند. لذا این آیه در ادامه می‌فرماید: آنها علیه جان پیامبر خدا توطئه کردند. اما خداوند آن حضرت را از سوختن در آتش نجات داد. چنانکه درآیات دیگر قرآن آمده، به فرمان خداوند، آتش بر ابراهیم سرد و سلامت شد و به او هیچگونه آسیبی نرسید. این خود بهترین عبرت است برای اهل ایمان که قدرت خداوند را برتر از همه قدرتها ببینند و مقهور قدرت‌های ظاهری و مادی نشوند.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. منطق دشمنان دین، آزار و شکنجه و قتل و اعدام است. آنها به دنبال درک و فهم حقیقت نیستند، بلکه در پی حفظ قدرت و شوکت و ثروت خود هستند.
2. اندک بودن تعداد مؤمنان، دلیل تسلیم شدن آنها در برابر زورگویان و ستمکاران نیست. ابراهیم با آنکه یک نفر بود، دربرابر گمراهان و کافران ایستاد و خداوند نیز او را یاری کرد.
3. اراده خداوند بر همه ابزارها و اسباب و علل غالب است. او هم سبب ساز است، هم سبب سوز/ به آتش، قدرت سوزندگی می‌دهد و هرگاه اراده کند، سوزندگی را از آتش می‌گیرد. 

اکنون آیه 25 از سوره عنکبوت :
«وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیَوةِ الدُّنْیَا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُم بِبَعْضٍ وَیَلْعَنُ بَعْضُکُم بَعْضًا وَمَأْوَاکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن نَّاصِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و ابراهیم گفت: همانا [شما مشرکان] به جای خدا بتهایی را برگزیده‌اید که در زندگی دنیا، مایه دوستی میان شما باشد، ولی در روز قیامت، بعضی از شما بعضی دیگر را انکار می‌کنند و برخی از شما برخی دیگر را لعنت خواهند کرد. جایگاه شما آتش دوزخ است و برای شما یاورانی نخواهد بود»
حضرت ابراهیم پس از نجات از آتش، از دعوت خود دست برنداشت و باز هم آئین بت‌پرستی را زیر سؤال برد. از نظر تاریخی هر قوم و قبیله‌ای به بت خود افتخار می‌کرد و آن را نشانه هویت و شخصیت خود می‌دانست. افراد قبیله با پرستش یک بت به همدلی و وحدت می‌رسیدند. علاوه بر آن، از نگاه خودشان، به عقاید نیاکانشان احترام گذاشته و دربرابر آنچه که آنها می‌پرستیدند، عبادت می‌کردند.
حضرت ابراهیم به آنان فرمود: این پیوند با نیاکان و افراد قوم و قبیله که با محوریت بتها صورت گرفته و موجب تقویت روابط شما شده است، در قیامت از هم می‌پاشد. در آن وقت هر کس گناه خود را به گردن دیگری انداخته و او را در این بت ‌پرستی گنهکار می‌شمرد. افراد زیردست، رهبران و بزرگان جامعه را نفرین می کنند و آنها را عامل گمراهی خود می‌دانند. هیچکس حاضر نیست مسئولیت این انحراف بزرگ را به عهده بگیرد. نیاکانی که شما به خاطر احترام به عقاید آنها، به بت‌پرستی ادامه می‌دهید، در قیامت خودتان را مسئول می‌دانند که چرا فکر نکردید و بدون آنکه بیندیشید، راه نادرست ما را ادامه دادید.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. محور وحدت و هویت یک جامعه باید امری درست و منطقی باشد. نه مثل بت‌پرستان که بتها وسیله پیوند افراد یک قبیله با یکدیگر و با نیاکانشان بود.
2. فکر و منطق، باید بر عواطف و احساسات انسان غلبه کند، نه آنکه پیوندهای عاطفی تعیین کننده نوع تفکر و عقیده انسان باشند. 
3. دوستی‌های دنیوی که بر محور نادرست شکل گرفته باشد، در قیامت نه تنها کارساز نیست، بلکه تبدیل به دشمنی و نفرت می‌شود.

 آیه 26 از سوره عنکبوت :
«فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّی مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
ترجمه این آیه چنین است:
«پس لوط به او ایمان آورد و [ابراهیم] گفت: همانا من به سوی پروردگارم مهاجرت می‌کنم که او توانای شکست ناپذیر و حکیم است»
حضرت ابراهیم از میان شعله‌های آتش عظیمی که نمرودیان برپا کرده بودند، سالم و سلامت بیرون آمد. اول کسی که به او ایمان آورد و یار و یاور او شد، لوط بود که بعداً به مقام پیامبری رسید و شریعت ابراهیم را در میان مردم تبلیغ کرد.
حضرت ابراهیم وقتی که دید با مشاهده این معجزه بزرگ، کسی دیگر به او ایمان نیاورد، اعلام کرد از این سرزمین که وطن او و پدرانش است، به خاطر خدا هجرت می‌کند تا مردم دیگر نقاط را به سوی خدا دعوت نماید. این هجرت هم او را از آزار و شکنجه مردم شهرش نجات می‌داد و هم زمینه را برای ادامه مأموریت او و گسترش آئین یکتاپرستی در دیگر نقاط مهیّا می ساخت. پیامبر اسلام نیز با هجرت از مکه به مدینه، هم از تنگناهای مکه آزاد شد، هم مردم مدینه را به اسلام دعوت کرد.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. پیامبران، همچون پادشاهان نیستند که درصدد حذف یکدیگر و کسب قدرت بیشتر باشند، آنها در فکر تقویت یکدیگر و گسترش دین الهی هستند. چنانکه لوط به حضرت ابراهیم ایمان آورد و از او حمایت و پشتیبانی کرد. 
2. مردان خدا، به خاک و زمین و زمان وابسته نیستند و هر وقت لازم باشد، مهاجرت می‌کنند.

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید