این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
چهارشنبه, 04 حمل 1395 00:39

تفسیر سوره عنکبوت (36 تا 40)

تفسیر سوره عنکبوت (36 تا 40)

ابتدا آیات 36 و 37 از سوره عنکبوت:
«وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ»، «فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَاثِمِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و به سوی [مردم] مَدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم.] پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید و به روز قیامت امیدوار باشید و در زمین [فتنه انگیزی و] فساد نکنید»، «اما آنان او را تکذیب کردند، پس زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه‌های خود به رو در افتادند [و مردند.]»
در برنامه قبل به سرگذشت قوم لوط اشاره شد. این آیات به رسالت حضرت شعیب اشاره کرده و می‌فرماید: آن پیامبر نیز مانند همه پیامبران، مردم را به پرستش خدا و باور به قیامت دعوت کرده و می‌فرمود: گناه و نافرمانی خدا،‌ موجب فساد و تباهی در زمین می‌شود و نظام جامعه را دچار ظلم و بی‌عدالتی می کند.
اما متاسفانه همچون بسیاری از اقوام پیشین، قوم شعیب نیز پیامبری او را انکار کردند. آنها موعظه ها و ارشادات او را که برادرانه و دلسوزانه و برای اصلاح آن قوم بود، نادیده انگاشتند.
قرآن می‌فرماید: عاقبت آن تکذیب و ارتکاب گناه، گرفتار شدن به قهر و کیفر الهی در دنیا بود و زمین با زلزله خود همگی آنها را به کام مرگ فرو برد.
از این آیات می‌آموزیم:
1. توحید و معاد، سرلوحه دعوت انبیاست.
2. برخورد پیامبران با مردم، برادرانه و دوستانه بوده است، نه از روی بزرگی طلبی و خود برتر بینی/
3. ارتکاب گناه به تنهایی مایه نزول عذاب نیست. اصرار بر ارتکاب گناه از روی آگاهی و عناد با حق، قهر الهی را به دنبال دارد.

 آیه 38 از سوره عنکبوت :
«وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَد تَّبَیَّنَ لَکُم مِّن مَّسَاکِنِهِمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَکَانُوا مُسْتَبْصِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و عاد و ثمود را [نیز هلاک کردیم]؛ و به راستی [فرجام آنها] از خانه‌های [ویران شده] آنان برای شما آشکار است. شیطان کارهایشان را برایشان بیاراست و آنان را از راه [حق] بازداشت، در حالی که بصیرت داشتند»
این آیه به سرانجام قومهای عاد و ثمود که پیامبرانی چون هود و صالح، مسئولیت هدایت آنان را بر عهده داشتند، اشاره کرده است. این دو قوم که سرگذشتشان در آیات دیگر قرآن نیز آمده است، پیامبرانشان را تکذیب کردند و آگاهانه به مخالفت با دستورات آنها پرداختند.
قرآن خطاب به مردم مکه می‌فرماید: مردمان این دو قوم نیز گرفتار قهر الهی شدند و ویرانه‌های شهرهای آنان که در شمال و جنوب مکه، در مسیر شام و یمن قرار دارد، برای شما آشکار است و در سفر‌های خود آنها را می‌بینید، اما از آنها عبرت نمی‌گیرید.
ادامه آیه، دلیل گرفتار شدن به این کیفر را پیروی از شیطان می‌داند که با زینتهای دنیوی آنها را فریب داد. با آنکه تمام ابزارهای شناخت حق از قبیل عقل، فطرت درونی و دعوت پیامبران بیرونی در اختیار آنها بود، از راه حق منحرف شده و به بیراهه رفتند.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. آثار تاریخی اقوام گذشته که می‌تواند مایه عبرت آیندگان باشد، باید حفظ شود.
2. کار شیطان، زینت دادن زشتی‌ها است. آنچه را که انسان براساس عقل و فطرت خود، زشت می‌بیند، شیطان به گونه‌ای زیبا و فریبنده جلوه می دهد. به عنوان مثال، خود بزرگ بینی، برتری جویی و افتخار به ثروت و قدرت، از اموری هستند که شیطان در نظر انسان زیبا جلوه می دهد.

 آیات 39 و 40 از سوره عنکبوت :
«وَ قَارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَلَقَدْ جَاءَهُم مُّوسَى بِالْبَیِّنَاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَمَا کَانُوا سَابِقِینَ»، «فَکُلًّا أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا کَانَ اللَّـهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَـکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و قارون و فرعون و هامان را [نیز هلاک کردیم] و به راستی موسی با دلایل روشن به سراغ آنها آمد، اما آنها در زمین بزرگی طلبی و سرکشی کردند، ولی نتوانستند [بر خدا] پیشی بگیرند»، «ما هر یک [از آنها] را به گناهش گرفتیم. پس بر بعضی طوفان شن فرستادیم و برخی را صیحه آسمانی [و بانگ مرگبار] فرا گرفت و برخی را در زمین فرو بردیم و بعضی را غرق کردیم. و خداوند بر آن نبود که به ایشان ستم کند، بلکه آنان خودشان بر خود ستم می کردند»
به دنبال بیان سرانجام برخی اقوام گذشته، این آیه به پایان کار برخی افراد مستکبر و گردنکش تاریخ همچون قارون، فرعون و هامان اشاره می‌کند. قارون بر اثر مال و ثروت فراوان، به غرور و تکبر گرفتار شده بود. قدرت و سلطنت، فرعون را به اوج طغیان و سرکشی کشانده بود. هامان نیز وزیر فرعون و شریک او در جنایاتش بود.
حضرت موسی، این سه نفر را ارشاد و موعظه کرد و حجت را بر آنها تمام نمود. اما آنها دربرابر حق تسلیم نشدند و از راه و روش ناشایست خود دست برنداشتند. آنها در برابر موسی، پیامبر بزرگ الهی ایستادند و در مقام حذف او برآمدند. این افراد طغیانگر می پنداشتند می‌توانند در برابر اراده الهی بایستند.
اما با اراده خداوند، زمین قارون را فرو برد و او را در خود مدفون کرد، آب نیز، بر فرعون و هامان مسلط شد و آنها را در رود نیل غرق کرد.
ادامه آیات به انواع کیفرهای الهی در دنیا اشاره کرده که در آیات دیگر قرآن نیز به تفصیل آمده است. قوم عاد گرفتار طوفانی از شن و سنگریزه شدند که به مدت هفت شبانه روز بر آنها بارید و آنان را نابود کرد. قوم ثمود با صاعقه آسمانی و زلزله زمین به هلاکت رسیدند، افرادی نیز در زمین فرو رفتند یا در آب غرق شدند. این عذابها همه کیفرهای آنان در دنیا بود.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. عاقبت تکبر و برتری‌ طلبی، نابودی و هلاکت است. قدرت و ثروت و سایر امکانات، نجات دهنده انسان بدکار از هلاکت نیست.
2. قدرت خداوند برتر از همه قدرتهاست و آنها که در برابر آئین حق و رهروان راه حق می‌ایستند، گمان نکنند می‌توانند در برابر خداوند بایستند.
3. عذاب خدا یک¬ گونه نیست و دست خداوند برای انواع عذاب باز است. به هر شکلی که بخواهد، می تواند افراد بدکردار را کیفر دهد.
4. سرنوشت هر کس در گرو اعمال خود اوست.

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید