Print this page
سه شنبه, 17 حمل 1395 17:51

تفسیر سوره عنکبوت (46 تا 49)

 

 

 

ابتدا آیه 46 از سوره عنکبوت: 
«وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِی أُنزِلَ إِلَیْنَا وَأُنزِلَ إِلَیْکُمْ وَإِلَـهُنَا وَإِلَـهُکُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
ترجمه این آیه چنین است: 
«و با اهل کتاب جز با بهترین شیوه مجادله و گفتگو نکنید، مگر ستمگران از آنها؛ و [به آنان] بگویید: ما به آنچه بر ما و شما نازل شده ایمان داریم و خدای ما و خدای شما یکی است و ما تسلیم او هستیم»
در آیات پیشین، به شیوه بحث با مشرکان و کافران منکر خدا اشاره شد. اما این آیه شیوه بحث با اهل کتاب نظیر مسیحیان و یهودیان را بیان می‌کند. در ابتدا به عنوان یک اصل کلی می‌فرماید: در گفتگو با اهل کتاب، به آنها احترام بگذارید و در سخن گفتن با آنها لحنی مؤدبانه و دوستانه داشته باشید. مستدل و منطقی گفتگو کنید و در مقام برتری‌جویی نباشید تا سخن شما در آنها نفوذ کند و کسانی که طالب حق و در جستجوی آن هستند، به اسلام جذب شوند.
البته طبیعی است کسانی که اهل گفتگوی مؤدبانه و رعایت احترام متقابل نیستند، از این قاعده مستثنی هستند و نباید رفتار محترمانه شما در برابر این افراد متکبر و مغرور، موجب ذلت و کوچکی شما در برابر آنها شود.
ادامه آیه به لزوم توجه به مشترکات بین ادیان آسمانی اشاره کرده و می‌فرماید: به جای شروع از نقاط مورد اختلاف، سعی کنید در گفتگوها از محورهای وحدت و مشترکات پیروان ادیان الهی آغاز کنید که ایمان به خدا و کتابهای آسمانی است. از آنها بخواهید همگی در برابر خدا و دستورات او تسلیم باشند. 
از این آیه می‌آموزیم:
۱. در گفتگو با غیر مسلمانان، باید از اهانت، استهزاء و ناسزاگویی بپرهیزیم. این گفتگوها باید مبتنی بر استدلال و منطق و با انگیزه های اصلاحی باشد. بدیهی است با مسلمانان هم‌کیش نیز باید همه این اصول رعایت شود.
2. تبادل نظر و گفتگوی صحیح میان ادیان آسمانی،‌آن هم بر محور مشترکات، مورد سفارش اسلام است.
3. ایمان به خدا و پیامبران کافی نیست، بلکه باید تسلیم دستورات آنها بود و از آنها اطاعت کرد. 

اکنون آیه 47 از سوره عنکبوت:
«وَکَذَلِکَ أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ فَالَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَـؤُلَاءِ مَن یُؤْمِنُ بِهِ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا الْکَافِرُ‌ونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و این گونه، کتاب را بر تو فرو فرستادیم. پس کسانی که به آنها کتاب داده‌ایم، به آن [قرآن] ایمان می‌آورند و از اینان [مشرکان نیز] کسانی به آن ایمان می‌آورند و جز کافران [کسی] آیات ما را انکار نمی کند»
همانگونه که خداوند بر موسی و عیسی، تورات و انجیل را نازل کرد، بر پیامبر اسلام نیز قرآن را فرو فرستاد و مبداء کتب همه‌ پیامبران، کلام خداوند است. پس میان آنها تعارضی نیست و همانگونه که مسلمانان به کتب پیامبران پیشین ایمان دارند، انتظار می‌رود پیروان دیگر ادیان نیز به قرآن ایمان داشته باشند و به آن احترام بگذارند. زیرا معارفش از نظر اصول کلی، با معارف کتب پیامبران پیشین هماهنگ است.
ادامه آیه می‌فرماید: نه فقط اهل کتاب، بلکه مشرکان و بت‌پرستان نیز، هر کدام طالب حقیقت باشند، به قرآن ایمان آورده و به اسلام می گروند. فقط کافران لجوج که حق را فهمیده‌اند، اما به دلایل مختلف حاضر به پذیرش آن نیستند، آن را انکار می‌کنند که البته در این صورت، به حقانیت قرآن ضرری وارد نمی‌شود. درست مانند کسی که جلوی پنجره اتاق خانه اش پرده‌ای ضخیم بکشد و اجازه ندهد نور خورشید به اتاقش راه یابد. او با این کار از عظمت خورشید نمی‌کاهد، بلکه فقط خود را از نور درخشان آن محروم می‌کند.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. قرآن، در عین احترام به کتب پیامبران پیشین، پیروان سایر ادیان را به اسلام دعوت می کند.
2. کسی تسلیم خداست که بر دین و آئین خاصی تعصب نداشته و با آمدن پیامبر بعدی، به او و کتابش ایمان بیاورد، نه آنکه بر آئین پیامبر قبلی تعصب و اصرار بورزد. 

آیات 48 و 49 از سوره عنکبوت:
«وَمَا کُنتَ تَتْلُوا مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَّارْ‌تَابَ الْمُبْطِلُونَ»، «بَلْ هُوَ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ فِی صُدُورِ‌ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است: 
«و تو پیش از این، هیچ کتابی نمی‌خواندی و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی، که در این صورت، باطل‌گرایان به شک می‌افتادند»، «بلکه آن [قرآن] آیاتی است روشن، در سینه کسانی که به آنها معرفت داده شده، و جز ستمگران آیات ما را انکار نمی‌کنند» 
علاوه بر هماهنگی آیات قرآن با آیات کتب آسمانی پیشین، این آیه [آیه 48] به یکی دیگر از نشانه‌های حقانیت قرآن اشاره کرده و می‌فرماید: پیامبر اسلام قبل از نزول قرآن، نه معلم و استادی دیده بود، نه به مکتب خانه‌ای رفته بود، و نه کتابی خوانده و متنی نوشته بود، مبادا آنانکه در صدد ابطال دعوت او هستند، دچار شک و تردید شوند و بگویند: قرآن، برآمده از مطالعه کتب پیشین است و او که ادعای رسالت می‌کند، دروغ می‌گوید.
همینکه فردی درس نخوانده و استاد ندیده، چنین معارف بلندی را ارائه کرده که در میان اعراب آن زمان سابقه نداشته و در بسیاری از موارد نیز، معارفی را بیان کرده که مغایر با فرهنگ رایج آن زمان بوده، خود یکی از دلایل اعجاز قرآن است.
لذا در ادامه می‌فرماید: نشانه‌های حقانیت این کتاب در آیات آن نهفته و اهل دانش و معرفت به آن پی می‌برند و جز آنانکه به خود ستم می‌کنند، آن را منکر نمی‌شوند.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. گاهی به اراده خداوند، کسی که درس نخوانده است، فرهنگ بشریت را دگرگون می‌ سازد و چه بسا افراد تحصیلکرده ای که با نفی معنویت دینی، موجب انحراف جوامع بشری می‌شوند.
2. باید با هوشیاری، از هرگونه سوء استفاده یا بهانه‌جویی دشمنان جلوگیری کرد.
3. آنانکه به صورت واقعی اهل علم و معرفت هستند، حقانیت قرآن را با همه وجود درک می کنند. 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید