این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
شنبه, 05 سرطان 1395 16:02

تفسیر سوره روم (27 تا 29)

 

 

 

ابتدا آیه 27 از سوره روم: 
«وَهُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِی السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
ترجمه این آیه چنین است: 
«او کسی است که آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را باز می‌گرداند [و تجدید می کند] و این کار برای او آسان‌تر است و برترین توصیف در آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست و او توانمند و حکیم است» 
در چند برنامه گذشته، قرآن کریم به برخی از آیات و نشانه های خداوند در هستی اشاره کرد، آیاتی که حاکی از علم و قدرت و حکمت بی پایان اوست. این آیه در ادامه، گریزی به معاد زده است و می‌فرماید: همان خدایی که آفرینش را آغاز کرد، قادر است دوباره آنها را در قیامت باز گرداند. 
با آنکه برای خداوند، هیچ کاری سخت تر یا آسانتر از کار دیگر نیست و سختی و آسانی مربوط به ما انسانهاست که دچار محدودیتهای فراوان هستیم، اما خداوند در این آیه به زبان ما انسان‌ها سخن گفته تا پذیرش آن برای ما آسان‌تر باشد. لذا می فرماید: وقتی در میان شما انسانها باز آفریدن آسان‌تر از آفرینش اولیه است، آیا خدای متعال که هیچ محدودیتی ندارد و صاحب همه‌ کمالات است، قادر به این کار نیست؟ 
از این آیه می‌آموزیم:
۱. صفات خداوند برتر از تصور و بیان انسان است و هیچ کس و هیچ چیز قابل مقایسه با او نیست. او از همه‌ جهات برتر از مخلوقات است.
2. حکمت الهی اقتضاء می‌کند که جهان دیگری پس از مرگ وجود داشته باشد و سرنوشت انسان با مرگ پایان نپذیرد.

 آیه 28 از سوره روم :
«ضَرَبَ لَکُم مَّثَلًا مِّنْ أَنفُسِکُمْ هَل لَّکُم مِّن مَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن شُرَکَاءَ فِی مَا رَزَقْنَاکُمْ فَأَنتُمْ فِیهِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُمْ کَخِیفَتِکُمْ أَنفُسَکُمْ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«خداوند برای شما از خودتان مثلی زده است. آیا از بردگانتان در آنچه روز‌ی تان کرده‌ایم، با شما شریکانی هست تا در آن [مال با هم] برابر باشید و همانگونه که از یکدیگر (و شرکای خود) بیم دارید، از آنها هم بیم داشته باشید؟ ما اینگونه آیات خود را برای مردمی که تعقل می کنند، شرح می‌دهیم» 
مشرکان برای خدا شریک‌هایی قائل بودند که مخلوق خدا بودند، ولی آنها را همچون خدا صاحب قدرت و مؤثر در امور عالم می‌دانستند. این آیه برای نفی این پندار نادرست مشرکان، یک مثال از انسانها زده و می‌فرماید: اگر شما مالک بردگانی باشید، آیا برای آنها حق تصرف در اموالتان قائل هستید؟ آیا آنها را شریک خود می‌دانید که حق داشته باشند در اموال شما همانگونه که خودتان تصرف می‌کنید، آنها نیز تصرف کنند؟ چگونه است که شما مملوک خود را در عرض و همردیف خود نمی‌دانید، اما مخلوقات خدا را که همگی مملوک او هستند، در ردیف او می‌شمرید و به آنها حق می‌دهید در کار خدا دخالت کنند و انجام امور مختلف را در دستگاه آفرینش به آنها نسبت می دهید. 
اگر مملوک شما شریک شماست، مخلوق خدا هم می‌تواند شریک او باشد! اما اگر شما نمی‌پذیرید که مملوک شما همچون شریکتان، بدون اجازه در اموالتان تصرف کند، پس چگونه می‌پذیرید که مخلوق خدا بدون اجازه او در آنچه مربوط به خداست، دخالت داشته باشد؟
از این آیه می‌آموزیم:
۱. وجدان، بهترین قاضی است. ما که انسانهای مشابه خود را به دلیل اینکه زیردست و کارمند و کارگر ما هستند، شریک خود نمی‌دانیم، چگونه اشخاص یا اشیایی را که هیچ شباهتی با خدا ندارند و مخلوق او نیز هستند، در ردیف خدا شمرده و شریک او می‌پنداریم؟
2. آیات قرآن بر مبنای عقل و منطق با انسان سخن می‌گوید و همواره انسانها را به خردورزی و تعقّل دعوت می‌کند.

 آیه 29 از سوره روم :
«بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْوَاءَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ فَمَن یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّـهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«آری، کسانی که ستم کردند، بدون داشتن علم و آگاهی، از هوی و هوس خود پیروی کردند. پس آن را که خدا گمراه کرده، چه کسی می تواند هدایت کند؟ و برای آنها هیچ یار و یاوری نخواهد بود»
در ادامه آیه قبل، خداوند مثلی را زد که با عقل و منطق قابل پذیرش است. این آیه می‌فرماید: کسانی که برای خدا شریک قائل می‌شوند، از عقل و منطق دوری کرده و گرفتار خواسته‌ها و تمایلات نفسانی خود شده اند. آنها بدون آنکه دلیل علمی داشته باشند، سراغ شرک رفته اند و درنتیجه بزرگترین ستم را به خود روا داشته اند.
افرادی که عقل و علم را کنار گذارده و از هوا و هوس خود پیروی می کنند، نتیجه کار آنها این است که گمراه می شوند و امیدی به هدایت آنها نیست. زیرا لازمه هدایت، به کار بستن عقل و منطق برای فهم حقایق است که انسان را به علم و آگاهی می‌رساند. اما کسی که نمی‌خواهد به سراغ درک حقیقت برود و فقط به دنبال رسیدن به خواسته‌های خود است، چنین فردی تابع تمنّیات دل است، نه عقل/ انسان تا وقتی چنین باشد، راه نمی یابد و کسی هم نمی‌تواند به او کمک کند، مگر آنکه خودش بخواهد دست از هوی و هوس بردارد و به راه عقل بازگردد.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. هرگونه انحراف از خط مستقیم توحید، نوعی ظلم به خود است و در مکتب اسلام زشتی ظلم به خود، کمتر از زشتی ظلم به دیگران نیست، زیرا این ظلم، ظلم به خدا و پیامبرش را نیز به دنبال دارد.
2. شرک به خدا که امروزه نیز در مکاتبی چون بودیسم و هندوئیسم در قالب پرستش انواع بت‌ها و مجسمه‌های انسانی و حیوانی ادامه دارد، نشانگر جاهلیت بشر در عصر جدید است. بشر امروز در همه امور با ابزار عقل و علم پیش می‌رود، اما در باورهایش درباره مبداء هستی، گرفتار جهل و خرافات است. 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید