این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
پنج شنبه, 31 ثور 1388 20:34

راهى به سوى نور (18) سوره بقره‏

بر اساسِ تفسير نور آيات (36 و 37 )
«»«»«»«»«»«»

بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ‏
اكنون آيه 36 سوره بقره
آيه 36 : « فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَنُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِى الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَعٌ إِلَى‏ حِينٍ»
ترجمه اين آيه چنين است:
پس شيطان، آدم و همسرش را به لغزش انداخت و آنان را از آن بهشتى كه در آن بودند خارج ساخت. در اين هنگام به آنان گفتيم فرود آييد كه دشمن يكديگر خواهيد بود و براى شما جايگاهى در زمين و بهره‏اى تا زمان معين است.
در قسمت های گذشته كه ماجراى خلقت و خلافتِ آدم را دنبال مى‏كرديم بدين‏جا رسيديم كه خداوند آدم و همسرش را در باغى بهشت‏ گونه جاى داد و براى آنان هر نوع خوردنى فراهم ساخت ولى از يك گياه خاص، نهى فرمود. گياهى كه خوردنش به آنان ضرر مى‏رساند و موجب ظلم و ستم به نفس، مى‏گرديد.
اما شيطان كه به خاطر سرپيچى از دستور الهى در سجده بر آدم، از درگاه خداوند رانده شده بود، در فكر انتقام از آدم بر آمد و تصميم گرفت او را از جايگاه آرام و در رفاه و آسايش، بيرون سازد. لذا با وسوسه‏هاى بسيار و تظاهر به خيرخواهى، آنقدر از گياه ممنوعه تعريف كرد و براى آن، آثار و فوايد شمرد كه بالاخره آدم و همسرش از آن گياه خوردند.
آنان قصد مخالفتِ فرمان خدا را نداشتند امّا همچون كودكى كه تجربه‏اى از دروغ و فريب ندارد و ديگران را همچون خود راستگو مى‏داند، وقتى شيطان براى آنها قسم خورد كه آنچه در مورد فوايد آن گياه مى‏گويد، راست و درست است، باور كرده و فريب خوردند.
مخالفتِ فرمان الهى، نتيجه‏اش، خروج از بهشت گرديد و به دنبال آن از جانب خداوند چنين دستور آمد: از درگاه قرب الهى فرود آييد كه بذر كينه و دشمنى ميان شما و شيطان افكنده شده و تا مدتى معين در زمين بهره‏مند خواهيد شد.
غرض اصلى از خلفت آدم، خلافت او در زمين بود، پس آدم مى‏بايست در زمين ساكن شود لكن خداوند ابتدا محيطى آرام و دور از مشكلات را براى او فراهم ساخت تا در اين اردوى آمادگى، هم با شرايط زندگى در زمين آشنا شود و هم دشمن واقعى خود يعنى شيطان را بشناسد.
اكنون درسهايى را كه از اين آيه مى‏آموزيم مرور مى‏كنيم:
1- اطاعت از شيطان، نه فقط انسان را از مقامات الهى دور مى‏سازد، بلكه رفاه و آسايش واقعى را از انسان سلب نموده و او را در رنج و زحمت قرار مى‏دهد. چنانكه آدم و همسرش را از بهشت رحمت به زمينِ زحمت خارج ساخت.
2- دشمنى شيطان با انسان، دشمنى ديرينه و از آغاز خلقت تاكنون است.
3- زمين، جايگاه موقتِ زندگى بشر و بهره انسان از آن محدود و موقتى است. به فكر آماده ساختنِ جايگاه دائمى خود در بهشتِ الهى باشيم.
4- هر انسانى به خاطر استعدادها و لياقت‏هايى كه خداوند در او نهاده، بهشتى است ولى نافرمانى‏ها موجب سقوط و هبوط او مى‏گردد.
5- هيچ انسانى از خطر گناه و انحراف مصون نيست، مگر آنكه خداوند او را حفظ كند. آدم كه خليفه خدا در زمين و مسجود فرشتگان بود، لحظه‏اى غفلت او را از درگاه الهى بيرون راند. البته لغزشِ آدم قبل از رسيدن او به مقام نبوت بوده است.
اكنون آيه 37 سوره بقره :
آيه 37: « فَتَلَقَّى‏ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»
ترجمه اين آيه چنين است:
سپس آدم از جانب پروردگارش، كلماتى دريافت كرد (و با آنها توبه نمود)، پس خداوند توبه او را پذيرفت، همانا او توبه‏پذير مهربان است.
به دنبال خروج از آن محيط آرام و پرنعمت و هبوط به زمين پررنج و زحمت، آدم متوجه خطاى خود و فريب شيطان گرديد، لذا از كار خود پشيمان و در فكر توبه شد. امّا چگونه توبه كند كه به درگاه خداوند پذيرفته شود؟
اينجا نيز خداوند آدم را رها نكرد و كلمات و جملاتى را به او آموخت كه با آن، پشيمانى درونى خود را اظهار و ابراز كند. اين كلمات در سوره اعراف آيه 23 آمده است: (قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَمْ‏تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكونَنَّ مِنَ الْخاسِرين) يعنى «گفتند: خداوندا ما بر نفس خود ستم كرديم و اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود.
اين گونه تعبيرات اختصاصى به توبه آدم ندارد بلكه در مورد حضرت يونس و حضرت موسى نيز مشابه آن آمده است چنانكه قرآن درباره حضرت موسى مى‏فرمايد: (قال رَبِّ اِنِّى ظَلَمْتُ نَْفِسى فَاغْفِرْلِى) گفت: پروردگارا من به خود ستم كردم پس مرا ببخش.
البته آدم براى پذيرفته شدنِ توبه خود، شفيعانى را كه خداوند نام آنها را به او آموخته بود مطرح نمود. چنانكه سيوطى در تفسير درّ المنثور جلد اول صفحه شصت، روايات زيادى را نقل مى‏كند كه آدم خداوند را به حق محمّد و آل محمّد قسم داد تا توبه او را بپذيرد و در روايتى از ابن عباس چنين آمده است كه (سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ) يعنى آدم، خداوند را به حق محمّد و اهل بيت خاص او سوگند داد تا توبه‏اش پذيرفته شود.
«توبه» در لغت به معناى بازگشت مى‏باشد. هرگاه اين كلمه به انسان نسبت داده شود منظور، بازگشت از گناه است و هرگاه به خداوند نسبت داده شود، به معنى بازگشتِ رحمتِ الهى است. يعنى رحمتى را كه خداوند به خاطر ارتكاب گناه از انسان سلب نموده، بدنبال بازگشت او از گناه ، به او بازمى‏گرداند.
خداوند، هم خود «توّاب» است چنانكه در اين آيه مى‏فرمايد: (اِنَّه هُوَ التَّوّابُ الرَّحيم) و هم «توّابين» را دوست مى‏دارد و در آيه 222 بقره که مى‏فرمايد: (اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوّابين). بنابراين انسان نبايد از لطف الهى مأيوس شود بلكه بايد همواره اهل توبه و استغفار باشد كه لطف الهى نيز دائمى و هميشگى است.
اكنون درسهايى را كه از اين آيه مى‏آموزيم مرور مى‏كنيم:
1- همچنانكه توفيق توبه از خداست، چگونگى انجام توبه و راه آن را نيز بايد از خداوند دريافت كنيم چنانكه اين آيه در مورد توبه آدم مى‏فرمايد: كلمات و الفاظ توبه را خداوند به او آموخت.
2- اگر توبه انسان واقعى باشد خداوند توبه او را مى‏پذيرد زيرا او توّاب و توبه‏پذير است.
3- عذرپذيرىِ خداوند همراه با رحمت و محبت است نه عتاب و سرزنش و يا منّت‏گذاردن و آبروريختن.
4- اگر توبه شكستيم و گناه كرديم از لطف خداوند مأيوس نشويم، زيرا او توّاب يعنى بسيار توبه‏پذير است و اگر دوباره توبه كنيم، بار ديگر توبه ما را مى‏پذيرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید