" راهی به سوی نور" http://dari.irib.ir Tue, 17 Apr 2018 15:35:32 +0430 fa-af تفسیر سوره روم (30 تا 34) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/119942-تفسیر-سوره-روم-30-تا-34 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/119942-تفسیر-سوره-روم-30-تا-34

 

 

 

ابتدا آیه 30 از سوره روم : 
« فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّـهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَایَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیه چنین است: 
«پس، از روی حق گرایی به این دین روی بیاور. [این] فطرت الهی است که خداوند مردم را براساس آن آفریده است. در آفرینش الهی دگرگونی نیست. این است دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند»
در چند برنامه قبل، قرآن کریم به نشانه‌هایی از وجود خداوند و علم و قدرت او در آفرینش زمین و آسمان اشاره کرد. این آیه می‌فرماید: افزون بر مشاهده نظام طبیعت، توجه به درون نیز انسان را به خداشناسی می‌رساند. زیرا باطن همه انسانها به وجود آفریدگاری قادر و متعال گواهی می‌دهد. 
خداوند در این آیه، از پیامبر اسلام و همه اهل ایمان می‌خواهد که نه فقط به صورت زبانی و ظاهری، بلکه با دل و باطن به آئین حق روی آورند و از هرگونه کجی و انحراف دوری گزینند. به طور مسلم همه‌ ادیان آسمانی از جانب خداوند نازل شده‌اند، اما متاسفانه اکثر آنها دچار تحریف شده و از مسیر واقعی خود که هدایت مردم به سوی سعادت است، منحرف شده‌اند. این آیه می‌فرماید: تنها دینی که ثابت و استوار مانده و گرفتار تحریف نشده،‌ اسلام است، دینی که با فطرت الهی در خلقت انسان نیز هماهنگ است. همان طور که سرشت انسان در طول زمان تغییر نمی‌کند و همه‌ انسانها در هر زمان و مکان از سرشت انسانی یکسان برخوردارند، آنچه را خداوند برای سعادت بشر نازل کرده نیز، ثابت و استوار است و در دین اسلام که آخرین دین آسمانی است، تجلّی یافته است. البته بسیاری از مردم، از این حقیقت غافل‌اند. آنها به جای توجه به اسلام، به سراغ مکاتب بشری می روند که پر از کاستی و تناقض هستند یا از ادیانی پیروی می‌کنند که از مسیر خود منحرف شده اند و آنها را به مقصد نمی رسانند.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. خداوند، سرشت انسان را به گونه‌ای آفریده که به حق تمایل دارد و از باطل بیزار است. دین آسمانی نیز برپایه حق است و گرایش به آن امری فطری است.
2. آنچه فطری است، نیاز به توجه و اقدام دارد، وگرنه مورد غفلت و فراموشی قرار می‌گیرد. اساس دین، امری فطری است، اما باید تعالیم و آموزه های آن را به کار بست تا در وجود ما پایدار بماند.
3. نظام تکوین انسان با نظام تشریع الهی هماهنگ است، زیرا هر دو از یک منشاء سرچشمه می گیرند و هیچگونه تضادی بین آنها وجود ندارد.

آیات 31 و 32 از سوره روم:
«مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ»، «مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«[شما نیز] به سوی او روی آورید و از او پروا نمایید و نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید»، «از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و گروه گروه شدند و هر گروهی به آنچه نزد آنهاست، [دلخوش و] شادمانند»
در آیه قبل گفتیم که گرچه دین امری فطری است، اما همواره این خطر وجود دارد که از سوی انسان مورد غفلت و فراموشی قرار گیرد. لذا این آیه می‌فرماید: هر زمان که از این مسیر غافل یا منحرف شدید، به سوی خدا بازگردید که بازگشت به همان سرشت توحیدی شماست. سپس برای حفظ دین چند دستور می‌دهد: یکی رعایت تقوا و پروا از گناه/ و دیگری استمرار ارتباط با خدا در قالب نماز و نیایش، که اگر این دو اصل مورد توجه قرار گیرد، انسان در اعتقادات و عمل خود، گرفتار شرک نمی‌شود.
ادامه آیه به یکی از پیامدهای شرک اشاره کرده و می‌فرماید: شرک موجب چنددستگی جامعه بشری می‌شود و هر کس به آنچه شریک خدا می‌پندارد، دلخوش می دارد و سعادت زندگی را از او می‌طلبد. در حالی که اگر همه افراد بشر در عقیده و عمل بر محور توحید گرد آیند، هیچ اختلاف و تضادی در جامعه روی نمی‌دهد و وحدت و یکپارچگی بر جامعه بشری حکمفرما می شود.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. گرایش فطری به دین، در صورتی در وجود انسان شکوفا ‌شده و به بار می نشیند که او اهل نیایش و توبه و تقوا و نماز باشد.
2. توحید، عامل وحدت و یکپارچگی جامعه بشری/ و شرک، عامل تفرقه و چنددستگی میان انسانهاست.
3. ایجاد تفرقه و چنددستگی در اجتماع، نشانه دوری از خط توحید و گرفتار شدن به شرک است.

آیات 33 و 34 از سوره روم:
«وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ»، «لِیَکْفُرُوا بِمَا آتَیْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«هرگاه ضرر و زیانی به مردم برسد، پروردگار خویش را می‌خوانند و توبه کنان به سوی او باز می‌گردند. اما هنگامی که خداوند از جانب خود رحمتی به آنان بچشاند، گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می ورزند»، «تا درباره آنچه به ایشان بخشیده‌ایم، ناسپاسی کنند. پس بهره‌مند شوید که به زودی خواهید دانست» در ادامه آیات قبل، درباره فطری بودن خداشناسی، این آیه به یکی از نمودهای آن در زندگی انسان اشاره کرده و می‌فرماید: هرگاه مشکل یا مصیبتی به انسان برسد که دیگران نتوانند او را یاری کنند و از همه جا ناامید شود، به خدا روی می‌آورد و از او می‌خواهد که مشکلش را حل کند. در این حال، انسان آنچه را که در اثر غفلت فراموش کرده، به یاد می‌آورد. لذا هم از غفلت خود توبه می‌کند و هم از خداوند می‌خواهد که گرفتاریش را برطرف نماید. اما هنگامی که لطف خدا به او بازگشته و رحمت الهی شامل حال او می‌شود، بار دیگر خدا را فراموش کرده و گشایش کارش را مدیون علل و عوامل دیگر می‌داند. اگر چنانچه این روحیه ناسپاسی در زندگی انسان تداوم داشته باشد، او به عاقبت بد گرفتار می شود و با آنکه از نعمتهای دنیوی بهره‌مند است، اما پایان خوشی در انتظار او نیست.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. گروهی از مردم تنها در سختی ها و مصیبتها خدا را یاد می‌کنند، گویا خدا را برای حل مشکلاتشان می خواهند و اگر مشکلی نداشته باشند، نیازی به خدا ندارند.
2. در سختی‌ها و فشارها، غبار غفلت کنار زده می شود و انسان به اصل و فطرت خویش که خداجوست باز می‌گردد.
3. رفاه ‌زدگی،‌ بستر غفلت از یاد خدا و گرفتار شدن به روحیه کفر و ناسپاسی را فراهم می کند.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Sun, 03 Jul 2016 16:48:47 +0430
تفسیر سوره روم (27 تا 29) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/119305-تفسیر-سوره-روم-27-تا-29 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/119305-تفسیر-سوره-روم-27-تا-29

 

 

 

ابتدا آیه 27 از سوره روم: 
«وَهُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِی السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
ترجمه این آیه چنین است: 
«او کسی است که آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را باز می‌گرداند [و تجدید می کند] و این کار برای او آسان‌تر است و برترین توصیف در آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست و او توانمند و حکیم است» 
در چند برنامه گذشته، قرآن کریم به برخی از آیات و نشانه های خداوند در هستی اشاره کرد، آیاتی که حاکی از علم و قدرت و حکمت بی پایان اوست. این آیه در ادامه، گریزی به معاد زده است و می‌فرماید: همان خدایی که آفرینش را آغاز کرد، قادر است دوباره آنها را در قیامت باز گرداند. 
با آنکه برای خداوند، هیچ کاری سخت تر یا آسانتر از کار دیگر نیست و سختی و آسانی مربوط به ما انسانهاست که دچار محدودیتهای فراوان هستیم، اما خداوند در این آیه به زبان ما انسان‌ها سخن گفته تا پذیرش آن برای ما آسان‌تر باشد. لذا می فرماید: وقتی در میان شما انسانها باز آفریدن آسان‌تر از آفرینش اولیه است، آیا خدای متعال که هیچ محدودیتی ندارد و صاحب همه‌ کمالات است، قادر به این کار نیست؟ 
از این آیه می‌آموزیم:
۱. صفات خداوند برتر از تصور و بیان انسان است و هیچ کس و هیچ چیز قابل مقایسه با او نیست. او از همه‌ جهات برتر از مخلوقات است.
2. حکمت الهی اقتضاء می‌کند که جهان دیگری پس از مرگ وجود داشته باشد و سرنوشت انسان با مرگ پایان نپذیرد.

 آیه 28 از سوره روم :
«ضَرَبَ لَکُم مَّثَلًا مِّنْ أَنفُسِکُمْ هَل لَّکُم مِّن مَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن شُرَکَاءَ فِی مَا رَزَقْنَاکُمْ فَأَنتُمْ فِیهِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُمْ کَخِیفَتِکُمْ أَنفُسَکُمْ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«خداوند برای شما از خودتان مثلی زده است. آیا از بردگانتان در آنچه روز‌ی تان کرده‌ایم، با شما شریکانی هست تا در آن [مال با هم] برابر باشید و همانگونه که از یکدیگر (و شرکای خود) بیم دارید، از آنها هم بیم داشته باشید؟ ما اینگونه آیات خود را برای مردمی که تعقل می کنند، شرح می‌دهیم» 
مشرکان برای خدا شریک‌هایی قائل بودند که مخلوق خدا بودند، ولی آنها را همچون خدا صاحب قدرت و مؤثر در امور عالم می‌دانستند. این آیه برای نفی این پندار نادرست مشرکان، یک مثال از انسانها زده و می‌فرماید: اگر شما مالک بردگانی باشید، آیا برای آنها حق تصرف در اموالتان قائل هستید؟ آیا آنها را شریک خود می‌دانید که حق داشته باشند در اموال شما همانگونه که خودتان تصرف می‌کنید، آنها نیز تصرف کنند؟ چگونه است که شما مملوک خود را در عرض و همردیف خود نمی‌دانید، اما مخلوقات خدا را که همگی مملوک او هستند، در ردیف او می‌شمرید و به آنها حق می‌دهید در کار خدا دخالت کنند و انجام امور مختلف را در دستگاه آفرینش به آنها نسبت می دهید. 
اگر مملوک شما شریک شماست، مخلوق خدا هم می‌تواند شریک او باشد! اما اگر شما نمی‌پذیرید که مملوک شما همچون شریکتان، بدون اجازه در اموالتان تصرف کند، پس چگونه می‌پذیرید که مخلوق خدا بدون اجازه او در آنچه مربوط به خداست، دخالت داشته باشد؟
از این آیه می‌آموزیم:
۱. وجدان، بهترین قاضی است. ما که انسانهای مشابه خود را به دلیل اینکه زیردست و کارمند و کارگر ما هستند، شریک خود نمی‌دانیم، چگونه اشخاص یا اشیایی را که هیچ شباهتی با خدا ندارند و مخلوق او نیز هستند، در ردیف خدا شمرده و شریک او می‌پنداریم؟
2. آیات قرآن بر مبنای عقل و منطق با انسان سخن می‌گوید و همواره انسانها را به خردورزی و تعقّل دعوت می‌کند.

 آیه 29 از سوره روم :
«بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْوَاءَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ فَمَن یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّـهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«آری، کسانی که ستم کردند، بدون داشتن علم و آگاهی، از هوی و هوس خود پیروی کردند. پس آن را که خدا گمراه کرده، چه کسی می تواند هدایت کند؟ و برای آنها هیچ یار و یاوری نخواهد بود»
در ادامه آیه قبل، خداوند مثلی را زد که با عقل و منطق قابل پذیرش است. این آیه می‌فرماید: کسانی که برای خدا شریک قائل می‌شوند، از عقل و منطق دوری کرده و گرفتار خواسته‌ها و تمایلات نفسانی خود شده اند. آنها بدون آنکه دلیل علمی داشته باشند، سراغ شرک رفته اند و درنتیجه بزرگترین ستم را به خود روا داشته اند.
افرادی که عقل و علم را کنار گذارده و از هوا و هوس خود پیروی می کنند، نتیجه کار آنها این است که گمراه می شوند و امیدی به هدایت آنها نیست. زیرا لازمه هدایت، به کار بستن عقل و منطق برای فهم حقایق است که انسان را به علم و آگاهی می‌رساند. اما کسی که نمی‌خواهد به سراغ درک حقیقت برود و فقط به دنبال رسیدن به خواسته‌های خود است، چنین فردی تابع تمنّیات دل است، نه عقل/ انسان تا وقتی چنین باشد، راه نمی یابد و کسی هم نمی‌تواند به او کمک کند، مگر آنکه خودش بخواهد دست از هوی و هوس بردارد و به راه عقل بازگردد.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. هرگونه انحراف از خط مستقیم توحید، نوعی ظلم به خود است و در مکتب اسلام زشتی ظلم به خود، کمتر از زشتی ظلم به دیگران نیست، زیرا این ظلم، ظلم به خدا و پیامبرش را نیز به دنبال دارد.
2. شرک به خدا که امروزه نیز در مکاتبی چون بودیسم و هندوئیسم در قالب پرستش انواع بت‌ها و مجسمه‌های انسانی و حیوانی ادامه دارد، نشانگر جاهلیت بشر در عصر جدید است. بشر امروز در همه امور با ابزار عقل و علم پیش می‌رود، اما در باورهایش درباره مبداء هستی، گرفتار جهل و خرافات است. 

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Sat, 25 Jun 2016 16:02:00 +0430
تفسیر سوره روم (23 تا 26) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/118653-تفسیر-سوره-روم-23-تا-26 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/118653-تفسیر-سوره-روم-23-تا-26

 

 

 

ابتدا آیات 23 و 24 از سوره روم :
«وَمِنْ آیَاتِهِ مَنَامُکُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُکُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَسْمَعُونَ»، «وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و از نشانه‌های [حکمت] او خواب شما در شب و روز و جستجوی شما [روزی خود را ] از فضل اوست؛ همانا در این امور، نشانه‌هایی است برای کسانی که می شنوند»، «و از نشانه‌های [قدرت] او آن است که برق [آسمان] را که مایه بیم و امید است، به شما نشان می‌دهد و از آسمان آبی فرو می‌فرستد که به وسیله آن، زمین را پس از مردنش،‌ زنده می‌کند. بی‌گمان در این امر، نشانه‌هایی است برای گروهی که می اندیشند»
در برنامه قبل گفتیم که قرآن در بخشی از سوره روم، آیات و نشانه‌های خداوند در آفرینش انسان و جهان را بر می‌شمرد. این آیات به دو نمونه دیگر از آنها در زندگی انسان اشاره کرده و می‌فرماید: شاید خواب در نزد شما امری ساده به نظر آید، اما همین خواب و بیداری که به صورت متناوب در شبانه روز اتفاق می‌افتد، از نشانه‌های حکمت خداوند است تا انسان با نشاط و روحیه ای شاداب به دنبال کسب و کار و فعالیتهای زندگی برود و هنگامی که خسته شد به استراحت بپردازد. اگر انسان خواب نداشت، همواره احساس خستگی و ملالت می‌کرد و از شادابی لازم برای ادامه زندگی برخوردار نبود.
رعد و برق آسمان نیز که گاه باعث ترس و دلهره عموم مردم می‌شود، مقدمه نزول باران است که حیات زمین و انسان و حیوانات و گیاهان به آن وابسته است. اگر در منطقه‌ای برای مدتی طولانی باران نبارد، ساکنان آن منطقه ارزش این مایه حیاتی را بیشتر درک می‌کنند.
امروزه برای انتقال نفت و گاز از پالایشگاه‌ها به شهرها و روستاها، میلیاردها دلار هزینه ساخت لوله ها، حفاری زمین، نصب لوله ها و حفظ و نگهداری تاسیسات می‌شود. اما خداوند در یک نظام طبیعی، آب دریاها و اقیانوس‌ها را از طریق جریان باد، حرکت ابرها و ریزش باران به صورت رایگان در اختیار ساکنان زمین قرار می‌دهد.
پس سزاوار است در این نعمتهای بی شمار آفریدگار، قدری تأمل و تفکر کنیم تا سپاسگزار موهبتهای او باشیم.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. از کنار نعمت‌های الهی به سادگی نگذریم. نظام خواب و بیداری، از نعمت‌های بزرگ الهی است.
2. کار و تلاش برای کسب روزی حلال و تأمین نیازهای زندگی، امری پسندیده و مورد سفارش دین است.
3. برق آسمان، بارش باران و رویش گیاهان در زمین، اموری تصادقی نیست. همه این رویدادهای طبیعی براساس یک برنامه‌ریزی دقیق و حساب شده از سوی پروردگار عالم رخ می دهد.
4. خداشناسی باید براساس علم و تفکر و تعقل باشد.

اکنون آیه 25 از سوره روم :
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاکُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و از نشانه‌های او آن است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست، پس هرگاه شما را با یک دعوت، از زمین فرا خواند، ناگهان [از گورها] خارج می‌شوید»
در آیات قبل، به آفرینش آسمان و زمین اشاره شد. این آیه به ثبات و بقای آنها اشاره کرده و می‌فرماید: اجرام عظیم آسمانی که هنوز بشر به عمق آنها دست نیافته - و با این حال میلیاردها ستاره و سیاره را شناسایی کرده است - در یک نظام مشخص در حال حرکت و گردش هستند و اگر کوچکترین انحرافی از مسیر خود پیدا کنند، ممکن است موجب ‌ نابودی بخشی از جهان و از جمله کره‌ زمین و ساکنانش شوند. اما تدبیر آفریدگار چنان است که این کرات بی‌شمار تحت قانون جاذبه و دافعه در مدار مشخصی حرکت کنند و نظام جهان پابرجا بماند.
البته آنگاه که او اراده کند، این نظام در هم می‌ریزد و این جهان به پایان می‌رسد و نظامی دیگر برپا می‌شود. در آن نظام جدید، برخلاف این دنیا که انسانها از مادران خود متولد می‌شوند، آنها همچون گیاهان از دل خاک بر می‌آیند و بدون ارتباط با پدر و مادر و خواهر و برادر و خویشان دنیوی، هر انسانی تک و تنها در آن جهان حاضر شده و پاسخگوی اعمال خود در دنیا خواهد بود.
از این آیه می‌آموزیم:
1. استواری نظام آفرینش، نه تصادفی است و نه به دست دیگران/ فقط به اراده خداوند است.
2. نه فقط آفرینش، بلکه تدبیر امور جهان به دست خداوند است. این گونه نیست که او جهان را آفریده و به حال خود رها کرده باشد، بلکه او چون باغبانی است که افزون بر کاشت دانه، مراحل داشت و برداشت را نیز تدبیر و مدیریت می‌کند.
3. خروج انسان از خاک، دلیل بر جسمانی بودن معاد است. زیرا با مرگ، جسم انسان در خاک می‌رود، و نه روح او!

اکنون آیه 26 از سوره روم :
« وَلَهُ مَن فِی السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و هر که در آسمانها و زمین است، از آنِ اوست، همگی [در نظام تکوین] فرمانبردار او هستند»
در ادامه آیه قبل که سخن از انتقال انسان از این جهان به جهان دیگر بود، این آیه می‌فرماید: از آنجا که خداوند مالک انسان و دیگر موجودات همچون فرشتگان و جنیان است، حق دارد که هرگونه بخواهد درباره آنها عمل کند و هیچ کس را یارای مخالفت در برابر او نیست. زیرا گرچه برای این موجودات، امکان مخالفت در برابر نظام تشریع او وجود دارد، اما وجود آنها دربرابر نظام تکوین او، مطیع و فرمانبردار است. حتی اختیار آنها نیز به اذن و اراده اوست.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. نه فقط جمادات و نباتات و حیوانات، بلکه موجودات دارای شعوری چون انسان و فرشته و جنّ نیز، امکان خروج از تحت حاکمیت الهی را ندارند.
2. همان گونه که در نظام تکوین، وجود انسان فرمانبردار پروردگار است و به همین دلیل به رشد و کمال جسمی می‌رسد، اگر در نظام تشریع نیز به اختیار خود تابع فرمان الهی باشد، به کمال و سعادت می‌رسد.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Wed, 15 Jun 2016 12:10:31 +0430
تفسیر سوره روم (20 تا 22) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/118220-تفسیر-سوره-روم-20-تا-22 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/118220-تفسیر-سوره-روم-20-تا-22 تفسیر سوره روم (20 تا 22)

 

 

 

 

ابتدا  آیه 20 از سوره روم : 
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَکُم مِّن تُرَ‌ابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ‌ تَنتَشِرُ‌ونَ»
ترجمه این آیه چنین است: 
«و از نشانه‌های [قدرت] او این است که شما را از خاکی [بی‌جان] آفرید، پس[به صورت] بشری [در زمین] پراکنده شدید»
در برنامه قبل به قدرت خداوند در زنده کردن مردگان و میراندن زندگان اشاره شد. این آیه و آیات پس از آن، به نشانه‌های قدرت خداوند در آفرینش موجودات به ویژه انسانها اشاره کرده است. در ابتدا می‌فرماید: منشاء وجود همه شما انسانها که امروزه در سراسر زمین پراکنده اید، خاک بی‌جان است. این آیه، هم می‌تواند اشاره به آفرینش انسان نخستین از خاک باشد که در برخی آیات قرآن آمده است و هم می‌تواند به تغذیه انسان اشاره داشته باشد که مواد آن، به طور مستقیم یا غیر مستقیم از خاک تهیه می شود. پس بر این مبنا می‌توان گفت وجود انسان از خاک است. 
اگر انسان به منشاء آفرینش و حیات خود توجه کند، می‌بیند که آفریدگار جهان، ‌چگونه از خاک بی‌جان، سلول‌های ظریف مغز را آفریده است که همه پیشرفتهای بشر در عرصه‌ علوم و فنون، مدیون آن است. خاکی که حرکت و ادراک و احساس ندارد، طی تحولی اعجازگونه به سلولهایی تبدیل می‌شود که بشر به واسطه آنها صاحب ادراک و احساس و حرکت می‌شود و این بسیار اعجاب آور است.
از این آیه می‌آموزیم:
۱.خودشناسی مقدمه خدا شناسی است و انسان یکی از بارزترین آفریده های پروردگار بر روی زمین است.
2. همه‌ ما انسان ها از خاک هستیم و به خاک باز می‌گردیم. پس تفاخرهای بی ارزش را کنار بگذاریم و گرفتار غرور و تکبّر نشویم.

آیه 21 از سوره روم :
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَ‌حْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُ‌ونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و از نشانه‌های او آن است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد. بی‌گمان در این نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند.»
به دنبال بحث آفرینش انسان، این آیه به یکی دیگر از نشانه‌های بزرگ الهی یعنی قانون زوجیت اشاره کرده و می ‌فرماید: خداوند برای هر انسانی، زوجی قرار داده که همراه و یاور او در مسیر زندگی باشد و در کنار او به آرامش برسد. چنین پیوندی با عشق و علاقه خدادادی میان همسران پدید می‌آید و مایه دلبستگی و وابستگی آنها به یکدیگر در سراسر عمر می‌شود. این پیوند، زن و مرد را مکمل یکدیگر قرار داده و عامل نشاط و سرزندگی آنها می‌شود. به یقین از آثار مهم این پیوند، ازدیاد موالید و تضمین بقای نسل بشر است. پیوند خانوادگی همچنین، پایه تشکیل جامعه و پذیرش مسئولیت های اجتماعی است. 
از این آیه می‌آموزیم:
۱. زن و مرد از یک جنس هستند. (برخلاف برخی دیدگاههای منحط و انحرافی که زن را موجودی پست تر معرفی می کنند.) 
2. در فرهنگ و آموزه های اسلامی، خانواده‌ای مطلوب و مورد قبول است که همسران مایه آرامش یکدیگر باشند، نه باعث تشنج و اضطراب و اختلاف/
3. مودّت و محبت، هدیه جالب خداوند به زنان و شوهران است، که پیوند آنها را ماندگار و بادوام می‌سازد. 
4. همانگونه که علاقه و محبت، عامل پیوند همسران است، دوام و بقای زندگی مشترک نیز به محبت و دوستی نیاز دارد. 

آیه 22 از سوره روم:
«وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْعَالِمِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و از نشانه‌های او آفرینش آسمان ها و زمین و تفاوت [و گوناگونی] زبان ها و رنگ های شماست؛ به راستی در این امر نشانه‌هایی برای دانشمندان است» 
این آیه آفرینش انسان را در کنار خلقت آسمان و زمین مطرح کرده تا انسان علاوه بر خود، به جهان اطراف نیز بنگرد. علیرغم وجود ماهواره ها و تلسکوپهای بسیار پیشرفته، بشر هنوز به عمق آسمان با آن همه منظومه ها و کهکشانها دست نیافته، با این حال به عظمت آن معترف است. زمین نیز دارای شگفتیهای فراوانی است که هنوز بسیاری از آنها برای بشر ناشناخته مانده است. در دل زمین، ذخایر فراوانی نهفته است. در اعماق خاک آن، نفت و گاز و معادن/ و در اعماق دریاها و اقیانوس‌های آن، انواع آبزیان و ماهیان وجود دارند که بشر از آنها به صورت گسترده بهره می برد.
آیه بار دیگر به انسان باز می‌گردد، و به دو ویژگی مهم او اشاره می‌کند: تفاوت زبانها که عامل شکل گیری انواع گویش‌ها و لهجه‌ها شده و تفاوت رنگها که نژادها و تیره‌های مختلف را پدید آورده است. تصور کنید اگر همه انسانها در شکل و قیافه و رنگ و تُن صدا یکسان و مشابه بودند، شناخت آدمها از یکدیگر چگونه ممکن بود؟ ‌فرزند چگونه پدر و مادر خود را از میان هزاران مرد و زن هم سن و سال تشخیص می داد؟ و همسران چگونه یکدیگر را شناسایی می‌کردند؟‌
این تفاوت چهره‌ها و گویش‌ها، بهترین راه شناخت انسانها از یکدیگر است. علاوه بر آنکه اگر این تنوع و تفاوت ها نبود، زندگی در جامعه بشری بسیار یکنواخت و کسل‌کننده بود. درست مثل آنکه شما وارد شهری شوید که همه خودروهای آن یک مدل و یک رنگ باشند. 
از این آیه می‌آموزیم:
۱. علوم تجربی علاوه بر کمک به انسان برای بهره‌گیری بیشتر از طبیعت، باید موجب رشد باور انسانها به آفریدگار قادر و حکیم شود.
2. از نگاه دانشمندان، تنوع نژادها، رنگها و زبانها، از نشانه‌ های عظمت پروردگار است. اما افراد جاهل، این تفاوتها را مایه تحقیر و تمسخر دیگران و سبب تفاخر بر یکدیگر می دانند. 
3. هر زبانی برای خودش اصالت و ارزش دارد. لذا هیچکس حق ندارد نژادها و اقوام و زبانهای دیگر را تحقیر و تمسخر کند. 

 

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Wed, 08 Jun 2016 15:15:49 +0430
تفسیر سوره روم (14 تا 19) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/117684-تفسیر-سوره-روم-14-تا-19 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/117684-تفسیر-سوره-روم-14-تا-19 تفسیر سوره روم (14 تا 19)

 

 

 

ابتدا آیات 14 تا 16 از سوره روم :
«وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ»، «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِی رَوْضَةٍ یُحْبَرُونَ»، «وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ فَأُولَـئِکَ فِی الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و روزی که قیامت برپا شود، آن روز [مردم] از هم جدا می‌شوند»، «پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، پس آنان در بوستانی [از بهشت] شادمان خواهند بود»، «و اما کسانی که کفر ورزیده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کرده اند، پس آنان احضار شدگان در عذاب‌اند»
این آیات مردم دنیا را در قیامت به دو دسته تقسیم می‌کند: گروهی که اهل ایمان و عمل صالح بوده‌اند، و گروه دیگری که بنای کار آنها بر کفر و انکار حق بوده است. آنچه انسانها را در دنیا از یکدیگر متمایز ساخته و گروه گروه می¬کند، مثل سن، سواد، جنس، نژاد، زبان یا مال، مقام و موقعیت، در قیامت تأثیری ندارد. تنها چیزی که سرنوشت انسانها را از یکدیگر متفاوت می‌کند، ایمان و کفر است که به دنبال خود، کارهای نیک و بد را می آورند.
جالب آنکه برای ورود به بهشت، ایمان به تنهایی کافی نیست و انجام کارهای نیک و شایسته نیز لازم است، اما برای ورود به دوزخ، کفر به تنهایی کافی است. زیرا کفر، خود بزرگترین ظلم به خویش و سرمایه وجودی ای است که خداوند در اختیار انسان قرار داده است.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. قیامت روز جدایی پاکان از ناپاکان/ و نیکان از بدان و مجرمان است.
2. کار نیکی ارزشمند است که دارای ریشه و انگیزه الهی بوده و از ایمان به خدا نشأت گرفته باشد.
3. تکذیب آیات الهی و قیامت، از روحیه کفر و عناد در انسان سرچشمه می‌گیرد.
4. سرنوشت انسان در آخرت، در گرو عملکرد او در زندگانی این دنیاست.

آیات 17 و 18 از سوره روم :
«فَسُبْحَانَ اللَّـهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ»، «وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیًّا وَحِینَ تُظْهِرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس خدا را به پاکی بستایید، آنگاه که به شب وارد می شوید و هنگامی که به صبح درمی آیید»، «و حمد و ستایش‌ در آسمانها و زمین مخصوص اوست، و [نیز] در پایان روز و آنگاه که ظهر می کنید»
بعضی از مفسران بر این عقیده اند که این آیات به اوقات نمازهای واجب در شبانه روز اشاره کرده و می‌فرماید: در صبح و شام و ظهر و عصر خدا را یاد کنید و به حمد و تسبیح او مشغول باشید، چرا که همه عالم هستی به پاکی و عظمت او گواهی می‌دهند و نشانه علم و قدرت بی‌پایان او هستند. آری برای دوری از شرک، باید در همه حال خدا را تسبیح گفت و با قلب و زبان، او را از هرگونه شریک یا عیب و نقص پاک دانست.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. حمد و تسبیح خداوند، در همه‌ی زمانها و همه‌ی مکانها [آسمانها و زمین] یک ارزش است. با این حال، بعضی زمانها برای ذکر خدا مناسب ترند.
2. تسبیح خداوند و پاک دانستن او از هر گونه عیب و نقص و ناپاکی، زمینه سپاس و ستایش او را فراهم می‌کند. لذا تسبیح او بر حمد و ستایش او مقدم شده است.

آیه 19 از سوره روم:
«یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَکَذَلِکَ تُخْرَجُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«او زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد، و زمین را پس از مردنش زنده می‌کند، و شما [نیز] این گونه [از گورها] بیرون آورده می‌شوید»
در پاسخ به شبهه کسانی که معاد را انکار می کنند، این آیات به نمونه‌هایی از زنده شدن مردگان در دنیا اشاره کرده و می‌ فرماید: چگونه زنده شدن مردگان را در قیامت بعید می‌شمرید، در حالی که خداوند همواره در حال زنده کردن و میراندن است. هنگام زمستان، درختان و گیاهان می‌میرند و هنگام بهار، دوباره زنده می‌شوند و هر سال چنین امری تکرار می‌شود و آن را به چشم خود می‌بینید. علاوه بر آنکه هر سال از دل خاک بی‌جان، انواع گیاهان و بوته‌ ها سر بر می‌آورند و حیات را به نمایش می‌گذارند، در مقابل، بسیاری از موجودات جاندار، بی‌جان شده و به خاک تبدیل می‌شوند.
آب و غذایی که ما می‌خوریم، ‌موجودات زنده‌ای نیستند. اما هنگامی که جزء بدن ما می‌شوند، تبدیل به سلول‌های زنده می‌شوند. در نظام طبیعت نیز دائماً زندگی از دل مرگ/ و مرگ از دل زندگی بیرون می‌آید. این بهترین دلیل بر قدرت آفریدگار برای زنده‌کردن مردگان در قیامت است.
البته این آیه از بعد معنوی نیز قابل تفسیر است. چنانکه در برخی روایات، تولد مؤمن از کافر و کافر از مؤمن یا عالم از جاهل و جاهل از عالم، از نمونه های بیرون آمدن زنده از مرده و مرده از زنده شمرده شده است.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. اگر انسان خردمند و منصف باشد، هیچ جای شکی در اعتقاد او به قیامت باقی نمی ماند. زیرا خداوند قدرت خویش را در میراندن و زنده کردن موجودات در این دنیا به نمایش گذارده است.
2. در نظام این عالم، گردش و چرخش موجودات میان مرگ و حیات مشاهده می شود و این امر تا قیامت ادامه دارد.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Tue, 31 May 2016 17:33:50 +0430
تفسیر سوره روم (9 تا 13) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116919-تفسیر-سوره-روم-9-تا-13 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116919-تفسیر-سوره-روم-9-تا-13 تفسیر سوره روم (9 تا 13)

 

 

 

ابتدا آیات 9 تا 10 از سوره روم :
«أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا کَانَ اللَّـهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَـکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»، «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّـهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آیا در زمین گردش نکرده‌اند، تا ببینند سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ آنها قوی‌تر و نیرومندتر از اینان بودند و زمین را زیر و رو کردند و بیش از آنچه اینان آباد کردند، آن را آباد ساختند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند، [ولی به سبب تکذیب پیامبران هلاک شدند] پس خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند، بلکه آنها خود به خویش ستم می‌کردند»، «سپس سرانجام آنان که کارهای زشت مرتکب شدند، این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به مسخره می‌گرفتند»
در برنامه قبل، گفتیم که خداوند کسانی را که در آفرینش آسمان و زمین اندیشه نمی‌کنند، مورد انتقاد قرار داده و از آنان می خواهد که در نظام هستی بیندیشند تا به هدفمند بودن آن پی‌ببرند و بدانند این نظام بر پایه حق آفریده شده است.
این آیات می‌فرماید: چرا از تاریخ گذشتگان پند نمی‌گیرید؟ چرا هنگام سفر به نقاط مختلف، به خرابه‌ های باقیمانده از اقوام پیشین نمی‌نگرید و از آن درس عبرت نمی‌گیرید؟ اقوامی که کشتزارها و باغهای آباد و پرمحصول داشتند و صاحبانشان از ثروت بسیار برخوردار بودند، اما به دلیل انکار حق و ارتکاب کارهای زشت به هلاکت رسیدند و از آنها تنها خرابه‌هایی به جا ماند.
این هلاکت نتیجه ظلمی بود که آنها به خودشان کردند. زیرا در فرهنگ اسلامی، هم ظلم به دیگران/ و هم ظلم به خود، هر دو جایز نیست. برخلاف مکتب اومانیسم که می‌گوید: انسان مُجاز است هر کاری را انجام دهد، مگر آنکه موجب آزار دیگران شود، در فرهنگ اسلامی انسان حق ندارد حتی به خودش آسیب برساند، چه رسد به دیگر همنوعانش/ البته بالاترین آسیب به خود، پا گذاردن بر عقل و وجدان و انکار حقایقی است که انسان با عقل و وجدان خویش درمی¬یابد.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. سیر و سفر به مکانهای باستانی برای مطالعه در تاریخ اقوام گذشته و عبرت گرفتن از سرنوشت آنها مورد تأکید قرآن کریم است.
2. تحولات تاریخی دارای قواعد و اصول معینی است و می‌توان از گذشته برای آینده درس آموخت و بهره گرفت.
3. سعادت و خوشبختی ملتها تنها در سایه قدرت و آبادانی و توسعه ظاهری فراهم نمی شود، بلکه زیربنای سعادت واقعی، ایمان به خدا و پیروی از پیامبران الهی است.
4. اصرار بر گناه و تکرار و تداوم آن، انسان را بدعاقبت می‌کند و به تکذیب و تمسخر حق می‌کشاند.

آیات 11 تا 13 از سوره روم :
«اللَّـهُ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»، «وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ»، «وَلَمْ یَکُن لَّهُم مِّن شُرَکَائِهِمْ شُفَعَاءُ وَکَانُوا بِشُرَکَائِهِمْ کَافِرِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«خداوند آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را باز می‌گرداند. آنگاه به سوی او بازگردانده می‌شوید»، «و روزی که قیامت برپا شود، مجرمان مأیوس می شوند»، «و برای آنان از شریکانشان [معبودانشان] شفیعانی نخواهد بود و آنان به شریکان خود کافر می‌ شوند»
براساس آیات قرآن، مرگ پایان زندگی انسان در این جهان/ و قبر دریچه‌ای به دنیای دیگر است. چنانکه زایمان مادر، پایان زندگی انسان در شکم مادر و دریچه‌ای برای ورود او به این جهان است.
این آیات می فرماید: آفرینش و مرگ شما در این دنیا، به اختیار شما نبوده و نیست. شما به خواست خداوند به اینجا آمده اید و به خواست او از این جهان رخت بر می بندید. حیات دوباره شما در قیامت نیز، امری ارادی نیست، شما خواسته یا ناخواسته در آنجا حاضر خواهید شد. پس کاری کنید که در آنجا دست تان خالی نباشد و از کارهای گذشته خود پشیمان نشوید. به افراد، اشیاء و متعلقات این دنیا، زیاد دل نبندید که در آنجا هیچ چیز و هیچکس به کار شما نمی‌آید. کسانی را که امروز می¬پندارید می‌توانند شفیع شما در قیامت باشند، در قیامت به ناکارآمدی آنها پی می برید و در می یابید که آنها نمی توانند نقشی در نجات شما ایفا کنند.
آری، مشرکان که بتها را شفیعان خود در قیامت می‌شمردند، در آنجا می‌فهمند که این اشیاء بی جان و روح، هیچ نقش و خاصیتی در تدبیر امور عالم نداشته اند و کلا بی‌ارزش بوده‌اند. هم از شفاعت آنها ناامید ‌شده و گرفتار غم و اندوه می‌ شوند، هم امیدی به لطف و رحمت پروردگار ندارند. زیرا در دنیا چنان با پیامبران، ستیزه جویی و مخالفت کرده اند که هیچ روزنه امیدی را برای دریافت رحمت الهی در چنین روزی (آخرت) باز نگذاشته‌اند.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. نظام هستی از خداوند آغاز شده و به سوی او باز می‌گردد. به بیان دیگر، مبداء و معاد یکی است. غفلت از این امر، موجب پشیمانی و ناامیدی انسان در آینده می شود.
2. شادی‌ و سرمستی مُجرمان و گنهکاران در دنیا، ما را تحت تاثیر قرار ندهد، زیرا در قیامت، روزگار بسیار غم انگیزی درپیش دارند.
3. در قیامت، عشق ها و علاقه‌های بی‌پایه و کاذب دنیوی، به کینه و نفرت تبدیل می‌شود و شفیعان خیالی، مورد کفر و انکار قرار می‌گیرند.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Wed, 18 May 2016 17:12:18 +0430
تفسیر سوره روم (1 تا 8) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116686-تفسیر-سوره-روم-1-تا-8 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116686-تفسیر-سوره-روم-1-تا-8

 

 

 

با پایان یافتن تفسیر سوره عنکبوت، با تفسیر آیات 1 تا 8 سوره روم.
ابتدا آیات 1 تا 5 از سوره روم : 
«الم»، «غُلِبَتِ الرُّومُ»، «فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ»، «فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّـهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ»، «بِنَصْرِ اللَّـهِ یَنصُرُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»
ترجمه این آیات چنین است: 
«الف، لام، میم»، «رومیان مغلوب [ ایرانیان] شدند»، «در نزدیکترین سرزمین [به اعراب] ولی آنان پس از آن شکستشان، بزودی پیروز خواهند شد»، «در چند سال [آینده]/ پیش از این و بعد از آن، زمام امور به دست خداست و در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد»، «به یاری خداوند، او هر که را بخواهد یاری می‌کند و او عزیز و بخشنده است»
براساس منابع تاریخی، میان امپراطوری روم و امپراطوری ایران جنگ و کشمکشی طولانی وجود داشت. زمانی که پیامبر در مکه بود، جنگی بین روم و ایران در نزدیکی سرزمین حجاز درگرفت که منجر به شکست رومیان شد. خداوند به پیامبرش خبر داد اگرچه رومیان شکست خوردند، اما در جنگ بعدی رومیان پیروز خواهند شد. چون این پیشگویی غیبی محقق شد، مؤمنان اطمینان یافتند که وعده پیروزی آنان بر مشرکان نیز محقق خواهد شد. زیرا همه چیز به دست خداست و هر که را بخواهد یاری می‌کند و به عزت می‌رساند و او را مشمول رحمت خویش می‌سازد.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. اخبار غیبی قرآن و پیشگویی های آن، یکی از دلایل اعجاز این کتاب بزرگ است. 
2. نباید از شکستها ناامید شویم. باید همواره چشم امید به یاری خداوند داشته باشیم.
3. کار خداوند براساس حکمت است. شکست و پیروزی اهل ایمان نیز در مدار حکمت الهی است. البته مؤمنان باید به وظایف خود عمل کنند، اما نتیجه کار در دست آنها نیست و عاقبت کار تنها به دست خداست.

آیات 6 و 7 از سوره روم :
«وَعْدَ اللَّـهِ لَا یُخْلِفُ اللَّـهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»، «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«این وعده خداست و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند»، «آنان فقط ظاهری از زندگانی دنیا را [که به چشم می‌آید] می‌شناسند و از [زندگانی] آخرت غافل و بی‌خبرند»
آیات قبل وعده پیروزی مؤمنان بر مشرکان را بیان می‌کرد، این آیات می‌فرماید: ای مردم، در وعده خدا شک و تردید نکنید که این وعده قطعی خداوند است و تخلف از آن امکان پذیر نیست.
البته کسانی که به خدا ایمان ندارند، یا ایمان آنها سست و ضعیف است، به وعده‌های خدا اطمینان ندارند. زیرا آنها از علم و قدرت و حکمت الهی آگاهی ندارند و فقط اسباب مادی ظاهری را می‌بینند و شکست و پیروزی را با عوامل مادی تفسیر و تحلیل می‌کنند. آنها چون از آخرت غافلند، همه چیز را با عینک محدود دنیوی می‌بینند و خود را از پی بردن به حقایق عالم محروم می کنند. 
از این آیات می‌آموزیم:
۱. سرچشمه تخلف از وعده ها، معمولا جهل، عجز یا پشیمانی است، درحالی که خداوند از همه این موارد پاک و مبرّاست.
2. دلبستگی به دنیا و عوامل مادی، انسان را کوته بین و سطحی نگر می‌سازد.
3. ریشه غفلت از آخرت، توجه به ظواهر دنیا و دل بستن به آن است.

اکنون آیه 8 از سوره روم :
«أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنفُسِهِم مَّا خَلَقَ اللَّـهُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَکَافِرُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«آیا در خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است، جز به حق و برای زمانی معین نیافریده است؟ و بی شک بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویش‌اند»
این آیه همانند بسیاری از آیات دیگر قرآن، انسانها را به اندیشه و تفکر در نظام هستی فرا خوانده است و از آنها می‌خواهد به عقل و وجدان خود مراجعه کنند. واقعاً چه کسی آسمان و زمین را آفریده است؟ آیا این آفرینش بدون هدف و مقصد بوده است؟ آیا جهان آغاز و انجام مشخصی ندارد؟ آیا می‌ توان باور کرد که انسان از عقل و شعور برخوردار بوده و کارهایش با حساب و برنامه باشد، اما هستی با این عظمت که انسانها یکی از محصولات کوچک آن هستند، براساس تدبیر و شعور اداره نشود؟ آیا می‌توان پذیرفت که زندگی ما انسانها در این جهان، خاتمه پذیرد و جهان دیگری در کار نباشد؟
البته بسیاری از افراد که به دنیا دل بسته‌اند، آخرت و حضور در دادگاه عدل الهی را انکار می‌کنند تا به گمان خود، راحت و بدون دغدغه به لذتهای این جهانی برسند. اما اهل فکر و اندیشه، نظام هستی را دارای هدفی منطقی و درست می‌دانند و معتقدند آفرینش دارای نظام مشخص و متقنی است که بیانگر حکمت آفریدگار جهان است.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. اسلام، انسانها را به تفکر در نظام هستی دعوت کرده است، تا ایمان آنها براساس معرفت و شناخت درست باشد.
2. آفرینش هم هدفدار است و هم زمان بندی معینی دارد. 
3. انکار قیامت، براساس فکر و استدلال منطقی نیست، بلکه ریشه آن، دلبستگی به دنیا و پایدار دیدن آن است.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Sat, 14 May 2016 17:46:39 +0430
تفسیر سوره عنکبوت (67 تا 69) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116355-تفسیر-سوره-عنکبوت-67-تا-69 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116355-تفسیر-سوره-عنکبوت-67-تا-69 تفسیر سوره عنکبوت (67 تا 69)

 

 

 

ابتدا آیه 67 از سوره عنکبوت:
«أَوَلَمْ یَرَ‌وْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَ‌مًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّـهِ یَکْفُرُ‌ونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«آیا ندیدند که ما [مکه را] حرم امنی قرار دادیم، در حالی که مردم از اطرافشان ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل ایمان می آورند و به نعمت خدا کفر می ورزند؟»
در دورانی که غارت و چپاولگری، درمیان اعراب رایج بود و افراد قبایل به دیگر قبیله ها می تاختند، عده‌ای را کشته و برخی را اسیر می‌کردند، خداوند شهر مکه را شهری امن قرار داد تا ساکنان آن محترم شمرده ‌شوند و کسی جرأت حمله به مکه را نداشته باشد. چنانکه در ماجرای حمله سپاهیان مجهّز ابرهه که فیل سوار بودند، به اعجاز الهی، مهاجمان پیش از ورود به مکه با هجوم پرندگانی از آسمان به هلاک رسیدند.
این آیه خطاب به مشرکان مکه می‌فرماید: با آنکه خداوند چنین نعمت بزرگی را نصیب شما کرده و در امنیت و آسایش زندگی می‌کنید، چرا بتها را می‌پرستید و به جای ایمان به خدای یکتا به سراغ بتها می‌روید؟! آیا کار شما چیزی جز کفران نعمت الهی است؟
از این آیه می‌آموزیم:
۱. امنیت یکی از نعمتهای بزرگ الهی است و شکر آن، دوری جستن از هرگونه شرک و کفر است.
2. یادآوری نعمتهای الهی، زمینه دعوت مردم به یکتاپرستی را فراهم می کند.

اکنون آیه 68 از سوره عنکبوت:
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَ‌ى عَلَى اللَّـهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْکَافِرِ‌ینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد، یا هنگامی که حق به سراغ او آمد، آن را تکذیب کند؟ آیا جایگاه کافران در دوزخ نیست؟»
در فرهنگ بشری، ظلم در روابط اجتماعی تفسیر می‌شود و براساس آن، ظالم کسی است که حق دیگران را ضایع کند. اما در فرهنگ دینی، گرچه این نوع ظلم به شدت مورد نکوهش قرار گرفته، اما به نوع مهمتری از ظلم نیز اشاره شده که منشاء بسیاری از ظلمهای دیگر است. اگر انسان بت یا چیزهای دیگر را شریک خدا قرار دهد، به خدا ظلم کرده است، زیرا چیزی را که در ردیف خدا نیست، هم ردیف او شمرده است. همچنین کسی که پیامبران الهی را دروغگو بشمرد و رسالت آنها را تکذیب کند، به آن بزرگواران ستم کرده است، زیرا زحمات خستگی ناپذیر آنها را در راه هدایت بشر نادیده گرفته و این نعمت بزرگ را کفران کرده است.
طبیعی است وقتی که ظلم به افراد عادی، کیفری سخت در قیامت دارد، ظلم به خدا و پیامبران، سخت‌ترین کیفرها را در پی خواهد داشت.
البته ممکن است شرک به اشکال‌ مختلف جلوه کند: در قالب بت‌پرستی یا در قالبهای دیگر نظیر مقام‌پرستی، هواپرستی، پول‌پرستی و.../ لذا مؤمنان نیز در معرض خطر این نوع شرک هستند و باید دل و جان خویش را از دلبستگی به عواملی که انسان را از خدا دور می کند، پاک کنند.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. بدترین ظلم‌ها، ظلم فرهنگی است که برپایه آن، سخن حق انکار و سرکوب شود و حرف باطل رواج یابد. انسان ظالمی که حق را تکذیب می کند، طبعاً تسلیم آن نمی شود.
2. اضافه کردن چیزی به دین و نسبت دادن سلیقه های خود به آن، نوعی بدعت در دین و افتراء به خداوند محسوب می شود. باید تابع تعالیم دین باشیم، نه آنکه در پی آن باشیم دین را تابع افکار و آمال و سلیقه‌های خود قرار دهیم.

آیه 69 از سوره عنکبوت:
«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و کسانی که در راه ما [تلاش و] مجاهده ‌کنند، قطعاً آنها را به راه‌های خود هدایت می‌کنیم و همانا خداوند با نیکوکاران است»
این آیه که آیه پایانی سوره عنکبوت است، به موضوع جهاد و مجاهده در راه خدا اشاره دارد که هم شامل جهاد با دشمنان می‌شود، هم تلاش در راه گسترش دین خدا/
در فرهنگ اسلامی، جهاد شامل جهاد با دشمن بیرونی و جهاد با دشمن درونی می‌شود. انسان مؤمن باید با دشمنان دین خدا مبارزه کند و در این راه آمادگی جانفشانی داشته باشد، همچنین باید با نفس خود و تمایلات نامشروع نفسانی مبارزه کند تا گرفتار هوای نفس نشود.
آنچه این آیه بر آن تأکید می‌ورزد، جهاد در راه خدا و برای خداست. چه بسا افرادی با دشمنان دین می‌جنگند، اما هدفشان کسب نام و شهرت یا بهره‌مندی از برخی امتیازات دنیوی و غنایم جنگی است. لذا مهمتر از جهاد و تلاش، اخلاص در کارهاست، که اگر اخلاص نباشد، جان دادن در جنگ نیز ارزشی ندارد و مایه زیان و خسارت است.
اگر جهاد و تلاش در راه خدا باشد، خداوند براساس این آیه، هم وعده‌ هدایت داده است، هم وعده حمایت/ طبیعی است در راه رسیدن به مقصود، همواره موانع و مشکلات زیادی ظاهر می شود که گاه شناخت راه مقابله با آنها و گذر از آنها سخت است. لذا خداوند وعده‌ می‌دهد که من در این مواضع سخت، شما را در شناخت راه درست، یاری و در غلبه بر مشکلات حمایت می کنم.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. خداوند علاوه بر هدایت عمومی که همه از آن بهره‌مند می‌شوند، انسانهای تلاشگر مخلص را به شکل ویژه ای هدایت می‌کند. البته گام اول را باید خود انسان بردارد.
2. در انجام کارها، اگر با نیت و انگیزه خالص شروع کرده باشیم، خداوند ما را در راه رسیدن به موفقیت، راهنمایی می‌کند و تنها نمی‌گذارد.
3. اگر کسی در راه خدا گام بردارد و همه تلاش و کوشش خویش را در این مسیر قرار دهد، خداوند تا رسیدن به مقصد، دست او را گرفته و او را یاری می کند.
با تمام شدن این آیه، سوره عنکبوت به پایان رسید و انشاء الله در برنامه بعد، سوره روم را آغاز می‌کنیم.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Mon, 09 May 2016 10:53:08 +0430
تفسیر سوره عنکبوت (62 تا 66) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116073-تفسیر-سوره-عنکبوت-62-تا-66 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/116073-تفسیر-سوره-عنکبوت-62-تا-66

 

 

 

ابتدا آیه 62 از سوره عنکبوت:
«اللَّـهُ یَبْسُطُ الرِّ‌زْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ‌ لَهُ إِنَّ اللَّـهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«خداوند برای هر کس از بندگانش که بخواهد، روزی‌ را وسعت می دهد و یا بر او تنگ می‌گیرد. همانا خداوند به هر چیزی داناست»
در برنامه قبل اشاره کردیم که مسلمانان در شهر مکه در معرض آزار و اذیت مشرکان بودند، چند سالی نیز از سوی آنان مورد تحریم تجاری و اقتصادی قرار گرفتند. با این حال، در چنین شرایطی برخی از آنها حاضر نبودند که از خانه و کاشانه خود هجرت کنند.
این آیه می‌فرماید: به خاطر کسادی کسب و کار و بروز مشکلات معیشتی، دست از ایمان برندارید، بلکه بر ایمان خود پایدار و استوار باشید و بدانید که روزی به دست خداست. اگر هم لازم شد که هجرت کنید، از شهر و دیار خود دست کشیده و به مدینه مهاجرت کنید.
از این آیه می‌آموزیم:
۱. تلاش و کوشش برای کسب معاش، وظیفه ماست. اما میزان درآمد و روزی در اختیار ما نیست و به حکمت الهی وابسته است.
2. تفاوت انسانها در برخورداری از رزق و روزی و نعمتهای دنیوی، همانند تفاوت خود انسانها در بهره‌مندی از هوش و استعداد، امری حکیمانه از جانب خداوند است. البته این تفاوتها، لازمه جامعه بشری است.

آیات 63 و 64 از سوره عنکبوت:
«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْ‌ضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّـهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ بَلْ أَکْثَرُ‌هُمْ لَا یَعْقِلُونَ»، «وَمَا هَـذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ‌ الْآخِرَ‌ةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و اگر از آنان بپرسی، چه کسی از آسمان، آبی فرستاد که به وسیله آن، زمین را پس از مرگش زنده کرد؟ بی‌تردید خواهند گفت: خدا! بگو: ستایش مخصوص خداست، اما بیشتر آنان نمی اندیشند»، «و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست و بی تردید سرای آخرت،‌ همان زندگی حقیقی است، اگر می‌دانستند»
از آنجا که سرچشمه حیات و رزق انسان در گرو نزول باران است و اگر در منطقه‌ای چند سالی باران نبارد، خشکسالی موجب نابودی گیاهان و حیوانات و قحطی و گرسنگی انسانها می‌شود، این آیه می‌فرماید: حتی مشرکان نیز اعتقاد داشتند که نزول باران به دست خداست، اما باز هم به سراغ بتها می‌رفتند و آنها را در زندگی خود تأثیرگذار می‌دانستند. حال چگونه است که اهل ایمان درمورد تأمین رزق خود نگران هستند و از ترس روزی حاضر به هجرت در راه خدا نیستند؟
مگر آنها نمی دانند که حیات و رزق واقعی در سرای آخرت است و این دنیای پر زرق و برق، همه ‌اش بازی و سرگرمی است. کوچکتر‌ها با اسباب‌ بازیهای متنوع، خود را سرگرم می کنند و بزرگترها با چیزهای بزرگتر مثل ماشین و خانه و کارخانه و امثال آن/ در بازیهای کودکانه یکی شاه می‌شود و یکی وزیر/ یکی دکتر و یکی بیمار/ یکی مادر و یکی فرزند/ و پس از آنکه بازی تمام شد، معلوم می‌شود همه این عناوین ساختگی و تخیّلی بوده است. در دوران بزرگسالی نیز ممکن است هر کس عنوانی را برای خود دست و پا کند و جایگاهی برای خود در جامعه قائل شود. اما وقتی که عمر به پایان می‌رسد، فرد متوجه می شود همه‌ اینها ساختگی و ناپایدار بوده و او زندگی اش را با بازی در چنین نقشهایی باخته است. کجایند پادشاهان پرمدعای تاریخ؟! کجایند سرداران و فرماندهان جنگهای بزرگ تاریخ؟! گویا دوران بازی آنها به پایان رسیده و هم اکنون گروه دیگری به بازی مشغولند.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. خداشناسی امری فطری است و اگر غبار گناه و انحراف، از صفحه دل گمراهان کنار زده شود، به حقیقت اعتراف خواهند کرد.
2. بسیاری از مردم خود را به غفلت می زنند و حاضر نیستند درباره‌ آغاز و انجام خود و جهان بیندیشند.
3. غفلت از آخرت و ندانستن حقیقت آن، موجب دل بستن به دنیا و سرگرم شدن به امور مادی و دنیوی می شود.
4. زندگی واقعی در جهان آخرت است که در آن هر کس در جایگاه واقعی خود قرار می گیرد. در آنجا درد و رنج و ستمی نیست و حق هیچکس پایمال نمی‌شود.

  آیات 65 و 66 از سوره عنکبوت:
«فَإِذَا رَ‌کِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّـهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ‌ إِذَا هُمْ یُشْرِ‌کُونَ»، «لِیَکْفُرُ‌وا بِمَا آتَیْنَاهُمْ وَلِیَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس هنگانی که بر کشتی سوار ‌شوند [و کشتی دچار طوفان ‌شود]، خدا را خالصانه می‌خوانند [و غیر او را فراموش می‌کنند]. پس چون خداوند آنها را به خشکی رساند و نجات داد، باز به [آئین] شرک روی می‌آورند»، «تا آنچه را به آنان داده‌ایم، ناسپاسی کنند و [از لذتهای زودگذر زندگی] بهره‌گیرند. اما به زودی خواهند فهمید»

در ادامه آیات قبل که برای بیدارکردن فطرت انسانها، به نشانه‌های قدرت الهی در آسمان و زمین اشاره ‌کرد، این آیات به انسانها یادآور می‌شود که در زمان احساس خطر، هنگامی که از همه چیز و همه کس ناامید می‌شوید، به چه کسی روی می‌آورید و از چه کسی استمداد می‌طلبید؟
هنگامی که کشتی در حال غرق شدن است، چه کسی را می‌خوانید؟ هنگامی که هواپیما در معرض سقوط است، از چه کسی یاری می طلبید؟ او همان خداوند بزرگ است که قادر است شما را نجات دهد و از مرگ حتمی برهاند.
انسان در زندگی خود، به طور معمول به اسباب و وسایل مادی یا دوستان و خویشاوندانش تکیه می‌کند و در مشکلات دست به دامان آنها می ‌شود. به همین خاطر خدا را فراموش می‌کند. اما در مواجهه با خطر، هنگامی که کسی نمی‌تواند به فریاد انسان برسد، فقط خدا را می‌خواند و دیگران را فراموش می‌کند.
اما عجیب است همین انسانی که خداوند او را از خطرات حتمی نجات داده، دوباره خدا را فراموش می کند و به دنبال زندگی مادی و بهره‌گیری از نعمتهای دنیوی می رود، بدون آنکه حتی خدا را به خاطر این نعمتها سپاس گوید و یاد نعمتهای او باشد.
از این آیات می‌آموزیم:
۱. غبار غفلت، فطرت انسان را می‌پوشاند، ولی حوادث و رویدادهای خطرناک، پرده غفلت را کنار زده و فطرت خدا جوی بشر را بیدار می‌کند.
2. دعای خالصانه مستجاب می‌شود. کافر هم اگر دعایش خالصانه باشد، در معرض استجابت است.
3. شرک به خدا، نوعی ناسپاسی و کفران نعمتهای اوست و توحید، نوعی شکر عطایای الهی

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Tue, 03 May 2016 15:38:32 +0430
تفسیر سوره عنکبوت (56 تا 61) http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/115628-تفسیر-سوره-عنکبوت-56-تا-61 http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-11-20-05-25-12/item/115628-تفسیر-سوره-عنکبوت-56-تا-61

 

 

 

ابتدا آیات 56 و 57 از سوره عنکبوت : 
«یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِی وَاسِعَةٌ فَإِیَّایَ فَاعْبُدُونِ»، «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ»
ترجمه این آیات چنین است: 
«ای بندگان من که ایمان آورده اید! زمین من وسیع است. پس تنها مرا بپرستید»، «هر کسی چشنده مرگ است، سپس به سوی ما بازگردانده می‌شوید»
یکی از دستورالعمل های جالب اسلام، هجرت برای حفظ ایمان است. در صدر اسلام، مسلمانان تحت فشار شدید مشرکان بودند و نمی‌توانستند وظایف دینی خود را آزادانه انجام دهند. لذا پیامبر اسلام و مؤمنان واقعی از مکه به مدینه هجرت کردند و در آن شهر مستقر شدند. 
این آیات به عنوان یک قاعده کلی می‌فرماید: وابستگی و دلبستگی به شهر و وطن، نباید شما را از رشد و بالندگی در ایمان و پرستش خدا باز دارد. گمان نکنیدکه همیشه در این جهان زنده اید، بنابراین نباید هدفتان از زندگی، تنها جمع مال و ثروت و حفظ و تحکیم موقعیت خود باشد. اگر به این توجه داشته باشید که آخرت، سرای جاودان است، هرگز بیش از اندازه به شهر و وطن خود دل نمی‌بندید و اسیر آن نمی‌شوید. 
از این آیات می‌آموزیم:
۱. در انتخاب محل سکونت، به حفظ و مراقبت از دین و ایمان خود توجه جدی داشته باشیم.
2. هجرت برای حفظ دین، یکی از وظایف اهل ایمان است. 
3. کسانی که به خاطر دلبستگی و علاقه به شهر و منطقه‌ای، گرفتار انحراف شوند، در قیامت عذرشان پذیرفته نیست. 
4. مرگ فراگیر است و هیچ راه گریزی از آن نیست. پس لازم است در محاسبات زندگی خود، برای دوران پس از مرگ نیز، برنامه ریزی کنیم. 

 آیات 58 و 59 از سوره عنکبوت:
«وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ»، «الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آنان را که ایمان آورده‌ و کارهای شایسته انجام داده‌اند، قطعاً آنان را در غرفه‌هایی از بهشت جای می دهیم که از زیر آنها جویباران روان است؛ در آنجا جاودانه اند. چه نیکوست پاداش عمل کنندگان»، «همانها که شکیبایی ورزیدند و بر پروردگارشان توکل می کنند»
در این آیات، خداوند به کسانی که در راه حفظ ایمان، سختی‌ها را تحمل نموده و درصورت لزوم از شهر خود مهاجرت می کنند، وعده می‌دهد که در آخرت در بهترین خانه‌های بهشتی ساکن می شوند و از نعمتهای بی‌شمار آن بهره‌ می برند. این آیات به سه ویژگی مهم اهل ایمان که آنها را به بهشت رحمت الهی می‌رساند، اشاره می‌کند: عمل، صبر و توکل/
لازم به ذکر است که ایمان بدون عمل صالح ارزشی ندارد/ عمل نیز بدون صبر و شکیبایی به نتیجه نمی‌رسد/ صبر هم بدون توکل به خداوند، دوام و استمرار ندارد. 
از این آیات می‌آموزیم:
۱. شرط دستیابی به بهشت و نعمتهای بهشتی، ایمان و عمل صالح است. 
2. آنچه را مؤمنان در دنیا به خاطر حفظ ایمان خود از دست می‌دهند، خداوند در قیامت جبران کرده و بهتر از آن را به آنها عنایت می‌کند.
3. صبر و استقامت، رمز پیروزی بر مشکلات و رسیدن به موفقیت در مراحل مختلف زندگی است. بدیهی است اهل ایمان که همواره در معرض آزار و توهین دشمنان هستند، باید بیش‌از دیگران پایداری کنند.

 آیه 60 از سوره عنکبوت:
«وَکَأَیِّن مِّن دَابَّةٍ لَّا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّـهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و چه بسا جنبنده ای که نمی تواند روزی خود را تأمین کند. خداست که به او و شما روزی می‌دهد و او شنوا و داناست»
در ادامه آیات قبل درباره لزوم هجرت برای حفظ ایمان، این آیه می‌فرماید: از اینکه به خاطر هجرت از سرزمین کفر، کسب و کار خود را از دست داده و در تأمین معاش زندگی دچار مشکل شوید، نترسید. اگر هجرت لازم شد، هجرت کنید و بدانید که خداوند روزی ‌رسان است. همان خدایی که به انواع جنبندگان در زمین و آسمان روزی می‌دهد، شما را فراموش نمی‌کند. حتی حیواناتی که نمی‌توانند غذای خود را به لانه بیاورند و ذخیره کنند و مجبورند هر روز به دنبال غذا از لانه بیرون بروند، دست خالی بر نمی‌گردند و روزی آنها را خداوند تأمین می‌کند. انسان که از آن حیوانات کمتر نیست و می‌تواند با تلاش و کوشش، روزی خود را به دست بیاورد. 
اگر به خاطر هجرت و دوری از وطن، کسب و کار انسان از دست برود، پس از هجرت امکان جبران مافات هست، اما اگر انسان زندگی خود را در راه شرک و کفر سپری کند یا تسلیم ظلم و ستم و طاغوت شود، این قابل جبران نیست، زیرا شرک و کفر و ظلم، انسان را از مدار انسانیت خارج می کند. 
از این آیه می‌آموزیم:
1. مهاجران در راه خدا، نباید نگران رزق و روزی و امرار معاش خود باشند و نباید به خاطر نگرانی از دست دادن روزی، هجرت در راه خدا را ترک کنند.
2. انسان مؤمن همواره به خدا توکل دارد و به خاطر ترس از قطع روزی، در انجام وظایفش کوتاهی نمی کند.
3. خداوند که خالق هستی است، تأمین روزی همه‌ جنبندگان و نیز انسان را تضمین کرده است.

 آیه 61 از سوره عنکبوت:
«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّـهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و اگر از آنان [که به خدا شرک می‌ورزند] بپرسی: چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام و مسخر کرده است؟ حتماً خواهند گفت: خدا. پس چگونه [از حق] منحرف می‌شوند؟»
مشرکانی که در مکه زندگی می‌کردند و بتها را می‌پرستیدند، خداوند را به عنوان آفریننده قبول داشتند. اما تدبیر امور خود را توسط خورشید و ماه و ستارگان، یا انواع بتهای زمینی می‌دانستند. آنها خداوند را به عنوان خالق می‌پذیرفتند، ولی برای او ربوبیت قائل نبودند. به گونه‌ای که گویا سرنوشت آنها و حتی رزق و روزی آنها به دست خدا نیست و خداوند در آن نقشی ندارد. 
عجیب است که امروزه نیز بسیاری از مردم، خدا را خالق خود می‌دانند، اما برای او حق ربوبیت و قانونگذاری قائل نیستند و به دستورات او عمل نمی‌کنند. این گروه معتقدند بشر در زندگی خود از خداوند بی نیاز است و حق دارد هرگونه بخواهد تصمیم بگیرد و عمل کند.
از این آیه می‌آموزیم:
1.در مباحث اعتقادی، از نقاط اشتراک با دیگران آغاز کنیم، سپس آن را ادامه دهیم. نقطه مشترک مسلمانان با مشرکان مکه، اعتقاد آنها به خالقیت خداوند بود.
2.انحراف از حق، یکی از خطرات و آسیبهایی است که همه را تهدید می‌کند. پذیرش خالقیت خداوند بدون پذیرش ربوبیت او در زندگی، نوعی انحراف از حق است.

 

 

 

]]>
" راهی به سوی نور" Sun, 24 Apr 2016 14:59:47 +0430