این وب سایت بسته شده است. ما به پارس تودی دری تغییر پیدا کرده ایم.
سه شنبه, 20 میزان 1389 10:45

شهادت و گواهي زنان از ديدگاه اسلام

به نام خداوند بخشنده و مهربان
صلوات خداوند بر پيامبر مهرباني ها حضرت محمد مصطفي و اهل بيت پاكش
سلام و درود بر شما همراهان عزيز برنامه سيماي زن در اسلام باشيد . در خدمت شما هستيم با برنامه امروز كه پيرامون موضوع شهادت و گواهي زنان از ديدگاه اسلام سخن مي گوييم .

يكي از مسائلي كه در مورد زنان و حقوق آنها وجود دارد و گاه موجب بروز ايجاد شبهه و اشكال از سوي برخي ناآگاهان و مغرضين مي شود، موضوع شهادت و گواهي زنان است . زيرا در قرآن كريم در اين مورد آمده است : دو نفر از مردان خود را به گواهي بگيريد و اگر دو مرد نبودند يك مرد و دو زن از ميان كساني گواه بگيريد كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند تا اگر يكي از آن دو فراموش و يا اشتباه كند ديگري به يادش آورد . با استناد بر آيه 288 سوره بقره گواهي زنان از نظر فقهاي اسلامي اجمالاً نصف گواهي مردان به حساب مي آيد و علت آن در خود آيه شريفه ذكر شده است .

قرآن در اين مورد تنها علتي را كه بر شهادت دو زن معين مي كند محكم كاري و تذكر است و اين به سبب اهميت مسئله است . اگر زن تنها باشد ممكن است بر اثر تهديد و يا حس ترحم گواهي اشتباه بدهد ولي به پشتيباني و پشتوانه نيروي دوم بهتر مي تواند بر اعصاب خود مسلط بوده و در مورد حقي كه بايد ابراز كند با قدرت و انديشه قوي تري برخورد كند .

بايد بگوييم كه بين رويت وقايع بين زن و مرد هيچ تفاوتي نيست چون هر دو از اين حس به طور مساوي برخوردارند و هيچ يك بر ديگري برتري ندارد . اما به دليل اينكه محل محاكمه و محكمه محل تشنج ، التهاب و درگيري است و زن نيز داراي احساسات و عواطف رقيق و لطيف مي باشد به راحتي مي توان با اندكي گريه ، قسم خوردن و يا ساير مسائل احساسات او را تحريك نمود ، لذا شارع مقدس شهادت يك زن را كافي ندانسته و براي اينكه زن دچار تحريك عواطف و در نتيجه بي راهه رفتن در امر شهادت نشود مكمل ديگري بر او از جنس خودش قرار داده است تا اين خلاء جبران شود و اين مسئله نقص يا كمبود ارزش براي زنان به حساب نمی آيد ، همانگونه كه ضعيف تر بودن جنبه احساسات و عواطف مردان نسبت به زنان نقص براي آنان شمرده نمي شود . لذا مسئله شهادت زنان و اينكه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است معيار برتري زن بر مرد نيست .

در آئين دادرسي اسلام شهادت زن همچون شهادت مرد به عنوان يك اصل پذيرفته شده است و اسلام در زماني كه اصولاً براي زن هيچ ارزشي قائل نبودند شان انساني قائل شدند و شهادت و گواهي زن عادل را پذيرفته است . بنابراين اينكه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است جنبه ارزشي نداشته بلكه مبتني بر واقعيات و حكمت هاي ديگر است كه غفلت از آنها و تساوي گرايي افراطي در زمينه آنها خود عواقبي وخيم را به دنبال خواهد داشت . از سوي ديگر اصولاً شهادت حق نيست ، تا آنجا كه به طور خيلي استثنايي شهادت زن پذيرفته نيست و يا آنجا كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد محسوب شده است او را محروم از حق تلقي كنيم بلكه شهادت تكليف است ، بنابراين در مواردي كه شهادت زن پذيرفته نمي شود و يا شهادت او برابر شهادت مرد نيست او معاف از تكلیف است و در نتيجه وظيفه اش نسبت به مرد سبك تر مي باشد .

كارشناس :

" در رابطه با سوال تفاوت بين حق و تكليف چيست و آيا شهادت زنان حق است يا تكليف ؟ در اين زمينه خدمتتان عرض كنم كه لغت شناسان براي واژه حق معاني متعددي را ذكر مي كنند از آن جمله اين معاني است : حق يعني ضد باطل ، حق به معناي وجوب ، حق يعني سخن راست و متعاقب با واقع ، حق یعنی یقین بعد از شک . همه این معانی به یک معنا بر می گردد و آن معنای ثبوت است که بیشتر لغت شناسان حق را به معنای ثبوت گرفته اند . حق بر خداوند اطلاق می شود . در حالی که تکلیف بر خداوند اطلاق نمی شود . در آیات قرآن کریم موارد زیادی است که خداوند حق را به خودش نسبت داده است اما تکلیف بر خداوند اطلاق نمی گردد .

حق در اصطلاح فقها عبارت است از قدرت ، امتیاز ، سلطه یا خواسته پیوسته و جدا نشدنی . حق سود و منفعتی است که دارای ارزش است . حق نوع سلطنت بر چیزی است. حق قابل اسقاط است ، یعنی شخص می تواند از حق خود بگذرد و یا حق خود را استیفا بکند . نکته دیگر اینکه حق از امور اعتباری است . حق جنبه وضعی دارد نه تکلیفی . یعنی سخن از جواز و عدم جواز نیست بلکه سلطنت و امتیاز برای شخص صاحب حق است . این در رابطه با واژه حق که از لحاظ لغت شناسان و اصطلاح فقها خدمت شما به عرض رساندم .

و اما واژه تکلیف . تکلیف را به الزام شاق معنا کرده اند که نکته مقابل حق است . از آنجا که طبع آدمی از انجام دادن وظیفه گریزان است وظایف دینی را نیز در شریعت تکلیف خوانده اند . برخی هم تکلیف را به معنای ترغیب و تحریف دانسته اند . حق و تکلیف دو عنصر اساسی در زندگی فردی و اجتماعی است که هر انسانی که حق بیشتر داشته باشد تکلیف بیشتر دارد. مثل پیامبر عظیم الشأن اسلام و ائمه معصومین ( ع ) همان اندازه که نسبت به سایر انسان ها حق بیشتر دارند از لحاظ تکلیف هم مسئولیت و تکلیف آنان نیز بیشتر از سایر انسان هاست .

با روشن شدن این دو واژه معلوم می گردد که شهادت زن تکلیف است نه حق . به همین خاطر است که اگر شهادت ندهد در یک موردی که لازم است شهادت بدهد و شهادت ندهد گناه کبیره ای را مرتکب شده است . شهادت تکلیف است یعنی زن یا مرد مکلف است آنچه را که شاهد بوده اند در صورت لزوم شهادت بدهند و اگر شهادت ندهند چه بسا حقی نا حق شود و لذا به عنوان یک تکلیف بر یک انسان شاهد چه زن باشد و یا مرد این به عنوان یک تکلیف واجب است که در صورت لزوم شهادت بدهد . اینکه در شهادت دو زن مساوی یک مرد است در حقیقت تکلیف برای زنان کمتر است نه اینکه حقی از آنان ضایع شده باشد و حق کمتری برای آنان اختصاص داده شده باشد، بلکه در حقیقت تکلیفی برای زنان کمتر منظور شده است . با توجه به آنچه که عرض شد تفاوت بین حق و تکلیف مشخص گردید و اینکه شهادت زن به عنوان یک تکلیف است نه به عنوان حق، باز هم روشن گردید . "

علاوه بر آنچه که گفتیم مواردی هم وجود دارد که شهادت مردان پذیرفته نمی شود و باید شاهدان حتماً زن باشند . به عنوان مثال در مورد اثبات زنده متولد شدن طفل، شهادت مرد چیزی از ارث را برای طفل ثابت نمی کند ولی با شهادت هر زن یک چهارم از ارث برای طفل ثابت می شود و در این مورد تنها شهادت زنان پذیرفته می شود . شهادت بر بکارت یا عیوب جنسی نیز موارد دیگری است که در آن تنها شهادت زنان پذیرفته است و این نشان دهنده توجه و اهمیت اسلام به مقام و شخصیت زن است .

بنابراین با توجه به آنکه گفتیم و با توجه به اینکه حکمت آفرینش چنان بوده است که بعد احساسی و عاطفی را در زن شدیدتر از مرد قرار داده و در نتیجه او را تاثیرپذیر ساخته است، لازم می آید که از جهت احتیاط در حفظ حقوق مردم شهادت دو زن مساوی شهادت یک مرد قرار گیرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید